قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۱۴۰۵/۰۵/۰۹

محک دو نسبت کلیدی بورس و مسکن

مقایسه دو نسبت کلیدی ارزش‌گذاری در بورس و مسکن نشان می‌دهد فاصله میان P/E و P/R لزوما به معنای ارزندگی بیشتر یکی از این دو بازار نیست. تفاوت در ماهیت عایدی، ارزش زمین، حقوق مالکیت، قابلیت وثیقه‌گذاری و ادراک ریسک، این فاصله را توضیح می‌دهد.
 محک دو نسبت کلیدی بورس و مسکن

در بازار سهام، یکی از پرکاربردترین شاخص‌های ارزش‌گذاری، نسبت قیمت به سود هر سهم (P/E) است. این نسبت نشان می‌دهد سرمایه‌گذاران حاضرند برای هر واحد سود سالانه یک شرکت، چند واحد پول پرداخت کنند. برای مثال، اگر نسبت P/E یک شرکت برابر ۶ باشد، به این معناست که سهام آن شرکت با قیمتی معادل شش برابر سود سالانه‌اش معامله می‌شود. به همین ترتیب، در بازار مسکن نیز نسبت قیمت به اجاره (P/R) بیان می‌کند خریداران برای هر واحد اجاره سالانه یک ملک، چه قیمتی می‌پردازند. برای مثال، اگر نسبت P/R یک آپارتمان ۲۵ باشد، یعنی آن آپارتمان با قیمتی معادل بیست و پنج برابر اجاره سالانه‌اش معامله می‌شود.

آنچه در عمل مشاهده می‌شود این واقعیت است که نسبت P/R در بازار مسکن، به مراتب بزرگ‌تر از نسبت P/E در بازار سهام بوده است و همین تفاوت، گاه این ذهنیت را ایجاد می‌کند که بازار سهام نسبت به بازار مسکن ارزنده‌تر است. اما اگر این ذهنیت درست باشد، پرسشی اساسی پیش می‌آید: چرا سرمایه‌گذاران همچنان بخش بزرگی از ثروت خود را به بازار مسکن اختصاص می‌دهند؟ آیا انبوه سرمایه‌گذاران طی دهه‌های متمادی مرتکب خطایی ساده در ارزش‌گذاری شده‌اند؟ هدف این نوشتار مطلقا دفاع از بازار مسکن یا نفی جذابیت بازار سهام نیست. حتی مقصود، تضعیف جایگاه P/E یا P/R نیز نیست. مساله آن است که این دو شاخص، اگرچه از نظر ظاهری مشابه‌اند، اما مقایسه مستقیم آنها می‌تواند به نتیجه‌گیری‌های نادرست بینجامد.

در ادامه نشان خواهیم داد که تفاوت میان نسبت‌های P/E و P/R را می‌توان در سه دسته عامل جست‌وجو کرد؛ عواملی که هرچند از نظر تحلیلی از یکدیگر تفکیک شده‌اند، در برخی موارد مرزهای کاملا مستقلی ندارند: نخست، تفاوت در ماهیت عایدی و دارایی پایه‌ای که این دو نسبت بر مبنای آن شکل می‌گیرند؛ دوم، تفاوت در مجموعه منافع و حقوقی که مالکیت هر یک از این دو دارایی برای سرمایه‌گذار ایجاد می‌کند و سوم، تفاوت در محیط نهادی و عوامل رفتاری موثر بر تصمیم‌های سرمایه‌گذاری. با در نظر گرفتن همزمان این سه دسته عامل، می‌توان تا حد زیادی توضیح داد که چرا سرمایه‌گذاران حاضرند برای هر واحد عایدی مسکن، چند برابر بیش از هر واحد سود شرکت‌های بورسی پول بپردازند: ۱. تفاوت در ماهیت عایدی و دارایی پایه‌

نخستین گام برای پاسخ به پرسش این نوشتار، بررسی ماهیت عایدی‌ای است که در مخرج دو نسبت P/E و P/R قرار می‌گیرد. هر دو نسبت در ظاهر، قیمت دارایی را بر عایدی سالانه آن تقسیم می‌کنند، اما این شباهت ظاهری نباید ما را از تفاوت بنیادین آنها غافل کند. علاوه بر این، دارایی پایه‌ای که سرمایه‌گذار در دو بازار خریداری می‌کند نیز ماهیتی متفاوت دارد. ازاین‌رو، پیش از هرگونه مقایسه، باید روشن شود این دو نسبت چه چیزی را اندازه‌گیری می‌کنند.

۱-۱. سود شرکت با جریان نقدی سهامدار یکسان نیست

در نگاه نخست ممکن است چنین تصور شود که P/E بیان می‌کند سرمایه‌گذار در ازای پرداخت قیمت سهم، سود سالانه شرکت را دریافت می‌کند؛ اما بدیهی است که این برداشت از نظر مالی و حسابداری دقیق نیست. EPS سود متعلق به سهامداران را نشان می‌دهد، اما الزاما به همان میزان به صورت نقدی میان آنان توزیع نمی‌شود. شرکت‌ها معمولا بخشی از سود را در قالب DPS میان سهامداران تقسیم می‌کنند و بخش دیگر را برای اجرای طرح‌های توسعه، بازپرداخت دیون، نوسازی دارایی‌ها یا تقویت سرمایه در گردش در شرکت نگه می‌دارند.

البته سود نگهداری‌شده از مالکیت سهامداران خارج نمی‌شود، بلکه از اختیار مستقیم آنان خارج می‌شود. بنابراین تفاوت اصلی آن نیست که بخشی از سود از بین می‌رود، بلکه این است که بخشی از بازده سهامدار به صورت نقدی و فوری دریافت نمی‌شود. با این حال، در عمل سرمایه‌گذاران ــ به‌ویژه در محیط‌های پرنوسان و پرریسک ــ معمولا برای سود نقدی، نسبت به سود توزیع‌نشده، ارزش بیشتری قائل‌اند. اما در بازار مسکن، وضعیت تا حدی متفاوت است. اجاره‌بها، پس از کسر هزینه‌های متعارف نگهداری، تقریبا به‌طور کامل در اختیار مالک قرار می‌گیرد و تحقق آن نیز معمولا به تصمیم‌های مدیریتی پیچیده وابسته نیست. به بیان دیگر، درحالی‌که در بازار سهام، DPS معمولا کمتر از EPS است، در بازار مسکن، اگر بخواهیم با ادبیات و منطق بازار سهام سخن بگوییم، می‌توان اجاره دریافتی (Rent) را ــ با اندکی اغماض ــ معادل DPS دانست؛ به این معنا که بخش عمده عایدی ایجادشده، مستقیما در اختیار مالک قرار می‌گیرد.

۱-۲. قیمت مسکن فقط بهای خدمات سکونتی نیست

اگر از تفاوت میان EPS و DPS چنین نتیجه بگیریم که چون اجاره تقریبا به طور کامل نصیب مالک می‌شود، پس نسبت P/R باید از P/E بزرگ‌تر باشد، باز هم به نتیجه دقیقی نرسیده‌ایم. این استدلال تنها به مخرج دو نسبت توجه می‌کند، درحالی‌که تفاوت مهم دیگری در صورت این دو کسر نهفته است؛ یعنی در ماهیت دارایی‌ای که سرمایه‌گذار خریداری می‌کند. در بازار سهام، قیمت سهم عمدتا بازتاب ارزش یک بنگاه اقتصادی و توانایی آن در خلق سودها و جریان‌های نقدی آینده است. اما در بازار مسکن، قیمت یک واحد مسکونی تنها بهای خدمات سکونتی نیست، بلکه ارزش زمینی را نیز در برمی‌گیرد که ساختمان روی آن قرار گرفته است.

اجاره‌بها عمدتا بهای استفاده از خدمات سکونتی است. مستأجر بابت متراژ، کیفیت بنا، امکانات، دسترسی‌ها و سایر ویژگی‌های موثر بر سکونت اجاره پرداخت می‌کند، نه بابت همه ظرفیت‌های اقتصادی زمین. برای مثال، اگر زمینی در آینده مشمول طرح توسعه شهری شود، امکان افزایش تراکم ساختمانی پیدا کند یا ارزش آن به دلیل تحولات شهری افزایش یابد، این منافع بالقوه الزاما در اجاره امروز منعکس نمی‌شوند، اما در قیمت ملک اثر می‌گذارند. از همین روست که نسبت P/R برای یک خانه کلنگی دو طبقه که تنها به دو خانوار خدمات سکونتی ارائه می‌دهد، ممکن است بسیار بالا باشد؛ زیرا بخش عمده ارزش آن نه از ساختمان موجود، بلکه از ارزش زمین و ظرفیت‌های توسعه آتی ناشی می‌شود. برای روشن‌تر شدن موضوع، کافی است زمینی را تصور کنیم که هنوز هیچ ساختمانی روی آن احداث نشده است. چنین زمینی ممکن است در حال حاضر هیچ درآمد اجاره‌ای ایجاد نکند، اما همچنان ارزش اقتصادی بالایی داشته باشد. اگر نسبت‌های مبتنی بر عایدی، معیار کافی برای ارزش‌گذاری همه دارایی‌ها بودند، چنین زمینی که عملا دارای P/R بی‌نهایت است، باید دارایی‌ای بسیار گران یا حتی فاقد ارزش اقتصادی تلقی می‌شد؛ حال آنکه هیچ اقتصاددان یا تحلیلگر مالی چنین نتیجه‌ای را نمی‌پذیرد.

ممکن است گفته شود شرکت‌های بورسی نیز مالک زمین‌های ارزشمند هستند. این نکته درست است؛ اما در بسیاری از شرکت‌ها سهم زمین از ارزش کل بنگاه، به‌مراتب کمتر از سهم زمین در ارزش یک واحد مسکونی است. علاوه بر آن، ارزش شرکت عمدتا بر اساس توانایی آن در خلق سود و جریان‌های نقدی آینده استوار است، نه صرف ارزش روز دارایی‌های فیزیکی آن. از این رو، نقش ارزش زمین در شکل‌گیری P/R معمولا مستقیم‌تر و پررنگ‌تر از نقشی است که در P/E ایفا می‌کند. علاوه بر این، اجاره‌بها تنها به ویژگی‌های خود ملک وابسته نیست، بلکه از متغیرهای دیگری به‌ویژه درآمد خانوارها و توان پرداخت مستأجران نیز تاثیر می‌پذیرد. ازاین‌رو، رابطه میان قیمت مسکن و اجاره‌بها، رابطه‌ای ساده و یک‌به‌یک نیست و سازوکارهای اقتصادی متعددی بر آن اثر می‌گذارند که خود موضوع مستقلی است و پرداختن به آن از حوصله این نوشتار خارج است.

۲. تفاوت در بسته منافع مالکیت

اگر در بخش قبل نشان دادیم که P/E و P/R بر پایه دو مفهوم متفاوت از عایدی شکل می‌گیرند، اکنون باید یک گام فراتر برویم. سرمایه‌گذار هنگام خرید یک دارایی، تنها جریان درآمد آن را خریداری نمی‌کند؛ بلکه مجموعه‌ای از حقوق، اختیارات، فرصت‌ها و ریسک‌ها را نیز به دست می‌آورد. هرچه خالص این بسته منافع ارزشمندتر باشد، طبیعی است که سرمایه‌گذار حاضر شود قیمت بیشتری برای آن بپردازد؛ حتی اگر جریان درآمد جاری آن تغییری نکند. بخش مهمی از فاصله میان P/R و P/E را باید در همین تفاوت جست‌وجو کرد.

۲-۱. وثیقه‌پذیری؛ منفعتی که در اجاره دیده نمی‌شود

مالکیت یک واحد مسکونی تنها جریان اجاره ایجاد نمی‌کند، بلکه امکان استفاده از آن برای تامین مالی را نیز فراهم می‌آورد. دارنده ملک می‌تواند آن را نزد بانک‌ها و سایر نهادهای مالی به وثیقه بگذارد و از این طریق به اعتبار دسترسی پیدا کند. واقعیت آن است که علاوه بر بانک‌ها و موسسات اعتباری، بسیاری از نهادهای قضایی، دولتی و عمومی نیز مسکن را با سهولت بسیار بیشتری نسبت به سهام به عنوان وثیقه می‌پذیرند. این قابلیت، خود نوعی منفعت اقتصادی مستقل ایجاد می‌کند؛ منفعتی که در مبلغ اجاره سالانه ظاهر نمی‌شود، اما در ارزش بازار ملک منعکس می‌شود. از این رو، بخشی از بهایی که خریدار برای یک واحد مسکونی می‌پردازد، در واقع بهای همین امکان دسترسی آسان‌تر به منابع مالی است.

۲-۲. مطلوبیت مصرفی و منزلتی مالکیت

مسکن، برخلاف سهام، تنها یک دارایی سرمایه‌گذاری نیست؛ یک کالای مصرفی بادوام نیز هست. حتی اگر خریدار امروز صرفا با انگیزه سرمایه‌گذاری وارد بازار شود، همچنان این اختیار را دارد که در آینده خود یا اعضای خانواده‌اش از آن استفاده کند. این اختیار، ارزشی واقعی ایجاد می‌کند؛ ارزشی که در اجاره سالانه به طور کامل منعکس نمی‌شود. در کنار این منفعت، نباید از نقش منزلت اجتماعی مالکیت مسکن نیز غافل شد. در بسیاری از جوامع، از جمله ایران، مالکیت خانه صرفا به معنای در اختیار داشتن یک دارایی مالی نیست؛ بلکه نشانه‌ای از ثبات اقتصادی، امنیت خانوادگی و جایگاه اجتماعی نیز تلقی می‌شود. جامعه‌شناسان بارها نشان داده‌اند که مالکیت مسکن، سرمایه اجتماعی افراد را افزایش می‌دهد و در بسیاری از روابط اقتصادی و اجتماعی، مزایایی برای مالک ایجاد می‌کند که مستأجر از آنها برخوردار نیست. هرچند این منافع در صورت‌های مالی یا قراردادهای اجاره ثبت نمی‌شوند، اما در ترجیحات سرمایه‌گذاران اثر می‌گذارند و بخشی از ارزش بازار مسکن را توضیح می‌دهند.

۲-۳. حق کنترل

مالک یک واحد مسکونی اختیار دارد درباره نحوه استفاده از دارایی خود، بازسازی، تغییرات مجاز، اجاره دادن یا حتی خالی نگه داشتن آن مستقلا تصمیم بگیرد. این حق تصمیم‌گیری، خود بخشی از مطلوبیت اقتصادی مالکیت است. در مقابل، سهامدار خرد اگرچه از نظر حقوقی مالک بخشی از شرکت است، اما در عمل نقش محدودی در اعمال حقوق حاکمیتی دارد. سیاست تقسیم سود، انتخاب مدیران، سرمایه‌گذاری‌های جدید و تصمیم‌های راهبردی شرکت عمدتا توسط هیات‌مدیره و سهامداران عمده اتخاذ می‌شود. جالب آنکه خود بازار سرمایه نیز برای این حق کنترل ارزش اقتصادی قائل است. یکی از مهم‌ترین دلایل تفاوت قیمت معاملات بلوکی با معاملات عادی سهام آن است که گاه در معاملات بلوکی، خریدار علاوه بر منافع مالی، بخشی از اختیار اداره شرکت را نیز به دست می‌آورد و حاضر است برای این اختیار مبلغ بیشتری بپردازد. بنابراین، هنگامی که سرمایه‌گذار، یک واحد مسکونی خریداری می‌کند، علاوه بر جریان اجاره، از حق کنترل تقریبا کامل بر دارایی خود نیز برخوردار می‌شود؛ حقی که به طور طبیعی در ارزش بازار آن منعکس می‌شود. ۳. محیط نهادی و اقتصاد رفتاری

اگر دو بخش پیشین به تفاوت در ماهیت عایدی و تفاوت در منافع مالکیت اختصاص داشت، هنوز دسته دیگری از عوامل باقی می‌ماند که در عمل نقشی تعیین‌کننده در شکل‌گیری قیمت‌ها ایفا می‌کنند. سرمایه‌گذاران در خلأ تصمیم نمی‌گیرند؛ انتخاب آنان در بستری از نهادها، قوانین، تجربه‌های تاریخی و برداشت‌های ذهنی شکل می‌گیرد. ازاین‌رو، بخشی از تفاوت میان P/E و P/R را باید در محیط نهادی و اقتصاد رفتاری جست‌وجو کرد.

۳-۱. آشنایی بیشتر با مسکن

اقتصاد رفتاری نشان داده است که افراد معمولا دارایی‌هایی را ترجیح می‌دهند که شناخت بیشتری از آنها دارند. این پدیده که با عنوان سوگیری آشنایی شناخته می‌شود، موجب می‌شود سرمایه‌گذاران، دارایی آشناتر را مطلوب‌تر ارزیابی کنند. برای بخش بزرگی از خانوارها، بازار مسکن بازاری کاملا ملموس است. افراد تقریبا هر روز با قیمت خرید، فروش یا اجاره مسکن سروکار دارند، کیفیت محله‌های مختلف را می‌شناسند و بسیاری از آنان دست‌کم یک بار تجربه خرید، فروش یا اجاره ملک را داشته‌اند. در مقابل، ارزش‌گذاری سهام مستلزم تحلیل صورت‌های مالی، ارزیابی کیفیت سود، پیش‌بینی عملکرد آینده شرکت و آشنایی با مفاهیم تخصصی مالی است؛ موضوعی که برای بسیاری از سرمایه‌گذاران پیچیده‌تر و نامطمئن‌تر به نظر می‌رسد.

علاوه بر آشنایی بیشتر با بازار مسکن، ویژگی دیگری نیز در ترجیح این دارایی نقش دارد: ملموس بودن و قرار داشتن آن در تصرف مستقیم مالک. بسیاری از افراد، دارایی‌ای را که به‌صورت فیزیکی مشاهده می‌کنند، در اختیار دارند و امکان استفاده مستقیم از آن را تجربه می‌کنند، از نظر حقوق مالکیت، امن‌تر و قطعی‌تر ادراک می‌کنند. در مقابل، مالکیت سهام اگرچه از نظر حقوقی واقعی است، اما برای بسیاری از سرمایه‌گذاران غیرملموس‌تر است و فاصله بیشتری میان مالکیت اقتصادی و تجربه روزمره مالکیت ایجاد می‌کند. این تفاوت در ادراک حقوق مالکیت نیز می‌تواند بخشی از ترجیح سرمایه‌گذاران به سمت مسکن را توضیح دهد. در نتیجه، بخشی از جذابیت بازار مسکن را نمی‌توان صرفا با متغیرهای مالی توضیح داد. آشنایی بیشتر سرمایه‌گذاران با این بازار و همچنین تصرف عینی دارایی، می‌تواند آنان را به پرداخت قیمت‌های بالاتر برای مالکیت آن ترغیب کند.

۳-۲. ادراک ریسک و محیط نهادی

در نظریه‌های مالی، ارزش یک دارایی تنها به میزان درآمد آن وابسته نیست؛ ریسک نیز نقشی اساسی در ارزش‌گذاری ایفا می‌کند. هرچه یک دارایی کم‌ریسک‌تر ادراک شود، سرمایه‌گذاران معمولا حاضرند آن را با قیمت بالاتری خریداری کنند و در مقابل، نرخ بازده مورد انتظار کمتری را بپذیرند. در واقع، بازار تنها سود را قیمت‌گذاری نمی‌کند، بلکه کیفیت و ریسک آن سود را نیز در نظر می‌گیرد. همین منطق در مقایسه میان سهام و مسکن نیز برقرار است. صرف‌نظر از اینکه این برداشت تا چه اندازه با واقعیت منطبق باشد، بخش بزرگی از سرمایه‌گذاران ایرانی، مسکن را دارایی باثبات‌تر و کم‌ریسک‌تری نسبت به سهام تلقی می‌کنند. این برداشت، تنها به ویژگی‌های ذاتی دو دارایی محدود نمی‌شود، بلکه از محیط نهادی حاکم بر دو بازار نیز تاثیر می‌پذیرد.

سرمایه‌گذار در بورس، علاوه بر ریسک‌های اقتصادی شرکت‌ها، با مجموعه‌ای از ریسک‌های ناشی از مقررات بازار نیز مواجه است؛ عواملی مانند دامنه نوسان، حجم مبنا، تعطیلی بازار، توقف و بازگشایی نمادها، محدودیت‌های معاملاتی و سایر تصمیم‌های نهاد ناظر، همگی می‌توانند بر نقدشوندگی دارایی یا زمان تحقق بازده اثر بگذارند.  مقصود از بیان این نکته، داوری درباره ضرورت یا عدم ضرورت این مقررات نیست؛ با این حال، از منظر سرمایه‌گذار، این مداخلات بخشی از محیط ریسک سرمایه‌گذاری را شکل می‌دهند. نکته مهم آن است که در قیمت‌گذاری بازارها، ادراک ریسک، اهمیت دارد. بازارها بر پایه برداشت سرمایه‌گذاران شکل می‌گیرند و همین برداشت می‌تواند سبب شود آنان برای هر واحد عایدی مسکن، قیمت بیشتری بپردازند و در نتیجه نسبت P/R در سطحی بالاتر از P/E قرار گیرد. جمع‌بندی

پیش از پرداختن به جمع‌بندی، ذکر این نکته خالی از فایده نیست که همه عوامل فوق‌الذکر از یک جنس نیستند؛ بخشی از عواملی که اختلاف میان نسبت‌های P/E و P/R را تبیین می‌کنند، ریشه در ویژگی‌های ذاتی و پایدار این دو بازار دارند؛ اما بخشی دیگر به عوامل عَرَضی و شرایط حاکم بر بازارها بازمی‌گردند. ازاین‌رو، فاصله میان P/E و P/R می‌تواند تحت‌تاثیر مقتضیات اقتصادی، حقوقی، نهادی و سیاستگذاری، افزایش یا کاهش یابد. اکنون می‌توان به پرسشی بازگشت که این نوشتار با آن آغاز شد: چرا سرمایه‌گذاران حاضرند برای هر واحد عایدی مسکن، چند برابر بیش از هر واحد سود شرکت‌های بورسی پول بپردازند؟

آنچه در این نوشتار نشان داده شد آن است که پاسخ این پرسش را نمی‌توان در یک عامل واحد جست‌وجو کرد. نه تفاوت میان EPS و DPS به تنهایی این اختلاف را توضیح می‌دهد؛ نه نقش زمین، نه وثیقه‌پذیری، نه مطلوبیت مصرفی، نه حق کنترل، نه محیط نهادی و نه اقتصاد رفتاری، هیچ‌یک به تنهایی قادر به تبیین این فاصله نیستند. اما هنگامی که این عوامل در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، منطق ارزش‌گذاری در دو بازار روشن‌تر می‌شود.

در بازار سهام، سرمایه‌گذار صرفا سود سال جاری را خریداری نمی‌کند. ارزش یک سهم به کیفیت سود، پایداری آن، ظرفیت رشد شرکت، نحوه تخصیص سود، کیفیت مدیریت، ساختار مالی و ریسک‌های پیش روی بنگاه نیز وابسته است. در بازار مسکن نیز سرمایه‌گذار صرفا جریان اجاره را خریداری نمی‌کند، بلکه مجموعه‌ای از حقوق و منافع را به دست می‌آورد که بخشی از آنها در اجاره سالانه منعکس نمی‌شوند؛ از جمله ارزش زمین، قابلیت وثیقه‌گذاری، مطلوبیت مصرفی، حق کنترل و ویژگی‌هایی که از دید بسیاری از سرمایه‌گذاران، این دارایی را باثبات‌تر و آشناتر می‌سازد. بنابراین، انتظار اینکه نسبت‌های P/E و P/R از نظر عددی به یکدیگر نزدیک باشند، یا قضاوت درباره ارزندگی نسبی بورس و مسکن صرفا بر پایه مقایسه این دو نسبت، ساده‌سازی بیش از حد واقعیت است. 

هر دو شاخص از مهم‌ترین ابزارهای ارزش‌گذاری در حوزه تخصصی خود به شمار می‌روند، اما بر دو مفهوم متفاوت از عایدی، دو نوع متفاوت از مالکیت و دو سازوکار متمایز ارزش‌گذاری استوارند. ازاین‌رو، اختلاف میان این دو نسبت، بیش از آنکه بیانگر ارزندگی یا عدم ارزندگی یکی از دو بازار باشد، بازتاب تفاوت در ماهیت منافع، حقوق و ریسک‌هایی است که سرمایه‌گذار با تملک هر یک از این دو دارایی به دست می‌آورد.

* صاحب‌نظر اقتصادی این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد



۵ ساعت قبل / سایت هم میهن

بورس تهران به تراز ۶ میلیون واحدی نزدیک شد

به گزارش هم‌میهن آنلاین و به نقل از ایرنا، شاخص کل بورس تهران در هفته‌ای که گذشت، با ثبت جهش‌های متوالی، برای نخستین بار قله تاریخی ۵.۹ میلیون واحد را فتح کرد تا نشان دهد نقدینگی، مسیر خود را به سمت بازاری که ریسک‌های ژئوپلیتیک را پیش‌خور کرده، تغییر داده است.

در این هفته، ورود پول حقیقی به سهام، رشد ارزش معاملات و اقبال به گروه‌های مختلف از جمله بانک‌ها، معادن، فلزات اساسی، خودرویی‌ها و دارویی‌ها، مهم‌ترین نشانه‌های تقویت تقاضا بود. در مقابل، صندوق‌های طلا و نقره تحت تاثیر نوسانات نرخ دلار و اونس جهانی، روزهای متفاوتی را تجربه کردند و بخشی از نقدینگی نیز میان این ابزارها و بازار سهام جابه‌جا شد.

بورس تهران هفته‌ای متفاوت را پشت سر گذاشت؛ بازاری که در آغاز هفته با فشار فروش و خروج نقدینگی حقیقی مواجه بود، اما از روز یکشنبه ورق معاملات برگشت و تقاضا به تدریج بر عرضه غلبه کرد تا در نهایت شاخص کل برای نخستین بار از مرز ۵.۹ میلیون واحد عبور کند.

شنبه؛ آغاز با فشار فروشندگان

بورس تهران نخستین روز هفته را با فشار عرضه آغاز کرد. در این روز ۵۶ درصد از نمادهای بازار مثبت بودند و شاخص با رشد ۱۳۱ واحدی در سطح پنج میلیون و ۷۳۶ هزار واحد متوقف شد. خروج سه هزار و ۷۱۴ میلیارد تومان پول حقیقی از بازار سهام و در مقابل، اقبال خریداران به صندوق‌های طلا با ورود ۹۱۱ میلیارد تومان، از ویژگی‌های این روز بود.

یکشنبه؛ بازگشت خریداران

ورق معاملات در دومین روز هفته برگشت و با شکل‌گیری تقاضا، ۸۷ درصد نمادها در محدوده مثبت معامله شدند. شاخص کل با رشد ۲۹ هزار واحدی به سطح پنج میلیون و ۷۶۶ هزار واحد رسید. در این روز، ۳.۲ همت ورود پول حقیقی ثبت شد و ارزش معاملات به ۳۸ هزار و ۸۹۰ میلیارد تومان رسید.

دوشنبه؛ جهش ۱۳۱ هزار واحدی

میانه هفته با پیشروی خریداران همراه بود. ۹۲ درصد نمادهای بازار سبزپوش شدند و شاخص کل با جهش ۱۳۱ هزار واحدی، به یک قدمی کانال ۵.۹ میلیون واحد رسید. در این روز، ارزش معاملات ۲۶ هزار و ۷۷۵ میلیارد تومان ثبت شد.

سه‌شنبه؛ فتح قله ۵.۹ میلیون واحدی

بازار در این روز با تشکیل صف‌های تقاضا، قله روانی ۵.۹ میلیون واحد را پشت سر گذاشت. اگرچه در میانه معاملات رنج‌های منفی برای شناسایی سود مشاهده شد، اما در نهایت شاخص کل با رشد ۵۱ هزار و ۱۲۹ واحدی در ارتفاع پنج میلیون و ۹۴۹ هزار و ۱۰۳ واحد ایستاد.

چهارشنبه؛ تثبیت در قله جدید

در آخرین روز هفته، شاخص کل پس از یک اصلاح موقت در ابتدای بازار، با تقویت تقاضا به کانال ۵.۹ میلیون واحد بازگشت و رشد هفتگی ۳.۶ درصدی را به ثبت رساند. ارزش کل بازار نیز به آستانه ۱۷ هزار همت رسید.

در معاملات چهارشنبه ۶۶ درصد از بازار در محدوده مثبت قرار گرفت و ۸.۶ همت تقاضای خرید در صف‌ها باقی ماند که به معاملات هفته آینده منتقل شد. بیشترین ورود پول حقیقی نیز به دو گروه دارویی و فلزات اساسی اختصاص داشت.

چرایی رشد بورس و چشم‌انداز پیش‌رو

فردین آقابزرگی کارشناس و تحلیلگر بازار سرمایه در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی ایرنا، درباره عملکرد هفته اخیر و چشم‌انداز آتی بازار اظهار کرد: ورود نقدینگی و افزایش علاقه‌مندی سرمایه‌گذاران، بیش از هر چیز ناشی از سطح ارزندگی بورس و اختلاف قابل‌توجه آن با بازارهای موازی نظیر مسکن، خودرو و طلاست.

وی افزود: کاهش نسبت قیمت به درآمد (P/E) بازار از سال ۱۳۹۹ تاکنون و قرارگرفتن میانگین این نسبت در سطحی کمتر از ۶.۵ واحد، کاهش ارزش دلاری بازار و پتانسیل افزایش درآمد شرکت‌ها ناشی از تورم، از جمله عواملی است که جذابیت بازار سرمایه را دوچندان کرده است.

هضم ریسک‌های ژئوپلیتیک در قیمت‌ها

آقابزرگی در پاسخ به این پرسش که آیا تنش‌های منطقه‌ای همچنان بر بازار اثرگذار است، گفت: بورس همواره نسبت به تحولات، بیش‌واکنشی (Overreaction) نشان می‌دهد، اما بازار از بدبینانه‌ترین پیش‌بینی‌ها عبور کرده است. از زمان بازگشایی نمادها در اردیبهشت‌ماه تاکنون، شاخص کل بالغ بر ۷۵ درصد رشد داشته که نشان می‌دهد علی‌رغم تداوم ابهام‌ها، بخش قابل‌توجهی از این ریسک‌ها در قیمت‌ها پیش‌خور شده است.

این کارشناس بازار سرمایه با ذکر مثال بازگشایی نماد «فولاد مبارکه» پس از اصلاح ۴۰ درصدی قیمت و استقبال خریداران، تأکید کرد: سرمایه‌گذاران با آگاهی از شرایط موجود، اقدام به ورود پول می‌کنند؛ چراکه سطح ارزندگی برخی شرکت‌های بورسی در مقایسه با سایر بازارها همچنان بالاست.

این تحلیلگر درباره پیش‌بینی هفته‌های آتی تصریح کرد: انتظار برای رشد شاخص به معنای حرکت یک‌دست و بدون نوسان نیست؛ بلکه شاخص می‌تواند در یک روند «سینوسی و متناوب»، در هفته‌های آتی بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار واحد افزایش یابد.

وی افزود: بر اساس داده‌های اقتصادی و سیاسی فعلی، رسیدن شاخص کل به محدوده هفت میلیون واحد تا پایان سال کاملاً در دسترس است که به معنای رشد حدود ۱۵ درصدی نسبت به سطوح کنونی است.

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید

به کانال بله هم میهن بپیوندید

به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید


۵ ساعت قبل / روزنامه عصر اقتصاد

کمر بورس ریز بار هزینه ها خم شد، دلار می تازد

مریم غدیرپور قیمت دلار این روزها افسار گسیخته و بدون تبعیت از دستورهای رسمی، بخش مهمی از معادلات اقتصادی کشور را تحت تاثیر قرار می دهد و با عبور از مرزهای جدید، انتظارات تورمی را افزایش می دهد.

در سوی دیگر، بازار سهام نیز در روزهایی قرار گرفته است که شاخص ها به محدوده های اوج نزدیک شده اند و بسیاری از فعالان بازار، ادامه روند صعودی را پیش بینی می کنند، اما فاصله میان رشد نرخ ارز و بازدهی بورس همچنان پرسش مهمی را پیش روی سرمایه گذاران قرار می دهد.

در نگاه نخست، افزایش نرخ دلار باید ارزش ریالی فروش شرکت های صادرات محور را افزایش دهد و سودآوری بنگاه های بزرگ بورسی را تقویت کند، اما این رابطه در اقتصاد ایران به سادگی قابل تعمیم نیست و عوامل متعددی می توانند اثر رشد ارز را خنثی کنند. مطالب پیشنهادی تثبیت قیمت جهانی طلا در بالاترین سطح یک ماهه ۱۴۰۰/۰۱/۲۷ تخفیفات گسترده در بازار لوازم خانگی /قیمت تلویزیون در یک روز ۵ میلیون تومان کاهش یافت ۱۴۰۱/۰۸/۳۰

افزایش هزینه مواد اولیه، انرژی، حمل ونقل، دستمزد، تامین مالی و مالیات، بخشی از درآمد اسمی شرکت ها را جذب می کند و اجازه نمی دهد رشد فروش به همان نسبت به سود واقعی تبدیل شود.

از سوی دیگر، کاهش قدرت خرید خانوار، ضعف تقاضای داخلی، محدودیت های صادراتی، دشواری بازگشت ارز و بی ثباتی مقررات، چشم انداز سودآوری شرکت ها را با ابهام مواجه می کند و سرمایه گذار را از پذیرش ریسک بیشتر باز می دارد.

بازار سرمایه به جای واکنش مستقیم به قیمت دلار، به کیفیت سود، جریان نقد، تداوم تولید و پیش بینی پذیری اقتصاد توجه می کند و همین تفاوت، دلیل اصلی عقب ماندن بورس از دلار محسوب می شود.

ساسان باقرپناه، کارشناس ارشد مالی و اقتصاد در اقتصاد ایران، در گفت و گوی اختصاصی با عصر اقتصاد، ابعاد این شکاف را تشریح کرده است و حاصل این گفت و گو پیش روی خوانندگان قرار می گیرد. تولید به صرفه نیست

ساسان باقرپناه، کارشناس ارشد مالی و اقتصاد در اقتصاد ایران، در گفت و گوی اختصاصی با عصر اقتصاد تاکید کرد: افزایش نرخ دلار، به تنهایی نمی تواند رشد پایدار بازار سرمایه را تضمین کند.

بسیاری از بنگاه ها همزمان با افزایش نرخ فروش، با رشد هزینه مواد اولیه، انرژی، حمل ونقل، دستمزد، تامین مالی و مالیات مواجه می شوند و در نتیجه بخش مهمی از درآمد اضافی خود را از دست می دهند

به گفته وی، رشد نرخ ارز ممکن است درآمد ریالی شرکت های صادرات محور را افزایش دهد، اما زمانی این رشد به سود واقعی تبدیل می شود که حجم فروش، تولید، حاشیه سود و جریان نقد عملیاتی شرکت نیز تقویت شود.

این کارشناس ارشد مالی و اقتصاد در ادامه افزود: بسیاری از بنگاه ها همزمان با افزایش نرخ فروش، با رشد هزینه مواد اولیه، انرژی، حمل ونقل، دستمزد، تامین مالی و مالیات مواجه می شوند و در نتیجه بخش مهمی از درآمد اضافی خود را از دست می دهند. در چنین شرایطی، رشد اسمی فروش لزوما به معنای افزایش سود واقعی شرکت تلقی نمی شود.

باقرپناه معتقد است سرمایه گذار بیش از قیمت روز دلار، به چشم انداز آینده شرکت توجه می کند و می خواهد بداند آیا فروش، تولید، سودآوری و دسترسی بنگاه به سرمایه در گردش تداوم پیدا می کند. ازهمین رو، بی ثباتی مقررات، نرخ بهره بالا، ضعف تقاضای داخلی و کاهش اعتماد، مانع اصلی همراهی بورس با دلار محسوب می شود. تغییرمداوم مانع ورود پر قدرت شرکت ها به بورس

این کارشناس ارشد مالی و اقتصاد در اقتصاد ایران، می گوید سرمایه گذار در تحلیل یک شرکت تنها به این موضوع توجه نمی کند که بنگاه در سال جاری چه میزان فروش داشته است، بلکه می خواهد بداند این فروش در دوره های بعد نیز قابل تکرار خواهد بود یا خیر.

او باید بررسی کند که آیا حاشیه سود شرکت حفظ می شود، آیا بنگاه توان ادامه تولید را دارد، آیا سرمایه در گردش برای تامین مواد اولیه کافی است و آیا سیاست های جدید می تواند مسیر فعالیت شرکت را محدود کند.

به گفته باقرپناه، در اقتصادی که تصمیم های ارزی، تجاری و قیمت گذاری به صورت مداوم تغییر می کند، پاسخ دادن به این پرسش ها دشوارتر می شود و همین ابهام، بخشی از سرمایه گذاران را از ورود پرقدرت به بازار سهام باز می دارد. بازار سرمایه بیش از آنکه از یک عدد بزرگ هراس داشته باشد، از عدد نامعلوم و چشم انداز غیرقابل پیش بینی نگران می شود.

او توضیح می دهد که یک شرکت می تواند با نرخ ارز بالا، هزینه انرژی سنگین یا مالیات بیشتر برنامه ریزی کند، مشروط بر اینکه قواعد بازی در ماه های آینده مشخص بماند. زمانی که دستورالعمل ها پی در پی تغییر می کنند، نرخ های متفاوت برای ارز وجود دارد، مقررات صادرات و واردات ناگهان اصلاح می شوند و بنگاه درباره قیمت مواد اولیه یا نحوه فروش محصولات خود اطمینان ندارد، سرمایه گذار با احتیاط بیشتری تصمیم می گیرد.

باقرپناه وضعیت عمومی اقتصاد را نیز یکی از عوامل مهم رفتار بورس می داند و تاکید می کند که کاهش قدرت خرید خانوار و تضعیف تقاضای داخلی می تواند فروش واقعی بسیاری از شرکت ها را کاهش دهد. در چنین شرایطی، افزایش اسمی قیمت محصولات لزوما نمی تواند افت حجم فروش را جبران کند و رشد ارقام مالی ممکن است تنها حاصل تورم باشد.

به گفته او، اقتصاد تورمی می تواند درآمد شرکت ها را بزرگ تر نشان دهد، اما بزرگ شدن اعداد به معنای افزایش توان واقعی بنگاه نیست و حتی ممکن است شرکت در مقایسه با سال گذشته قدرت اقتصادی کمتری پیدا کرده باشد. از همین رو، تحلیل عملکرد شرکت تنها با مقایسه ارقام اسمی می تواند سرمایه گذار را گمراه کند.

او تاکید می کند که سرمایه گذار باید به کیفیت سود توجه کند و میان سود حاصل از عملیات اصلی، سود ناشی از افزایش قیمت دارایی ها، تسعیر ارز و عوامل مقطعی تفاوت بگذارد. جریان نقد عملیاتی، میزان بدهی، هزینه مالی و توان تامین سرمایه در گردش، تصویر دقیق تری از وضعیت واقعی شرکت ارائه می دهد. نقش نرخ بازده بدون ریسک

باقرپناه نرخ بازده بدون ریسک را نیز در رفتار سرمایه گذاران موثر می داند و می گوید هر اندازه سود سپرده و ابزارهای کم ریسک جذاب تر شود، بازار سهام باید بازده بیشتری برای پذیرش ریسک ارائه کند. بنابراین افزایش نرخ دلار به تنهایی نمی تواند سرمایه گذار را به خرید سهام متقاعد کند و بورس تنها زمانی می تواند همپای ارز حرکت کند که سودآوری، ثبات مقررات، اعتماد عمومی و چشم انداز اقتصاد تقویت شود.

از همین رو، بازار سرمایه بیش از گذشته به آینده نگاه می کند و درباره تداوم فروش، حفظ حاشیه سود، توان تولید و کفایت سرمایه در گردش قضاوت می کند.

این کارشناس ارشد مالی و اقتصاد در اقتصاد ایران، می گوید سرمایه گذار در تحلیل یک شرکت تنها به این موضوع توجه نمی کند که بنگاه در سال جاری چه میزان فروش داشته است، بلکه می خواهد بداند این فروش در دوره های بعد نیز قابل تکرار خواهد بود یا خیر.

باقرپناه نرخ بازده بدون ریسک را نیز در رفتار سرمایه گذاران موثر دانست و گفت هر اندازه سود سپرده و ابزارهای کم ریسک جذاب تر شود، بازار سهام باید بازده بیشتری برای پذیرش ریسک ارائه کند. بنابراین افزایش نرخ دلار به تنهایی نمی تواند سرمایه گذار را به خرید سهام متقاعد کند و بورس تنها زمانی می تواند همپای ارز حرکت کند که سودآوری، ثبات مقررات، اعتماد عمومی و چشم انداز اقتصاد تقویت شود. کلام آخر

باقرپناه در جمع بندی این بحث تاکید می کند بازار سرمایه بیش از قیمت دلار، به چشم انداز روشن و قابل پیش بينی نیاز دارد. افزایش نرخ ارز می تواند درآمد اسمی برخی شرکت ها را بالا ببرد، اما زمانی به ارزش واقعی سهام منجر می شود که تولید، فروش، حاشیه سود و جریان نقد عملیاتی نیز تقویت شود.

وی معتقد است بنگاهی که نتواند آینده هزینه های مواد اولیه، انرژی، دستمزد، مالیات، تامین مالی و مقررات را پیش بینی کند، حتی با رشد درآمد نیز نمی تواند اعتماد سرمایه گذاران را جلب کند. تغییر مداوم دستورالعمل ها، نوسان نرخ های مختلف ارز، ضعف تقاضای داخلی و جذابیت ابزارهای کم ریسک، فاصله میان رشد دلار و بورس را افزایش می دهد.

بنابراین رشد پایدار بازار سهام زمانی شکل می گیرد که ثبات اقتصادی، پیش بینی پذیری سیاست ها، کیفیت سود و اعتماد عمومی همزمان تقویت شوند و سرمایه گذار امکان ارزیابی آینده شرکت را پیدا کند. تگ هااخبار برگزیده بازار ارز قیمت دلار نرخ دلار


۵۶ دقیقه قبل / سایت آفتاب نیوز

جمعیت فقیر ایران طی ۳ سال ۲ برابر شد

به گزارش آفتاب نیوز،

فرشاد مومنی – اقتصاددان – در نشست خبری که در موسسه دین و اقتصاد برگزار شد، با اشاره به بررسی‌های انجام‌شده درباره تامین مالی در ایران و کشور‌های مختلف اظهار کرد: برای تامین مالی حداقل یک تا پنج میلیون دلار، سپرده‌گذاری در کشور‌های همسایه ایران را بررسی کردیم و دیدیم که آنها برای تحقق این هدف در کشور خودشان لازم است ۵۰۰ هزار دلار سپرده بگذارند.

وی افزود: این کار را وقتی اعلام کردیم، دیدیم آن هدف برای ایران با سپرده‌گذاری معادل ۷۰۰۰ دلار قابل تامین است. یعنی چه؟ یعنی اینکه بهای پول در ایران، در مقایسه با آنهایی که ما به آنها می‌گوییم کشور‌های پیشرفته سرمایه‌داری، بین ۱۴۳ تا ۷۱۴ برابر است.

بهای پول در ایران در مقایسه با همسایگان بیش از ۵۰ تا ۷۰ برابر است

مومنی ادامه داد: این را برای همسایه‌های ایران محاسبه کردیم و دیدیم بهای پول به‌طور نسبی در مقایسه با همسایگان، در ایران بیش از ۵۰ برابر تا ۷۰ برابر است. در کنار همه بحث‌های فنی که می‌توانیم داشته باشیم که مثلاً ما به چه ملاحظه‌هایی این مناسبات را رهبری کردیم، خود این مقایسه به اندازه کافی هم گویاست و هم تکان‌دهنده است.

این اقتصاددان افزود: ما محاسبه‌های دیگری هم کردیم. مثلاً دیدیم که از دوره اجرای برنامه تحلیل ساختاری در ایران که محور اصلی سیاست‌های آن وارد کردن شوک‌های پی‌درپی به نرخ ارز است، در ۲۵ سال گذشته بهای پول برای تامین مالی سرمایه در گردش مورد نیاز تولیدکنندگان در ایران، یعنی همان بهره پرداختی، در ۲۵ سال گذشته بین پنج تا ۱۰ برابر میانگین جهانی بوده است.

مومنی ادامه داد: وقتی که ما می‌گوییم میانگین جهانی، یعنی یک مجموعه چند صد و خورده‌ای که ۱۷۰ تا ۱۸۰ موردشان یا مثل ما یا خیلی بدتر از ما هستند. آیا به «ما انزل الله» عمل کردیم یا آن را دور زدیم؟

این کارشناس اقتصادی گفت: در پاسخ به این پرسش بنیادی که آیا ما به «ما انزل الله» عمل کردیم و دچار این گرفتاری شدیم یا، چون آنها را دور زدیم و با عناوین مختلف و تحت عنوان مصلحت‌سنجی و یک تکنولوژی که مثلاً شورای محترم نگهبان به کار برده؟ شورای نگهبان از نظر جایگاه در قانون اساسی مسئولیتش چیست؟ انطباق قواعد حاکم بر جامعه ما بر دو چیز؛ یکی اسلام و یکی قانون اساسی.

وی افزود: شورای نگهبان به جای اینکه آن مسیر پرزحمت انطباق را که لازمه‌اش این است که شما ایران را خوب بشناسید، دنیا را خوب بشناسید، سهم تحولات علمی و فنی را، تحولاتی که در مناسبات اقتصادی و اجتماعی اتخاذ کردند، طی کند، از نظر میزان فسفرسوزانی و زحمت، کار را خیلی راحت کرد.

این اقتصاددان تصریح کرد: اکنون وقتی که ما به کارنامه نگاه می‌کنیم، یکی از زیربنایی‌ترین عرصه‌های مورد نیاز برای تغییر، این شیوه استنباطی است که شورای نگهبان داشته است. این شیوه اسمش چیست؟ «عدم مغایرت».

مومنی گفت: یعنی در مثلاً ۳۷ ساله گذشته، در حالی که افراطی‌ترین شیوه‌های سرمایه‌سالاری هار و غیرپاسخگو و آزمند و زیادطلب به اسم سیاست اقتصادی در کشور ما به جریان افتاده و بی‌سابقه‌ترین غارت‌های دارایی‌های بین‌نسلی و اموال عمومی رخ داده، تمام اینها با آن شیوه استنباط، یعنی «عدم مغایرت»، خلاف شرع و خلاف قانون اساسی تشخیص داده نشده است.

شیوه فهم انطباق یا عدم انطباق با شرع و قانون اساسی کار نمی‌کند

این کارشناس اقتصادی افزود: برای اولین بار این مسئله حیاتی را چند سال پیش استاد ارجمند، جناب آقای دکتر حسن سبحانی، به عنوان یک مسئله مطرح کردند و گفتند این شیوه کار نمی‌کند. چرا کار نمی‌کند؟ چون آنچه که حاصل شده با مسلمات و مسرحات دینی ما مغایرت دارد.

مومنی تصریح کرد: بنا نبود که در چارچوب محاسبات دینی ما با بی‌سابقه‌ترین روند‌های گسترش و تعمیق فقر و بی‌سابقه‌ترین روند‌های گسترش و تعمیق نابرابری و با بی سابقه‌ترین ترین روند‌های افزایش واردات ذلت‌آور برای خلق یک واحد ارزش در اقتصاد روبه‌رو باشیم.

وی ادامه داد: آقای دکتر سبحانی واقعاً به معنای دقیق کلمه با نجابت و با مظلومیت گفتند، آقا این شیوه فهم انطباق یا عدم انطباق با شرع و قانون اساسی کار نمی‌کند؛ چون یک مناسبات به‌غایت نابرابر، هم در پهنه اقتصاد ملی و هم در نسبت ایران و جایگاهش در نظام جهانی، برای ما پدیدار کرده که هر دوی اینها خلاف عهد محسوب می‌شود. قرار ما این نبود.

افزایش پایگاه اجتماعی واکنش‌های سلطنت‌طلبانه

این اقتصاددان گفت: از این زاویه به نظر می‌رسد که در عین حال که ما داریم مشاهده می‌کنیم واکنش‌های تبیینی متفاوتی ظاهر شده و متأسفانه نظام پاسخگویی اندیشه‌ای و نظام تبلیغی ما خودش را به بیراهه زده و کوچک‌ترین مسئولیتی احساس نمی‌کند که برای این تبیین‌هایی که ما آنها را غیردقیق می‌دانیم، پاسخی بیاورد، نتیجه این شده که عملاً ما شاهد افزایش پایگاه اجتماعی برای آن واکنش‌های تبیینی هستیم که من سه تا از مهم‌ترین‌شان را اسمش را واکنش‌های سلطنت‌طلبانه، واکنش‌های و واکنش‌های بازارگرایانه گذاشته‌ام که درباره وضعیت اقتصادی هیچ پاسخی داده نشده است.

مومنی در ادامه اظهار کرد: واکنش‌های بازارگرایانه در مقام تبیین راجع به اینکه چرا این ماجرا اتفاق نیفتاده، هر کدام یک چیز‌هایی گفتند که هم با مبانی خود آنها قابل نقد است و هم برحسب واقعیت‌های محرز شده قطعی در ایران قابل نقد است، ولی به اینها هیچ پاسخی داده نشده و، چون پاسخی داده نشده، برای آنها سطوحی از مقبولیت پدیدار کرده است.

وی افزود: شما در این جنگ‌های تجاوزکارانه آمریکا و اسرائیل که بخش مهمی از هزینه‌هایی که این جامعه پرداخت، بابت همین سهل‌انگاری‌ها و همین خلط موضوع بود، می‌بینید که برای بخش قابل توجهی از جمعیت ما ورود به این جزئیات نه آموزش داده شده و نه برایش راه باز کرده‌اند. در نتیجه آنها می‌گویند خیلی خوب، اینها همگی ادعای اسلامیت دارند و عمل بر نوع اسلام؛ پس آنچه که حاصل شده هم به کل باید نسبت داده شود به اسلام.

این اقتصاددان ادامه داد:، اما وقتی که شما از دریچه متفکران بزرگ اسلامی در قرن بیستم با این پرسش روبه‌رو می‌شوید، کاملاً برایتان روشن می‌شود که آنچه که این بساط را برپا کرده، هیچ نسبتی با رهنمود‌های اسلام در زمینه اقتصاد و اداره جامعه نداشته است که من یک نمونه‌اش را درباره شدت و میزان سروری پول در مناسبات اقتصادی و اجتماعی برایتان مطرح کردم.

مومنی گفت: مثلاً به آثار کسانی مثل شهید بهشتی، شهید مطهری، آقا موسی صدر، سید محمود طالقانی و دیگران و دیگران که مراجعه می‌کنیم، ببینید که آنها چقدر مرزبندی شدید نشان می‌دهند و شاید شدیدترین مرزبندی‌ها را به صورت روشمند و سیستمی در این زمینه، شهید بهشتی در آثارشان ارائه کردند.

وی افزود: اما علامه حکیمی به طور نسبی یکی از توفیقات بزرگشان، از نظر این جنبه از ماجرا، برای اینکه خودشان چی کشیدند، آن را دیگر خودشان می‌دانند و خدای خودشان؛ ولی از نظر این جنبه ما می‌بینیم که ایشان این مرزبندی‌ها را حسب مشاهده واقعیت‌های آنچه که در حیطه اقتصاد و جامعه ایران جریان دارد، در آثارشان منعکس کردند؛ هم وجوه ایجابی این قضیه در آثار ایشان منعکس است و هم وجوه سلبی آن.

مومنی ادامه داد: آن وجوه ایجابی که یعنی اسلام در این زمینه‌ها چه می‌گوید را شاید بی‌نظیر بتوانیم خطاب کنیم. کوشش‌های اخوان حکیمی و به‌خصوص زنده‌یاد محمدرضا حکیمی این بود که ایشان در واقع با یک رویکرد پالایشی آمدند کل نظام اندیشه اسلامی را براساس قرآن و روایات در یک مجموعه به نام «الحیات» گردآوری کردند.

وی تصریح کرد: شما وقتی که از آن درجه نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که هیچ‌کدام از این مناسبات کلیدی که در روابط بین مردم با حکومت، حکومت با مردم و مردم با مردم به عنوان شاخص‌های دینی از سوی خداوند در قرآن و معصومین ذکر شده، تناسب بایسته مشاهده نمی‌شود.

این کارشناس اقتصادی گفت: آقای حکیمی در آثارش واکنش‌های شدید هم نشان داده و فریاد زده که آنچه که شما مشاهده می‌کنید، نسبتی با «ما انزل الله» ندارد.

در ۱۰ سال نخست انقلاب، کارنامه اقتصادی قابل قبول و از جهاتی افتخارآمیز داشتیم

مومنی ادامه داد: حالا اینکه با چی نسبت دارد، من جزو کسانی هستم که به سهم خودم توانستم نشان بدهم که در این ۱۰ ساله اول بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، که هم پایبندی نسبی به شرع و هم پایبندی نسبی به قانون اساسی بیشتر بوده، با وجود همه آن دشواری‌ها و محدودیت‌ها و گرفتاری‌هایی که در آن ۱۰ سال وجود داشته، ما در مجموع یک کارنامه قابل قبول و از جهاتی افتخارآمیز را رقم زدیم.

این اقتصاددان افزود: بعضی از وجوه این کارنامه به معنای دقیق کلمه افتخارآمیز است. تقریباً در ۶۰ سال گذشته اقتصاد ایران، در ۶۰ سال گذشته، ما در متغیر‌های اقتصادی‌مان در مجموع یک چیزی حدود ۱۷ تا قله عملکردی در متغیر‌های به‌اصطلاح اقتصادی مشاهده می‌کنیم. از این ۱۷ تا متغیر، ۱۴ مورد فقط در دوره جنگ تحمیلی رخ داده است.

جنگ بر متغیر‌های اقتصادی اثر می‌گذارد اما این اثرگذاری یک‌سویه نیست

وی ادامه داد: چرا این اهمیت دارد؟ به خاطر اینکه الان متأسفانه یک عده‌ای برای اینکه از خودشان سلب مسئولیت بکنند، آنچه را که رخ داده به سیاست‌های غلط و مناسبات فساد نسبت نمی‌دهند و می‌گویند افتضای جنگ است.

مومنی افزود: این جزو الفباست که جنگ روی متغیر‌های اقتصادی تأثیر می‌گذارد؛ اما این تأثیرگذاری یک‌سویه و به حکم علی‌الاطلاق منفعلانه نیست. یعنی این نیست که ما بگوییم، چون جنگ بود، پس دیگر ما باید تسلیم این شرایط می‌شدیم.

در «کالبدشناسی یک برنامه توسعه» نسبت به پیامد‌های تعدیل ساختاری هشدار دادم

این کارشناس اقتصادی گفت: من خودم مثلاً حدود ۳۰ و خرده‌ای سال پیش یک کتابی منتشر کردم تحت عنوان «کالبدشناسی یک برنامه توسعه». من در آن کتاب نشان داده بودم که در واقع جایگزین کردن برنامه تعدیل ساختاری با مسرحات قانون اساسی، در آن کتاب پیش‌بینی شده بود که ایران را به سمت یک انحطاط خیلی خطرناک جلو خواهد برد.

وی ادامه داد: این کتاب در سال ۱۳۷۴ منتشر شده است. در «کالبدشناسی یک برنامه توسعه» من آنجا از دریچه نحوه تغییر قواعد بنیادی که به جای اینکه به تولید اهمیت بدهد، مثلاً دارد به رانت و ربا اهمیت می‌دهد، به جای اینکه مثلاً به عدالت اجتماعی اهمیت بدهد، یک مناسبات غارتگرانه را به نام خصوصی‌سازی و به نام آزادسازی تجاری دارد مجوز می‌دهد و از این قبیل، اینها را مطرح کردم.

مومنی افزود: من آنجا این را هم در کادر تجربه کشور‌های پیشرفته صنعتی نشان دادم و گفتم که در جنگ جهانی اول، دولت انگلستان نسبت به شرایط جنگی یک موضع کاملاً منفعلانه گرفت و این موضع‌گیری منفعلانه باعث شد که در سال پایانی جنگ، همه متغیر‌ها نسبت به سال شروع جنگ بدتر شده بود.

این اقتصاددان ادامه داد: ولی آنها این فهم را از خودشان نشان دادند. یک فاصله کوتاهی بعد از اینکه جنگ اول تمام شد، طول کشید تا جنگ دوم شروع شد. دیگر در جنگ جهانی دوم، آنها از آن تجربه استفاده کردند و یک برخورد فعال در مواجهه با شرایط جنگی اتخاذ کردند.

مومنی گفت: با اینکه شدت فشار‌ها و محدودیت‌های واردشده بر اقتصاد انگلستان در جنگ جهانی دوم چندین برابر جنگ جهانی اول بود، ولی در سال پایانی جنگ جهانی دوم، تمام متغیر‌ها نسبت به شروع جنگ بهتر شده بود.

جنگ نمی‌تواند توجیه‌کننده بی‌کفایتی، فساد و جهل باشد

وی تصریح کرد: پس بنابراین اگر کسانی در شرایط کنونی ایران، مثلاً به جای پاسخگویی در قبال ضعف اندیشه و ضعف اجرا و فساد و همه این چیزها، بخواهند همه‌چیز را نسبت بدهند به جنگ، از باب اینکه جنگ تأثیر تعیین‌کننده دارد، حرفشان متین است؛ اما اینکه این توجیه‌کننده آن بی‌کفایتی‌ها و فساد‌ها و جهل‌ها باشد، این به هیچ وجه قابل قبول نیست و نسبتی با علم و عقل در قلمرو اقتصاد و توسعه ندارد.

این اقتصاددان ادامه داد: بنابراین از این زاویه من فکر می‌کنم واکاوی اندیشه‌های جناب استاد علامه آقای حکیمی می‌تواند برای ما خیلی راهگشا و رشددهنده باشد. اگر همین واکاوی از دریچه اندیشه‌های آقا موسی صدر، آقا محمدباقر صدر، علامه سید محمود طالقانی، شهید بهشتی، شهید مطهری و از این قبیل هم انجام بشود، شما می‌بینید که عین همین نتایج پیش می‌آید که در این بررسی تطبیقی، بین نسبت آنچه که تحت عنوان برنامه تعدیل ساختاری به سر ایران آمده را بخواهیم با مسلمات رهنمود‌های دینی مقایسه کنیم.

نسبت دادن یک کارنامه غیرقابل دفاع به دین، ظلم به حریم دین است

مومنی گفت: من فکر می‌کنم برای دینداران عالم، این یکی از ضروری‌ترین کارهاست؛ چون در واقع یک ظلمی به حریم دین وارد می‌شود وقتی که مثلاً یک کارنامه غیرقابل دفاعی به دین نسبت داده می‌شود. از این زاویه، با اینکه واقعاً اگر مجال بیشتر بود می‌شد این را خیلی، خیلی بیشتر گسترش داد، من در حدی که مقدورات خودم از نظر مجله باقی‌مانده اجازه بدهد، تحت عنوان «هفت ابتکار در اندیشه‌های زنده‌یاد محمدرضا حکیمی»، این را برای شما مرور می‌کنم.

وی در ادامه سخنان خود اظهار کرد: من یک گزارش تاریخی راجع به وضعیت فقر در ایران دیدم که در دهم دی‌ماه ۱۴۰۴ معاونت راهبردی رئیس‌جمهور تهیه کرده بود. وقتی این گزارش را دیدم، چون خوشبختانه طبقه‌بندی نداشت و می‌شد آن را دید، واقعاً از یک طرف از نهادم بلند شد که پس ماجرا این نیست که اینها فقط حرف‌های ما را گوش نمی‌دهند؛ آنهایی را هم که خودشان قبول دارند و برایشان حکم صادر می‌کنند و به آنها مسئولیت این پایش‌های شرافتمندانه کارشناسی را می‌دهند، آنها هم اوضاع‌شان از آنهایی که ما می‌گوییم چندان بهتر نیست، اگر نگوییم بدتر است.

این کارشناس اقتصادی افزود: ما حداقل با یک آسوده‌خاطری بیشتری می‌توانیم حرف بزنیم از آنهایی که این گزارش‌ها را تهیه کردند. من تا حالا ندیدم یکی از آنها بیاید در حیطه عمومی بگوید که آقا، ما یک هفته زودتر از اینکه آن فاجعه، مثلاً در دی‌ماه، رخ بدهد، گفته بودیم که واقعاً شکنندگی‌های جامعه ایران از نظر گستره و عمق فقر به چه صورت است.

مومنی ادامه داد: من یادداشت‌هایی که در اثر مطالعه آن گزارش تهیه کردم، یک گزارش شایسته تقدیر از معاونت راهبردی رئیس‌جمهور به تاریخ ۱۰/۱۰/۱۴۰۴، به عنوان «هوشمندانه هشدار عمومی شدن فقر در ایران» است.

وی گفت: ببینید چقدر تکان‌دهنده است. در آنجا یک عدد و رقم‌هایی را مطرح کرده که واقعاً آدم نمی‌داند که یک مقام مسئول، اگر این گزارش‌ها را دیده باشد و این تحولات روندی را دیده باشد، چجوری می‌تواند بیاید این‌قدر حرف‌های نامربوط بزند؟ چجوری می‌تواند بیاید فرافکنی بکند و آنچه را که جلوی چشمش گذاشتند و راهنمایی‌ها و پیشنهاد‌های مشخص هم داشتند، نادیده بگیرد و بعد اینها را به یک چیز‌های دیگری نسبت بدهد؟

شیوه ترجیحات و گزینش برای مسئولیت‌های کلیدی نیازمند بازنگری است

این اقتصاددان تصریح کرد: همه اینها نشان‌دهنده این است که آن چیزی که از قول پیامبر گرامی به تواتر نقل شده که می‌گویند «من از جامعه از ناحیه فقر خوفناک نیستم، از سوءتدبیر خوفناک هستم»، قشنگ نشان می‌دهد که از شما‌ها یک کسانی را می‌پسندید برای مسئولیت‌های کلیدی که اینها از آن بایستگی‌ها و شایستگی‌های مواجه شدن با شرایط کنونی ایران، چه در ساحت نظر و چه در ساحت عمل، ناتوان هستند.

وی افزود: پس معلوم می‌شود شما شیوه ترجیحات و شیوه گزینشتان، اینها همه نیازمند بازنگری است. ما الان در این جلسه، براساس دیدگاه‌های علامه حکیمی می‌خواهیم بگوییم که آن قرائتی از اسلام که مبنای فهم انطباق یا عدم انطباق با شرع و قانون اساسی بوده، آن هم اشکال دارد و باید مورد بازنگری جدی قرار بگیرد.

مومنی افزود: شما نگاه بکنید، مثلاً من از کتاب «جامعه اسلامی قرآنی» علامه حکیمی، صفحه ۶۰، چند تا نکته را ذکر کردم که اینها در واقع یک موضع‌گیری صحیح درباره برداشت‌های متفاوت از منشأ فقر است.

وی ادامه داد: مثلاً فرض بفرمایید من خودم در آن کتاب «عدالت اجتماعی، آزادی و توسعه در ایران امروز» که در سال ۱۳۹۶ منتشر کردم، از نظر خودم آن کتاب یک اتمام حجت شرعی با حکومتگران گرامی بود که، مسیر بدجور، لااقل در حیطه تخصصی من، غلط انتخاب کردید و این می‌تواند فاجعه‌سازی‌های بزرگ بکند. آنجا مفصل‌تر توضیح دادم که طیفی از متفکران که اجمالاً به آنها می‌گوییم بازارگرا، اینها فقر را به هیچ وجه برایش نسبتی با طرز اداره جامعه قائل نیستند.

فقر، پدیده طبیعی نیست؛ فرآورده اجتماعی است

این کارشناس اقتصادی افزود: این تعبیر، تعبیر مشهوری است از مالتوس که بعد‌ها به شکل‌های دیگری توسط مثلاً رابرت نوزیک و هایک هم تکرار شده است. مضمون این است که می‌گوید فقرا خود مسئول فقر خویشتن هستند؛ یعنی می‌گوید فقر فقط منشأ فردی دارد.

مومنی ادامه داد: علامه حکیمی در آن کتابی که عرض کردم و البته در آثار دیگرشان که به بعضی از آنها اشاره می‌کنم، می‌فهمانند که فقر نه پدیده طبیعی، که فرآورده اجتماعی است که محصول نابرابری‌های ناموجه و روابط و مناسبات ناسالم است.

وی ادامه داد: در همان کتابی که بزرگ‌ترین عامل نوبل گرفتنش بود، می‌گوید که فقر محصول نهاد‌های ضعیف، قاعده‌گذاری‌ها و سیاست‌گذاری‌های ضعیف و یک نظام اداره یک کشور ضعیف است. یعنی می‌گوید هیچ عنصر فردی، وجه غالب و مسلط ندارد در توضیح پدیده فقر.

مومنی گفت: حالا شما نگاه بکنید، مثلاً آن آدم در رشته خودش در تراز یک است، این آدم هم از دریچه قرآن و مثلاً روایات، به عنوان یک اسلام‌شناس؛ ببینید چقدر یافته‌هایشان به همدیگر نزدیک است. مثلاً ما وحشتناک‌ترین روند‌های گسترش و تعمیق فقر را از نقطه عطف ۱۳۹۷ تا به امروز داریم.

این اقتصاددان افزود: برای اولین بار در تاریخ اقتصادی معاصر ایران، در عرض سه سال اندازه جمعیت فقیر در کشور دو برابر شده است.

وی ادامه داد: ولی پرسش بنیادی این است که اگر ما مثلاً آن هدایت‌های معصومین و مسلمات قرآن را مبنا قرار بدهیم، چطور شد که با مشاهده این روند پرشتاب فقر و نابرابری، هیچ نوع تغییری در سیاست‌هایمان مشاهده نمی‌کنیم؛ بلکه پافشاری مشکوک روی جدی‌ترین سیاست‌های مخرب مشاهده می‌کنیم؟

مومنی گفت: خب، اینها نیازمند واکاوی جدی است. من می‌گویم از دریچه میراث اندیشه‌ای علامه حکیمی می‌توانیم ره‌گیری کنیم. وی افزود: در کل محاسباتی که مثلاً افراد را ترجیح می‌دهید، پنهان‌کاری را به جای شفافیت در دستور کارتان می‌گذارید و همه آن ماجرا‌های دیگری که باید تغییر کند.

شناخت عالمانه اسلام، پیوند میان عقل و شرع را آشکار می‌کند

این اقتصاددان در ادامه گفت: یکی دیگر از آن چیز‌هایی که به نظر من خیلی فوق‌العاده است و نشان می‌دهد که اگر به معنای دقیق کلمه شما عالمانه به شناخت اسلام رو بیاورید، دقیقاً می‌گوید آنچه عقل حکم می‌کند، شرع هم حکم می‌کند و بالعکس. شما این یگانگی را به شکل معجزه‌آسا می‌توانید مشاهده کنید.

وی افزود: ببینید، مثلاً آقای حکیمی در این کتاب «من‌های فقر» شان، من حالا می‌گویم، نمی‌خواهیم مثلاً خدای ناکرده بت‌پرستی جدید راه بیندازیم یا چیز دیگر. از موضع تخصصی شاید بشود خیلی نقد‌ها به حتی نوع شناخت اسلام آقای حکیمی هم وارد کرد. من نمی‌خواهم مقدس‌سازی کنم، ولی می‌خواهم بگویم یک وجوهی در این اندیشه‌ها وجود دارد که واقعاً راهنمایی می‌کند ما را. ما نمی‌خواهیم مواجهه مطلق‌انگارانه با یک اندیشه، ولو در تراز انسانی مثل آقای حکیمی باشد، را رواج بدهیم؛ ولی می‌خواهم بگویم واقعاً اینها در آثارشان به طور نسبی مسائل را خیلی دقیق می‌توان بررسی کرد.

مسئله فقر، ساختاری است و راه‌حل ساختاری می‌طلبد

این اقتصاددان ادامه داد: یکی از این وجوه که در «من‌های فقر» خیلی قشنگ توضیح داده، به تعبیر من، می‌گوید اگر می‌خواهی با فقر برخورد مؤثر بکنی، باید بدانی که یک‌ساعتی و تک‌علتی نمی‌تواند این کار را بکنی.

مومنی گفت: به تعبیر من، آقای حکیمی هم مثل همه بزرگان علم و دین می‌گوید مسئله فهم، یک مسئله ساختاری است و بنابراین راه‌حل ساختاری هم می‌طلبد.

وی افزود: حالا به این بیان آقای حکیمی در میان شکل‌دهنده به فقر، سه عامل نقش‌شان خیلی مهم‌تره؛ عامل شماره یک، حاکمان؛ یعنی ساخت سیاسی و نوع قاعده‌گذاری و اجرا و تخصیص منابع. می‌گوید این خیلی ضریب اهمیتش از بقیه عوامل بیشتر است.

مومنی گفت: دوم می‌گوید اغنیا و ثروتمندان. اینها را قرآن مفصل توضیح داده؛ قرآن می‌گوید فقرا از اموال اغنیا سهم دارند. بله، اینها را قشنگ ایشان با جزئیات توضیح داده است. سومین عنصر بسیار حیاتی، شیوه آن دسته از عالمان دینی است که حرفشان در ساخت سیاسی بیشتر خرید دارد.

این اقتصاددان تصریح کرد: ببینید، هم می‌فهمد و هم حریت اینها را می‌گوید و همان‌طور که عرض کردم، در بعضی از آثارشان ایشان خیلی مرزبندی‌های شدید بین آنچه که اسلام گفته و می‌خواهد و با آنچه که در جریان است را مطرح کرده؛ خیلی، خیلی شدید.

وی ادامه داد: واقعاً بعد از اینکه اینها را توضیح می‌دهد، در این کتاب می‌گوید برای اینکه خیالتان را روشن بکنم که سیاست فقرزا هیچ نسبتی با دین ندارد، که برآیند همه آن نکته‌سنجی‌ها و راهنمایی‌هایی که رهبر معصومان ما گفت و قرآن گفته، خیالتان این‌جوری راحت کنید.

مومنی گفت: صفحه ۱۰۴ کتاب «من‌های فقر» می‌گوید “خیالتان این‌جوری راحت کنم؛ هر جا دیدید فقر هست، یقین کنید دین نیست”. یعنی در نسبت‌سنجی‌هایتان باید این‌قدر دقت داشته باشید. در همان صفحه می‌گوید به خاطر اینکه بنا به تعریف قرآن و معصومان، جامعه دینی، جامعه عامل بالعدل و قائم بالقسط است.

اجرای عدالت، مهم‌ترین حق عامه و مطالبه مردم است

این اقتصاددان ادامه داد: در کتاب «جامعه‌سازی قرآنی» محمدرضا حکیمی، صفحه ۱۱۴، پنجمین ابتکار هدایتگر که از دل اندیشه‌های علامه حکیمی می‌تواند معنای اصلاح و ارتقای حوزه‌های کنونی و یک آسیب‌شناسی عالمانه دینی قرار بگیرد، این است که ایشان براساس آن الگوی اسلام‌شناختی که دارند، می‌فرمایند اجرای عدالت، مهم‌ترین حق عامه، مهم‌ترین مطالبه مردم و راه اصلی اصلاح جامعه است.

وی گفت: حالا چقدر ماجرا داریم در این زمینه. مثلاً اگر این را به صورت تطبیقی در اندیشه‌های آقای طالقانی و بهشتی و مطهری و اینها رأی‌گیری کنید، خیلی جنبه اجرایی‌تر و عملیاتی‌تر می‌شود در واقع برایش در نظر گرفت.

فقرزدایی و برقراری عدالت، با مشروعیت و توان اداره حکومت پیوند دارد

مومنی افزود: نکته‌ای که به نظر من خیلی فوق‌العاده است و من اسمش را گذاشتم ابتکار ششم، در جلد شش «الحیات»، صفحه ۵۳۰، در آنجا می‌گوید که آقا، اگر تو به برپایی قسط و رفع ظلم و فقر اهتمام نورزی، مسئله فقط این نیست که قیامتی خواهیم داشت که در همین دنیا فردی و اجتماعی ظاهر می‌شود.

این کارشناس اقتصادی ادامه داد: من آن وجوه مثلاً اجتماعی‌اش را این‌جوری چیز کردم و واقعاً کاش مجال بود. الان فقط آدرس می‌دهم به شما؛ معنای آنها را متناسب با ادبیات روز دانش‌توسعه‌گیری کنید.

مومنی گفت: مثلاً به کار‌های عجم‌اوغلو مراجعه کنید. این آدم ۵۰ سال پیش از قرآن و سنت این چیز‌ها را کشیده و این الان مرز‌های دانش توسعه هم دارند همین را می‌گویند.

وی تصریح کرد: می‌گوید حکومتی که نتواند فقر را برطرف کند و عدالت را برقرار بکند، امتی است که در اداره کشور ناتوان خواهد بود، در همه‌شان حکومت مشروعیت نخواهد داشت.

این اقتصاددان در پایان تصریح کرد: دومین نکته که ایشان می‌گویند، که تا کمال تأسف کاملاً انطباق دارد با آخرین یافته‌های گزارش‌های سنجش ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان و همین‌طور گزارش‌های اندازه‌گیری سرمایه اجتماعی که سال ۷۴، در سال ۱۴۰۴، چند هفته پیش مطرح شده و گفتم دیگر کارش نهایی شده، این است که وقتی مردم به سمت فقر کشیده بشوند، به خاطر فقر و نابخردی و سیاست‌های نادرست ما، با پدیده سست شدن دین رو‌به‌رو می‌شوند.




 بحران بدهی در واشنگتن، طوفان در بازار‌های شرق آسیا
۱۱ ساعت قبل / سایت ایبنا

بحران بدهی در واشنگتن، طوفان در بازار‌های شرق آسیا

همزمانی رکوردشکنی بدهی ۴۰ تریلیون دلاری آمریکا و تنش‌های خاورمیانه، بازار‌های مالی آسیا را در وضعیت قرمز قرار داد.

 چرا قیمت بیت کوین ناگهان جهش کرد؟ - سرمایه و بورس
۷ ساعت قبل / سایت سرمایه و بورس

چرا قیمت بیت کوین ناگهان جهش کرد؟ - سرمایه و بورس

به گزارش پایگاه خبری سرمایه و بورس، قیمت بیت کوین طی ۴۸ ساعت گذشته حدود ۱۸ درصد افزایش یافته و به بیش از ۷۷ هزار و ۶۰۰ دلار رسیده است. این ارز دیجیتال پیش از این رشد، از اواخر ماه مه تاکنون بالاتر از سطح ۷۰ هزار دلار معامله نشده بود. کارشناسان معتقدند مهم‌ترین محرک

 اجرای مصوبه مجلس برای واردات خودروهای کارکرده | تعدیل قیمت بازار هدف اصلی واردات
۷ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

اجرای مصوبه مجلس برای واردات خودروهای کارکرده | تعدیل قیمت بازار هدف اصلی واردات

اقتصادنیوز: رییس فراکسیون صنعت، معدن، ایمنی و استاندارد مجلس، گفت: به دنبال پیگیری های صورت گرفته، واردات خودروهای کارکرده با عمر ۳ تا ۵ سال آزاد شد.

 اتابک هم کاتب سند کیفیت خودرو شد؛ سیاهه‌ای تازه در دفتر ناکارآمدی
۳ ساعت قبل / سایت اسب بخار

اتابک هم کاتب سند کیفیت خودرو شد؛ سیاهه‌ای تازه در دفتر ناکارآمدی

اتابک هم کاتب سند کیفیت خودرو شد؛ سیاهه‌ای تازه در دفتر ناکارآمدی | اسب بخار |

 خبرخوش برای دارندگان سهام عدالت
۴ ساعت قبل / سایت اقتصاد ایرانی

خبرخوش برای دارندگان سهام عدالت

اقتصادایرانی: زمان‌بندی توزیع سود سهام عدالت در دو مرحله و در آستانه «هفته دولت» نهایی شد.

 شوک به خریداران با شکایت دو خودروساز؛ پیش‌فروش‌ها از مصوبه ۴۷۳ خارج شدند
۱۰ ساعت قبل / سایت اسب بخار

شوک به خریداران با شکایت دو خودروساز؛ پیش‌فروش‌ها از مصوبه ۴۷۳ خارج شدند

پس از شکایت ایران‌خودرو و آرین پارس موتور، مصوبه ۴۷۳ از تاریخ تصویب باطل شد و پیش‌فروش‌های قبلی نیز حمایت پیش‌پرداخت در برابر قیمت روز را از دست دادند.