قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۴ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۵/۲۷

بحران کیفیت داده‌های معدنی

اکتشاف معدنی در اعماق زمین، کیفیت داده‌های ژئوفیزیک را به عاملی تعیین‌کننده برای کاهش ریسک سرمایه‌گذاری تبدیل کرده است. کارشناسان در‌خصوص فرسودگی تجهیزات، ضعف کنترل کیفیت و کمبود نیروی متخصص هشدار می‌دهند. همچنین فعالان معدنی نوسازی زیرساخت‌ها و ارتقای استاندارد داده‌ را پیش‌شرط کشف ذخایر جدید می‌دانند.
 بحران کیفیت داده‌های معدنی

مرضیه احقاقی:  ذخایر معدنی سطحی به تدریج رو به پایان هستند و آینده اکتشاف در اعماق بیشتر از یک کیلومتر رقم می‌خورد. روش‌های سنتی اکتشاف برای شناسایی ذخایر عمیق با محدودیت مواجهند و فناوری‌های جدید ژئوفیزیک می‌توانند تصویر دقیق‌تری از ساختارهای زیرسطحی ارائه کنند. در دهه‌های گذشته بسیاری از معادن بزرگ جهان از ذخایر نزدیک سطح زمین کشف شدند. اما اکنون بخش عمده این ذخایر شناسایی شده‌اند و شرکت‌های معدنی برای یافتن منابع جدید ناچار به اکتشاف در اعماق بیشتر هستند. در همین‌ حال ریسک اکتشاف رو به افزایش است. هرچه عمق بیشتر می‌شود، هزینه حفاری و ریسک سرمایه‌گذاری نیز تشدی می‌شود. به همین دلیل نیاز به روش‌هایی وجود دارد که قبل از حفاری، تصویری دقیق‌تر از زیرسطح ارائه دهند.

در این میان نقش ژئوفیزیک در کاهش ریسک معنی می‌یابد. فناوری‌های مورد استفاده در این بخش با اندازه‌گیری پاسخ‌های الکترومغناطیسی زمین، می‌تواند ساختارهای زمین‌شناسی مرتبط با کانه‌زایی را در اعماق زیاد شناسایی کند. هدف اصلی این فناوری‌ها کاهش تعداد حفاری‌های ناموفق و افزایش احتمال موفقیت اکتشاف است. البته باید تاکید کرد که دیگر نمی‌توان تنها به یک روش اکتشافی متکی بود. ترکیب داده‌های ژئوفیزیک، زمین‌شناسی و ژئوشیمی، استاندارد جدید اکتشافات معدنی در جهان است. بنابراین کشورهایی که قصد توسعه اکتشافات معدنی را دارند باید سرمایه‌گذاری خود را از اکتشافات سطحی به سمت فناوری‌های اکتشاف عمیق، پردازش داده و مدل‌سازی سه‌بعدی سوق دهند. ماموریت اکتشاف با زیرساخت‌های محدود

علی میثاقی، کارشناس بخش معدن و استاد دانشگاه خوارزمی، در گفت‌وگو با «دنیای‌اقتصاد» با اشاره به تعهدات بخش اکتشاف و ژئوفیزیک در برنامه هفتم توسعه گفت: تا پایان این برنامه، طی 2سال آینده، باید حجم بزرگی از عملیات برداشت اطلاعات انجام شود؛ به‌طوری‌که حدود ۲‌میلیون کیلومتر خط پرواز ژئوفیزیک و بیش از یک‌ونیم‌میلیون ایستگاه برداشت زمینی پیش‌بینی شده است. همچنین تنها برای ماه‌های باقی‌مانده سال۱۴۰۵، حدود ۶۰۰هزار نقطه زمینی باید برداشت شود.

وی افزود: این اعداد بسیار بزرگ هستند و تحقق آنها به‌سادگی امکان‌پذیر نیست. حتی اگر عملیات برداشت اطلاعات انجام شود، پرسش اصلی این است که آیا داده تولیدشده، کیفیت لازم برای تصمیم‌گیری‌های اکتشافی را دارد یا خیر؟ این استاد دانشگاه با بیان اینکه در معدن‌کاری مدرن، ژئوفیزیک چیزی فراتر از یک خدمت فنی است، گفت: ژئوفیزیک، چشم زیرسطحی اکتشاف است. همان‌گونه که یک جراح بدون تصویربرداری دقیق نمی‌تواند عمل موفقی انجام دهد، اکتشاف معدن نیز بدون داده‌های ژئوفیزیک باکیفیت، در واقع حرکت در تاریکی است.

به گفته وی، امروز که بخش معدن ایران بیش از هر زمان دیگری به کشف ذخایر جدید نیاز دارد، باید یک سوال جدی مطرح شود: آیا چشم زیرسطحی اکتشاف ایران هنوز قدرت دیدن دارد؟ واقعیت آن است که بخشی از ژئوفیزیک اکتشافی کشور با چالش‌هایی روبه‌رو است که در صورت بی‌توجهی، می‌تواند هزینه‌های سنگینی بر آینده معدن‌کاری ایران تحمیل کند. میثاقی تاکید کرد: بخش زیادی از برنامه‌های فعلی مربوط به اکتشافات سطحی است، اما آینده معدن‌کاری به سمت اکتشافات عمیق حرکت می‌کند. داده‌هایی که امروز برای اکتشافات سطحی تولید می‌شوند، لزوما برای شناسایی ذخایر عمیق مناسب نیستند. هرچه اکتشاف به عمق بیشتری می‌رود، نیاز به داده‌های ژئوفیزیک دقیق‌تر و قوی‌تر افزایش پیدا می‌کند، اما ظرفیت فعلی کشور متناسب با این نیاز توسعه پیدا نکرده است. اکتشافات سطحی تقریبا به پایان رسیده است

میثاقی گفت: دوران کشف ذخایر بزرگ و کم‌عمق تا حد زیادی به پایان رسیده است. آینده معدن‌کاری ایران در گرو اکتشافات عمیق است؛ اما اکتشاف عمیق با اکتشافات سطحی تفاوت بنیادین دارد. وی ادامه داد: در اعماق بیشتر، نسبت سیگنال به نویز کاهش می‌یابد، پاسخ‌های ژئوفیزیک پیچیده‌تر می‌شوند، ساختارهای زمین‌شناسی دشوارتر تفسیر می‌شوند و عدم قطعیت به شکل قابل‌توجهی افزایش می‌یابد. بنابراین اکتشافات عمیق به داده‌هایی با کیفیت بالاتر، تراکم بیشتر و تحلیل‌هایی بسیار پیچیده‌تر نیاز دارد. اگر ژئوفیزیک کشور نتواند خود را برای این مرحله آماده کند، دستیابی به ذخایر عمیق با ریسک بسیار بالا همراه خواهد بود.

 این استاد دانشگاه افزود: در ژئوفیزیک یک اصل بنیادین وجود دارد: هیچ الگوریتمی قادر نیست داده بد را به نتیجه خوب تبدیل کند. طراحی نامناسب شبکه برداشت، تراکم ناکافی داده‌ها، خطاهای میدانی، نبود کنترل کیفیت، تجهیزات کم‌دقت و برداشت‌های غیراصولی، در بسیاری از موارد موجب تولید داده‌هایی می‌شود که از همان ابتدا ظرفیت محدودی برای تفسیر صحیح دارند. میثاقی گفت: در چنین شرایطی نتیجه روشن است؛ اهداف حفاری اشتباه، افزایش ریسک سرمایه‌گذاری، اتلاف منابع مالی و از دست رفتن فرصت‌های کشف ذخایر جدید. وی افزود: در شرایطی که هزینه هر متر حفاری عمیق روزبه‌روز افزایش می‌یابد، کوچک‌ترین خطا در داده‌های ژئوفیزیکی می‌تواند‌ میلیون‌ها دلار خسارت ایجاد کند.

خطای انباشته، داده اکتشافی را بی‌اعتبار می‌کند

میثاقی با اشاره به اهمیت کیفیت داده‌های ژئوفیزیک گفت: حتی اگر حجم بزرگی از اطلاعات برداشت شود، باید پرسید این داده‌ها تا چه اندازه دقیق هستند. خطای تجهیزات، خطای اپراتور، خطای پردازش و خطای تفسیر در کنار هم می‌تواند خطای انباشته قابل‌توجهی ایجاد کند. نتیجه این خطاها در مرحله حفاری مشخص می‌شود؛ جایی که بخشی از نقاط پیشنهادی اکتشاف به ماده معدنی نمی‌رسند. وی افزود: وقتی نقطه حفاری اشتباه انتخاب شود، هزینه‌های بسیار بالای حفاری از بین می‌رود. در اکتشافات عمیق، این اشتباهات می‌تواند هزینه‌های بسیار سنگینی به همراه داشته باشد.

این کارشناس بخش معدن گفت: برداشت داده تنها آغاز کار است. ارزش واقعی ژئوفیزیک در پردازش، تحلیل و تفسیر آن نهفته است. متاسفانه در بسیاری از پروژه‌ها، بخش قابل‌توجهی از ظرفیت داده‌ها هرگز استخراج نمی‌شود؛ زیرا پردازش و تفسیر به‌صورت سطحی انجام می‌شود. وی افزود: ژئوفیزیک امروز دیگر به معنای ترسیم چند مقطع و ارائه چند نقشه نیست. این علم به سمت مدل‌سازی سه‌بعدی، هوش مصنوعی، تحلیل احتمالاتی، مدل‌سازی عدم قطعیت‌ها، تلفیق داده‌ها و وارون‌سازی‌های پیچیده حرکت کرده است. در این مرحله است که نقش کارشناسان ارشد، متخصصان باتجربه و خبرگان ژئوفیزیک برجسته می‌شود. فاصله فناوری ایران با جهان

میثاقی گفت: در جهان امروز، ژئوفیزیک با سرعتی شگفت‌انگیز در حال تحول است. استفاده از هوش مصنوعی، یادگیری ماشین، الگوریتم‌های بهینه‌سازی، مدل‌سازی سه‌بعدی، پردازش داده‌های کلان و تحلیل‌های مبتنی بر ابررایانه‌ها به استاندارد صنعت تبدیل شده است. وی ادامه داد: مهم‌ترین تحول، توسعه تلفیق داده‌ها و وارون‌سازی مشترک است. امروزه هیچ شرکت معدنی بزرگ تنها بر یک روش ژئوفیزیکی تکیه نمی‌کند. داده‌های مغناطیس‌سنجی، گرانی‌سنجی، IP، مقاومت‌ویژه، الکترومغناطیس، زمین‌شناسی، ژئوشیمی و سنجش از دور به‌صورت همزمان تحلیل می‌شوند تا مدلی از زیرسطح با حداقل عدم قطعیت تولید شود.

این استاد دانشگاه تاکید کرد: در ایران اما هنوز بخش زیادی از مطالعات به‌صورت جزیره‌ای انجام می‌شوند. وی همچنین با اشاره به عقب‌ماندگی تجهیزات کشور گفت: در بسیاری از روش‌های ژئوفیزیک مانند مغناطیس‌سنجی، روش‌های الکتریک و سایر روش‌ها، فاصله تجهیزاتی ایران با کشورهای پیشرو افزایش یافته است. برخی شرکت‌ها برای حضور در مناقصه‌ها تجهیزات مناسب خود را نمایش می‌دهند؛ اما همه ناوگان آنها در سطح استاندارد نیست و در عمل بخشی از عملیات با تجهیزات قدیمی یا کم‌کیفیت انجام می‌شود. در حوزه معدن سرمایه‌گذاری جدی برای توسعه نرم‌افزارهای بومی انجام نشده و همچنان وابستگی زیادی به نرم‌افزارهای خارجی وجود دارد. افت همزمان تجهیزات و نیروی انسانی

این استاد دانشگاه یکی از چالش‌های اصلی ژئوفیزیک کشور را کاهش کیفیت نیروی انسانی عنوان کرد و گفت: در سال‌های اخیر اقبال دانشجویان نخبه به رشته‌های مرتبط با معدن، اکتشاف و زمین‌شناسی کاهش یافته است. در برخی دانشگاه‌ها دانشجویانی وارد این رشته‌ها می‌شوند که علاقه و آمادگی لازم را ندارند و این موضوع در آینده کارشناسی حوزه معدن اثر خواهد گذاشت.

میثاقی افزود: از سوی دیگر، در حوزه تحصیلات تکمیلی تعداد زیادی فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد و دکترا داریم؛ اما بخش عملیاتی و برداشت اطلاعات با کمبود نیروی حرفه‌ای مواجه است. کسی که مدرک دکترا دارد، معمولا حاضر نیست در شرایط سخت میدانی و عملیات برداشت فعالیت کند؛ درحالی‌که این بخش به تکنسین‌های حرفه‌ای نیاز دارد. این کارشناس بخش معدن پیشنهاد کرد: باید نظام آموزش تکنسین‌های تخصصی دوباره احیا شود؛ افرادی که 2سال آموزش حرفه‌ای ببینند و به‌صورت تخصصی در حوزه برداشت داده فعالیت کنند. حفظ کیفیت برای سرمایه‌گذاری بلندمدت

میثاقی یکی از آسیب‌های جدی حوزه ژئوفیزیک را غلبه نگاه درآمدزایی یا کاهش هزینه‌های کوتاه‌مدت بر کیفیت فنی دانست و گفت: رقابت ناسالم بر سر کاهش قیمت پروژه‌ها، کوتاه کردن زمان اجرای پروژه‌ها، حذف کنترل کیفیت و تولید گزارش‌های کم‌عمق، در نهایت به زیان کل صنعت معدن کشور تمام می‌شود. وی تاکید کرد: ژئوفیزیک نباید صرفا یک فعالیت پیمان‌کاری تلقی شود، بلکه باید به‌عنوان ابزاری راهبردی برای کاهش ریسک سرمایه‌گذاری و کشف ذخایر جدید مورد توجه قرار گیرد. 

میثاقی یکی دیگر از مشکلات ساختاری این حوزه را نظام قیمت‌گذاری پروژه‌های ژئوفیزیکی دانست و گفت: نرخ‌های سازمان برنامه و بودجه متناسب با افزایش واقعی هزینه تجهیزات و تورم اصلاح نشده است. در نتیجه شرکت‌ها برای حضور در مناقصه‌ها ناچار می‌شوند با قیمت‌های پایین‌تر رقابت کنند. این کارشناس ژئوفیزیک افزود: این رقابت قیمتی باعث می‌شود شرکت‌ها برای کاهش هزینه‌ها به سمت استفاده از نیروی کم‌تجربه‌تر و تجهیزات حداقلی حرکت کنند. در نهایت، کارفرما نیز داده‌ای با کیفیت پایین‌تر دریافت می‌کند و این یک دور باطل ایجاد کرده است.

وی درباره استفاده از هوش مصنوعی در اکتشافات معدنی نیز هشدار داد و گفت: امروز تصور عمومی این است که هوش مصنوعی می‌تواند همه مشکلات را حل کند؛ اما هوش مصنوعی تنها به اندازه کیفیت داده‌هایی که دریافت می‌کند، خروجی مناسب تولید می‌کند. میثاقی افزود: در یک پروژه تلفیق داده با هوش مصنوعی، تصور می‌شد اطلاعات هفت‌لایه‌ای یک منطقه معدنی بسیار باکیفیت است، اما پس از بررسی مشخص شد بسیاری از داده‌ها کیفیت لازم را ندارند و امکان رسیدن به نتیجه دقیق وجود ندارد. بدون تولید داده‌های باکیفیت، حتی بهترین الگوریتم‌ها و متخصصان نیز نمی‌توانند معجزه کنند. الزامات توسعه ژئوفیزیک اکتشافی

میثاقی گفت: تحول در ژئوفیزیک اکتشافی کشور دیگر یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت است. این تحول باید بر محورهایی همچون استانداردسازی عملیات برداشت و کنترل کیفیت، تربیت تکنسین‌های حرفه‌ای، تقویت نقش متخصصان در پردازش و تفسیر، توسعه هوش مصنوعی و الگوریتم‌های نوین، گسترش تلفیق داده‌ها، نوسازی تجهیزات، ایجاد نظام صلاحیت حرفه‌ای و اولویت دادن به کیفیت بر درآمد کوتاه‌مدت استوار باشد.

این استاد دانشگاه در پایان تاکید کرد: اگر اصلاح آموزش نیروی انسانی، ایجاد دوره‌های تخصصی تکنسینی، نوسازی تجهیزات و اصلاح نظام قیمت‌گذاری انجام نشود، ژئوفیزیک اکتشافی کشور در مسیر نزولی قرار خواهد گرفت. ادامه این روند در پنج سال آینده می‌تواند به یک بحران جدی در توان اکتشاف معدنی کشور تبدیل شود؛ چراکه معدن‌کاری آینده بدون داده دقیق و تفسیر حرفه‌ای امکان‌پذیر نیست. در نهایت، آینده معدنکاری کشور به کیفیت «چشم زیرسطحی» اکتشاف وابسته است. این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد



۱ ساعت قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

راغفر: اعلام قیمت بنزین ۸۷ هزار تومانی نوعی فضاسازی برای پذیرش قیمت‌های پایین‌تر است | تصمیماتی که زمینه انفجار اجتماعی ایجاد کنند بسیار پرهزینه است

رویداد۲۴|  حسین راغفر، عضو هیأت علمی دانشگاه الزهرا و تحلیل‌گر اقتصادی، با اشاره به شرایط جنگی کشور اظهار کرد که در هیچ جای جهان در زمان جنگ، سیاست‌هایی از جنس افزایش شدید قیمت حامل‌های انرژی به این شکل اجرا نمی‌شود. به اعتقاد او، سیاست‌گذار در شرایط جنگی باید بیش از هر زمان دیگری به پیامدهای اجتماعی تصمیم‌های اقتصادی توجه داشته باشد.

او با انتقاد از دیدگاه‌هایی که بر واگذاری گسترده امور اقتصادی به بازار تأکید دارند، گفت چنین رویکردهایی بدون توجه به شرایط اجتماعی و حساسیت‌های دوره جنگ می‌تواند پیامدهای سنگینی داشته باشد.

راغفر افزود در شرایطی که کشور با بحران‌های متعدد مواجه است، هر تصمیم اقتصادی باید با الزامات اجتماعی و معیشتی جامعه هماهنگ باشد و نمی‌توان بدون فراهم کردن امکان جایگزینی، یک کالا یا خدمت را از سبد خانوار حذف کرد.

افزایش قیمت بنزین بدون ترمیم دستمزد، فشار بر خانوارها را تشدید می‌کند

این استاد دانشگاه با اشاره به وضعیت درآمدی خانوارها گفت اگر افزایش قیمت بنزین موجب شود بخش بیشتری از درآمد خانوارها صرف تأمین هزینه سوخت شود، باید همزمان مسئله دستمزد نیز مورد توجه قرار گیرد.

او افزود دستمزدها طی سال‌های گذشته با محدودیت‌های جدی مواجه بوده‌اند و در حالی که افزایش دستمزد همواره با نگرانی از آثار تورمی مواجه شده، سیاست‌هایی که خود می‌توانند تورم قابل‌توجهی ایجاد کنند، با همان حساسیت مورد توجه قرار نگرفته‌اند.

راغفر در ادامه نسبت به پیامدهای اجتماعی سیاست افزایش قیمت هشدار داد و گفت یا سیاست‌گذاران ابعاد اجتماعی این تصمیم‌ها را به‌درستی درک نمی‌کنند یا در حال اتخاذ تصمیم‌هایی هستند که می‌تواند به افزایش ناامنی و تلاطم اجتماعی منجر شود.

او با اشاره به شرایط منطقه‌ای و فشارهای خارجی تأکید کرد که در شرایطی که دشمنان کشور در تلاش برای تضعیف آرامش و انسجام اجتماعی هستند، تصمیم‌هایی که زمینه انفجار اجتماعی ایجاد کنند، می‌توانند بسیار پرهزینه باشند.

راغفر معتقد است جامعه ایران اکنون بیش از هر زمان دیگری مستعد تلاطم اجتماعی است. او با اشاره به تشدید شکاف‌های اجتماعی و اقتصادی گفت جامعه ایران در مقایسه با گذشته با سطح بالاتری از گسست اجتماعی مواجه شده است.

او یکی از گروه‌هایی را که مستقیماً از افزایش قیمت بنزین آسیب خواهند دید، فعالان حمل‌ونقل اینترنتی و تاکسی‌ها دانست و گفت حدود ۱۳ میلیون نفر به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم به این حوزه وابسته هستند و افزایش هزینه سوخت می‌تواند فشار سنگینی بر آنها وارد کند.

بازار ثانویه سهمیه بنزین؛ به جای بازار گسترده، هرج‌ومرج ایجاد می‌کند

این استاد دانشگاه با اشاره به ایده اختصاص سهمیه بنزین به افراد و امکان خرید و فروش سهمیه‌ها گفت تصور ایجاد یک بازار گسترده از طریق خرید و فروش سهمیه بنزین واقع‌بینانه نیست.

به گفته راغفر، در این مدل ممکن است فردی که خودرو ندارد سهمیه خود را بفروشد و در مقابل مبلغی دریافت کند، اما در نهایت خریدار سهمیه کسی خواهد بود که توان مالی بیشتری دارد.

او افزود چنین سازوکاری نه‌تنها بازار کارآمدی ایجاد نمی‌کند، بلکه می‌تواند به شکل‌گیری نوعی بی‌نظمی و واسطه‌گری منجر شود. به اعتقاد او، ممکن است سهمیه ۳۰ لیتری یک فرد با قیمت بالایی فروخته شود، اما منفعت اصلی آن نصیب افراد برخوردار شود و در نهایت سیاستی که با هدف حمایت از اقشار فرودست طراحی شده، به زیان همین گروه‌ها تمام شود.

شرایط امروز با جنگ هشت‌ساله متفاوت است

راغفر با اشاره به تجربه جنگ هشت‌ساله گفت در آن دوره، با وجود دشواری‌های اقتصادی، انسجام اجتماعی بسیار بالاتر بود و سیاست‌های اقتصادی نیز با توجه به شرایط جنگی طراحی می‌شدند.

او افزود جامعه امروز به‌دلیل تحولات چند دهه گذشته، خصوصی‌سازی، تعدیل ساختاری و افزایش نابرابری‌ها، با جامعه آن دوران تفاوت زیادی دارد.

به گفته راغفر، در دوره جنگ هشت‌ساله سطح مصرف‌گرایی به اندازه امروز نبود و اقتصاد نیز تا این حد به خدماتی مانند حمل‌ونقل وابسته نشده بود. بنابراین نمی‌توان سیاست‌های اقتصادی امروز را بدون توجه به تفاوت‌های ساختاری جامعه با دوره جنگ گذشته تحلیل کرد.

او اضافه کرد بخش قابل‌توجهی از وضعیت فعلی محصول سیاست‌های اقتصادی پس از جنگ است که به افزایش نابرابری و قطبی‌شدن جامعه منجر شده است. به گفته راغفر، امروز جمعیت قابل‌توجهی برای کسب درآمد روزانه به شهرها رفت‌وآمد می‌کنند و حدود ۱۳ میلیون نفر زندگی خود را به فعالیت در حوزه تاکسی و حمل‌ونقل اینترنتی وابسته کرده‌اند.

افزایش قیمت انرژی به سرعت به سایر کالاها منتقل می‌شود

راغفر با اشاره به تورم بالای موجود در کشور گفت آثار افزایش قیمت حامل‌های انرژی بر تورم بسیار روشن است، زیرا تقریباً همه کالاها برای تولید یا توزیع به حمل‌ونقل نیاز دارند.

او افزود افزایش قیمت سوخت به‌سرعت هزینه حمل‌ونقل را بالا می‌برد و در نتیجه قیمت طیف گسترده‌ای از کالاها و خدمات افزایش پیدا می‌کند.

راغفر با اشاره به افزایش قیمت‌ها در دی‌ماه ۱۴۰۴ و آثار سیاست حذف ارز ترجیحی پرسید آیا مسئولان درباره پیامدهای آن تصمیم پاسخگو بوده‌اند که اکنون همان سیاست‌گذاران به دنبال اجرای سیاست افزایش قیمت بنزین هستند.

او هشدار داد در شرایط فعلی که جامعه از نظر اقتصادی و اجتماعی ملتهب است، افزایش قیمت‌ها می‌تواند زمینه اعتراضات گسترده را فراهم کند و در چنین شرایطی ممکن است برخوردهای انتظامی و امنیتی با اعتراضات شکل بگیرد؛ روندی که به اعتقاد او می‌تواند پیامدهای انسانی و اجتماعی سنگینی داشته باشد و حتی بر دستاوردهای کشور در عرصه نظامی و سیاسی اثر بگذارد.

سیاست‌های داخلی را نمی‌توان تماماً به جنگ نسبت داد

راغفر در بخش دیگری از سخنان خود با انتقاد از نسبت دادن بخش عمده تورم موجود به جنگ گفت عوامل اصلی تورم فعلی را باید در سیاست‌های اقتصادی داخلی جست‌وجو کرد.

او حذف ارز ترجیحی و افزایش قیمت حامل‌های انرژی را از جمله سیاست‌هایی دانست که آثار تورمی قابل‌توجهی داشته‌اند و تأکید کرد سهم جنگ در تورم موجود به اندازه‌ای نیست که بتوان همه مشکلات اقتصادی را به آن نسبت داد.

قیمت تنها ابزار مدیریت مصرف نیست

این تحلیل‌گر اقتصادی تأکید کرد قیمت تنها ابزار تخصیص منابع نیست و حتی نمی‌توان آن را در همه شرایط بهترین ابزار دانست.

او درباره قاچاق بنزین گفت پیش از افزایش قیمت باید مسئله قاچاق را حل کرد. به گفته راغفر، اگر روزانه حدود ۲۰ میلیون لیتر بنزین قاچاق می‌شود، کنترل همین بخش می‌تواند بخش قابل‌توجهی از مشکل ناترازی و کسری مورد اشاره دولت را برطرف کند.

او همچنین نبود حمل‌ونقل عمومی کارآمد را یکی دیگر از موانع اجرای سیاست افزایش قیمت بنزین دانست و گفت زمانی می‌توان استفاده از خودرو شخصی را محدود کرد که جایگزین مناسبی مانند حمل‌ونقل عمومی ارزان، گسترده و قابل دسترس وجود داشته باشد.

راغفر افزود حتی در تهران نیز در بسیاری از مناطق دسترسی مناسب به حمل‌ونقل عمومی وجود ندارد و مردم ناچارند برای رفت‌وآمد از خودروهای شخصی استفاده کنند.

تنوع سبد انرژی و استفاده از ظرفیت CNG

راغفر با اشاره به ضرورت تنوع‌بخشی به سبد انرژی گفت کشور در این زمینه نیز با مشکلاتی مواجه شده است.

او استفاده بیشتر از LNG و CNG را یکی از راهکارهایی دانست که می‌تواند وابستگی به بنزین و فشار تقاضا بر این حامل انرژی را کاهش دهد. به گفته او، استفاده از این ظرفیت‌ها در سال‌های گذشته می‌توانست بخشی از مشکل مصرف بنزین را مدیریت کند.

مدیریت هوشمند مصرف با استفاده از کارت سوخت

این استاد دانشگاه پیشنهاد کرد از اطلاعات موجود در سامانه کارت سوخت برای مدیریت هوشمند مصرف استفاده شود.

به گفته راغفر، هزینه قابل‌توجهی برای ایجاد و توسعه سامانه کارت سوخت صرف شده و می‌توان با ثبت اطلاعات خودرو، مالک و میزان مصرف، الگوی مصرف هر فرد را مشخص کرد.

او پیشنهاد کرد مصرف تا یک سطح مشخص با نرخ پایه انجام شود و مصرف بالاتر از آن، مشمول نرخ‌های افزایشی شود. در عین حال، فعالان حمل‌ونقل عمومی می‌توانند از تخفیف‌های ویژه برخوردار شوند تا افزایش قیمت سوخت به افزایش شدید هزینه حمل‌ونقل عمومی منجر نشود.

انتقاد از اعلام قیمت ۸۷ هزار و ۵۰۰ تومانی بنزین

راغفر در پایان با انتقاد از اعلام قیمت ۸۷ هزار و ۵۰۰ تومانی بنزین در یک استان، این اقدام را نوعی فضاسازی برای پذیرش قیمت‌های پایین‌تر دانست.

او معتقد است اعلام چنین رقمی با هدف ایجاد شوک روانی و آماده کردن افکار عمومی برای پذیرش نرخ‌هایی مانند ۴۰ هزار تومان انجام شده است، اما حتی چنین عملیات روانی نیز نمی‌تواند آثار منفی افزایش قیمت بنزین را از بین ببرد.

راغفر تأکید کرد اقتصاد و جامعه ایران ظرفیت پذیرش بنزین با قیمت ۸۷ هزار و ۵۰۰ تومان را ندارند و به جای ایجاد شوک قیمتی، باید از مجموعه‌ای از سیاست‌های هوشمند برای مدیریت مصرف، کنترل قاچاق، توسعه حمل‌ونقل عمومی و اصلاح سبد انرژی استفاده کرد.


۲ ساعت قبل / سایت تجارت نیوز

جمعیت فقیر طی سه سال ۲ برابر شد

به گزارش تجارت نیوز، فرشاد مومنی – اقتصاددان – در نشست خبری که در موسسه دین و اقتصاد برگزار شد، با اشاره به بررسی‌های انجام‌شده درباره تامین مالی در ایران و کشورهای مختلف اظهار کرد: برای تامین مالی حداقل یک تا پنج میلیون دلار، سپرده‌گذاری در کشورهای همسایه ایران را بررسی کردیم و دیدیم که آنها برای تحقق این هدف در کشور خودشان لازم است ۵۰۰ هزار دلار سپرده بگذارند.

وی افزود: این کار را وقتی اعلام کردیم، دیدیم آن هدف برای ایران با سپرده‌گذاری معادل ۷۰۰۰ دلار قابل تامین است. یعنی چه؟ یعنی اینکه بهای پول در ایران، در مقایسه با آنهایی که ما به آنها می‌گوییم کشورهای پیشرفته سرمایه‌داری، بین ۱۴۳ تا ۷۱۴ برابر است.

بهای پول در ایران در مقایسه با همسایگان بیش از ۵۰ تا ۷۰ برابر است

مومنی ادامه داد: این را برای همسایه‌های ایران محاسبه کردیم و دیدیم بهای پول به‌طور نسبی در مقایسه با همسایگان، در ایران بیش از ۵۰ برابر تا ۷۰ برابر است. در کنار همه بحث‌های فنی که می‌توانیم داشته باشیم که مثلاً ما به چه ملاحظه‌هایی این مناسبات را رهبری کردیم، خود این مقایسه به اندازه کافی هم گویاست و هم تکان‌دهنده است.

این اقتصاددان افزود: ما محاسبه‌های دیگری هم کردیم. مثلاً دیدیم که از دوره اجرای برنامه تحلیل ساختاری در ایران که محور اصلی سیاست‌های آن وارد کردن شوک‌های پی‌درپی به نرخ ارز است، در ۲۵ سال گذشته بهای پول برای تامین مالی سرمایه در گردش مورد نیاز تولیدکنندگان در ایران، یعنی همان بهره پرداختی، در ۲۵ سال گذشته بین پنج تا ۱۰ برابر میانگین جهانی بوده است.

مومنی ادامه داد: وقتی که ما می‌گوییم میانگین جهانی، یعنی یک مجموعه چند صد و خورده‌ای که ۱۷۰ تا ۱۸۰ موردشان یا مثل ما یا خیلی بدتر از ما هستند. آیا به «ما انزل الله» عمل کردیم یا آن را دور زدیم؟

این کارشناس اقتصادی گفت: در پاسخ به این پرسش بنیادی که آیا ما به «ما انزل الله» عمل کردیم و دچار این گرفتاری شدیم یا چون آنها را دور زدیم و با عناوین مختلف و تحت عنوان مصلحت‌سنجی و یک تکنولوژی که مثلاً شورای محترم نگهبان به کار برده؟ شورای نگهبان از نظر جایگاه در قانون اساسی مسئولیتش چیست؟ انطباق قواعد حاکم بر جامعه ما بر دو چیز؛ یکی اسلام و یکی قانون اساسی.

وی افزود: شورای نگهبان به جای اینکه آن مسیر پرزحمت انطباق را که لازمه‌اش این است که شما ایران را خوب بشناسید، دنیا را خوب بشناسید، سهم تحولات علمی و فنی را، تحولاتی که در مناسبات اقتصادی و اجتماعی اتخاذ کردند، طی کند، از نظر میزان فسفرسوزانی و زحمت، کار را خیلی راحت کرد.

این اقتصاددان تصریح کرد: اکنون وقتی که ما به کارنامه نگاه می‌کنیم، یکی از زیربنایی‌ترین عرصه‌های مورد نیاز برای تغییر، این شیوه استنباطی است که شورای نگهبان داشته است. این شیوه اسمش چیست؟ «عدم مغایرت».

مومنی گفت: یعنی در مثلاً ۳۷ ساله گذشته، در حالی که افراطی‌ترین شیوه‌های سرمایه‌سالاری هار و غیرپاسخگو و آزمند و زیادطلب به اسم سیاست اقتصادی در کشور ما به جریان افتاده و بی‌سابقه‌ترین غارت‌های دارایی‌های بین‌نسلی و اموال عمومی رخ داده، تمام اینها با آن شیوه استنباط، یعنی «عدم مغایرت»، خلاف شرع و خلاف قانون اساسی تشخیص داده نشده است.

شیوه فهم انطباق یا عدم انطباق با شرع و قانون اساسی کار نمی‌کند

این کارشناس اقتصادی افزود: برای اولین بار این مسئله حیاتی را چند سال پیش استاد ارجمند، جناب آقای دکتر حسن سبحانی، به عنوان یک مسئله مطرح کردند و گفتند این شیوه کار نمی‌کند. چرا کار نمی‌کند؟ چون آنچه که حاصل شده با مسلمات و مسرحات دینی ما مغایرت دارد.

مومنی تصریح کرد: بنا نبود که در چارچوب محاسبات دینی ما با بی‌سابقه‌ترین روندهای گسترش و تعمیق فقر و بی‌سابقه‌ترین روندهای گسترش و تعمیق نابرابری و با بی سابقه‌ترین ترین روندهای افزایش واردات ذلت‌آور برای خلق یک واحد ارزش در اقتصاد روبه‌رو باشیم.

وی ادامه داد: آقای دکتر سبحانی واقعاً به معنای دقیق کلمه با نجابت و با مظلومیت گفتند، آقا این شیوه فهم انطباق یا عدم انطباق با شرع و قانون اساسی کار نمی‌کند؛ چون یک مناسبات به‌غایت نابرابر، هم در پهنه اقتصاد ملی و هم در نسبت ایران و جایگاهش در نظام جهانی، برای ما پدیدار کرده که هر دوی اینها خلاف عهد محسوب می‌شود. قرار ما این نبود.

افزایش پایگاه اجتماعی واکنش‌های سلطنت‌طلبانه

این اقتصاددان گفت: از این زاویه به نظر می‌رسد که در عین حال که ما داریم مشاهده می‌کنیم واکنش‌های تبیینی متفاوتی ظاهر شده و متأسفانه نظام پاسخگویی اندیشه‌ای و نظام تبلیغی ما خودش را به بیراهه زده و کوچک‌ترین مسئولیتی احساس نمی‌کند که برای این تبیین‌هایی که ما آنها را غیردقیق می‌دانیم، پاسخی بیاورد، نتیجه این شده که عملاً ما شاهد افزایش پایگاه اجتماعی برای آن واکنش‌های تبیینی هستیم که من سه تا از مهم‌ترین‌شان را اسمش را واکنش‌های سلطنت‌طلبانه، واکنش‌های و واکنش‌های بازارگرایانه گذاشته‌ام که درباره وضعیت اقتصادی هیچ پاسخی داده نشده است.

مومنی در ادامه اظهار کرد: واکنش‌های بازارگرایانه در مقام تبیین راجع به اینکه چرا این ماجرا اتفاق نیفتاده، هر کدام یک چیزهایی گفتند که هم با مبانی خود آنها قابل نقد است و هم برحسب واقعیت‌های محرز شده قطعی در ایران قابل نقد است، ولی به اینها هیچ پاسخی داده نشده و چون پاسخی داده نشده، برای آنها سطوحی از مقبولیت پدیدار کرده است.

وی افزود: شما در این جنگ‌های تجاوزکارانه آمریکا و اسرائیل که بخش مهمی از هزینه‌هایی که این جامعه پرداخت، بابت همین سهل‌انگاری‌ها و همین خلط موضوع بود، می‌بینید که برای بخش قابل توجهی از جمعیت ما ورود به این جزئیات نه آموزش داده شده و نه برایش راه باز کرده‌اند. در نتیجه آنها می‌گویند خیلی خوب، اینها همگی ادعای اسلامیت دارند و عمل بر نوع اسلام؛ پس آنچه که حاصل شده هم به کل باید نسبت داده شود به اسلام.

این اقتصاددان ادامه داد: اما وقتی که شما از دریچه متفکران بزرگ اسلامی در قرن بیستم با این پرسش روبه‌رو می‌شوید، کاملاً برایتان روشن می‌شود که آنچه که این بساط را برپا کرده، هیچ نسبتی با رهنمودهای اسلام در زمینه اقتصاد و اداره جامعه نداشته است که من یک نمونه‌اش را درباره شدت و میزان سروری پول در مناسبات اقتصادی و اجتماعی برایتان مطرح کردم.

مومنی گفت: مثلاً به آثار کسانی مثل شهید بهشتی، شهید مطهری، آقا موسی صدر، سید محمود طالقانی و دیگران و دیگران که مراجعه می‌کنیم، ببینید که آنها چقدر مرزبندی شدید نشان می‌دهند و شاید شدیدترین مرزبندی‌ها را به صورت روشمند و سیستمی در این زمینه، شهید بهشتی در آثارشان ارائه کردند.

وی افزود: اما علامه حکیمی به طور نسبی یکی از توفیقات بزرگشان، از نظر این جنبه از ماجرا، برای اینکه خودشان چی کشیدند، آن را دیگر خودشان می‌دانند و خدای خودشان؛ ولی از نظر این جنبه ما می‌بینیم که ایشان این مرزبندی‌ها را حسب مشاهده واقعیت‌های آنچه که در حیطه اقتصاد و جامعه ایران جریان دارد، در آثارشان منعکس کردند؛ هم وجوه ایجابی این قضیه در آثار ایشان منعکس است و هم وجوه سلبی آن.

مومنی ادامه داد: آن وجوه ایجابی که یعنی اسلام در این زمینه‌ها چه می‌گوید را شاید بی‌نظیر بتوانیم خطاب کنیم. کوشش‌های اخوان حکیمی و به‌خصوص زنده‌یاد محمدرضا حکیمی این بود که ایشان در واقع با یک رویکرد پالایشی آمدند کل نظام اندیشه اسلامی را براساس قرآن و روایات در یک مجموعه به نام «الحیات» گردآوری کردند.

وی تصریح کرد: شما وقتی که از آن درجه نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که هیچ‌کدام از این مناسبات کلیدی که در روابط بین مردم با حکومت، حکومت با مردم و مردم با مردم به عنوان شاخص‌های دینی از سوی خداوند در قرآن و معصومین ذکر شده، تناسب بایسته مشاهده نمی‌شود.

این کارشناس اقتصادی گفت: آقای حکیمی در آثارش واکنش‌های شدید هم نشان داده و فریاد زده که آنچه که شما مشاهده می‌کنید، نسبتی با « ما انزل الله» ندارد.

در ۱۰ سال نخست انقلاب، کارنامه اقتصادی قابل قبول و از جهاتی افتخارآمیز داشتیم

مومنی ادامه داد: حالا اینکه با چی نسبت دارد، من جزو کسانی هستم که به سهم خودم توانستم نشان بدهم که در این ۱۰ ساله اول بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، که هم پایبندی نسبی به شرع و هم پایبندی نسبی به قانون اساسی بیشتر بوده، با وجود همه آن دشواری‌ها و محدودیت‌ها و گرفتاری‌هایی که در آن ۱۰ سال وجود داشته، ما در مجموع یک کارنامه قابل قبول و از جهاتی افتخارآمیز را رقم زدیم.

این اقتصاددان افزود: بعضی از وجوه این کارنامه به معنای دقیق کلمه افتخارآمیز است. تقریباً در ۶۰ سال گذشته اقتصاد ایران، در ۶۰ سال گذشته، ما در متغیرهای اقتصادی‌مان در مجموع یک چیزی حدود ۱۷ تا قله عملکردی در متغیرهای به‌اصطلاح اقتصادی مشاهده می‌کنیم. از این ۱۷ تا متغیر، ۱۴ مورد فقط در دوره جنگ تحمیلی رخ داده است.

جنگ بر متغیرهای اقتصادی اثر می‌گذارد، اما این اثرگذاری یک‌سویه نیست

وی ادامه داد: چرا این اهمیت دارد؟ به خاطر اینکه الان متأسفانه یک عده‌ای برای اینکه از خودشان سلب مسئولیت بکنند، آنچه را که رخ داده به سیاست‌های غلط و مناسبات فساد نسبت نمی‌دهند و می‌گویند افتضای جنگ است.

مومنی افزود: این جزو الفباست که جنگ روی متغیرهای اقتصادی تأثیر می‌گذارد؛ اما این تأثیرگذاری یک‌سویه و به حکم علی‌الاطلاق منفعلانه نیست. یعنی این نیست که ما بگوییم چون جنگ بود، پس دیگر ما باید تسلیم این شرایط می‌شدیم.

در «کالبدشناسی یک برنامه توسعه» نسبت به پیامدهای تعدیل ساختاری هشدار دادم

این کارشناس اقتصادی گفت: من خودم مثلاً حدود ۳۰ و خرده‌ای سال پیش یک کتابی منتشر کردم تحت عنوان «کالبدشناسی یک برنامه توسعه». من در آن کتاب نشان داده بودم که در واقع جایگزین کردن برنامه تعدیل ساختاری با مسرحات قانون اساسی، در آن کتاب پیش‌بینی شده بود که ایران را به سمت یک انحطاط خیلی خطرناک جلو خواهد برد.

وی ادامه داد: این کتاب در سال ۱۳۷۴ منتشر شده است. در «کالبدشناسی یک برنامه توسعه» من آنجا از دریچه نحوه تغییر قواعد بنیادی که به جای اینکه به تولید اهمیت بدهد، مثلاً دارد به رانت و ربا اهمیت می‌دهد، به جای اینکه مثلاً به عدالت اجتماعی اهمیت بدهد، یک مناسبات غارتگرانه را به نام خصوصی‌سازی و به نام آزادسازی تجاری دارد مجوز می‌دهد و از این قبیل، اینها را مطرح کردم.

مومنی افزود: من آنجا این را هم در کادر تجربه کشورهای پیشرفته صنعتی نشان دادم و گفتم که در جنگ جهانی اول، دولت انگلستان نسبت به شرایط جنگی یک موضع کاملاً منفعلانه گرفت و این موضع‌گیری منفعلانه باعث شد که در سال پایانی جنگ، همه متغیرها نسبت به سال شروع جنگ بدتر شده بود.

این اقتصاددان ادامه داد: ولی آنها این فهم را از خودشان نشان دادند. یک فاصله کوتاهی بعد از اینکه جنگ اول تمام شد، طول کشید تا جنگ دوم شروع شد. دیگر در جنگ جهانی دوم، آنها از آن تجربه استفاده کردند و یک برخورد فعال در مواجهه با شرایط جنگی اتخاذ کردند.

مومنی گفت: با اینکه شدت فشارها و محدودیت‌های واردشده بر اقتصاد انگلستان در جنگ جهانی دوم چندین برابر جنگ جهانی اول بود، ولی در سال پایانی جنگ جهانی دوم، تمام متغیرها نسبت به شروع جنگ بهتر شده بود.

جنگ نمی‌تواند توجیه‌کننده بی‌کفایتی، فساد و جهل باشد

وی تصریح کرد: پس بنابراین اگر کسانی در شرایط کنونی ایران، مثلاً به جای پاسخگویی در قبال ضعف اندیشه و ضعف اجرا و فساد و همه این چیزها، بخواهند همه‌چیز را نسبت بدهند به جنگ، از باب اینکه جنگ تأثیر تعیین‌کننده دارد، حرفشان متین است؛ اما اینکه این توجیه‌کننده آن بی‌کفایتی‌ها و فسادها و جهل‌ها باشد، این به هیچ وجه قابل قبول نیست و نسبتی با علم و عقل در قلمرو اقتصاد و توسعه ندارد.

این اقتصاددان ادامه داد: بنابراین از این زاویه من فکر می‌کنم واکاوی اندیشه‌های جناب استاد علامه آقای حکیمی می‌تواند برای ما خیلی راهگشا و رشددهنده باشد. اگر همین واکاوی از دریچه اندیشه‌های آقا موسی صدر، آقا محمدباقر صدر، علامه سید محمود طالقانی، شهید بهشتی، شهید مطهری و از این قبیل هم انجام بشود، شما می‌بینید که عین همین نتایج پیش می‌آید که در این بررسی تطبیقی، بین نسبت آنچه که تحت عنوان برنامه تعدیل ساختاری به سر ایران آمده را بخواهیم با مسلمات رهنمودهای دینی مقایسه کنیم.

نسبت دادن یک کارنامه غیرقابل دفاع به دین، ظلم به حریم دین است

مومنی گفت: من فکر می‌کنم برای دینداران عالم، این یکی از ضروری‌ترین کارهاست؛ چون در واقع یک ظلمی به حریم دین وارد می‌شود وقتی که مثلاً یک کارنامه غیرقابل دفاعی به دین نسبت داده می‌شود. از این زاویه، با اینکه واقعاً اگر مجال بیشتر بود می‌شد این را خیلی، خیلی بیشتر گسترش داد، من در حدی که مقدورات خودم از نظر مجله باقی‌مانده اجازه بدهد، تحت عنوان «هفت ابتکار در اندیشه‌های زنده‌یاد محمدرضا حکیمی»، این را برای شما مرور می‌کنم.

وی در ادامه سخنان خود اظهار کرد: من یک گزارش تاریخی راجع به وضعیت فقر در ایران دیدم که در دهم دی‌ماه ۱۴۰۴ معاونت راهبردی رئیس‌جمهور تهیه کرده بود. وقتی این گزارش را دیدم، چون خوشبختانه طبقه‌بندی نداشت و می‌شد آن را دید، واقعاً از یک طرف از نهادم بلند شد که پس ماجرا این نیست که اینها فقط حرف‌های ما را گوش نمی‌دهند؛ آنهایی را هم که خودشان قبول دارند و برایشان حکم صادر می‌کنند و به آنها مسئولیت این پایش‌های شرافتمندانه کارشناسی را می‌دهند، آنها هم اوضاع‌شان از آنهایی که ما می‌گوییم چندان بهتر نیست، اگر نگوییم بدتر است.

این کارشناس اقتصادی افزود: ما حداقل با یک آسوده‌خاطری بیشتری می‌توانیم حرف بزنیم از آنهایی که این گزارش‌ها را تهیه کردند. من تا حالا ندیدم یکی از آنها بیاید در حیطه عمومی بگوید که آقا، ما یک هفته زودتر از اینکه آن فاجعه، مثلاً در دی‌ماه، رخ بدهد، گفته بودیم که واقعاً شکنندگی‌های جامعه ایران از نظر گستره و عمق فقر به چه صورت است.

مومنی ادامه داد: من یادداشت‌هایی که در اثر مطالعه آن گزارش تهیه کردم، یک گزارش شایسته تقدیر از معاونت راهبردی رئیس‌جمهور به تاریخ ۱۰/۱۰/۱۴۰۴، به عنوان «هوشمندانه هشدار عمومی شدن فقر در ایران» است.

وی گفت: ببینید چقدر تکان‌دهنده است. در آنجا یک عدد و رقم‌هایی را مطرح کرده که واقعاً آدم نمی‌داند که یک مقام مسئول، اگر این گزارش‌ها را دیده باشد و این تحولات روندی را دیده باشد، چجوری می‌تواند بیاید این‌قدر حرف‌های نامربوط بزند؟ چجوری می‌تواند بیاید فرافکنی بکند و آنچه را که جلوی چشمش گذاشتند و راهنمایی‌ها و پیشنهادهای مشخص هم داشتند، نادیده بگیرد و بعد اینها را به یک چیزهای دیگری نسبت بدهد؟

شیوه ترجیحات و گزینش برای مسئولیت‌های کلیدی نیازمند بازنگری است

این اقتصاددان تصریح کرد: همه اینها نشان‌دهنده این است که آن چیزی که از قول پیامبر گرامی به تواتر نقل شده که می‌گویند «من از جامعه از ناحیه فقر خوفناک نیستم، از سوءتدبیر خوفناک هستم»، قشنگ نشان می‌دهد که از شماها یک کسانی را می‌پسندید برای مسئولیت‌های کلیدی که اینها از آن بایستگی‌ها و شایستگی‌های مواجه شدن با شرایط کنونی ایران، چه در ساحت نظر و چه در ساحت عمل، ناتوان هستند.

وی افزود: پس معلوم می‌شود شما شیوه ترجیحات و شیوه گزینشتان، اینها همه نیازمند بازنگری است. ما الان در این جلسه، براساس دیدگاه‌های علامه حکیمی می‌خواهیم بگوییم که آن قرائتی از اسلام که مبنای فهم انطباق یا عدم انطباق با شرع و قانون اساسی بوده، آن هم اشکال دارد و باید مورد بازنگری جدی قرار بگیرد.

مومنی افزود: شما نگاه بکنید، مثلاً من از کتاب «جامعه اسلامی قرآنی» علامه حکیمی، صفحه ۶۰، چند تا نکته را ذکر کردم که اینها در واقع یک موضع‌گیری صحیح درباره برداشت‌های متفاوت از منشأ فقر است.

وی ادامه داد: مثلاً فرض بفرمایید من خودم در آن کتاب «عدالت اجتماعی، آزادی و توسعه در ایران امروز» که در سال ۱۳۹۶ منتشر کردم، از نظر خودم آن کتاب یک اتمام حجت شرعی با حکومتگران گرامی بود که ، مسیر بدجور، لااقل در حیطه تخصصی من، غلط انتخاب کردید و این می‌تواند فاجعه‌سازی‌های بزرگ بکند. آنجا مفصل‌تر توضیح دادم که طیفی از متفکران که اجمالاً به آنها می‌گوییم بازارگرا، اینها فقر را به هیچ وجه برایش نسبتی با طرز اداره جامعه قائل نیستند.

فقر، پدیده طبیعی نیست؛ فرآورده اجتماعی است

این کارشناس اقتصادی افزود: این تعبیر، تعبیر مشهوری است از مالتوس که بعدها به شکل‌های دیگری توسط مثلاً رابرت نوزیک و هایک هم تکرار شده است. مضمون این است که می‌گوید فقرا خود مسئول فقر خویشتن هستند؛ یعنی می‌گوید فقر فقط منشأ فردی دارد.

مومنی ادامه داد: علامه حکیمی در آن کتابی که عرض کردم و البته در آثار دیگرشان که به بعضی از آنها اشاره می‌کنم، می‌فهمانند که فقر نه پدیده طبیعی، که فرآورده اجتماعی است که محصول نابرابری‌های ناموجه و روابط و مناسبات ناسالم است.

وی ادامه داد: در همان کتابی که بزرگ‌ترین عامل نوبل گرفتنش بود، می‌گوید که فقر محصول نهادهای ضعیف، قاعده‌گذاری‌ها و سیاست‌گذاری‌های ضعیف و یک نظام اداره یک کشور ضعیف است. یعنی می‌گوید هیچ عنصر فردی، وجه غالب و مسلط ندارد در توضیح پدیده فقر.

مومنی گفت: حالا شما نگاه بکنید، مثلاً آن آدم در رشته خودش در تراز یک است، این آدم هم از دریچه قرآن و مثلاً روایات، به عنوان یک اسلام‌شناس؛ ببینید چقدر یافته‌هایشان به همدیگر نزدیک است. مثلاً ما وحشتناک‌ترین روندهای گسترش و تعمیق فقر را از نقطه عطف ۱۳۹۷ تا به امروز داریم.

این اقتصاددان افزود: برای اولین بار در تاریخ اقتصادی معاصر ایران، در عرض سه سال اندازه جمعیت فقیر در کشور دو برابر شده است.

وی ادامه داد: ولی پرسش بنیادی این است که اگر ما مثلاً آن هدایت‌های معصومین و مسلمات قرآن را مبنا قرار بدهیم، چطور شد که با مشاهده این روند پرشتاب فقر و نابرابری، هیچ نوع تغییری در سیاست‌هایمان مشاهده نمی‌کنیم؛ بلکه پافشاری مشکوک روی جدی‌ترین سیاست‌های مخرب مشاهده می‌کنیم؟

مومنی گفت: خب، اینها نیازمند واکاوی جدی است. من می‌گویم از دریچه میراث اندیشه‌ای علامه حکیمی می‌توانیم ره‌گیری کنیم. وی افزود: در کل محاسباتی که مثلاً افراد را ترجیح می‌دهید، پنهان‌کاری را به جای شفافیت در دستور کارتان می‌گذارید و همه آن ماجراهای دیگری که باید تغییر کند.

شناخت عالمانه اسلام، پیوند میان عقل و شرع را آشکار می‌کند

این اقتصاددان در ادامه گفت: یکی دیگر از آن چیزهایی که به نظر من خیلی فوق‌العاده است و نشان می‌دهد که اگر به معنای دقیق کلمه شما عالمانه به شناخت اسلام رو بیاورید، دقیقاً می‌گوید آنچه عقل حکم می‌کند، شرع هم حکم می‌کند و بالعکس. شما این یگانگی را به شکل معجزه‌آسا می‌توانید مشاهده کنید.

وی افزود: ببینید، مثلاً آقای حکیمی در این کتاب «منهای فقر»شان، من حالا می‌گویم، نمی‌خواهیم مثلاً خدای ناکرده بت‌پرستی جدید راه بیندازیم یا چیز دیگر. از موضع تخصصی شاید بشود خیلی نقدها به حتی نوع شناخت اسلام آقای حکیمی هم وارد کرد. من نمی‌خواهم مقدس‌سازی کنم، ولی می‌خواهم بگویم یک وجوهی در این اندیشه‌ها وجود دارد که واقعاً راهنمایی می‌کند ما را. ما نمی‌خواهیم مواجهه مطلق‌انگارانه با یک اندیشه، ولو در تراز انسانی مثل آقای حکیمی باشد، را رواج بدهیم؛ ولی می‌خواهم بگویم واقعاً اینها در آثارشان به طور نسبی مسائل را خیلی دقیق می‌توان بررسی کرد.

مسئله فقر، ساختاری است و راه‌حل ساختاری می‌طلبد

این اقتصاددان ادامه داد: یکی از این وجوه که در «منهای فقر» خیلی قشنگ توضیح داده، به تعبیر من، می‌گوید اگر می‌خواهی با فقر برخورد مؤثر بکنی، باید بدانی که یک‌ساعتی و تک‌علتی نمی‌تواند این کار را بکنی.

مومنی گفت: به تعبیر من، آقای حکیمی هم مثل همه بزرگان علم و دین می‌گوید مسئله فهم، یک مسئله ساختاری است و بنابراین راه‌حل ساختاری هم می‌طلبد.

وی افزود: حالا به این بیان آقای حکیمی در میان شکل‌دهنده به فقر، سه عامل نقش‌شان خیلی مهم‌تره؛ عامل شماره یک، حاکمان؛ یعنی ساخت سیاسی و نوع قاعده‌گذاری و اجرا و تخصیص منابع. می‌گوید این خیلی ضریب اهمیتش از بقیه عوامل بیشتر است.

مومنی گفت: دوم می‌گوید اغنیا و ثروتمندان. اینها را قرآن مفصل توضیح داده؛ قرآن می‌گوید فقرا از اموال اغنیا سهم دارند. بله، اینها را قشنگ ایشان با جزئیات توضیح داده است. سومین عنصر بسیار حیاتی، شیوه آن دسته از عالمان دینی است که حرفشان در ساخت سیاسی بیشتر خرید دارد.

این اقتصاددان تصریح کرد: ببینید، هم می‌فهمد و هم حریت اینها را می‌گوید و همان‌طور که عرض کردم، در بعضی از آثارشان ایشان خیلی مرزبندی‌های شدید بین آنچه که اسلام گفته و می‌خواهد و با آنچه که در جریان است را مطرح کرده؛ خیلی، خیلی شدید.

وی ادامه داد: واقعاً بعد از اینکه اینها را توضیح می‌دهد، در این کتاب می‌گوید برای اینکه خیالتان را روشن بکنم که سیاست فقرزا هیچ نسبتی با دین ندارد، که برآیند همه آن نکته‌سنجی‌ها و راهنمایی‌هایی که رهبر معصومان ما گفت و قرآن گفته، خیالتان این‌جوری راحت کنید.

مومنی گفت: صفحه ۱۰۴ کتاب «منهای فقر» می‌گوید “خیالتان این‌جوری راحت کنم؛ هر جا دیدید فقر هست، یقین کنید دین نیست”. یعنی در نسبت‌سنجی‌هایتان باید این‌قدر دقت داشته باشید. در همان صفحه می‌گوید به خاطر اینکه بنا به تعریف قرآن و معصومان، جامعه دینی، جامعه عامل بالعدل و قائم بالقسط است.

اجرای عدالت، مهم‌ترین حق عامه و مطالبه مردم است

این اقتصاددان ادامه داد: در کتاب «جامعه‌سازی قرآنی» محمدرضا حکیمی، صفحه ۱۱۴، پنجمین ابتکار هدایتگر که از دل اندیشه‌های علامه حکیمی می‌تواند معنای اصلاح و ارتقای حوزه‌های کنونی و یک آسیب‌شناسی عالمانه دینی قرار بگیرد، این است که ایشان براساس آن الگوی اسلام‌شناختی که دارند، می‌فرمایند اجرای عدالت، مهم‌ترین حق عامه، مهم‌ترین مطالبه مردم و راه اصلی اصلاح جامعه است.

وی گفت: حالا چقدر ماجرا داریم در این زمینه. مثلاً اگر این را به صورت تطبیقی در اندیشه‌های آقای طالقانی و بهشتی و مطهری و اینها رأی‌گیری کنید، خیلی جنبه اجرایی‌تر و عملیاتی‌تر می‌شود در واقع برایش در نظر گرفت.

فقرزدایی و برقراری عدالت، با مشروعیت و توان اداره حکومت پیوند دارد

مومنی افزود: نکته‌ای که به نظر من خیلی فوق‌العاده است و من اسمش را گذاشتم ابتکار ششم، در جلد شش «الحیات»، صفحه ۵۳۰، در آنجا می‌گوید که آقا، اگر تو به برپایی قسط و رفع ظلم و فقر اهتمام نورزی، مسئله فقط این نیست که قیامتی خواهیم داشت که در همین دنیا فردی و اجتماعی ظاهر می‌شود.

این کارشناس اقتصادی ادامه داد: من آن وجوه مثلاً اجتماعی‌اش را این‌جوری چیز کردم و واقعاً کاش مجال بود. الان فقط آدرس می‌دهم به شما؛ معنای آنها را متناسب با ادبیات روز دانش‌توسعه‌گیری کنید.

مومنی گفت: مثلاً به کارهای عجم‌اوغلو مراجعه کنید. این آدم ۵۰ سال پیش از قرآن و سنت این چیزها را کشیده و این الان مرزهای دانش توسعه هم دارند همین را می‌گویند.

وی تصریح کرد: می‌گوید حکومتی که نتواند فقر را برطرف کند و عدالت را برقرار بکند، امتی است که در اداره کشور ناتوان خواهد بود، در همه‌شان حکومت مشروعیت نخواهد داشت.

این اقتصاددان در پایان تصریح کرد: دومین نکته که ایشان می‌گویند، که تا کمال تأسف کاملاً انطباق دارد با آخرین یافته‌های گزارش‌های سنجش ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان و همین‌طور گزارش‌های اندازه‌گیری سرمایه اجتماعی که سال ۷۴، در سال ۱۴۰۴، چند هفته پیش مطرح شده و گفتم دیگر کارش نهایی شده، این است که وقتی مردم به سمت فقر کشیده بشوند، به خاطر فقر و نابخردی و سیاست‌های نادرست ما، با پدیده سست شدن دین روبرو می‌شوند.

منبع: ایسنا


۱۴ دقیقه قبل / سایت انصاف نیوز

آیا بحران یک شبکه تسویه در دبی و ترکیه به یک صرافی در کانادا سرایت کرده است؟ | انصاف نیوز

محمد وحیدی‌راد، رئیس انجمن بازرگانی ایران و کانادا، با اشاره به نگرانی‌های مطرح‌شده درباره احتمال ورشکستگی یک صرافی در ونکوور، خواستار بررسی ارتباط احتمالی این موضوع با شبکه‌های تسویه و حواله در دبی و ترکیه شد.

به گزارش انصاف نیوز، او در مطلبی در شبکه اجتماعی ایکس، با اشاره به ویدیوهایی که در آنها برخی افراد درباره احتمال اعلام ورشکستگی و سرنوشت مطالبات خود ابراز نگرانی کرده‌اند، نوشت که صرف این نگرانی به معنای اعلام یا قطعی بودن ورشکستگی نیست، اما مطرح شدن علنی چنین پرسشی از سوی طلبکاران، موضوع را جدی‌تر می‌کند.

وحیدی‌راد در ادامه به مرگ یوسف آدم‌پیرا، مالک یک صرافی در دبی اشاره کرد و نوشت که ممکن است این اتفاق هیچ ارتباطی با بحران فعلی نداشته باشد، اما در صورت وجود ارتباط مستقیم یا غیرمستقیم، می‌تواند بخشی از منشأ یک ناترازی مالی بزرگ را توضیح دهد.

او با اشاره به گزارش انصاف نیوز درباره مرگ آدم‌پیرا نوشت که این رسانه بر اساس «شنیده‌ها» احتمال خودکشی را مطرح کرده و همزمان گزارش داده که آدم‌پیرا مالک یکی از مجموعه‌های مهم تراستی در امارات و ترکیه بوده و با مرگ او، وضعیت چند صد میلیون دلار از وجوه منتسب به بانک‌ها و پتروشیمی‌های ایران نامشخص شده است. به گفته وحیدی‌راد، انصاف نیوز همچنین دو روایت درباره علت احتمالی این حادثه مطرح کرده بود؛ فشار ناشی از نوسانات شدید ارز، جنگ و تحریم، و ادعای مطرح‌شده در شبکه‌های اجتماعی درباره برداشت بخشی از دارایی‌ها توسط یکی از کارکنان. او تأکید کرد که هیچ‌کدام از این روایت‌ها به‌عنوان علت قطعی مرگ اثبات نشده‌اند.

وحیدی‌راد همچنین یادآوری کرد که نام یوسف آدم‌پیرا پیش‌تر در یک پرونده بزرگ ارزی مطرح شده بود. به نوشته او، خبرگزاری میزان در سال ۱۴۰۰ نام یوسف، محمدامین و ابراهیم آدم‌پیرا را در پرونده‌ای مرتبط با «سردستگی شبکه سازمان‌یافته قاچاق بین‌المللی ارز» منتشر کرده و از محکومیت هر یک به ۱۲ سال حبس، ۷۴ ضربه شلاق، محرومیت از برخی مشاغل و ضبط درآمدهای ناشی از جرم خبر داده بود.

این فعال اقتصادی توضیح داد که در شبکه‌های بین‌المللی حواله میان ایران، کانادا، امارات و ترکیه، تسویه‌ها لزوماً به‌صورت مستقیم انجام نمی‌شود و ممکن است چندین صرافی، تراستی و شرکت در کشورهای مختلف در یک زنجیره تسویه قرار داشته باشند. در چنین شرایطی، ممکن است یک مجموعه روی کاغذ دارایی و «حساب دریافتنی» قابل‌توجهی داشته باشد، اما اگر طرف حساب خارجی از دسترس خارج شود یا امکان تسویه نداشته باشد، آن دارایی به پول نقد تبدیل نشود و مجموعه با ناترازی نقدینگی مواجه شود.

او بر همین اساس این پرسش را مطرح کرد که آیا اتفاق رخ‌داده برای آدم‌پیرا و شبکه مالی او در دبی می‌تواند به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم با مشکلات برخی شبکه‌های صرافی، از جمله صرافی آپادانا در ونکوور، ارتباط داشته باشد.

وحیدی‌راد تأکید کرد که هیچ سند عمومی برای ارتباط مستقیم میان صرافی آپادانا و یوسف آدم‌پیرا یا شرکت‌های متعلق به او پیدا نکرده است و بنابراین نمی‌توان گفت مرگ آدم‌پیرا باعث بحران آپادانا شده است. با این حال، به گفته او، احتمال وجود یک ارتباط غیرمستقیم از طریق زنجیره‌های تسویه نیز باید بررسی شود.

او برای روشن شدن موضوع، بررسی اسناد مالی از جمله دفتر حساب‌ها، فهرست طرف‌های تسویه، وضعیت مطالبات و بدهی‌ها، گردش حساب‌های بانکی و دستورهای تسویه را ضروری دانست و گفت یکی از پرسش‌های کلیدی این است که در زمان آغاز بحران، بزرگ‌ترین مطالبات مجموعه در اختیار چه اشخاص یا شرکت‌هایی بوده است.

وحیدی‌راد در پایان تأکید کرد که تا زمانی که سندی درباره ارتباط میان شبکه تسویه آپادانا و شبکه آدم‌پیرا پیدا نشود، این موضوع صرفاً یک فرضیه تحقیقی است و نباید آن را به‌عنوان واقعیت یا اتهام منتشر کرد. او همچنین یادآوری کرد که نگرانی درباره ورشکستگی با آغاز رسمی فرآیند ورشکستگی یا insolvency تفاوت دارد و در حال حاضر نمی‌توان بدون اعلام رسمی، از ورشکستگی یک مجموعه سخن گفت.

انتهای پیام




 جنگ بزرگ ترامپ، به نبرد با قیمت گوشت چرخ کرده رسید!
۳ ساعت قبل / سایت نورنیوز

جنگ بزرگ ترامپ، به نبرد با قیمت گوشت چرخ کرده رسید!

جنگ با ایران را ترامپ با «هرمز و نفت» شروع کرد؛ حالا به «گوشت چرخ‌کرده» رسیده! قرار بود جنگ، معادلات انرژی را به نفع آمریکا تغییر دهد؛ اما حالا کاخ سفید برای ارزان‌کردن همبرگر، 300 هزار تن گوشت وارد می‌کند. در آستانه انتخابات، تنگه هرمز جای خود را به #همبرگر داده است!

 فرصت نفتی برای ایران
۳۲ دقیقه قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

فرصت نفتی برای ایران

یک تحلیلگر بین‌المللی نفت و انرژی گفت: برداشت گسترده آمریکا و کشورهای عضو آژانس بین‌المللی انرژی از ذخایر راهبردی در پی اختلال تنگه هرمز، ذخایر نفت آمریکا را به پایین‌ترین سطح در چهار دهه اخیر رسانده و این موضوع، آسیب‌پذیری واشنگتن را آشکار کرده و فرصتی برای افزایش قدرت چانه‌زنی ایران در مذاکرات ایجاد کرده است.

 مصداق شکست بازار
۳۲ دقیقه قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

مصداق شکست بازار

کالای عمومی کالایی است که منافع آن معطوف به غیر است؛ این کالا غیرشفاف است و نمی‌توان کسی را از مصرف آن مستثنا کرد. این کالا همچنین رقابت‌پذیر نیست؛ ازاین‌رو منحنی‌های معمول عرضه و تقاضا برای آن قابل استفاده نیستند و هزینه تمام‌شده آن نیز بر اساس چارچوب‌های معمول هزینه تمام‌شده در اقتصاد خرد محاسبه نمی‌شود. تولید و تهیه کالای عمومی یک هزینه کلی دارد و پس از تولید، همگان می‌توانند از آن استفاده کنند و هزینه تولید نهایی آن به صفر نزدیک می‌شود. همین که کالای عمومی، مانند نظم عمومی، تولید و عرضه شد، همه مردم، خواه‌ناخواه، از آن استفاده می‌کنند.

 الگویی از سودآوری، توسعه پایدار و مدیریت اثربخش -/کارنامه موفق؛پتروشیمی تبریز از رکوردهای مالی تا پیشبرد پروژه‌های راهبردی
۳۹ دقیقه قبل / روزنامه آرمان امروز

الگویی از سودآوری، توسعه پایدار و مدیریت اثربخش -/کارنامه موفق؛پتروشیمی تبریز از رکوردهای مالی تا پیشبرد پروژه‌های راهبردی

آرمان امروز : شرکت پتروشیمی تبریز؛ به عنوان یکی از بازیگران کلیدی صنعت پتروشیمی ایران، در تیر ماه سال جاری مجموعه‌ای از اقدامات و موفقیت‌ها را به ثبت رساند که بیانگر یک استراتژی منسجم در ابعاد مالی، عملیاتی و توسعه‌ای است. تیر ماه ۱۴۰۵ برای پتروشیمی تبریز، ماهی سرشار از رویدادهای شاخص و گواهی بر [ ]

 یارانه این دهک‌ها ۳ برابر می‌شود + جزئیات
۸ ساعت قبل / سایت اقتصاد ایرانی

یارانه این دهک‌ها ۳ برابر می‌شود + جزئیات

اقتصادایرانی: جزییات واریز واریز یارانه نقدی مرداد ۱۴۰۵ را در این گزارش بخوانید.

 کفایت‌سنجی ۴۴ میلیون تومان برای یک زندگی دو نفره
۳۹ دقیقه قبل / روزنامه آرمان امروز

کفایت‌سنجی ۴۴ میلیون تومان برای یک زندگی دو نفره

آرمان امروز : اگر یک خانوار دو نفره در تهران را در نظر بگیریم که هر دو، کارمند باشند و حداقل دریافتی یک فرد متأهل را دریافت کنند، مجموع درآمد ماهانه آنها حدود ۴۴ میلیون تومان خواهد بود. این مبلغ بخش مهمی از هزینه‌های ضروری را پوشش می‌دهد؛ اما با اضافه شدن هزینه‌های جانبی و [ ]