قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۱۴۰۵/۰۵/۰۹

تحریف نظرات‌ هایک و میزس

یک تاریخدان می‌کوشد دو اقتصاددان لیبرال کلاسیک را به راست‌گرایان نژادپرست پیوند دهد و در این فرآیند سخنان آنها را در هم می‌آمیزد و دگرگون می‌سازد. کوئین اسلوبودین، مورخ دانشگاه بوستون، خود را متقاعد کرده است که ترامپیسم ریشه‌های فکری خود را به اقتصاددانان اتریشی، فردریش ‌هایک و لودویگ فون میزس، می‌رساند. او نخستین بار تز «از اتریشی‌گری تا ترامپیسم» خود را در دو مقاله علمی در سال ۲۰۱۹ مطرح کرد و ادعا کرد که آثار‌ هایک حاوی گرایشی ظریف به جبرگرایی زیستی است که آن را برای طیفی از نژادپرستان علمی و شبه‌روشنفکران دلباخته به ضریب هوشی در جناح تندروی راست جذاب کرده است. او درباره میزس ادعاهای صریح‌تری مطرح کرد و گفت که میزس ظاهرا «روزنه‌ای میان‌پرانتزی به امکان‌پذیری نظریه نژاد» باقی گذاشته که نظریه‌پردازان مدرن نژاد از آن به‌عنوان «راه عبور» استفاده کرده‌اند تا در نهایت به مقصد کنونی خود، یعنی ترامپیسم، …
 تحریف نظرات‌ هایک و میزس

کتاب «فرزندان نامشروع‌ هایک» (Hayek&#۳۹;s Bastards) بسط و گسترش این استدلال‌ها در قالب یک کتاب کامل است. اسلوبودین در این کتاب، راست پوپولیست امروز را محصول «فیوژنیسم نو» (هم‌گرایی جدید) میان سه هسته سخت و تندرو می‌داند: طبیعت انسانی «با کد ژنتیکی از پیش‌تعریف‌شده» (که اغلب بر پایه جبرگرایی نژادی استوار است)، مرزهای سخت ناشی از سیاست‌های سخت‌گیرانه مهاجرتی و پول سخت. اگرچه هر یک از این عناصر امروزه مطمئنا در اطراف راست افراطی حضور دارند، اما تلاش‌های اسلوبودین برای جای دادن دو مورد اول در آثار‌ هایک و میزس، از فقدان شواهد روشن برای این نسبت و تبارشناسی رنج می‌برد.

اسلوبودین بدون آنکه دلسرد شود، این پیوندها را با ساختن و از خود درآوردن آنها تامین می‌کند. زمانی که مقالات سال ۲۰۱۹ او برای نخستین بار منتشر شدند، چندین خواننده، از جمله خود من، متوجه شدند که اسلوبودین عادت دارد نقل‌قول‌های آثار میزس را به‌صورت دست‌چین‌شده و ناقص ویرایش کند تا این تعبیر «روزنه داخل پرانتز» به سوی تعصبات نژادی را ایجاد کند، درحالی‌که در واقعیت، میزس دقیقا برعکس آن موضوع استدلال می‌کرد. این الگوی نادرست در کتاب جدید او نیز ادامه یافته است.

در یک نمونه بارز، اسلوبودین میزس را متهم می‌کند که «بارها خوش‌بینی محتاطانه‌ای نسبت به دانش احتمالی نژاد ابراز کرده است»، با اینکه این اقتصاددان در واقع نظریه‌های نژادپرستان علمی زمانه خود را محکوم می‌کرد. او برای پشتیبانی از این ادعای خود، عبارتی از کتاب «حکومت قادر مطلق» (Omnipotent Government) نوشته میزس در سال ۱۹۴۴ را نقل می‌کند و طوری القا می‌کند که گویا این عبارت بیانگر دیدگاه‌های شخص این اقتصاددان است: «کمتر مرد سفیدپوستی وجود دارد که از تصویر زندگی‌میلیون‌ها فرد سیاه‌پوست یا زردپوست در کشور خود به وحشت نیفتد.»

اما اسلوبودین جمله بعدی میزس را حذف می‌کند؛ جمله‌ای که کاملا روشن می‌سازد او در حال توصیف تعصبات نژادی دیگران بوده است. میزس با ابراز تاسف نوشته بود که: «تدوین سیستمی که باعث همزیستی مسالمت‌آمیز و همکاری اقتصادی و سیاسی مسالمت‌آمیز میان نژادهای مختلف شود، وظیفه‌ای است که باید توسط نسل‌های آینده به انجام برسد.»

اسلوبودین در ادامه، میزس را متهم می‌کند که در کتاب سال ۱۹۴۰ خود، «اقتصاد ملی» (Nationalökonomie)، «حتی میدان بیشتری به نژادگرایان علمی واگذار کرده است.» او سپس رشته‌ای از نقل‌قول‌ها را ارائه می‌دهد که این برداشت را در ذهن خواننده ایجاد می‌کند که میزس امیدوار بوده پس از بی‌اعتبار شدن مطالعه وراثت نژادی توسط رژیم نازی، آن را احیا کند. اما متن اصلی تصویر کاملا متفاوتی را برملا می‌سازد.

در بخش‌هایی از متن که حذف شده‌اند، میزس تلاش‌های ناموفق برای پیوند دادن توانایی درک انسان (Verstehen) با وراثت قومی و نژادی را به‌شدت محکوم می‌کند. اسلوبودین به‌جای بافتِ واقعیِ کلام میزس، یک نقل‌قول جداگانه و مربوط به دوره‌ای دیگر درباره نظریه نژاد نازی‌ها را به آن می‌چسباند و به این‌ ترتیب معنای عبارت را تغییر می‌دهد تا با نظریه خودش هماهنگ شود. روایت اسلوبودین در کتاب «فرزندان نامشروع‌ هایک» چنین است:

«می‌توانیم به‌عنوان یک پیش‌فرض در نظر بگیریم که عنصر نژاد در میان عواملی که شخصیت و به‌دنبال آن ارزش‌ها و درکِ ما را شکل می‌دهند، نقشی ایفا می‌کند.» اعتراض میزس به محتوای بالقوه حقیقی نظریه نژاد نبود، بلکه به کاربرد نادرست آن مربوط می‌شد. او نوشت: «در دکترین ناسیونال‌سوسیالیسم و آموزه‌های مشتق‌شده‌ از آن در فاشیسم ایتالیا، میان اظهارات بنیانگذاران زیست‌شناسی نژاد و کاربرد آنها در تبلیغات و سیاست‌های عملی، شکافی غیرقابل‌پر کردن وجود دارد.» به‌زعم او، سیاستی‌سازی فاشیستی از نظریه نژاد نباید آن را برای همیشه بی‌اعتبار کند. او نوشت: «این‌که واژگان کلیدی نظریه نژاد برای توجیه اقداماتی به کار می‌روند که هیچ ربطی به آن ندارند، اندیشه علمی را از مسوولیت اندیشیدن تا انتها در مورد مساله نژادهای انسانی (Menschenrassen) در اهمیت پراکسیولوژیک‌اش بی‌نیاز نمی‌کند.»

اما خود میزس در کتاب «اقتصاد ملی» می‌نویسد: «می‌توانیم به‌عنوان یک پیش‌فرض در نظر بگیریم که عنصر نژاد در میان عواملی که شخصیت و به‌دنبال آن ارزش‌ها و درکِ ما را شکل می‌دهند، نقشی ایفا می‌کند. اما در وضعیت کنونی دانش خود، ما هیچ‌چیز درباره ارتباط میان جسم و ذهن نمی‌دانیم و بنابراین نمی‌توانیم هیچ اظهارنظری بکنیم که آیا و چگونه جسم می‌تواند بر درک تفسیری (Verstehen) انسان تاثیر بگذارد. برخی کوشیده‌اند داوری‌های ارزشی خاصی (انواع درک تفسیری) را به اقوام خاصی نسبت دهند؛ این تلاش‌ها نیز اما شکست خورد، زیرا به‌راحتی می‌توان ثابت کرد که هر تلاشی برای گروه‌بندی افراد بر اساس انواع درک تفسیری، طبقه‌بندی بر اساس قومیت را خنثی می‌کند.»

اسلوبودین می‌کوشد پیوندی مشابه و موازی میان ‌هایک و شبه‌علم وراثت از طریق آنچه «داستان ساوانا» می‌نامد برقرار کند: استعاره‌ای برای گذار جوامع بشری از یک جامعه جمع‌گرا با همبستگی قبیله‌ای به یک نظم فردگرایانه و رقابتی پس از پیدایش تجارت و بازرگانی. در توصیف اسلوبودین، «پیام داستان‌های ساوانا که نئولیبرال‌ها می‌گفتند این بود که قبیله هرگز از بین نخواهد رفت»، و بدین ترتیب ادعا می‌شود که مهر و نشان وراثت نژادی بر سرشت انسان زده شده است. با این حال، این «داستان ساوانا» در واقع در هیچ‌یک از بخش‌ها و نقل‌قول‌های‌هایک که اسلوبودین به آنها ارجاع می‌دهد وجود ندارد! در عوض، خود نویسنده پس از خواندن سخنرانی نامربوطی از چارلز ماری (پژوهشگر علوم سیاسی) که هرگز ارجاعی به ‌هایک ندارد، خودش این استعاره را ضرب و اختراع کرده است.

شیوه تاریخ‌نگاری اسلوبودین، حکایت از یک روش رمزگشایی خاص دارد. او شواهد مستقیم چندانی ارائه نمی‌دهد که نظریه‌پردازان مدرن نژاد، به «روزنه‌های میان‌پرانتزیِ» مورد ادعا در آثار میزس اشاره کرده باشند یا حتی از آنها اطلاع داشته باشند؛ یا اینکه از «داستان ساوانا»ی منتسب به‌ هایک باخبر باشند. اسلوبودین این پیوندها را از طریق تعبیر و تفسیرهای متنی خود استخراج کرده است که تنها در آثار خود کوئین اسلوبودین یافت می‌شوند. 

در جاهای دیگر، تفاسیر تاریخی اسلوبودین، صرفا ارزیابی‌های اشتباه و نادرست از شواهد و مدارک است. کلید اصلی ادعای او‌ هانس هرمان هوپه (Hans-Hermann Hoppe) است؛ فردی که خود را «آنارکو-کاپیتالیست» می‌نامد و در سال‌های پایانی زندگی موری روتبارد (شاگرد آمریکایی میزس)، با او آشنا شد. 

دوران کاری هوپه زمانی به اوج رسید که روتبارد در حال پیگیری یک ائتلاف سیاسی نابجا با جنبش پوپولیستی راست‌گرای پَت بوکانان بود که هوپه امروزه نیز همچنان پیروانی در راست افراطی دارد. با این حال، کمتر اقتصاددان دانشگاهی‌ای او را جدی می‌گیرد و او در میان طرفداران مکتب اتریش شاید بیشتر به این خاطر شناخته‌شده باشد که در اواخر دهه ۱۹۹۰ از انجمن مون پلرن (یکی دیگر از نقاط سیبل همیشگی و خشم‌آلود اسلوبودین) کنار گذاشته شد و دعوتش پس گرفته شد.

اسلوبودین در قرار دادن هوپه در اردوگاه «هم‌گرایی جدید» امروزی درست عمل می‌کند. آثار هوپه حاوی توسل‌های آشکار به نژادگرایان علمی مانند جی. فیلیپ راشتون و حتی رمان تخیلی و نژادپرستانه «اردوگاه مقدسین» نوشته ژان راسپای است؛ رمانی نژادپرستانه که در آن غرب توسط کشتی‌های پر از مهاجران تیره‌پوست تسخیر می‌شود. هوپه در مقاله‌ای در سال ۱۹۹۶ که اسلوبودین به آن ارجاع نمی‌دهد، از حق شهرها برای نصب تابلوهایی جهت منع ورود «مسلمانان، یهودیان، کاتولیک‌ها، سیاه‌پوستان، چینی‌ها، مکزیکی‌ها و غیره... و بیرون انداختن کسانی که این شرایط را برآورده نمی‌کنند به عنوان متجاوز به حریم» دفاع کرد. اما اسلوبودین در تلاش تک‌بعدی خود برای پیوند دادن این باورهای مسموم به اقتصاد مکتب اتریش، واگرایی و انحراف آشکار هوپه از میزس را درباره همین پرسش‌ها کاملا نادیده می‌گیرد.

در کتاب «دموکراسی: الهه‌ای که شکست خورد»، هوپه از تایید «کلاسیک» میزس در مورد مهاجرت بدون محدودیت فاصله می‌گیرد و آن را «وضعیتی بسیار غیرواقع‌گرایانه‌ و چیزی مناسب برای گذشته‌های دور» توصیف می‌کند. اسلوبودین که ظاهرا از این شکاف بی‌خبر است، هوپه را به‌عنوان یک میزسی افراطی تعبیر می‌کند که در مقابل اتریشی‌های «هرمنوتیک» اواخر دهه ۱۹۸۰، یعنی گروهی که حول محور دان لاووی،‌ اقتصاددان، شکل گرفته بود و نظریه ارزش ذهنی اتریشی را با عناصری از فلسفه قاره‌ای تلفیق می‌کرد، ایستاده است. اما هوپه را بهتر است به‌عنوان رقیبی بر سر تصاحب همان سنت قاره‌ای درک کرد: او در مکتب فرانکفورت و تحت نظر یورگن‌ هابرماس در «نظریه انتقادی» تربیت شده بود و کوشید روش‌های آن را با اقتصاد اتریش تلفیق کند. در واقع، دو اثر اصلی علمی هوپه در آن زمان مستقیما این جست‌وجو را نشان می‌دادند: یکی تلاش برای «اصلاح» و تلفیق ماتریالیسم تاریخی مارکس با نظریه ارزش ذهنی اتریش و دیگری به‌کارگیری چارچوب «اخلاق گفتمان» ‌هابرماس در نهاد حقوق مالکیت، که آن را با نام «اخلاق استدلالی» (Argumentation Ethics) بازتعریف کرد.

انحطاط هوپه به سمت نظریه وراثت نژادی، نه از میزس یا‌ هایک، بلکه از ترکیب آموزش‌های فلسفی مکتب فرانکفورت او با جهان‌بینی به شدت محدودکننده و سخت‌گیرانه پیتر بریملو (روزنامه‌نگار) در قبال مهاجرت ناشی می‌شود. اسلوبودین در تلاش خود برای بیرون کشیدن یک شجره‌نامه صرفا اتریشی برای راست تندروی مدرن، پیشگامان را با دیگر گروه‌های متمایز در جناح نژادگرای راست تندرو خلط کرده و یک شاخه کامل از درخت خانواده را که با چپ دانشگاهی تلاقی دارد، از قلم انداخته است.

و دقیقا مشکل اصلی تفسیری این کتاب در همین‌جا نهفته است: نویسنده آن نسبت به هرگونه مدرک و شاهدی که داستانش را بر هم بزند کور است. روایت حاصله در فصل پایانی با یک تصادف و فروپاشی چشم‌گیر به مقصد می‌رسد. اسلوبودین در آنجا تلاش می‌کند ترامپ، جنبش «محافظه‌کاران ملی»، چهره‌های راست افراطی مانند پل گاتفرید و کورتیس یاروین، فضای وبلاگ‌نویسی لیبرتارین حوزه فناوری، بیانیه گریت بارینگتون (GBD) در دوران کرونا، واکنش عمومی به استدلال‌های چپ‌گرایانه نظریه پولی مدرن در جریان بحران تورمی ۲۰۲۲ و بالاتر از همه، خاویر میلی، رئیس‌جمهور لیبرتارین آرژانتین را به هم مرتبط سازد. او به‌قول خودش می‌گوید: «شجره‌نامه‌های ما از ایده‌های [نئولیبرال]، مثل اشعه‌ایکس هستند که هیچ شکی در نیات شوم آنها باقی نمی‌گذارند».

این دسته‌بندی ادعایی پر از تناقضات درونی است. این دسته‌بندی جنگی را که میان لیبرتارین‌های حوزه فناوری که طرفدار قرنطینه بودند و بیانیه گریت بارینگتون (GBD) که مخالف قرنطینه بود درگرفت، کاملا نادیده می‌گیرد.

 این دسته‌بندی هیچ آگاهی و شناختی ندارد از اینکه کورتیس یاروین صریحا میزس و ‌هایک را به نفع یاوه‌گویی‌های ضدسرمایه‌داری فیلسوف قرن نوزدهمی، توماس کارلایل، رد می‌کند. این دسته‌بندی، انتقاد و حمله تند اخیر میلی به هوپه به عنوان یک «احمق اقتصادی» و سخنان تند هوپه علیه رئیس‌جمهور آرژانتین را نادیده می‌گیرد. این دسته‌بندی از شکاف عمیق میان مکتب اتریش طرفدار بازار آزاد (لسه‌فر) و برنامه اقتصادی دولت ترامپ مبتنی بر تعرفه‌ها، سیاست‌های صنعتی و محدودیت‌های مهاجرتی کاملا بی‌خبر است و به شکلی ناشیانه، محافظه‌کاری ملی را زیر برچسب «نئولیبرال» قرار می‌دهد، حتی با اینکه سخنگویان اصلی محافظه‌کاری ملی، نئولیبرالیسم را مسوول مشکلات اقتصادی خود می‌دانند. امروزه بسیاری از افراد در راست افراطی «پست-لیبرال»، با ایدئولوژی اقتصادی شخص اسلوبودین اشتراک بیشتری دارند تا با ایدئولوژی میزس یا‌ هایک!

یک ارزیابی دقیق‌تر از این موضوعات شاید بتواند ظهور سیاسی ترامپیسم و جنبش‌های ناخوشایند مجاور آن را رمزگشایی کند. اما این امر مستلزم وفاداری بیشتری به شواهد و مدارک واقعی و تمایل به فراتر رفتن از شیوه رمزگشایی خاص خود نویسنده است.

* اقتصاددان این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد



۱ ساعت قبل / سایت آفتاب نیوز

جمعیت فقیر ایران طی ۳ سال ۲ برابر شد

به گزارش آفتاب نیوز،

فرشاد مومنی – اقتصاددان – در نشست خبری که در موسسه دین و اقتصاد برگزار شد، با اشاره به بررسی‌های انجام‌شده درباره تامین مالی در ایران و کشور‌های مختلف اظهار کرد: برای تامین مالی حداقل یک تا پنج میلیون دلار، سپرده‌گذاری در کشور‌های همسایه ایران را بررسی کردیم و دیدیم که آنها برای تحقق این هدف در کشور خودشان لازم است ۵۰۰ هزار دلار سپرده بگذارند.

وی افزود: این کار را وقتی اعلام کردیم، دیدیم آن هدف برای ایران با سپرده‌گذاری معادل ۷۰۰۰ دلار قابل تامین است. یعنی چه؟ یعنی اینکه بهای پول در ایران، در مقایسه با آنهایی که ما به آنها می‌گوییم کشور‌های پیشرفته سرمایه‌داری، بین ۱۴۳ تا ۷۱۴ برابر است.

بهای پول در ایران در مقایسه با همسایگان بیش از ۵۰ تا ۷۰ برابر است

مومنی ادامه داد: این را برای همسایه‌های ایران محاسبه کردیم و دیدیم بهای پول به‌طور نسبی در مقایسه با همسایگان، در ایران بیش از ۵۰ برابر تا ۷۰ برابر است. در کنار همه بحث‌های فنی که می‌توانیم داشته باشیم که مثلاً ما به چه ملاحظه‌هایی این مناسبات را رهبری کردیم، خود این مقایسه به اندازه کافی هم گویاست و هم تکان‌دهنده است.

این اقتصاددان افزود: ما محاسبه‌های دیگری هم کردیم. مثلاً دیدیم که از دوره اجرای برنامه تحلیل ساختاری در ایران که محور اصلی سیاست‌های آن وارد کردن شوک‌های پی‌درپی به نرخ ارز است، در ۲۵ سال گذشته بهای پول برای تامین مالی سرمایه در گردش مورد نیاز تولیدکنندگان در ایران، یعنی همان بهره پرداختی، در ۲۵ سال گذشته بین پنج تا ۱۰ برابر میانگین جهانی بوده است.

مومنی ادامه داد: وقتی که ما می‌گوییم میانگین جهانی، یعنی یک مجموعه چند صد و خورده‌ای که ۱۷۰ تا ۱۸۰ موردشان یا مثل ما یا خیلی بدتر از ما هستند. آیا به «ما انزل الله» عمل کردیم یا آن را دور زدیم؟

این کارشناس اقتصادی گفت: در پاسخ به این پرسش بنیادی که آیا ما به «ما انزل الله» عمل کردیم و دچار این گرفتاری شدیم یا، چون آنها را دور زدیم و با عناوین مختلف و تحت عنوان مصلحت‌سنجی و یک تکنولوژی که مثلاً شورای محترم نگهبان به کار برده؟ شورای نگهبان از نظر جایگاه در قانون اساسی مسئولیتش چیست؟ انطباق قواعد حاکم بر جامعه ما بر دو چیز؛ یکی اسلام و یکی قانون اساسی.

وی افزود: شورای نگهبان به جای اینکه آن مسیر پرزحمت انطباق را که لازمه‌اش این است که شما ایران را خوب بشناسید، دنیا را خوب بشناسید، سهم تحولات علمی و فنی را، تحولاتی که در مناسبات اقتصادی و اجتماعی اتخاذ کردند، طی کند، از نظر میزان فسفرسوزانی و زحمت، کار را خیلی راحت کرد.

این اقتصاددان تصریح کرد: اکنون وقتی که ما به کارنامه نگاه می‌کنیم، یکی از زیربنایی‌ترین عرصه‌های مورد نیاز برای تغییر، این شیوه استنباطی است که شورای نگهبان داشته است. این شیوه اسمش چیست؟ «عدم مغایرت».

مومنی گفت: یعنی در مثلاً ۳۷ ساله گذشته، در حالی که افراطی‌ترین شیوه‌های سرمایه‌سالاری هار و غیرپاسخگو و آزمند و زیادطلب به اسم سیاست اقتصادی در کشور ما به جریان افتاده و بی‌سابقه‌ترین غارت‌های دارایی‌های بین‌نسلی و اموال عمومی رخ داده، تمام اینها با آن شیوه استنباط، یعنی «عدم مغایرت»، خلاف شرع و خلاف قانون اساسی تشخیص داده نشده است.

شیوه فهم انطباق یا عدم انطباق با شرع و قانون اساسی کار نمی‌کند

این کارشناس اقتصادی افزود: برای اولین بار این مسئله حیاتی را چند سال پیش استاد ارجمند، جناب آقای دکتر حسن سبحانی، به عنوان یک مسئله مطرح کردند و گفتند این شیوه کار نمی‌کند. چرا کار نمی‌کند؟ چون آنچه که حاصل شده با مسلمات و مسرحات دینی ما مغایرت دارد.

مومنی تصریح کرد: بنا نبود که در چارچوب محاسبات دینی ما با بی‌سابقه‌ترین روند‌های گسترش و تعمیق فقر و بی‌سابقه‌ترین روند‌های گسترش و تعمیق نابرابری و با بی سابقه‌ترین ترین روند‌های افزایش واردات ذلت‌آور برای خلق یک واحد ارزش در اقتصاد روبه‌رو باشیم.

وی ادامه داد: آقای دکتر سبحانی واقعاً به معنای دقیق کلمه با نجابت و با مظلومیت گفتند، آقا این شیوه فهم انطباق یا عدم انطباق با شرع و قانون اساسی کار نمی‌کند؛ چون یک مناسبات به‌غایت نابرابر، هم در پهنه اقتصاد ملی و هم در نسبت ایران و جایگاهش در نظام جهانی، برای ما پدیدار کرده که هر دوی اینها خلاف عهد محسوب می‌شود. قرار ما این نبود.

افزایش پایگاه اجتماعی واکنش‌های سلطنت‌طلبانه

این اقتصاددان گفت: از این زاویه به نظر می‌رسد که در عین حال که ما داریم مشاهده می‌کنیم واکنش‌های تبیینی متفاوتی ظاهر شده و متأسفانه نظام پاسخگویی اندیشه‌ای و نظام تبلیغی ما خودش را به بیراهه زده و کوچک‌ترین مسئولیتی احساس نمی‌کند که برای این تبیین‌هایی که ما آنها را غیردقیق می‌دانیم، پاسخی بیاورد، نتیجه این شده که عملاً ما شاهد افزایش پایگاه اجتماعی برای آن واکنش‌های تبیینی هستیم که من سه تا از مهم‌ترین‌شان را اسمش را واکنش‌های سلطنت‌طلبانه، واکنش‌های و واکنش‌های بازارگرایانه گذاشته‌ام که درباره وضعیت اقتصادی هیچ پاسخی داده نشده است.

مومنی در ادامه اظهار کرد: واکنش‌های بازارگرایانه در مقام تبیین راجع به اینکه چرا این ماجرا اتفاق نیفتاده، هر کدام یک چیز‌هایی گفتند که هم با مبانی خود آنها قابل نقد است و هم برحسب واقعیت‌های محرز شده قطعی در ایران قابل نقد است، ولی به اینها هیچ پاسخی داده نشده و، چون پاسخی داده نشده، برای آنها سطوحی از مقبولیت پدیدار کرده است.

وی افزود: شما در این جنگ‌های تجاوزکارانه آمریکا و اسرائیل که بخش مهمی از هزینه‌هایی که این جامعه پرداخت، بابت همین سهل‌انگاری‌ها و همین خلط موضوع بود، می‌بینید که برای بخش قابل توجهی از جمعیت ما ورود به این جزئیات نه آموزش داده شده و نه برایش راه باز کرده‌اند. در نتیجه آنها می‌گویند خیلی خوب، اینها همگی ادعای اسلامیت دارند و عمل بر نوع اسلام؛ پس آنچه که حاصل شده هم به کل باید نسبت داده شود به اسلام.

این اقتصاددان ادامه داد:، اما وقتی که شما از دریچه متفکران بزرگ اسلامی در قرن بیستم با این پرسش روبه‌رو می‌شوید، کاملاً برایتان روشن می‌شود که آنچه که این بساط را برپا کرده، هیچ نسبتی با رهنمود‌های اسلام در زمینه اقتصاد و اداره جامعه نداشته است که من یک نمونه‌اش را درباره شدت و میزان سروری پول در مناسبات اقتصادی و اجتماعی برایتان مطرح کردم.

مومنی گفت: مثلاً به آثار کسانی مثل شهید بهشتی، شهید مطهری، آقا موسی صدر، سید محمود طالقانی و دیگران و دیگران که مراجعه می‌کنیم، ببینید که آنها چقدر مرزبندی شدید نشان می‌دهند و شاید شدیدترین مرزبندی‌ها را به صورت روشمند و سیستمی در این زمینه، شهید بهشتی در آثارشان ارائه کردند.

وی افزود: اما علامه حکیمی به طور نسبی یکی از توفیقات بزرگشان، از نظر این جنبه از ماجرا، برای اینکه خودشان چی کشیدند، آن را دیگر خودشان می‌دانند و خدای خودشان؛ ولی از نظر این جنبه ما می‌بینیم که ایشان این مرزبندی‌ها را حسب مشاهده واقعیت‌های آنچه که در حیطه اقتصاد و جامعه ایران جریان دارد، در آثارشان منعکس کردند؛ هم وجوه ایجابی این قضیه در آثار ایشان منعکس است و هم وجوه سلبی آن.

مومنی ادامه داد: آن وجوه ایجابی که یعنی اسلام در این زمینه‌ها چه می‌گوید را شاید بی‌نظیر بتوانیم خطاب کنیم. کوشش‌های اخوان حکیمی و به‌خصوص زنده‌یاد محمدرضا حکیمی این بود که ایشان در واقع با یک رویکرد پالایشی آمدند کل نظام اندیشه اسلامی را براساس قرآن و روایات در یک مجموعه به نام «الحیات» گردآوری کردند.

وی تصریح کرد: شما وقتی که از آن درجه نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که هیچ‌کدام از این مناسبات کلیدی که در روابط بین مردم با حکومت، حکومت با مردم و مردم با مردم به عنوان شاخص‌های دینی از سوی خداوند در قرآن و معصومین ذکر شده، تناسب بایسته مشاهده نمی‌شود.

این کارشناس اقتصادی گفت: آقای حکیمی در آثارش واکنش‌های شدید هم نشان داده و فریاد زده که آنچه که شما مشاهده می‌کنید، نسبتی با «ما انزل الله» ندارد.

در ۱۰ سال نخست انقلاب، کارنامه اقتصادی قابل قبول و از جهاتی افتخارآمیز داشتیم

مومنی ادامه داد: حالا اینکه با چی نسبت دارد، من جزو کسانی هستم که به سهم خودم توانستم نشان بدهم که در این ۱۰ ساله اول بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، که هم پایبندی نسبی به شرع و هم پایبندی نسبی به قانون اساسی بیشتر بوده، با وجود همه آن دشواری‌ها و محدودیت‌ها و گرفتاری‌هایی که در آن ۱۰ سال وجود داشته، ما در مجموع یک کارنامه قابل قبول و از جهاتی افتخارآمیز را رقم زدیم.

این اقتصاددان افزود: بعضی از وجوه این کارنامه به معنای دقیق کلمه افتخارآمیز است. تقریباً در ۶۰ سال گذشته اقتصاد ایران، در ۶۰ سال گذشته، ما در متغیر‌های اقتصادی‌مان در مجموع یک چیزی حدود ۱۷ تا قله عملکردی در متغیر‌های به‌اصطلاح اقتصادی مشاهده می‌کنیم. از این ۱۷ تا متغیر، ۱۴ مورد فقط در دوره جنگ تحمیلی رخ داده است.

جنگ بر متغیر‌های اقتصادی اثر می‌گذارد اما این اثرگذاری یک‌سویه نیست

وی ادامه داد: چرا این اهمیت دارد؟ به خاطر اینکه الان متأسفانه یک عده‌ای برای اینکه از خودشان سلب مسئولیت بکنند، آنچه را که رخ داده به سیاست‌های غلط و مناسبات فساد نسبت نمی‌دهند و می‌گویند افتضای جنگ است.

مومنی افزود: این جزو الفباست که جنگ روی متغیر‌های اقتصادی تأثیر می‌گذارد؛ اما این تأثیرگذاری یک‌سویه و به حکم علی‌الاطلاق منفعلانه نیست. یعنی این نیست که ما بگوییم، چون جنگ بود، پس دیگر ما باید تسلیم این شرایط می‌شدیم.

در «کالبدشناسی یک برنامه توسعه» نسبت به پیامد‌های تعدیل ساختاری هشدار دادم

این کارشناس اقتصادی گفت: من خودم مثلاً حدود ۳۰ و خرده‌ای سال پیش یک کتابی منتشر کردم تحت عنوان «کالبدشناسی یک برنامه توسعه». من در آن کتاب نشان داده بودم که در واقع جایگزین کردن برنامه تعدیل ساختاری با مسرحات قانون اساسی، در آن کتاب پیش‌بینی شده بود که ایران را به سمت یک انحطاط خیلی خطرناک جلو خواهد برد.

وی ادامه داد: این کتاب در سال ۱۳۷۴ منتشر شده است. در «کالبدشناسی یک برنامه توسعه» من آنجا از دریچه نحوه تغییر قواعد بنیادی که به جای اینکه به تولید اهمیت بدهد، مثلاً دارد به رانت و ربا اهمیت می‌دهد، به جای اینکه مثلاً به عدالت اجتماعی اهمیت بدهد، یک مناسبات غارتگرانه را به نام خصوصی‌سازی و به نام آزادسازی تجاری دارد مجوز می‌دهد و از این قبیل، اینها را مطرح کردم.

مومنی افزود: من آنجا این را هم در کادر تجربه کشور‌های پیشرفته صنعتی نشان دادم و گفتم که در جنگ جهانی اول، دولت انگلستان نسبت به شرایط جنگی یک موضع کاملاً منفعلانه گرفت و این موضع‌گیری منفعلانه باعث شد که در سال پایانی جنگ، همه متغیر‌ها نسبت به سال شروع جنگ بدتر شده بود.

این اقتصاددان ادامه داد: ولی آنها این فهم را از خودشان نشان دادند. یک فاصله کوتاهی بعد از اینکه جنگ اول تمام شد، طول کشید تا جنگ دوم شروع شد. دیگر در جنگ جهانی دوم، آنها از آن تجربه استفاده کردند و یک برخورد فعال در مواجهه با شرایط جنگی اتخاذ کردند.

مومنی گفت: با اینکه شدت فشار‌ها و محدودیت‌های واردشده بر اقتصاد انگلستان در جنگ جهانی دوم چندین برابر جنگ جهانی اول بود، ولی در سال پایانی جنگ جهانی دوم، تمام متغیر‌ها نسبت به شروع جنگ بهتر شده بود.

جنگ نمی‌تواند توجیه‌کننده بی‌کفایتی، فساد و جهل باشد

وی تصریح کرد: پس بنابراین اگر کسانی در شرایط کنونی ایران، مثلاً به جای پاسخگویی در قبال ضعف اندیشه و ضعف اجرا و فساد و همه این چیزها، بخواهند همه‌چیز را نسبت بدهند به جنگ، از باب اینکه جنگ تأثیر تعیین‌کننده دارد، حرفشان متین است؛ اما اینکه این توجیه‌کننده آن بی‌کفایتی‌ها و فساد‌ها و جهل‌ها باشد، این به هیچ وجه قابل قبول نیست و نسبتی با علم و عقل در قلمرو اقتصاد و توسعه ندارد.

این اقتصاددان ادامه داد: بنابراین از این زاویه من فکر می‌کنم واکاوی اندیشه‌های جناب استاد علامه آقای حکیمی می‌تواند برای ما خیلی راهگشا و رشددهنده باشد. اگر همین واکاوی از دریچه اندیشه‌های آقا موسی صدر، آقا محمدباقر صدر، علامه سید محمود طالقانی، شهید بهشتی، شهید مطهری و از این قبیل هم انجام بشود، شما می‌بینید که عین همین نتایج پیش می‌آید که در این بررسی تطبیقی، بین نسبت آنچه که تحت عنوان برنامه تعدیل ساختاری به سر ایران آمده را بخواهیم با مسلمات رهنمود‌های دینی مقایسه کنیم.

نسبت دادن یک کارنامه غیرقابل دفاع به دین، ظلم به حریم دین است

مومنی گفت: من فکر می‌کنم برای دینداران عالم، این یکی از ضروری‌ترین کارهاست؛ چون در واقع یک ظلمی به حریم دین وارد می‌شود وقتی که مثلاً یک کارنامه غیرقابل دفاعی به دین نسبت داده می‌شود. از این زاویه، با اینکه واقعاً اگر مجال بیشتر بود می‌شد این را خیلی، خیلی بیشتر گسترش داد، من در حدی که مقدورات خودم از نظر مجله باقی‌مانده اجازه بدهد، تحت عنوان «هفت ابتکار در اندیشه‌های زنده‌یاد محمدرضا حکیمی»، این را برای شما مرور می‌کنم.

وی در ادامه سخنان خود اظهار کرد: من یک گزارش تاریخی راجع به وضعیت فقر در ایران دیدم که در دهم دی‌ماه ۱۴۰۴ معاونت راهبردی رئیس‌جمهور تهیه کرده بود. وقتی این گزارش را دیدم، چون خوشبختانه طبقه‌بندی نداشت و می‌شد آن را دید، واقعاً از یک طرف از نهادم بلند شد که پس ماجرا این نیست که اینها فقط حرف‌های ما را گوش نمی‌دهند؛ آنهایی را هم که خودشان قبول دارند و برایشان حکم صادر می‌کنند و به آنها مسئولیت این پایش‌های شرافتمندانه کارشناسی را می‌دهند، آنها هم اوضاع‌شان از آنهایی که ما می‌گوییم چندان بهتر نیست، اگر نگوییم بدتر است.

این کارشناس اقتصادی افزود: ما حداقل با یک آسوده‌خاطری بیشتری می‌توانیم حرف بزنیم از آنهایی که این گزارش‌ها را تهیه کردند. من تا حالا ندیدم یکی از آنها بیاید در حیطه عمومی بگوید که آقا، ما یک هفته زودتر از اینکه آن فاجعه، مثلاً در دی‌ماه، رخ بدهد، گفته بودیم که واقعاً شکنندگی‌های جامعه ایران از نظر گستره و عمق فقر به چه صورت است.

مومنی ادامه داد: من یادداشت‌هایی که در اثر مطالعه آن گزارش تهیه کردم، یک گزارش شایسته تقدیر از معاونت راهبردی رئیس‌جمهور به تاریخ ۱۰/۱۰/۱۴۰۴، به عنوان «هوشمندانه هشدار عمومی شدن فقر در ایران» است.

وی گفت: ببینید چقدر تکان‌دهنده است. در آنجا یک عدد و رقم‌هایی را مطرح کرده که واقعاً آدم نمی‌داند که یک مقام مسئول، اگر این گزارش‌ها را دیده باشد و این تحولات روندی را دیده باشد، چجوری می‌تواند بیاید این‌قدر حرف‌های نامربوط بزند؟ چجوری می‌تواند بیاید فرافکنی بکند و آنچه را که جلوی چشمش گذاشتند و راهنمایی‌ها و پیشنهاد‌های مشخص هم داشتند، نادیده بگیرد و بعد اینها را به یک چیز‌های دیگری نسبت بدهد؟

شیوه ترجیحات و گزینش برای مسئولیت‌های کلیدی نیازمند بازنگری است

این اقتصاددان تصریح کرد: همه اینها نشان‌دهنده این است که آن چیزی که از قول پیامبر گرامی به تواتر نقل شده که می‌گویند «من از جامعه از ناحیه فقر خوفناک نیستم، از سوءتدبیر خوفناک هستم»، قشنگ نشان می‌دهد که از شما‌ها یک کسانی را می‌پسندید برای مسئولیت‌های کلیدی که اینها از آن بایستگی‌ها و شایستگی‌های مواجه شدن با شرایط کنونی ایران، چه در ساحت نظر و چه در ساحت عمل، ناتوان هستند.

وی افزود: پس معلوم می‌شود شما شیوه ترجیحات و شیوه گزینشتان، اینها همه نیازمند بازنگری است. ما الان در این جلسه، براساس دیدگاه‌های علامه حکیمی می‌خواهیم بگوییم که آن قرائتی از اسلام که مبنای فهم انطباق یا عدم انطباق با شرع و قانون اساسی بوده، آن هم اشکال دارد و باید مورد بازنگری جدی قرار بگیرد.

مومنی افزود: شما نگاه بکنید، مثلاً من از کتاب «جامعه اسلامی قرآنی» علامه حکیمی، صفحه ۶۰، چند تا نکته را ذکر کردم که اینها در واقع یک موضع‌گیری صحیح درباره برداشت‌های متفاوت از منشأ فقر است.

وی ادامه داد: مثلاً فرض بفرمایید من خودم در آن کتاب «عدالت اجتماعی، آزادی و توسعه در ایران امروز» که در سال ۱۳۹۶ منتشر کردم، از نظر خودم آن کتاب یک اتمام حجت شرعی با حکومتگران گرامی بود که، مسیر بدجور، لااقل در حیطه تخصصی من، غلط انتخاب کردید و این می‌تواند فاجعه‌سازی‌های بزرگ بکند. آنجا مفصل‌تر توضیح دادم که طیفی از متفکران که اجمالاً به آنها می‌گوییم بازارگرا، اینها فقر را به هیچ وجه برایش نسبتی با طرز اداره جامعه قائل نیستند.

فقر، پدیده طبیعی نیست؛ فرآورده اجتماعی است

این کارشناس اقتصادی افزود: این تعبیر، تعبیر مشهوری است از مالتوس که بعد‌ها به شکل‌های دیگری توسط مثلاً رابرت نوزیک و هایک هم تکرار شده است. مضمون این است که می‌گوید فقرا خود مسئول فقر خویشتن هستند؛ یعنی می‌گوید فقر فقط منشأ فردی دارد.

مومنی ادامه داد: علامه حکیمی در آن کتابی که عرض کردم و البته در آثار دیگرشان که به بعضی از آنها اشاره می‌کنم، می‌فهمانند که فقر نه پدیده طبیعی، که فرآورده اجتماعی است که محصول نابرابری‌های ناموجه و روابط و مناسبات ناسالم است.

وی ادامه داد: در همان کتابی که بزرگ‌ترین عامل نوبل گرفتنش بود، می‌گوید که فقر محصول نهاد‌های ضعیف، قاعده‌گذاری‌ها و سیاست‌گذاری‌های ضعیف و یک نظام اداره یک کشور ضعیف است. یعنی می‌گوید هیچ عنصر فردی، وجه غالب و مسلط ندارد در توضیح پدیده فقر.

مومنی گفت: حالا شما نگاه بکنید، مثلاً آن آدم در رشته خودش در تراز یک است، این آدم هم از دریچه قرآن و مثلاً روایات، به عنوان یک اسلام‌شناس؛ ببینید چقدر یافته‌هایشان به همدیگر نزدیک است. مثلاً ما وحشتناک‌ترین روند‌های گسترش و تعمیق فقر را از نقطه عطف ۱۳۹۷ تا به امروز داریم.

این اقتصاددان افزود: برای اولین بار در تاریخ اقتصادی معاصر ایران، در عرض سه سال اندازه جمعیت فقیر در کشور دو برابر شده است.

وی ادامه داد: ولی پرسش بنیادی این است که اگر ما مثلاً آن هدایت‌های معصومین و مسلمات قرآن را مبنا قرار بدهیم، چطور شد که با مشاهده این روند پرشتاب فقر و نابرابری، هیچ نوع تغییری در سیاست‌هایمان مشاهده نمی‌کنیم؛ بلکه پافشاری مشکوک روی جدی‌ترین سیاست‌های مخرب مشاهده می‌کنیم؟

مومنی گفت: خب، اینها نیازمند واکاوی جدی است. من می‌گویم از دریچه میراث اندیشه‌ای علامه حکیمی می‌توانیم ره‌گیری کنیم. وی افزود: در کل محاسباتی که مثلاً افراد را ترجیح می‌دهید، پنهان‌کاری را به جای شفافیت در دستور کارتان می‌گذارید و همه آن ماجرا‌های دیگری که باید تغییر کند.

شناخت عالمانه اسلام، پیوند میان عقل و شرع را آشکار می‌کند

این اقتصاددان در ادامه گفت: یکی دیگر از آن چیز‌هایی که به نظر من خیلی فوق‌العاده است و نشان می‌دهد که اگر به معنای دقیق کلمه شما عالمانه به شناخت اسلام رو بیاورید، دقیقاً می‌گوید آنچه عقل حکم می‌کند، شرع هم حکم می‌کند و بالعکس. شما این یگانگی را به شکل معجزه‌آسا می‌توانید مشاهده کنید.

وی افزود: ببینید، مثلاً آقای حکیمی در این کتاب «من‌های فقر» شان، من حالا می‌گویم، نمی‌خواهیم مثلاً خدای ناکرده بت‌پرستی جدید راه بیندازیم یا چیز دیگر. از موضع تخصصی شاید بشود خیلی نقد‌ها به حتی نوع شناخت اسلام آقای حکیمی هم وارد کرد. من نمی‌خواهم مقدس‌سازی کنم، ولی می‌خواهم بگویم یک وجوهی در این اندیشه‌ها وجود دارد که واقعاً راهنمایی می‌کند ما را. ما نمی‌خواهیم مواجهه مطلق‌انگارانه با یک اندیشه، ولو در تراز انسانی مثل آقای حکیمی باشد، را رواج بدهیم؛ ولی می‌خواهم بگویم واقعاً اینها در آثارشان به طور نسبی مسائل را خیلی دقیق می‌توان بررسی کرد.

مسئله فقر، ساختاری است و راه‌حل ساختاری می‌طلبد

این اقتصاددان ادامه داد: یکی از این وجوه که در «من‌های فقر» خیلی قشنگ توضیح داده، به تعبیر من، می‌گوید اگر می‌خواهی با فقر برخورد مؤثر بکنی، باید بدانی که یک‌ساعتی و تک‌علتی نمی‌تواند این کار را بکنی.

مومنی گفت: به تعبیر من، آقای حکیمی هم مثل همه بزرگان علم و دین می‌گوید مسئله فهم، یک مسئله ساختاری است و بنابراین راه‌حل ساختاری هم می‌طلبد.

وی افزود: حالا به این بیان آقای حکیمی در میان شکل‌دهنده به فقر، سه عامل نقش‌شان خیلی مهم‌تره؛ عامل شماره یک، حاکمان؛ یعنی ساخت سیاسی و نوع قاعده‌گذاری و اجرا و تخصیص منابع. می‌گوید این خیلی ضریب اهمیتش از بقیه عوامل بیشتر است.

مومنی گفت: دوم می‌گوید اغنیا و ثروتمندان. اینها را قرآن مفصل توضیح داده؛ قرآن می‌گوید فقرا از اموال اغنیا سهم دارند. بله، اینها را قشنگ ایشان با جزئیات توضیح داده است. سومین عنصر بسیار حیاتی، شیوه آن دسته از عالمان دینی است که حرفشان در ساخت سیاسی بیشتر خرید دارد.

این اقتصاددان تصریح کرد: ببینید، هم می‌فهمد و هم حریت اینها را می‌گوید و همان‌طور که عرض کردم، در بعضی از آثارشان ایشان خیلی مرزبندی‌های شدید بین آنچه که اسلام گفته و می‌خواهد و با آنچه که در جریان است را مطرح کرده؛ خیلی، خیلی شدید.

وی ادامه داد: واقعاً بعد از اینکه اینها را توضیح می‌دهد، در این کتاب می‌گوید برای اینکه خیالتان را روشن بکنم که سیاست فقرزا هیچ نسبتی با دین ندارد، که برآیند همه آن نکته‌سنجی‌ها و راهنمایی‌هایی که رهبر معصومان ما گفت و قرآن گفته، خیالتان این‌جوری راحت کنید.

مومنی گفت: صفحه ۱۰۴ کتاب «من‌های فقر» می‌گوید “خیالتان این‌جوری راحت کنم؛ هر جا دیدید فقر هست، یقین کنید دین نیست”. یعنی در نسبت‌سنجی‌هایتان باید این‌قدر دقت داشته باشید. در همان صفحه می‌گوید به خاطر اینکه بنا به تعریف قرآن و معصومان، جامعه دینی، جامعه عامل بالعدل و قائم بالقسط است.

اجرای عدالت، مهم‌ترین حق عامه و مطالبه مردم است

این اقتصاددان ادامه داد: در کتاب «جامعه‌سازی قرآنی» محمدرضا حکیمی، صفحه ۱۱۴، پنجمین ابتکار هدایتگر که از دل اندیشه‌های علامه حکیمی می‌تواند معنای اصلاح و ارتقای حوزه‌های کنونی و یک آسیب‌شناسی عالمانه دینی قرار بگیرد، این است که ایشان براساس آن الگوی اسلام‌شناختی که دارند، می‌فرمایند اجرای عدالت، مهم‌ترین حق عامه، مهم‌ترین مطالبه مردم و راه اصلی اصلاح جامعه است.

وی گفت: حالا چقدر ماجرا داریم در این زمینه. مثلاً اگر این را به صورت تطبیقی در اندیشه‌های آقای طالقانی و بهشتی و مطهری و اینها رأی‌گیری کنید، خیلی جنبه اجرایی‌تر و عملیاتی‌تر می‌شود در واقع برایش در نظر گرفت.

فقرزدایی و برقراری عدالت، با مشروعیت و توان اداره حکومت پیوند دارد

مومنی افزود: نکته‌ای که به نظر من خیلی فوق‌العاده است و من اسمش را گذاشتم ابتکار ششم، در جلد شش «الحیات»، صفحه ۵۳۰، در آنجا می‌گوید که آقا، اگر تو به برپایی قسط و رفع ظلم و فقر اهتمام نورزی، مسئله فقط این نیست که قیامتی خواهیم داشت که در همین دنیا فردی و اجتماعی ظاهر می‌شود.

این کارشناس اقتصادی ادامه داد: من آن وجوه مثلاً اجتماعی‌اش را این‌جوری چیز کردم و واقعاً کاش مجال بود. الان فقط آدرس می‌دهم به شما؛ معنای آنها را متناسب با ادبیات روز دانش‌توسعه‌گیری کنید.

مومنی گفت: مثلاً به کار‌های عجم‌اوغلو مراجعه کنید. این آدم ۵۰ سال پیش از قرآن و سنت این چیز‌ها را کشیده و این الان مرز‌های دانش توسعه هم دارند همین را می‌گویند.

وی تصریح کرد: می‌گوید حکومتی که نتواند فقر را برطرف کند و عدالت را برقرار بکند، امتی است که در اداره کشور ناتوان خواهد بود، در همه‌شان حکومت مشروعیت نخواهد داشت.

این اقتصاددان در پایان تصریح کرد: دومین نکته که ایشان می‌گویند، که تا کمال تأسف کاملاً انطباق دارد با آخرین یافته‌های گزارش‌های سنجش ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان و همین‌طور گزارش‌های اندازه‌گیری سرمایه اجتماعی که سال ۷۴، در سال ۱۴۰۴، چند هفته پیش مطرح شده و گفتم دیگر کارش نهایی شده، این است که وقتی مردم به سمت فقر کشیده بشوند، به خاطر فقر و نابخردی و سیاست‌های نادرست ما، با پدیده سست شدن دین رو‌به‌رو می‌شوند.


۳ ساعت قبل / سایت تجارت نیوز

سیاست‌های تورم‌زا اقتصاد ایران را از درون تهی کرده است

به گزارش تجارت نیوز، فرشاد مومنی در همایش «انرژی، معیشت، امنیت ملی» با اشاره به شرایط اقتصادی کشور اظهار کرد: تک‌تک ما باید با توجه به شرایط کنونی کشور، یکدیگر را دعوت کنیم که مسائل را با دقت و از زوایای مختلف ببینیم. آنجایی که مسائل ما ریشه معرفتی دارد، باید با ابزارهای متناسب با همان حوزه به آن نگاه کنیم و آنجایی که مسائل ریشه در فساد دارد، ابزارها متفاوت است.

وی با انتقاد از آنچه طی سال‌های گذشته تحت عنوان بازارگرایی در ایران دنبال شده است، گفت: در این دوره، رویکردی به نام بازارگرایی مطرح شد که به قیمت ایجاد فقر و نابرابری‌های گسترده برای بخش‌های مهمی از جمعیت کشور تمام شده است. در عین حال باید آن نظریه‌ای را که با ابزار دستکاری‌شده‌ای به نام بازار، این وضعیت را توجیه کرده است، مورد بازخواست قرار دهیم.

مومنی افزود: در تمام این دوره، نهادی وجود داشته که باید اسلامیت، انطباق با قانون اساسی و قواعد حاکم بر کشور را ارزیابی می‌کرد. باید پرسید با چه رویکردی از اسلام گفته شد که این سیاست‌ها نه اشکال شرعی دارند و نه اشکال قانون اساسی، در حالی که از دل آن‌ها این حجم از فقر، فساد، نابرابری و وابستگی پدید آمده است.

این اقتصاددان ادامه داد: نگرش‌هایی به جای نگرش‌های افرادی مانند شهید بهشتی و طالقانی، مبنای اسلامی بودن قرار گرفته است. دکتر سبحانی نیز چندین سال پیش این مسئله را مطرح کرد، اما کسی به آن اعتنا نکرد. شورای نگهبان برای اینکه خیال خود را راحت کند، از رویکردی تحت عنوان «عدم مغایرت» استفاده کرده است، با تعریفی که از عدم مغایرت ارائه شده است.

وی با بیان اینکه مسائل کشور باید به اندازه پیچیدگی آن‌ها مورد توجه قرار گیرد، اظهار کرد: مدت‌هاست بخش مهمی از تصمیم‌گیری‌های کلیدی کشور فراتر از مجلس و دولت و در چارچوب مصوبه‌های خاص انجام می‌شود. از همان زمانی که اختیارات غیرعادی به برخی بخش‌ها داده شد، افرادی به‌صراحت هشدار دادند که این روند اوضاع را بدتر خواهد کرد. امروز نیز دیده‌ایم که دور زدن مجلس، صرف‌نظر از کیفیت مجلس، کیفیت سیاست‌گذاری در ایران را بسیار فاجعه‌آمیزتر کرده است.

مومنی با تأکید بر ضرورت بازنگری اساسی در سیاست‌های اقتصادی گفت: وقتی تحت سیطره نهادهایی هستیم که مناسبات آن‌ها بر فقیر و ذلیل کردن اکثریت جمعیت و تقویت مافیاها استوار است، جابه‌جایی افراد، چه بین دولت‌ها و چه در درون دولت‌ها، در بهترین حالت آثار کوتاه‌مدت خواهد داشت.

وی افزود: مسئله حیاتی این است که باید با نظام تصمیم‌گیری اساسی کشور صحبت کنیم و بگوییم رویکردی را انتخاب کرده‌اید که اصالت را به مدل‌های لحظه‌ای و آنچه بازارگرایی نامیده می‌شود، می‌دهد؛ اما این رویکرد را در کشوری به کار می‌برید که با عدم تعادل‌های ساختاری مزمن مواجه است.

رئیس موسسه دین و اقتصاد با اشاره به اینکه طی دهه‌های گذشته منتقدان این سیاست‌ها با واکنش‌هایی مواجه شده‌اند، گفت: از روز اول، نقدهایی که به این رویه وجود داشت یا تجزیه و تحلیل نمی‌شد، یا معترضان را می‌ترساندند و تنبیه می‌کردند و مسائل را از امروز به فردا می‌رساندند. اکنون نزدیک به چهار دهه گذشته است و داده‌هایی که نهادهای رسمی خودشان منتشر کرده‌اند، دیگر امکان تکذیب و انکار مسئله را باقی نمی‌گذارد.

وی ادامه داد: برای آن بخش از ساختار قدرت که بقای خودش، معیشت مردم و امنیت کشور برایش اهمیت دارد، خوب است بررسی کند که در این چهار دهه چه تصوراتی داشته و چه اتفاقی افتاده است. دیگر نمی‌توان با برگزاری جلساتی که در آن‌ها به قول خودشان خالص‌سازی می‌کردند تا صدای دیگری شنیده نشود، مسئله را حل کرد.

مومنی گفت: مسئله حیاتی دیگر، عجز حکومت در اصلاح رویه‌هایی است که خودش نیز قبول دارد غلط است. علت این عجز آن است که در پرتو مجموعه سیاست‌هایی که ما آن را ساختاری می‌نامیم، حکومت به دست خود از حاکمیت بر بخش‌هایی از اقتصاد تهی شده است.

وی افزود: بخش‌های بزرگی از بازار پول، بازار ارز، بازار سرمایه و بازار کالا دیگر تحت اراده حکومت نیست و مطلقاً از سیاست‌های حکومت تبعیت نمی‌کند. در میان این بازارها، اسفبارترین وضعیت مربوط به بازار کار است. خود دولت گزارش می‌دهد که نزدیک به دو سوم بازار کار ایران غیررسمی است؛ یعنی اراده سیاست‌گذار به بخش بزرگی از این بازار اصابت نمی‌کند و حقوق قانونی نیروی کار نیز به این شاغلان تعلق نمی‌گیرد.

این اقتصاددان با بیان اینکه شغل در ایران قادر به رفع فقر نیست، اظهار کرد: این مسئله به صدها شکل در گزارش‌های رسمی منعکس شده است. تحت نهادهای بهره‌کش و این مناسبات، همه‌چیز به سمتی می‌رود که منافع حکومت و تولیدکنندگان در مرکز قرار گیرد و عامه مردم در حاشیه باشند.

مومنی با اشاره به وضعیت پنج بازار اصلی گفت: پنج بازاری که درباره آن‌ها صحبت کردم، میان‌تهی و از کار افتاده شده‌اند و باید برای این مسئله فکری کرد. در بازار سرمایه ایران، تقریباً ۸۵ درصد آن در کنترل… است. در بازار پول نیز کسانی که از خلق پول از هیچ، به دنبال ثروت‌اندوزی‌های غیرعادی هستند، نقش قابل توجهی پیدا کرده‌اند.

وی افزود: بر اساس گزارش‌های رسمی، به ازای هر یک واحدی که نقش رسمی کشور در خلق نقدینگی دارد، بانک‌های عمدتاً خصوصی سهمی بیش از شش واحد دارند. با این حال، وقتی با اتفاقی که در بازار پول رخ می‌دهد مواجه می‌شویم، به جای اصلاح سیاست غلطی که حکومت را از حاکمیت تهی کرده است، رئیس بانک مرکزی را جابه‌جا می‌کنیم.

مومنی با بیان اینکه مسئله اقتصادی کشور به موضوع امنیت ملی نیز ارتباط پیدا کرده است، گفت: در یک افق بلندمدت، ما با نظمی مواجه شده‌ایم که به خارج متکی است و خانواده‌های بسیاری را در اسارت فقر و نابرابری قرار داده است.

وی ادامه داد: اگر بخواهیم تصور کنیم که نظام حکومتی ما به‌کلی میان‌تهی شده است، باید به گزارش‌های رسمی مراجعه کنیم. در این گزارش‌ها، وقتی درباره علت شرایط موجود صحبت می‌شود، همه از بی‌ثباتی، ناامنی و بحران سخن می‌گویند؛ اما باید پرسید این بی‌ثباتی چه کاری انجام می‌دهد.

رئیس موسسه دین و اقتصاد گفت: یکی از استدلال‌هایی که مطرح می‌شود این است که انحصارگران مافیایی از قدرت قیمت‌گذاری دلبخواه استفاده می‌کنند و به سیاست‌ها تن نمی‌دهند و در نتیجه، فشارها را از طریق سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی به مردم منتقل کنیم.

وی افزود: استدلال دیگر این است که بخش بزرگی از صادرکنندگان، با وجود قوانین، ارزهای صادراتی خود را برنمی‌گردانند و نتیجه‌ای که از آن گرفته می‌شود این است که باید فشار را بر مردم و تولیدکنندگان وارد کرد.

مومنی تصریح کرد: از همه تکان‌دهنده‌تر این است که گفته می‌شود چون به سیاست‌های تورم‌زا معتاد شده‌ایم و نمی‌توانیم از آن اجتناب کنیم، چاره‌ای جز وارد کردن شوک‌های پی‌درپی به نرخ ارز نداریم. این یعنی به زبان بی‌زبانی، اصلاح رفتار و منافع الیگارشی‌ها به حاشیه رفته و هزینه اصلاحات بر مردم و تولیدکنندگان تحمیل می‌شود.

وی با بیان اینکه در یک نگرش بلندمدت، زمان از دست می‌رود، اظهار کرد: سیاستی اجرا می‌شود که شاید از صد بار، صد بار شکست بخورد و دوباره صورتک‌هایی را می‌بینیم، در حالی که اصل ماجرا در جای دیگری است. باید هرچه زودتر به دنبال راهکار باشیم تا مسیر برای اصلاحات واقعی باز شود.

مومنی با اشاره به محدودیت منابع ارزی کشور گفت: باید پرسید منابع ارزی محدود را به واردات خودرو اختصاص دهیم یا به واردات دارو و نیازهای اساسی مردم؟ برای پاسخ به این پرسش، به سطح بالاتری از تفکر و تصمیم‌گیری نیاز داریم.

وی افزود: بنیان‌های نظری این رویکردها و سازوکارهای عملیاتی کردن آن‌ها برای ایران نیز مورد توجه قرار گرفته بود، اما در اینجا از ورود به آن بحث صرف‌نظر می‌کنم و فقط می‌خواهم به یکی دو نکته اشاره کنم که نشان می‌دهد مسئله دیگر فقط بخش کشاورزی یا صنعت نیست، بلکه مسئله امنیت است.

این اقتصاددان ادامه داد: چرا تصور می‌کنیم اگر بعد از ماجرای تنگه هرمز، کشور تحت محاصره قرار گیرد، با فشارهای غیرعادی مواجه خواهیم شد؟ زیرا در پرتو نهادهای بهره‌کش، شیره جان کشاورز و صنعتگر کشور را کشیده و تقدیم مافیاها کرده‌ایم. تا زمانی که این مناسبات متوقف نشود، امکان ندارد بتوانیم در همه عرصه‌های حیات اقتصادی و اجتماعی ایران کار جدی انجام دهیم.

مومنی تأکید کرد: از این زاویه، آسیب‌پذیری ما برای حفظ تمامیت ارضی کشور بسیار بالاست و در این زمینه هیچ تعارفی وجود ندارد. اگر اوضاع و احوال به‌گونه‌ای بود که توصیه‌های منطقی و این مسائل دیگر کارساز نبود، باید رمان بنویسند و تئاتر اجرا کنند. در قرن بیست‌ویکم، در ربع یا نیمه نخست این قرن، اینکه یک مقام کلیدی کشور بگوید اگر من … ارزی ایجاد نمی‌کردم، کشور…، بسیار تأسف‌بار و حتی شرم‌آور است.

وی با اشاره به پیامدهای سیاست‌های تورم‌زا گفت: اساساً سیاست‌های تورم‌زا و اشتغال‌زدا در تمام دنیا و حتی در همان متونی که خود دولت منتشر می‌کند، به‌عنوان سیاست‌هایی شناخته می‌شوند که از طریق کمیابی مصنوعی، قحطی را به بخش بزرگی از جمعیت تحمیل می‌کنند.

مومنی افزود: این سیاست‌ها متوقف نمی‌شوند، زیرا بسیاری از متقاضیان نه به دلیل اینکه کالا وجود ندارد، بلکه به دلیل اینکه قدرت خرید ندارند، از گردونه تقاضا خارج می‌شوند. در این شرایط، این همه محرومیت و قحطی‌زدگی به جمعیت تحمیل می‌شود و حتی بابت اینکه عرضه ارزاق با مشکل مواجه نشده است، منت نیز گذاشته می‌شود.

وی در پایان گفت: وقتی اقتصاد به سمت یک بحران فراگیر در تقاضای مؤثر می‌رود، مشکل کشور دسترسی به کالا نیست؛ مشکل این است که اکثریت قاطع فقرا اصلاً قادر به اعمال تقاضا نیستند.

منبع: ایسنا




 سردمداران ورود و خروج حقیقی‌ها - ۱۴۰۵/۰۵/۳۱
۵۶ دقیقه قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

سردمداران ورود و خروج حقیقی‌ها - ۱۴۰۵/۰۵/۳۱

k: خروج | ورود | حقیقی | سردمداران

 فرصت 29.5 تریلیون‌ دلاری معادن آفریقا
۵۶ دقیقه قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

فرصت 29.5 تریلیون‌ دلاری معادن آفریقا

دنیای‌ اقتصاد: ذخایر غنی مواد معدنی حیاتی آفریقا، این قاره را در مرکز گذار جهانی به انرژی‌های پاک قرار داده است. با‌این‌حال، رهبران کشورهای جنوب آفریقا اکنون با پرسشی مهم‌تر از میزان استخراج این منابع روبه‌رو هستند: آیا منطقه می‌تواند سهم بیشتری از ارزش اقتصادی ایجادشده از این منابع را در داخل خود حفظ کند؟

 اتابک هم کاتب سند کیفیت خودرو شد؛ سیاهه‌ای تازه در دفتر ناکارآمدی
۴ ساعت قبل / سایت اسب بخار

اتابک هم کاتب سند کیفیت خودرو شد؛ سیاهه‌ای تازه در دفتر ناکارآمدی

اتابک هم کاتب سند کیفیت خودرو شد؛ سیاهه‌ای تازه در دفتر ناکارآمدی | اسب بخار |

 چهارمین هفته  سبز  بورس
۵۶ دقیقه قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

چهارمین هفته سبز بورس

معاملات بورس تهران در هفته گذشته در شرایطی به پایان رسید که نماگرهای اصلی بازار سهام بار دیگر مسیر صعودی را پیمودند و هر دو شاخص کل و هموزن به اوج‌های تاریخی جدید رسیدند. شاخص کل با رشد 3.8درصدی در محدوده ۵‌میلیون و ۹۵۲هزار واحد قرار گرفت و فاصله خود با مرز روانی ۶‌میلیون واحد را به حداقل رساند.

 کسرام یک باب مغازه فروخت
۹ ساعت قبل / سایت صدای بورس

کسرام یک باب مغازه فروخت

شرکت پارس سرام با نماد «کسرام» از نتیجه پنجمین مزایده فروش ملک تجاری خود خبر داد.

 پرداخت 3500 میلیارد تومان خسارت خودروهای آسیب دیده از جنگ/وام 1419 شهید جنگی تسویه شد
۵ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

پرداخت 3500 میلیارد تومان خسارت خودروهای آسیب دیده از جنگ/وام 1419 شهید جنگی تسویه شد

اقتصادنیوز: اف‌بی‌آی در روزهای اخیر به اداره‌های پلیس در ایالت کالیفرنیا هشدار داده است که ایران ممکن است در واکنش به حملات آمریکا، با پهپاد به سواحل غربی ایالات متحده حمله کند؛ این موضوع بر اساس هشداری است که شبکه ABC News به آن دست یافته است.