
بر اساس این پیشنهاد، سهمیه بنزین به جای خودرو به افراد اختصاص مییابد؛ بنابراین فردی که خودرو ندارد نیز سهمیه دریافت میکند. سهم هر فرد حدود ۳۰لیتر در ماه در نظر گرفته شده و امکان انتقال و خریدوفروش این سهمیه نیز پیشبینی شده است. همچنین حدود ۳۰میلیون لیتر در روز برای حملونقل عمومی و تاکسیهای آنلاین و غیرآنلاین اختصاص مییابد تا قیمت خدمات این بخشها افزایش پیدا نکند.
این ایده در ظاهر میتواند واجد جذابیتهایی از منظر عدالت توزیعی باشد، اما جدای از پرسشهای جدی درباره مبانی کارشناسی، مطالعات پشتیبان و میزان برخورداری آن از تجربههای موفق بینالمللی، طرح با مجموعهای از چالشهای اساسی مواجه است که اجرای شتابزده آن میتواند هزینههای سنگینی برای دولت و جامعه ایجاد کند. مساله فقط درست یا نادرست بودن اصل ایده نیست؛ مساله مهمتر، آماده بودن اقتصاد، جامعه و زیرساختهای کشور برای اجرای آن و امکان کنترل پیامدهای پیشبینینشده آن است. نخست؛ طرحی که مقدمات آن آماده نیست
مهمترین پرسش درباره این طرح، نحوه و سرعت آمادهسازی آن است. سیاستی که قرار است شیوه تخصیص یکی از مهمترین یارانههای اقتصادی کشور را تغییر دهد، نیازمند دورهای از مطالعه، آزمون، آمادهسازی زیرساخت و اقناع اجتماعی است. این در حالی است که طرح حاضر قرار است در فاصلهای بسیار کوتاه، حدود ۱۵روز، از مرحله طراحی به مرحله نهاییسازی و اجرا برسد.
این شتاب با تجربه اجرای طرح هدفمندی یارانهها قابل مقایسه نیست. پیش از اجرای هدفمندی، نزدیک به ۲سال برای فراهم کردن بخشی از مقدمات آن زمان صرف شد؛ از اصلاح و آمادهسازی نرخ حملونقل و توسعه CNG گرفته تا تامین منابع مالی لازم برای پرداخت یارانه، ایجاد سازوکارهای اجرایی و بانکی و آمادهسازی افکار عمومی. هدفمندی یارانهها …











