قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۹ ساعت قبل

گسترش پدیده بیکاری انتخابی

«دن کودا» پس از 6 ماه جست‌وجوی شغل و فرستادن رزومه به این سو و آن سو دست از تلاش کشید. او شغل برنامه‌ریزی فنی یا مدیریت پروژه‌ای را که دنبالش می‌گشت، پیدا نکرد و تصمیم گرفت کلا دست از جست‌وجو بردارد.
 گسترش پدیده بیکاری انتخابی

کودا از حوالی دسامبر ۲۰۲۵ که از شغل قبلی خود تعدیل شد، بیش از ۳۰۰ ساعت را به کاریابی و ارسال ده‌ها درخواست شغلی گذراند. در این مدت، ۱۵ مورد از کارفرمایان موقعیت‌های شغلی بالقوه‌ای برای او داشتند که هیچ‌کدام از آنها پس از طی مصاحبه‌هایی طولانی و طاقت‌فرسا به کودا نرسید. تا ماه ژوئن، او به این نتیجه رسید که دیگر قصد ندارد این جست‌وجوی جانکاه را ادامه دهد. کودای ۴۰ ساله که اهل شهر دورام از کارولینای شمالی است، در مصاحبه با سی‌ان‌بی‌سی گفته: «بازار کار مرا فرسوده کرده است. هر روز به بن‌بست پس از بن‌بست می‌رسیدم و راه به جایی پیدا نمی‌کردم.»

در ژانویه امسال، تعداد تعدیل‌های اعلام شده به سطحی رسید که از سال ۲۰۰۹، در میانه بحران مالی بزرگ دیده نشده بود (براساس آمارهای شرکت کاریابی جهانی چلنجر،‌ گری‌اند کریسمس). کودا با گفتن اینکه «استخر متقاضیان شغلی سرریز شده است»، به این نکته اشاره دارد که تعدیل‌های گسترده باعث شده که هزاران شاغل سابق مانند خودش، یکباره به بازار کار هجوم آورند و نوعی رقابت اجباری بین آنها شکل گیرد. 

او می‌پرسد: «با این شرایط، چقدر شانس دارید؟»

جست‌وجوگران مایوسی مانند کودا که حداقل فعلا دست از تلاش می‌کشند، بخشی از روندی هستند که اقتصاددانان را نگران می‌کند. نرخ مشارکت نیروی کار که درصد جمعیت در سن کار (شامل افرادی که یا شاغل هستند و یا به طور فعال در جست‌وجوی کارند) را نشان می‌دهد، از ابتدای هزاره سوم چشم‌اندازی نزولی داشته است که مهم‌ترین عامل آن جمعیت رو به سالخوردگی و کاهش جوانان ورودی به بازار کار بوده است.

نرخ مشارکت نیروی کار ۲۵ تا ۵۴ ساله در ماه ژوئن، بزرگ‌ترین سقوط یک‌ماهه خود (به جز در دوران کرونا) را از سال ۱۹۷۶ تاکنون تجربه کرد. نزدیک به ۷۲۰ هزار نفر فقط در آمریکا در بازه مه تا ژوئن از کار کردن یا جست‌وجوی کار دست کشیدند. به گفته «هتر لانگ»، اقتصاددان ارشد شرکت خدمات مالی «نیوی فدرال کردیت یونیون» (Navy Federal Credit Union) کسانی که بازار کار را ترک می‌کنند، از هر دو گروه مردان و زنان هستند و بیشترشان سن ۲۵ تا ۳۴ سال دارند. در این میان، سطوح بالای بیکاری بلندمدت ادامه دارد. براساس آمارهای اداره کار فدرال تا ماه ژوئن، ۱.۹‌میلیون شهروند ایالات متحده، یا حدود ۱ نفر از هر ۴ نفر بیکار این کشور، بیش از شش ماه از بیکاری و جست‌وجوی شغل‌شان می‌گذشت. ادامه بازار کاری با نرخ استخدام پایین و نرخ اخراج پایین باعث شده که یافتن شغل مناسب چالشی‌تر شود و افراد بیشتری را به سمت خروج از بازار هل می‌دهد.  عوامل بیکاری انتخابی

اقتصاددانان بیش از همه نگران کاهش نرخ مشارکت نیروی کار هستند. آنها روند نزولی این نرخ در ایالات متحده را ناشی از چندین عامل موثر می‌دانند که بر یکدیگر نیز اثرگذار هستند؛ از جمله موج گسترده کارکنان رو به بازنشستگی و سطح پایین مهاجرت به آمریکا. لانگ می‌گوید: برخی والدین شاغل، به‌ویژه مادرانی با فرزندان خردسال و همچنین افراد دارای معلولیت، ممکن است با رقابت شدید برای مشاغل دورکاری یا انعطاف‌پذیر مواجه شوند؛ مشاغلی که امروزه به سادگی به دست نمی‌آیند.

اما متغیرهای سخت، تنها عوامل کاهشی بودن نرخ مشارکت نیروی کار نیست. استرس و فشارهای ذهنی و روانی نیز احتمالا نقشی در این میانه دارند. کودا می‌گوید که در ماه ژوئن و پس از آن دست از جست‌وجوی شغل برداشت که گفت‌وگویی با همسرش داشت. او متوجه شده بود فرآیند طاقت‌فرسای جست‌وجوی شغل چقدر بر روحیه و خلق‌وخوی کودا اثر منفی گذاشته است.

«کارل فن هورن»، رئیس مرکز توسعه نیروی کار هلدریچ از دانشگاه راتگرز در ماه ژوئن به خبرگزاری سی‌ان‌بی‌سی گفته: «به جز مرگ یک عضو خانواده یا یک دوست صمیمی، بیکاری یکی از ویران‌کننده‌ترین اتفاقاتی است که مردم با آن مواجه می‌شوند.»

نزدیک به نیمی از جویندگان شغل در یک پژوهش عنوان کردند که این فرآیند اثراتی منفی بر سلامت روان آنها داشته است. در این نظرسنجی ماه آوریل شرکت رزومه «جینیس» (Resume Genius) از هزار جست‌وجوگر فعال شغل آمریکا، عواملی مانند شنیدن جواب رد، پاسخ ندادن کارفرمایان، فشارهای مالی و کاهش انگیزه از مهم‌ترین دلایل فشار روانی بر جویندگان شناسایی شد.

در این میان، کارفرمایان عادت کرده‌اند که درباره شکاف فعالیت در رزومه متقاضیان نیز سوال کنند و همین موضوع باعث می‌شود هر قدر زمان جست‌وجوی شغل طولانی‌تر شود، امکان موفقیت آن نیز کمتر شود.

کودا می‌گوید که رفتارهای سرد و جواب‌های نصفه و نیمه در فرآیند جست‌وجو، روی او کمتر از سایر جست‌وجوگران فشار آورده است؛ چرا که خانواده آنها به شدت در حال پس‌انداز بوده‌اند و دست‌کم مشکل مالی چندانی ندارند. او و همسرش که هنوز شغلی تمام‌وقت در منابع انسانی دارد، در تلاش بودند که به بازنشستگی زودتر از موعد برسند. هرچند آنها اکنون مجبور به استفاده از پس‌اندازهای بازنشستگی شده‌اند، کودا می‌گوید که با صرفه‌جویی در هزینه‌هایی مانند رستوران، نگهداری باغچه و خدمات نظافت منزل می‌توانند از عهده انصراف از بازار کار برآیند.

دیگران کم‌شانس‌تر هستند. برخی جست‌وجوگران گفته‌اند که با ادامه بیکاری، مجبور به دریافت کمک مالی از والدین خود شده‌اند، برخی به خانه والدین بازگشته‌اند و برخی حتی مجبور به بازگشت به شهرها و کشورهای مادری خود می‌شوند.

در این میان، تعداد دیگری هستند که رضایت‌بخش نبودن بازار کار را توفیقی اجباری برای بازگشت به تحصیل و بهبود رزومه خود یافته‌اند. عده دیگری نیز هستند که فرصت یافته‌اند با اندکی فاصله گرفتن از رقابت پرسرعت اشتغال، در وضعیت کار و زندگی خود بازنگری کنند.

منبع: CNBC این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد



۲۴ دقیقه قبل / سایت آفتاب نیوز

مزد در تعقیب قیمت غذا؛ دستمزد پشت سفره جا ماند!

به گزارش آفتاب نیوز،

شهروندان ایرانی در سال‌های تازه‌سپری‌شده بار‌ها شنیدند که دستمزد‌ها افزایش یافته، یارانه‌ها بیشتر شده و دولت‌ها برای نگه‌داشتن قدرت خرید خانوار تلاش کردند. این سخنان، اما هنگامی که پای خرید روزانه و ماهانه مواد غذایی به‌میان می‌آید با پرسشی ساده روبه‌رو می‌شوند: چرا افزایش مزد در زندگی شهروندان دیده نمی‌شود و چرا سفره‌ای که چند سال پیش با یک‌حقوق ماهانه به‌دشواری تامین می‌شد امروز حتی با دو حقوق نیز کامل نمی‌شود؟ پاسخ این پرسش را باید در فاصله‌ای جست‌و‌جو کرد که میان شتاب افزایش دستمزد و سرعت رشد قیمت مواد غذایی پدیدار شده است.

محاسبات «جهان‌صنعت» بر پایه گزارش‌های متوسط قیمت اقلام خوراکی منتخب در مناطق شهری مرکز آمار ایران نشان می‌دهد هزینه ماهانه یک‌سبد ثابت غذایی برای خانوار چهار‌نفره از حدود ۲‌میلیون و ۸۰‌هزار تومان در تیر ۱۳۹۹ به‌۳۷‌میلیون و ۷۰۰‌هزار تومان در تیر ۱۴۰۵ رسیده است. به‌این ترتیب خانوار برای خرید همان مقدار ثابت از همان اقلام اکنون بیش از ۱۸برابر شش سال پیش پول نیاز دارد.

در سوی دیگر این معادله حداقل مزد ماهانه کارگران از حدود یک‌میلیون و ۹۱۰‌هزار تومان در سال۱۳۹۹ به‌۱۶‌میلیون و ۶۲۵‌هزار تومان در سال ۱۴۰۵ افزایش یافته است. مزد در این دوره ۷/‏۸ برابر شده، اما هزینه سبد مورد بررسی ۱/‏۱۸ برابر شده است. معنای ساده این دو عدد آن است که قطار قیمت غذا بیش از دوبرابر سریع‌تر از قطار حداقل مزد حرکت کرده و مزد، با وجود همه افزایش‌های اسمی پشت سفره جا مانده است.

این عدد هزینه کل زندگی نیست

پیش از رفتن به‌درون عدد‌ها باید روشن کرد که رقم ۷/‏۳۷‌میلیون تومان به‌معنای کل هزینه زندگی خانوار یا حتی سبد رسمی معیشت کارگران نیست. این محاسبه بر پایه یک‌سبد ثابت از اقلام منتخب خوراکی انجام شده که برنج، ماکارونی، گوشت گوسفند و گاو، مرغ، تخم‌مرغ، شیر، ماست، پنیر، روغن، حبوبات، میوه، سبزیجات، قند، شکر، رب و چای را در بر می‌گیرد. نان نیز به‌دلیل محدودیت داده‌های همسان و قابل مقایسه در این محاسبه وارد نشده است.

هزینه مسکن، آب، برق، گاز، حمل‌ونقل، پوشاک، درمان، آموزش و دیگر نیاز‌های خانوار هم جایی در این عدد ندارند؛ بنابراین با یک‌سبد معیشت کامل یا خط فقر روبه‌رو نیستیم. این سبد تنها یک‌خط‌کش ثابت است تا بتوان با آن اندازه گرفت خرید مقدار معینی از مواد غذایی در شش‌سال گذشته چقدر گران‌تر شده است.

در دنیای واقعی خانوار‌ها در برابر افزایش قیمت‌ها بی‌حرکت نمی‌مانند. آنها مقدار مصرف را کاهش می‌دهند، کالای ارزان‌تر را جانشین کالای گران‌تر می‌کنند، از کیفیت می‌کاهند یا برخی اقلام را به‌طور کامل از سفره کنار می‌گذارند. سبد ثابت این تغییر رفتار را نادیده می‌گیرد و درست به‌همین دلیل برای سنجش فشار قیمت‌ها اهمیت دارد. این محاسبه نمی‌پرسد خانوار امروز چه چیزی می‌خرد بلکه می‌پرسد اگر می‌خواست همان مقدار شش سال پیش را بخرد چه اندازه باید هزینه می‌کرد.

در تیر ۱۳۹۹ هزینه ماهانه سبد مورد بررسی برای یک‌نفر حدود ۵۱۹‌هزار تومان و برای خانوار چهار‌نفره حدود ۰۸/‏۲‌میلیون تومان بود. یک‌سال بعد، هزینه هر نفر به‌۷۷۸‌هزار تومان و هزینه خانوار به‌۱۱/‏۳‌میلیون تومان رسید. نخستین گام بزرگ در همین فاصله برداشته شد و هزینه سبد نزدیک به‌۵۰‌درصد افزایش یافت.

در تیر ۱۴۰۱ ورق با شتاب بیشتری برگشت. هزینه ماهانه هر نفر از ۷۷۸‌هزار تومان به‌حدود ۶/‏۱‌میلیون تومان رسید و هزینه خانوار چهار‌نفره از ۱۱/‏۳‌میلیون تومان به‌۴/‏۶‌میلیون تومان افزایش یافت. این به‌معنای رشد نزدیک به‌۱۰۶‌درصدی در یک‌سال بود. به‌بیان دیگر خانواری که در تیر ۱۴۰۰ با ۱/‏۳‌میلیون تومان این سبد را تهیه می‌کرد یک‌سال بعد برای خرید همان مقدار کالا بیش از دو برابر پول نیاز داشت.

حرکت قیمت‌ها پس از این جهش متوقف نشد، هرچند سرعت آن برای مدتی کاهش یافت. هزینه سبد در تیر۱۴۰۲ به‌۷/‏۸‌میلیون تومان و در تیر۱۴۰۳ به‌۷/‏۱۰‌میلیون تومان رسید. نرخ رشد سالانه آن در این دو مقطع به‌ترتیب حدود ۳۵ و ۵/‏۲۳‌درصد بود. این ارقام در مقایسه با جهش ۱۰۶‌درصدی سال ۱۴۰۱ کمتر به‌نظر می‌رسند، اما هنوز از افزایش‌های سنگینی حکایت می‌کنند که روی قیمت‌های از پیش جهش‌یافته انباشته شدند.

سال ۱۴۰۴ بار دیگر شتاب افزایش هزینه بیشتر شد. هزینه ماهانه سبد خانوار چهار‌نفره به‌۱/‏۱۷‌میلیون تومان رسید و در مقایسه با تیر ۱۴۰۳ نزدیک به‌۶۰‌درصد افزایش یافت. پس از آن بزرگ‌ترین جهش تمام دوره رخ داد: در تیر ۱۴۰۵ هزینه همین سبد به‌۷/‏۳۷‌میلیون تومان رسید یعنی تنها در یک‌سال حدود ۶/‏۲۰‌میلیون تومان به‌هزینه ماهانه آن افزوده شد. نرخ رشد ۸/‏۱۲۰‌درصدی نشان می‌دهد هزینه تهیه سبد در این یک‌سال بیش از دوبرابر شده است.

این مسیر شش‌ساله یک‌حرکت آرام و یکنواخت نبوده است. دوشکست بزرگ در خط هزینه دیده می‌شود: نخست در سال۱۴۰۱ و دیگری در فاصله تیر۱۴۰۴ تا تیر۱۴۰۵. آنچه میان این دو نقطه دیده می‌شود نیز بازگشت قیمت‌ها نیست بلکه تنها کندشدن موقت سرعت افزایش آنهاست. قیمت‌ها پس از هر شوک روی سکوی بالاتری ایستادند و موج بعدی از همان سکوی تازه آغاز شده است.

اندازه سفره و حذف ارز ترجیحی

جهش نخست با اجرای سیاست حذف ارز ترجیحی ۴۲۰۰تومانی در بهار۱۴۰۱ همزمان شد. تغییر نرخ تامین ارز برخی کالا‌های اساسی و نهاده‌های تولید، قیمت روغن، مرغ، تخم‌مرغ و لبنیات را در فاصله‌ای کوتاه بالا برد. آمار‌های همان زمان نیز نشان می‌داد تورم ماهانه خوراکی‌ها در خرداد۱۴۰۱ به‌سطحی کم‌سابقه رسیده است. دولت این سیاست را اصلاح شیوه توزیع یارانه و انتقال حمایت از ابتدای زنجیره به‌مصرف‌کننده معرفی می‌کرد. منتقدان، اما هشدار می‌دادند پرداخت نقدی ثابت نمی‌تواند در برابر افزایش پیوسته قیمت‌ها قدرت خرید خانوار را حفظ کند.

داده‌های این سبد اکنون بخشی از نتیجه را نشان می‌دهد. هزینه آن در فاصله تیر۱۴۰۰ تا تیر۱۴۰۱ نزدیک به‌۱۰۶‌درصد افزایش یافت در حالی که حداقل مزد حدود ۵۷‌درصد بالا رفت؛ بنابراین حتی افزایش قابل‌توجه مزد در سال۱۴۰۱ نیز نتوانست اثر جهش قیمت خوراکی‌ها را خنثی کند.

موج دوم از نیمه دوم سال۱۴۰۴ با شدت بیشتری شکل گرفت. کاهش دامنه تخصیص ارز ۲۸۵۰۰تومانی تغییر نرخ تامین ارز کالا‌های اساسی، افزایش هزینه واردات نهاده‌ها، جهش نرخ ارز، رشد هزینه‌های تولید و حمل‌ونقل و تعدیل قیمت‌های اداری‌شده مجموعه‌ای از فشار‌ها را به‌زنجیره غذا منتقل کرد. نمی‌توان همه افزایش قیمت‌های این دوره را تنها به‌یک‌تصمیم نسبت داد، اما همزمانی جهش خوراکی‌ها با تغییر سیاست ارزی کالا‌های اساسی روشن است.

براساس گزارش مرکز آمار تورم نقطه‌به‌نقطه کل در تیر۱۴۰۵ به‌۹/‏۸۷‌درصد و تورم سالانه به‌۶۶‌درصد رسید. نرخ تورم نقطه‌ای خوراکی‌ها نیز بسیار بالاتر از تورم عمومی ایستاد. در همین دوره روغن، برنج، لبنیات، مرغ و حبوبات از جمله گروه‌هایی بودند که افزایش‌های بزرگی را تجربه کردند. این همان اقلامی است که حضورشان در سفره خانوار را نمی‌توان به‌آسانی تجملی یا غیرضروری دانست.

گران‌ترین کالا سنگین‌ترین بار نیست

در نگاه نخست شاید فهرست کالا‌هایی که بیشترین درصد افزایش قیمت را ثبت کردند همه داستان را بازگو کند. قیمت روغن مایع از تیر۱۳۹۹ تا تیر۱۴۰۵ حدود ۴۲۲۳‌درصد افزایش یافته است. پس از آن پنیر با رشد ۱۹۹۳ درصدی، موز با ۱۹۷۴ درصد، لوبیاچیتی با ۱۹۴۵ درصد، نخود با ۱۹۲۳‌درصد و برنج با ۱۸۸۹‌درصد قرار دارند. قیمت شیر، ماست، مرغ و گوشت گاو نیز در این دوره حدود ۱۸ تا ۱۹ برابر شده است.

این عدد‌ها بزرگ و تکان‌دهنده بوده، اما برای فهم فشار واقعی واردشده بر بودجه خانوار کافی نیستند. درصد رشد قیمت به‌ما می‌گوید هر کالا نسبت به‌گذشته چقدر گران شده ولی نمی‌گوید آن کالا چه وزنی در مخارج خانوار دارد. ممکن است قیمت کالایی چند‌هزار‌درصد افزایش یابد، اما چون مقدار مصرف آن کم است اثر ریالی محدودی بر کل هزینه سبد بگذارد. درمقابل افزایش درصدی کوچک‌تر در کالایی که هر روز یا هر هفته مصرف می‌شود می‌تواند بخش بزرگی از درآمد خانوار را ببلعد.

روغن مایع روشن‌ترین نمونه است. این کالا با رشد بیش از ۴۲۰۰‌درصدی رکورددار افزایش قیمت در میان اقلام بررسی‌شده، اما افزایش هزینه ماهانه آن برای هر نفر حدود ۳۷۹‌هزار تومان برآورد می‌شود. درمقابل افزایش هزینه برنج برای هر نفر نزدیک به‌۲‌میلیون تومان است. پس برنج با وجود آنکه‌درصد رشد قیمت پایین‌تری از روغن داشته بیش از پنج‌برابر روغن به‌افزایش هزینه ماهانه سبد افزوده است.

این تفاوت میان سرعت گرانی و وزن گرانی برای سیاستگذاری نیز اهمیت دارد. اگر حمایت‌ها تنها براساس اقلامی تنظیم شود که بالاترین نرخ افزایش قیمت را داشتند ممکن است کالا‌هایی نادیده گرفته شوند که بار ریالی بزرگ‌تری بر دوش خانوار گذاشتند.

۴ قلم و ۵۷‌ درصد سفره

در تیر ۱۴۰۵ برنج به‌تنهایی ۴/‏۲۲‌درصد کل هزینه سبد یک‌نفر را به‌خود اختصاص داده است. هزینه ماهانه برنج برای هر نفر به‌حدود ۱۱/‏۲‌میلیون تومان رسیده است. پس از آن گوشت گوسفند با هزینه ۲۵/‏۱‌میلیون تومان و سهم ۳/‏۱۳‌درصدی قرار دارد. شیر با هزینه حدود ۰۱/‏۱‌میلیون تومان ۷/‏۱۰‌درصد سبد را در اختیار گرفته و مرغ با هزینه ۹۹۰‌هزارتومان سهمی ۵/‏۱۰‌درصدی دارد.

جمع سهم این چهارقلم به‌۹/‏۵۶‌درصد می‌رسد. به‌این ترتیب بیش از نیمی‌از هزینه سبد منتخب غذایی تنها در برنج، گوشت گوسفند، شیر و مرغ متمرکز شده است. خانوار پیش از آنکه به‌تخم‌مرغ، میوه، سبزیجات، حبوبات، روغن، چای و دیگر اقلام برسد باید بیش از نصف بودجه غذایی خود را برای چهارکالا کنار بگذارد.

همین چهار قلم موتور اصلی افزایش هزینه شش‌ساله نیز بودند. افزایش هزینه برنج برای هر نفر نزدیک به‌۲‌میلیون تومان، گوشت گوسفند ۱۸/‏۱‌میلیون تومان، شیر ۹۶۰‌هزار تومان و مرغ ۹۳۸‌هزار تومان بوده است. مجموع این افزایش‌ها به‌حدود ۱/‏۵‌میلیون تومان می‌رسد و تقریبا ۵۷‌درصد کل افزایش هزینه سبد را توضیح می‌دهد.

پس فشار اصلی تنها از کالا‌هایی نیامده که در جدول تورم رکورد زدند بلکه فشار اصلی از نقطه‌ای آمده که ضرورت مصرف با وزن بالای هزینه تلاقی کرده است. خانوار شاید بتواند مصرف موز، چای یا برخی حبوبات را کاهش دهد، اما حذف همزمان برنج، مرغ، شیر و گوشت به‌معنای تغییر اساسی در کیفیت تغذیه است.

در پله‌های بعدی تخم‌مرغ با هزینه ۴۸۹‌هزار تومان، سیب با ۴۴۸‌هزار تومان، گوشت گاو با ۴۰۸‌هزار تومان، روغن با ۳۸۸‌هزار تومان و ماست با ۳۳۸‌هزار تومان قرار دارند. ۹قلم اصلی روی‌هم نزدیک به‌۷۹‌درصد افزایش هزینه شش‌ساله این سبد را ساختند؛ بنابراین مساله با افزایش قیمت یک‌یا دو کالای خاص حل نمی‌شود بلکه هسته اصلی سفره به‌طور همزمان گران شده است.

مزد در تعقیب قیمت غذا

شورای عالی کار در سال۱۴۰۵ حداقل مزد را ۶۰‌درصد افزایش داد و پایه مزد ماهانه را از حدود ۴/‏۱۰‌میلیون تومان به‌۶/‏۱۶‌میلیون تومان رساند. این یکی از بزرگ‌ترین افزایش‌های اسمی مزد در سال‌های اخیر بود. با این حال هزینه سبد مورد بررسی در همین فاصله ۸/‏۱۲۰‌درصد بالا رفت؛ بنابراین هزینه سبد تقریبا دوبرابر سرعت افزایش مزد رشد کرد.

این عقب‌ماندگی ویژه سال۱۴۰۵ نیست. در سال۱۳۹۹ هزینه سبد خانوار چهار‌نفره معادل ۱۰۹‌درصد حداقل مزد بود. یک‌کارگر حداقل‌بگیر حتی در آن سال نیز با مزد پایه خود نمی‌توانست تمام این سبد را بخرد. نسبت هزینه سبد به‌مزد در سال۱۴۰۰ به‌۱۱۷‌درصد و در سال۱۴۰۱ به‌۱۵۳‌درصد رسید. در سال۱۴۰۲ این نسبت تا ۱۶۳‌درصد بالا رفت.

سال۱۴۰۳ یک‌استثنای کوتاه در این روند بود. حداقل مزد ۳۵‌درصد افزایش یافت در حالی که هزینه سبد مورد بررسی حدود ۵/‏۲۳‌درصد رشد کرد. در نتیجه نسبت هزینه سبد به‌مزد از ۱۶۳‌درصد به‌۱۴۹‌درصد کاهش یافت. این بهبود، اما نه حاصل کاهش قیمت‌ها، بلکه نتیجه رشد سریع‌تر مزد نسبت به‌هزینه سبد در یک‌سال بود. حتی در همان مقطع نیز حداقل مزد توانایی خرید سبد را نداشت.

بهبود محدود سال۱۴۰۳ در دو سال بعد از میان رفت. نسبت هزینه سبد به‌حداقل مزد در سال۱۴۰۴ به‌۱۶۴‌درصد و در تیر ۱۴۰۵ به‌۲۲۷‌درصد رسید. اکنون هزینه خرید این سبد بیش از ۲/‏۲ برابر حداقل مزد پایه است. یک‌حداقل‌بگیر پس از خرج‌کردن تمام مزد ماهانه خود هنوز بیش از ۲۱‌میلیون تومان برای تکمیل این سبد کم دارد آن‌هم پیش از پرداخت یک‌ریال اجاره، کرایه رفت‌وآمد، هزینه درمان یا آموزش.

البته مزد پایه همه دریافتی کارگر نیست. حق مسکن، بن خواربار، حق تاهل، حق اولاد و پایه سنوات می‌تواند دریافتی نهایی را افزایش دهد. با این حال همه کارگران از ترکیب یکسان مزایا برخوردار نیستند و بخشی از این پرداخت‌ها نیز به‌شرایط خانوادگی و سابقه کار وابسته است. افزون بر این هدف مقایسه حاضر سنجش یک‌سری همسان از حداقل مزد پایه در طول زمان است. حتی اگر مزایا را نیز به‌درآمد اضافه کنیم نتیجه اصلی تغییر بزرگی نمی‌کند: هزینه خوراک با سرعتی بسیار بیشتر از درآمد کارگران افزایش یافته است.

مزد یک‌ماه چند سبد می‌خرد؟

شاید روشن‌ترین بیان برای این عقب‌ماندگی آن باشد که ببینیم حداقل مزد هر سال چند واحد از این سبد را خریداری می‌کرد. در سال۱۳۹۹ حداقل مزد معادل ۹۲/‏۰ سبد بود. این عدد در سال ۱۴۰۰ به‌۸۵/‏۰ سبد و در سال ۱۴۰۱ به‌۶۵/‏۰ سبد کاهش یافت. در سال۱۴۰۲ هر حداقل مزد تنها ۶۱/‏۰ سبد را پوشش می‌داد.

افزایش مزد سال۱۴۰۳ قدرت خرید را اندکی ترمیم کرد و نسبت را به‌۶۷/‏۰ سبد رساند، اما این ترمیم پایدار نماند. شاخص در سال ۱۴۰۴ دوباره به‌۶۱/‏۰ سبد و در تیر ۱۴۰۵ به‌۴۴/‏۰ سبد سقوط کرد؛ بنابراین کارگری که در سال ۱۳۹۹ با مزد پایه خود ۹۲‌درصد سبد را می‌خرید، اکنون تنها توان خرید ۴۴‌درصد آن را دارد.

قدرت خرید حداقل مزد نسبت به‌این سبد در شش سال حدود ۵۲‌درصد کاهش یافته است. این عدد شاید بهتر از نرخ‌های تورم بتواند تجربه زندگی خانوار را توضیح دهد. شهروندان با‌درصد زندگی نمی‌کنند بلکه آنها با مقدار کالایی زندگی می‌کنند که درآمدشان اجازه خرید آن را می‌دهد. ممکن است مزد اسمی ۶۰‌درصد افزایش یابد، اما اگر قیمت سبد ۱۲۱‌درصد بالا برود نتیجه افزایش قدرت خرید نیست بلکه تنها عدد بزرگتری روی فیش حقوقی ثبت شده است.

تعدیل خاموش در سفره خانوار

وقتی درآمد از هزینه غذا عقب می‌ماند تراز بودجه خانوار باید از جایی برقرار شود. خانوار نمی‌تواند هر ماه با کسری حسابداری زندگی کند بنابراین کسری را با تغییر رفتار خود جبران می‌کند. نخست مقدار خرید کاهش می‌یابد. پس از آن کیفیت کالا پایین می‌آید. گوشت گوسفند جای خود را به‌گوشت گاو، گوشت گاو جای خود را به‌مرغ، مرغ جای خود را به‌تخم‌مرغ و تخم‌مرغ جای خود را به‌خوراکی‌های ارزان‌تر می‌دهد. لبنیات کمتر خریداری می‌شود، میوه از خرید روزانه به‌خرید گاه‌به‌گاه تبدیل شده و برخی اقلام از سبد کنار می‌روند.

این فرآیند را نمی‌توان به‌طور کامل در شاخص قیمت دید. شاخص نشان می‌دهد قیمت یک‌کالا چقدر تغییر کرده، اما نشان نمی‌دهد چند خانوار دیگر توان خرید آن را ندارند. کاهش مصرف نیز گاهی به‌اشتباه نشانه کاهش تقاضا یا تغییر سلیقه معرفی می‌شود در حالی که ممکن است نتیجه مستقیم تهی‌شدن قدرت خرید باشد.

در چنین وضعی ثابت ماندن ظاهری هزینه خوراک یک‌خانوار لزوما خبر خوبی نیست. ممکن است خانوار امسال همان مقدار پارسال پول خرج کند، اما کالای کمتر و کم‌کیفیت‌تری به‌خانه ببرد. سبد ثابت مورد استفاده در این گزارش همین بخش پنهان را آشکار می‌کند. اگر خانواده‌ای واقعا می‌خواست مقدار ثابت تعریف‌شده را حفظ کند باید ۷/‏۳۷‌میلیون تومان فقط برای اقلام منتخب غذایی کنار می‌گذاشت.

این دگرگونی تنها یک‌مساله حسابداری خانوار نیست. کاهش مصرف منابع پروتئینی، لبنیات، میوه و سبزیجات می‌تواند در بلندمدت هزینه‌های بهداشتی و درمانی را افزایش دهد. کودکان، سالمندان و خانوار‌های کم‌درآمد نیز بیش از دیگران از افت کیفیت تغذیه آسیب می‌بینند؛ بنابراین تورم خوراکی امروز می‌تواند به‌هزینه سلامت فردا تبدیل شود.

حمایت‌هایی که از قیمت‌ها عقب می‌مانند

دولت‌ها در سال‌های گذشته کوشیدند بخشی از فشار افزایش قیمت کالا‌های اساسی را با یارانه نقدی، کالابرگ و افزایش مزد جبران کنند. مساله، اما در شیوه و دوام این حمایت‌هاست. یارانه‌ای که مبلغ آن برای مدتی طولانی ثابت می‌ماند در اقتصادی با تورم بالا هر ماه بخشی از قدرت خرید خود را از دست می‌دهد. افزایش سالانه مزد نیز اگر پس از وقوع تورم و تنها یک‌بار در سال انجام شود ممکن است پیش از پایان سال اثر واقعی خود را از دست بدهد.

داده‌های این گزارش نشان می‌دهد حتی افزایش ۶۰‌درصدی حداقل مزد در سال ۱۴۰۵ نتوانسته مقابل جهش ۸/‏۱۲۰‌درصدی هزینه سبد بایستد. این به‌معنای بی‌اهمیت‌بودن افزایش مزد نیست بلکه بدون آن وضعیت قدرت خرید بدتر می‌شد. مساله این است که سیاست درآمدی به‌تنهایی توان رویارویی با تورمی را ندارد که از بازار ارز، بودجه، زنجیره واردات و تولید مواد غذایی تغذیه می‌شود.

از سوی دیگر تثبیت مصنوعی قیمت‌ها یا بازگرداندن یک‌نرخ ارزی ترجیحی بدون اصلاح سازوکار تخصیص نیز راه‌حل پایدار به‌نظر نمی‌رسد. تجربه نشان داده یارانه ارزی ممکن است پیش از رسیدن به‌مصرف‌کننده در حلقه‌های واردات و توزیع مستهلک شود. حذف ناگهانی آن نیز شوک قیمت را یکباره به‌خانوار منتقل می‌کند. سیاستگذار میان این دو مسیر نامطلوب گرفتار شده است: ادامه توزیع یارانه غیرشفاف یا انتقال دفعی هزینه اصلاح به‌مصرف‌کننده.

راه کم‌هزینه وجود ندارد، اما تقسیم هزینه اصلاح می‌تواند عادلانه‌تر باشد. اگر قرار است نرخ ارز کالا‌های اساسی تغییر کند زمان‌بندی، دامنه پوشش، شیوه پرداخت جبرانی و توان مالی گروه‌های کم‌درآمد باید پیش از اجرای سیاست روشن باشد. پرداخت حمایت پس از جهش قیمت شبیه رساندن چتر پس از پایان باران است.

سفره‌ای که کوچک‌شدنش در جدول دیده نمی‌شود

عدد نهایی این بررسی روشن است. هزینه سبد ثابت منتخب غذایی برای خانوار چهار‌نفره در فاصله تیر۱۳۹۹ تا تیر ۱۴۰۵ از ۰۸/‏۲‌میلیون تومان به‌۷/‏۳۷ میلیون تومان رسیده و ۱/‏۱۸ برابر شده است. در همین دوره حداقل مزد تنها ۷/‏۸ برابر شده است. قدرت خرید مزد نسبت به‌این سبد از ۹۲/‏۰ به‌۴۴/‏۰ واحد کاهش یافته و بیش از نیمی از توان خرید اولیه خود را از دست داده است.

بار اصلی این افزایش نیز بر دوش کالا‌های حاشیه‌ای و تجملی نیست. برنج، گوشت گوسفند، شیر و مرغ نزدیک به‌۵۷‌درصد هزینه فعلی سبد و تقریبا همین میزان از افزایش شش‌ساله آن را ساختند. شهروندان با گران‌شدن کالا‌هایی روبه‌رو هستند که در هسته اصلی تغذیه قرار دارند.

داستان این عدد‌ها فقط این نیست که غذا گران شده است. داستان اصلی این است که درآمد نیروی کار نتوانسته همپای هزینه حفظ یک‌سفره ثابت حرکت کند. خانواده‌ها فاصله میان مزد و قیمت را با حذف کالا، کاهش مقدار مصرف و پایین‌آوردن کیفیت تغذیه پر کردند. این تعدیل خاموش شاید در فیش حقوقی، مصوبه مزد یا جدول شاخص قیمت دیده نشود، اما هر روز در فروشگاه، آشپزخانه و بشقاب خانواده‌ها رخ می‌دهد. اکنون حداقل مزد حتی نصف این سبد را نیز خریداری نمی‌کند. پرسش این نیست که مزد اسمی سال آینده چند‌درصد افزایش خواهد یافت. پرسش مهم‌تر این است که آن مزد چه مقدار غذا خواهد خرید؟ تاهنگامی‌که سیاستگذار پاسخ خود را با قدرت خرید واقعی نسنجد افزایش عدد مزد می‌تواند بزرگ باشد، اما فاصله آن با سفره باز هم بزرگ‌تر خواهد شد.


۱ ساعت قبل / سایت اندیشه معاصر

خبر فوری قطع برق قم | جدول خاموشی امروز شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ اعلام شد؛ برنامه زمانبندی در ساعات پیک ۹ تا ۱۷ / شرکت توزیع برق: گروههای مختلف مناطق مسکونی و صنعتی مشمول خاموشی میشوند؛ شهروندان برای اطلاع دقیق به سامانه «برق من» مراجعه کنند

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر؛ برنامه احتمالی توزیع برق قم روز شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ اعلام شد.

جهت اطلاع از خاموشی برق قم روی لینک زیر کلیک کنید؛ خاموشی برق قم

https://bargheman.com/mobile-app جزئیات فوری برنامه خاموشی قم  | زمانبندی قطع برق برای مناطق مختلف استان شامل پردیسان، شهرک قدس و بلوار جمهوری اعلام شد؛ جدول در ساعات ۹ تا ۱۷ اعمال میشود / سامانه برق من و شماره ۱۲۱ برای استعلام دقیق قطعی برق محل سکونت در دسترس است

بر اساس اطلاعیه شرکت توزیع نیروی برق استان قم، برنامه خاموشیهای احتمالی امروز شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ با هدف مدیریت بار شبکه و حفظ پایداری تأمین انرژی اعلام شده است  . این خاموشیها در ساعات مختلف روز و برای مناطق گوناگون استان برنامهریزی شدهاند. همچنین بخوانید: خبر فوری قطع برق خراسان شمالی | جدول زمانبندی امروز ۲۸ مرداد اعلام شد؛ احتمال قطع در ساعات پیک ۱۲ تا ۱۶ و ۱۹ تا ۲۲ / شرکت توزیع برق: برای جلوگیری از اختلالات گسترده، خاموشی های برنامهریزیشده اعمال میشود

زمانبندی گروههای خاموشی: همچنین بخوانید: خبر فوری قطع برق کرمانشاه | جدول زمانی خاموشی ۲۸ مرداد منتشر شد؛ برنامه در ساعات اوج مصرف ۱۲ تا ۱۶ و ۱۹ تا ۲۲ اعمال میشود / شرکت توزیع برق: اطلاعیه رسمی در سامانه «برق من» و پایگاههای خبری محلی در دسترس است گروه زمانی ساعت قطعی مناطق نمونه گروه اول ۹:۰۰ – ۱۱:۰۰ بنیاد، جمکران، بلوار کریمی، پردیسان، خیابان ارم، خیابان رسالت، خیابان آذر، میدان امینی بیات، شهرک فاطمیه، بلوار شهید خداکرم، کمربندی امام علی گروه دوم ۱۰:۰۰ – ۱۲:۰۰ خاکفرج، بلوار جمهوری، خیابان بسیج، خیابان آذر، کمربندی امام علی گروه سوم ۱۱:۰۰ – ۱۳:۰۰ بلوار کریمی، میدان مطهری، پردیسان، میدان میر، صدوق، بلوار حمزه، ۴۵ متری مدرس، بلوار شهید خداکرم، پردیسان مسکن مهر گروه چهارم ۱۲:۰۰ – ۱۵:۰۰ بخش جعفریه، جاده کاشان، جاده قدیم تهران، جاده اصفهان، جاده اراک گروه پنجم ۱۲:۰۰ – ۱۶:۰۰ جاده کاشان (مناطق مختلف)، سه راهی کهک گروه ششم ۱۳:۰۰ – ۱۵:۰۰ اطراف حرم مطهر، پردیسان، شهر قائم، بلوار خلیج فارس، خیابان سمیه، بلوار بنی فضل

نکته مهم:  برای اطلاع دقیق از زمان قطعی برق منطقه خود، میتوانید از  سامانه «برق من»  به نشانی  bargheman.com    یا اپلیکیشن موبایل آن استفاده کنید و با وارد کردن شناسه قبض، زمان خاموشی محل سکونت خود را مشاهده کنید. همچنین  شماره ۱۲۱  به صورت شبانهروزی آماده پاسخگویی به سوالات و ثبت گزارشهای حوادث است  . شرکت توزیع نیروی برق استان قم نیز در کانالهای رسمی خود در پیامرسانهای ایتا و بله اطلاعیهها را منتشر میکند  .از هموطنان عزیز درخواست میشود با مدیریت مصرف برق  (تنظیم کولر روی ۲۵ درجه، پرهیز از استفاده وسایل پرمصرف در ساعات اوج مصرف ۱۲ تا ۱۶ و ۱۹ تا ۲۲) در پایداری شبکه برق مشارکت کنند  .

همچنین بخوانید: خبر فوری قطع برق ایلام | جدول خاموشی امروز شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ اعلام شد؛ برنامه زمانبندی در گروههای ساعتی مختلف برای مناطق مسکونی و صنعتی / شرکت توزیع برق: شهروندان برای اطلاع دقیق به سامانه «برق من» مراجعه کنند

پایان/*

اندیشه معاصر را در ایتا، روبیکا، پیام رسان بله و تلگرام دنبال کنید.

 




 تحلیل تکنیکال شاخص کل ۳۱ مرداد
۱۵ دقیقه قبل / سايت نبض بورس

تحلیل تکنیکال شاخص کل ۳۱ مرداد

شاخص کل بازار سرمایه پس از ثبت یک حرکت صعودی مقتدرانه، موفق به شکست سقف کانال صعودی بلندمدت خود شده است. این تحلیل صرفاً جنبه آموزشی داشته و به منزله پیشنهاد...

 چرا میلیون‌ها چینی برای شغل دولتی رقابت می‌کنند؟
۱۴ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

چرا میلیون‌ها چینی برای شغل دولتی رقابت می‌کنند؟

دنیای اقتصاد: در چین، شغل دولتی فقط به معنای حقوق و امنیت شغلی نیست؛ برای بسیاری از کارکنان، ورود به ساختار دولت و حزب می‌تواند به معنای پذیرش نظارت بر بخش‌هایی از زندگی خصوصی هم باشد.

 بازار - ۱۴۰۵/۰۵/29
۹ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

بازار - ۱۴۰۵/۰۵/29

k: بازار

 افزایش تولید راه‌حل ناترازی نیست
۹ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

افزایش تولید راه‌حل ناترازی نیست

مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی ایران گفت: راه‌حل پایدار چالش ناترازی سوخت فقط افزایش تولید و عرضه نیست، بلکه باید از مسیر اصلاح الگوی مصرف، ارتقای بهره‌وری، سرمایه‌گذاری در بخش تقاضا و مشارکت همه ذی‌نفعان در تصمیم‌سازی محقق شود.

 قیمت دلار، طلا و سکه در آستانه شنبه | دلار ۱۹۰ هزار تومان، سکه بالای ۲۰۰ میلیون و طلای ۱۸ عیار در کانال ۲۰.۳ میلیون
۴۲ دقیقه قبل / سایت اقتصادنیوز

قیمت دلار، طلا و سکه در آستانه شنبه | دلار ۱۹۰ هزار تومان، سکه بالای ۲۰۰ میلیون و طلای ۱۸ عیار در کانال ۲۰.۳ میلیون

اقتصادنیوز: بازار در حالی به استقبال شنبه می‌رود که افزایش قیمت‌ها در معاملات پشت‌خطی، دلار را به کانال ۱۹۰ هزار تومان رسانده، سکه امامی از مرز ۲۰۰ میلیون تومان عبور کرده، طلای ۱۸ عیار در کانال ۲۰ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان قرار گرفته و اونس جهانی نیز در محدوده ۴۶۰۰ دلار معامله می‌شود.

 نشان «سفیر مسئولیت اجتماعی» بر سینه مدیرعامل پتروشیمی ایلام
۹ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

نشان «سفیر مسئولیت اجتماعی» بر سینه مدیرعامل پتروشیمی ایلام

آرمان امروز : در ششمین جشنواره روابط عمومی و مسئولیت اجتماعی، نشان «سفیر مسئولیت اجتماعی» به مدیرعامل شرکت پتروشیمی ایلام اعطا شد. به گزارش ایلنا به نقل از روابط عمومی شرکت پتروشیمی ایلام؛ این نشان به پاس اقدامات پتروشیمی ایلام در سال ۱۴۰۴ در حوزه‌های محیط زیست، سلامت، آموزش، حمایت اجتماعی و توسعه زیرساخت‌های منطقه [ ]