قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۱ ساعت قبل

از کارخانه «تویوتا» تا اتاق جنگ اقتصاد

اقتصاد ایران در سال‌های اخیر با انباشت مجموعه‌ای از چالش‌های ساختاری از جمله ناترازی انرژی، فرسایش سرمایه، کاهش قدرت خرید، افت سرمایه‌گذاری و محدودیت در تعامل با اقتصاد جهانی مواجه شده است؛ چالش‌هایی که تداوم آنها هزینه حفظ وضع موجود را افزایش داده و اصلاحات مقطعی را با محدودیت بیشتری روبه‌رو کرده است. در چنین شرایطی، پرسش اصلی دیگر صرفا چگونگی بهبود یک یا چند شاخص اقتصادی نیست، بلکه چگونگی تغییر مسیر اقتصادی است که بخشی از ظرفیت‌های تولیدی و سرمایه‌ای آن در طول زمان فرسوده شده‌اند. سه‌گانه ژاپنی «کایزن، کای‌کاکو و کاکوشین» می‌تواند چارچوبی برای فهم سطوح مختلف تغییر و تمایز میان بهبودهای تدریجی، اصلاحات ساختاری و تحول بنیادین فراهم کند. مسیح میری‌ها، فعال زنجیره تامین صنایع، با استفاده از این چارچوب، ضمن بررسی ریشه‌های فرسایش ساختاری اقتصاد ایران، بر ضرورت اصلاحات داخلی، بازتعریف مناسبات اقتصادی …
 از کارخانه «تویوتا» تا اتاق جنگ اقتصاد

وقتی ژاپن از خاکستر برخاست

در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم، صنعت ژاپن با محدودیت‌های جدی مواجه بود. خودروسازی نوپایی مانند تویوتا نه سرمایه عظیم رقبای آمریکایی را داشت و نه می‌توانست با ماشین‌آلات قدیمی با تولیدکنندگان بزرگ جهان رقابت کند. در چنین شرایطی بود که مدیران و مهندسان تویوتا رویکردی را توسعه دادند که بعدها به یکی از شناخته‌شده‌ترین الگوهای مدیریت تولید تبدیل شد: نگاهی متفاوت به مفهوم «تغییر» و «بهبود».

تغییر در یک سازمان را می‌توان در سه سطح بررسی کرد:

کایزن (Kaizen): بهبود مستمر و تدریجی. اگر هر کارگر در خط تولید هر روز یک فرآیند را اندکی بهینه‌تر کند، مجموع این تغییرات در بلندمدت می‌تواند عملکرد کارخانه را به شکل محسوسی بهبود دهد.

کای‌کاکو (Kaikaku): تغییر بنیادی و ساختاری. زمانی که بهبودهای تدریجی دیگر پاسخگو نیست، سازمان باید بخشی از فرآیندها و ساختارهای خود را بازطراحی کند و روش‌های جدیدی برای رسیدن به همان هدف بیابد.

کاکوشین (Kakushin): تحول و نوآوری بنیادین. این سطح زمانی مطرح می‌شود که صرف اصلاح فرآیندهای موجود کافی نیست و خلق یک محصول، فناوری یا مدل کسب‌وکار جدید ضرورت پیدا می‌کند؛ تغییری که می‌تواند قواعد رقابت را نیز دگرگون کند. یک کشور، البته، کارخانه نیست؛ نه فرماندهی واحد دارد، نه سازوکار شفاف سود و زیان و نه ذی‌نفعانی که منافعشان کاملا یکسان باشد. با این حال، این سه‌گانه می‌تواند به‌عنوان یک چارچوب تحلیلی، نه یک نسخه عینی، به ما کمک کند تا بفهمیم یک اقتصاد در مواجهه با مشکلات انباشته در چه مرحله‌ای از اصلاح قرار دارد. کالبدشکافی یک اقتصاد فرسوده

یکی از خطاهای رایج، یکی دانستن «فرسایش اقتصادی» با «سقوط ناگهانی» است. مشکلات ساختاری معمولا در یک روز ظاهر نمی‌شوند. زمانی که ناترازی انرژی در برق و گاز به مساله‌ای مستمر تبدیل می‌شود، سرمایه‌گذاری کاهش می‌یابد، قدرت خرید خانوارها تحت فشار قرار می‌گیرد و خروج سرمایه انسانی و مالی افزایش پیدا می‌کند، ظرفیت اقتصاد برای ایجاد و بازتولید ثروت نیز تضعیف می‌شود. در چنین شرایطی، اقتصاد لزوما یک‌شبه از کار نمی‌افتد؛ بلکه هزینه حفظ وضعیت موجود به‌تدریج افزایش می‌یابد و بخشی از این هزینه به خانوارها و بنگاه‌ها منتقل می‌شود.

جوزف شومپیتر از مفهوم «تخریب خلاق» سخن می‌گفت؛ فرآیندی که در آن ساختارهای قدیمی جای خود را به فعالیت‌ها و نوآوری‌های جدید می‌دهند. اما اگر منابع اقتصاد به جای سرمایه‌گذاری و نوآوری به سمت فعالیت‌های غیرمولد، غیرشفاف و کوتاه‌مدت حرکت کنند، فرآیند نوسازی نیز تضعیف خواهد شد. مرز میان تحریم و سیاستگذاری داخلی

باید میان اثر تحریم‌ها و کیفیت سیاستگذاری داخلی تمایز قائل شد. تحریم‌ها یک محدودیت خارجی مهم برای اقتصاد ایران ایجاد کرده‌اند و نمی‌توان اثر آنها بر تجارت، سرمایه‌گذاری، انتقال فناوری و دسترسی به منابع مالی را نادیده گرفت. در عین حال، همه مشکلات اقتصاد را نیز نمی‌توان صرفا به عوامل خارجی نسبت داد. واقعیت اقتصادی در تعامل میان این دو دسته عوامل شکل می‌گیرد. محدودیت‌های خارجی هزینه مبادلات را افزایش می‌دهند، اما کیفیت سیاستگذاری داخلی، نحوه تخصیص منابع و میزان انعطاف اقتصاد در برابر این محدودیت‌ها نیز تعیین‌کننده است. مقایسه با چین در این زمینه می‌تواند آموزنده باشد؛ هرچند نباید تفاوت‌های تاریخی و نهادی دو کشور را نادیده گرفت. چین در مسیر توسعه اقتصادی، تعامل گسترده‌تری با اقتصاد جهانی ایجاد کرد و از تجارت، سرمایه‌گذاری و رقابت بین‌المللی برای افزایش ظرفیت تولید استفاده کرد. این مسیر البته حاصل یک تصمیم کوتاه‌مدت نبود و مجموعه‌ای از اصلاحات نهادی، سیاست‌های صنعتی و تغییرات تدریجی را در بر می‌گرفت. درس اصلی این تجربه را می‌توان در یک گزاره خلاصه کرد: تعامل اقتصادی با جهان می‌تواند یکی از ابزارهای افزایش ظرفیت تولید و رفاه باشد، مشروط بر آنکه با اصلاحات داخلی و تقویت بهره‌وری همراه شود. چرا با وجود مشاهده نشانه‌های فرسایش، تغییر مسیر دشوار است؟ یکی از توضیحات ممکن، «تله هزینه‌های گذشته» است. زمانی که منابع مالی، انسانی و سازمانی برای سال‌ها در یک مسیر خاص صرف شده‌اند، تغییر مسیر می‌تواند از نظر سیاسی، اقتصادی و سازمانی پرهزینه به نظر برسد. همین مساله ممکن است اصلاحات را به تاخیر بیندازد. سه‌گانه ژاپنی در جغرافیای اقتصادی ایران

بهبود مستمر و تدریجی؛ کایزن: بخشی از سیاستگذاری اقتصادی همچنان بر اصلاحات تدریجی متمرکز است؛ از تغییر نرخ‌ها و مقررات گرفته تا اصلاحات مدیریتی و جابه‌جایی سیاست‌ها. این اقدامات در شرایطی که ساختارهای اصلی اقتصاد سالم باشند، می‌توانند موثر باشند. اما زمانی که مشکلاتی مانند ناترازی انرژی، کاهش سرمایه‌گذاری و ضعف بهره‌وری همزمان وجود دارد، اصلاحات جزئی ممکن است برای ایجاد تغییر محسوس کافی نباشد.

تغییرات بنیادین؛ کای‌کاکو: در سوی دیگر، نیاز به اصلاحات ساختاری قرار دارد. این نوع اصلاحات به معنای تغییر یکباره همه‌چیز نیست؛ بلکه بازطراحی قواعد و نهادهایی است که عملکرد اقتصادی را محدود کرده‌اند. اصلاح نظام قیمت‌گذاری، بهبود محیط کسب‌وکار، افزایش شفافیت، اصلاح ساختارهای بودجه‌ای و ایجاد زمینه برای سرمایه‌گذاری می‌تواند در این دسته قرار گیرد.

تحول و نوآوری؛ کاکوشین: اقتصاد ایران در برخی حوزه‌ها ممکن است به تغییرات عمیق‌تری نیاز داشته باشد؛ تغییراتی که تنها به اصلاح فرآیندهای موجود محدود نمی‌شوند و می‌توانند مدل‌های جدیدی برای تولید، تجارت، انرژی و تامین مالی ایجاد کنند. نکته مهم آن است که تغییرات عمیق اقتصادی به ظرفیت نهادی، منابع مالی و اعتماد عمومی نیاز دارند. اصلاحات ساختاری بدون توجه به این پیش‌شرط‌ها می‌تواند با مقاومت اجتماعی و اقتصادی مواجه شود و در نتیجه، ناپایدار بماند. راه باریک میان دو دره

اگر اصلاحات تدریجی برای حل مشکلات انباشته کافی نباشد، اما تغییرات ناگهانی نیز هزینه‌های بالایی ایجاد کند، راه برون‌رفت کجاست؟

پاسخ را می‌توان در ترکیبی از اصلاحات ساختاری و تغییرات تدریجی جست‌وجو کرد؛ به این معنا که برخی اصلاحات بنیادی باید همزمان با حفظ ثبات اقتصادی و اجتماعی پیش بروند. این مسیر چند پیش‌شرط مهم دارد:

۱. سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی: اصلاحات اقتصادی زمانی پایدار می‌شوند که جامعه آثار آنها را در زندگی روزمره خود مشاهده کند. بهبود فضای کسب‌وکار، افزایش پیش‌بینی‌پذیری سیاست‌ها و کاهش نااطمینانی می‌تواند به تقویت این اعتماد کمک کند. اصلاحات اقتصادی بدون توجه به پیامدهای اجتماعی، احتمالا با مقاومت بیشتری مواجه خواهد شد.

۲. اکسیژن ارزی: هیچ اصلاح ساختاری بدون دسترسی پایدار به منابع مالی و ارزی نمی‌تواند به‌سادگی پیش برود. افزایش ظرفیت صادرات، تسهیل تجارت خارجی، دسترسی بهتر به منابع مالی و کاهش هزینه مبادلات می‌تواند فضای بیشتری برای اجرای اصلاحات اقتصادی ایجاد کند. این به معنای وابستگی کامل به منابع خارجی نیست؛ بلکه به معنای استفاده از ظرفیت تجارت و تعامل اقتصادی برای افزایش منابع و ظرفیت تولید داخلی است.

۳. مدیریت منافع ذی‌نفعان: اصلاحات اقتصادی معمولا بر منافع گروه‌های مختلف اثر می‌گذارند. بنابراین، سیاستگذار باید علاوه بر طراحی سیاست، سازوکاری برای مدیریت پیامدهای توزیعی و کاهش انگیزه مقاومت در برابر اصلاحات ایجاد کند. در عین حال، نباید از هزینه‌های انتقالی غافل شد. هر تغییر واقعی ممکن است در کوتاه‌مدت فشارهایی بر برخی خانوارها یا بنگاه‌ها ایجاد کند. مدیریت این هزینه‌ها بخشی از فرآیند اصلاحات اقتصادی است. وقتی واقعیت‌های اقتصادی تصمیم می‌گیرند

اداره اقتصادی کشوری با ابعاد ایران، تنها با اتکا به درآمدهای محدود نفتی و روش‌های سنتی سیاستگذاری دشوار است. استمرار تورم، کاهش سرمایه‌گذاری و فرسایش ظرفیت اجرایی می‌تواند به‌تدریج اثربخشی ابزارهای سیاستگذاری را کاهش دهد. این وضعیت به معنای یک پایان قطعی یا از‌پیش‌تعیین‌شده نیست. تجربه کشورهای مختلف نشان می‌دهد اقتصادها می‌توانند در برابر فشارهای ساختاری برای دوره‌های طولانی مقاومت کنند و حتی در مقاطع مختلف مسیر خود را اصلاح کنند. اما هرچه اصلاحات دیرتر آغاز شود، هزینه تغییر مسیر نیز می‌تواند افزایش یابد. از این منظر، بازتعریف مناسبات اقتصادی ایران با جهان را می‌توان نه صرفا یک موضوع سیاسی، بلکه بخشی از یک مساله بزرگ‌تر اقتصادی دانست. افزایش ظرفیت تجارت، دسترسی به فناوری و سرمایه، توسعه صادرات و کاهش هزینه مبادلات می‌تواند به تقویت ظرفیت تولید کمک کند. در نهایت، عبور از فرسایش ساختاری نیازمند ترکیبی از اصلاحات داخلی، افزایش بهره‌وری، ثبات سیاستگذاری و تعامل اقتصادی سنجیده با جهان است. انتخاب میان «تغییر کامل» و «ادامه وضع موجود» تنها دو گزینه پیش‌ روی سیاستگذار نیست؛ مسیر سوم، اصلاحات عمیق اما مرحله‌بندی‌شده، می‌تواند امکان تغییر ساختارها را بدون ایجاد شوک‌های غیرضروری فراهم کند. این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد



۴ دقیقه قبل / روزنامه تعادل

جنگ اقتصادی بعد از شکست نظامی

بهمن اکبری|اعلام «عمليات اقتصادي خردكننده» را از سوي ترامپ نبايد تنها تكرار سياست تحريم‌هاي اقتصادي عليه ايران دانست. آنچه در اظهارات اخير رييس‌جمهور امريكا، وزير خزانه‌داري و معاون او برجسته شده، نشانه حركت واشنگتن از تحريم مستقيم ايران به سوي فشار بر شبكه اقتصادي پيرامون ايران است؛ يعني هدف قرار دادن بانك‌ها، شركت‌هاي كشتيراني، خريداران نفت، واسطه‌هاي مالي و كشورهايي كه همچنان حاضرند با تهران تجارت كنند.اگر تحريم‌هاي پيشين عمدتا بر «قطع دسترسي ايران» متمركز بود، مرحله جديد مي‌كوشد هزينه «تعامل با ايران» را براي ديگران افزايش دهد. به تعبير دقيق‌تر، امريكا مي‌خواهد ايران را نه تنها از بازارهاي جهاني، بلكه از شبكه‌هاي رسمي و نيمه‌رسمي مبادلات بين‌المللي نيز منزوي كند. اين تغيير رويكرد، از يك واقعيت مهم نيز حكايت دارد: فشار نظامي به‌تنهايي نتوانسته اهداف سياسي مورد نظر واشنگتن را محقق سازد و اكنون اقتصاد به ميدان اصلي منازعه تبديل شده است.

    ۱. مساله اصلي؛ تحريم بيشتر يا معماري جديد فشار؟: ايران نزديك به پنج دهه تجربه مواجهه با تحريم‌هاي امريكا را پشت سر گذاشته است. تحريم براي اقتصاد ايران پديده‌اي تازه نيست، بلكه به بخشي از محيط راهبردي آن تبديل شده است.از اين‌رو، پرسش درست اين نيست كه «آيا تحريم‌هاي جديد به ايران آسيب مي‌زند؟» پاسخ روشن است: بله، فشار اقتصادي مي‌تواند هزينه‌هاي قابل توجهي ايجاد كند.پرسش اساسي‌تر اين است: آيا تحريم‌هاي جديد قادر خواهند بود رفتار راهبردي ايران را تغيير دهند؟ اين دو مساله نبايد با يكديگر خلط شود. تحريم مي‌تواند رشد اقتصادي را كاهش دهد، هزينه مبادلات را افزايش دهد، درآمدهاي نفتي را محدود كند، نرخ سرمايه‌گذاري را پايين آورد و فشار بر معيشت را تشديد كند؛ اما تبديل اين آسيب اقتصادي به امتياز سياسي و تغيير رفتار راهبردي مساله‌اي است كاملا متفاوت.تجربه چند دهه گذشته نشان داده است كه ميان «تحريم موثر» و «تحريم موفق» فاصله وجود دارد.

    ۲. ويژگي مهم دوره جديد؛ هدف گرفتن كشورهاي ثالث: بر اساس گزارش بي‌بي‌سي، اسكات بسنت، وزير خزانه‌داري امريكا تهديد كرده است كه هر كشوري كه با ايران تجارت كند، از جمله در حوزه انتقال پول، خريد نفت يا حمل‌ونقل دريايي، ممكن است با تحريم مواجه شود.اين همان نقطه‌اي است كه دوره جديد را از تحريم‌هاي كلاسيك متمايز مي‌كند.واشنگتن مي‌خواهد محاسبه هزينه - فايده كشورهاي ثالث را تغيير دهد. اگر يك بانك چيني، شركت تركيه‌اي، شبكه تجاري عراقي يا شركت كشتيراني منطقه‌اي احساس كند كه همكاري با ايران مي‌تواند دسترسي آن به دلار، نظام مالي امريكا يا بازارهاي غربي را تهديد كند، ممكن است حتي بدون موافقت سياسي با واشنگتن، از همكاري با تهران عقب‌نشيني كند.در نتيجه، ميدان واقعي جنگ اقتصادي ديگر فقط ايران نيست، بلكه شبكه روابط اقتصادي ايران با جهان است.

    ۳. نقطه قوت امريكا؛ دلار، شبكه مالي و تحريم ثانويه: مهم‌ترين مزيت ساختاري امريكا در اين جنگ، حجم تجارت دوجانبه امريكا و ايران نيست، بلكه قدرت شبكه‌اي اقتصاد امريكاست.امريكا از سه اهرم برخوردار است: نخست، نقش دلار در تجارت و ذخاير جهاني؛ دوم، جايگاه نظام مالي امريكا و دسترسي به شبكه‌هاي بانكي بين‌المللي؛ سوم، توانايي اعمال تحريم ثانويه عليه شركت‌ها و موسسات خارجي.از اين‌رو ممكن است واشنگتن بتواند بدون محاصره كامل ايران، هزينه تجارت با ايران را افزايش دهد.اما همين جا يك محدوديت مهم نيز وجود دارد: هر چه امريكا از تحريم به عنوان ابزار فراگيرتر استفاده كند، انگيزه ساير كشورها براي كاهش وابستگي به دلار و ايجاد مسيرهاي مالي مستقل نيز افزايش مي‌يابد.بنابراين تحريم همزمان مي‌تواند يك ابزار فشار كوتاه‌مدت و عاملي براي فرسايش تدريجي قدرت شبكه‌اي امريكا در بلندمدت باشد.

    ۴. ايران چرا هنوز ظرفيت مقاومت اقتصادي دارد؟: يكي از نكات مهم گزارش اين است كه ايران طي سال‌هاي گذشته توانسته سازوكارهاي متعددي براي كاهش اثر تحريم ايجاد كند.«ناوگان سايه»، واسطه‌هاي تجاري، شركت‌هاي پوششي، مسيرهاي مالي غيرمستقيم، شبكه‌هاي تهاتري، ارزهاي غيردلاري و استفاده از روابط اقتصادي با كشورهاي غيرغربي، بخشي از اين سازوكارها است.اما نبايد در اين زمينه نيز دچار اغراق شد.دور زدن تحريم به معناي بي‌اثر شدن تحريم نيست. معمولا هر چه شبكه تحريم پيچيده‌تر شود، هزينه مبادله، تخفيف فروش، هزينه حمل‌ونقل، ريسك بيمه و هزينه انتقال پول افزايش مي‌يابد. بنابراين ايران ممكن است بتواند نفت بفروشد، اما الزاما نمي‌تواند آن را با همان قيمت، همان سرعت و همان هزينه‌اي كه در شرايط عادي انجام مي‌داد، به بازار عرضه كند. از اين‌رو، هدف تحريم الزاما «صفر كردن صادرات ايران» نيست، بلكه مي‌تواند گران‌تر، پرريسك‌تر و دشوارتر كردن تجارت ايران باشد.

    ۵. حلقه تعيين‌كننده؛ چين: در ميان كشورهاي ثالث، چين مهم‌ترين متغير معادله است.اگر امريكا بتواند كشورهاي منطقه و شركت‌هاي كوچك‌تر را تحت فشار قرار دهد، اما چين همچنان بخش قابل توجهي از نفت ايران را خريداري كند و مسيرهاي مالي و تجاري جايگزين را حفظ كند، عمليات اقتصادي امريكا با محدوديت جدي روبه‌رو خواهد شد.چين تنها يك خريدار نفت نيست، بلكه بخشي از معماري در حال شكل‌گيري اقتصاد غيرغربي است.پكن از يك سو نمي‌خواهد درگير رويارويي مستقيم با امريكا شود و از سوي ديگر، بعيد است به ‌سادگي اجازه دهد واشنگتن قواعد تجارت ميان چين و ايران را تعيين كند. از اين نگاه، جنگ اقتصادي عليه ايران به‌طور غيرمستقيم به آزموني براي روابط چين و امريكا نيز تبديل مي‌شود.

    ۶. تنگه هرمز؛ مهم‌ترين نقطه اتصال اقتصاد و امنيت: پيوند دادن فشار اقتصادي با حمل‌ونقل دريايي، اهميت تنگه هرمز را دوچندان مي‌كند.هرگونه افزايش فشار بر صادرات نفت، كشتيراني يا بنادر ايران مي‌تواند اثرات فراتر از مرزهاي ايران داشته باشد، زيرا بازار انرژي جهان، كشورهاي آسيايي و حتي اقتصادهاي اروپايي به ثبات جريان انرژي در خليج‌فارس حساسند. بنابراين اگر عمليات اقتصادي امريكا به گونه‌اي طراحي شود كه امنيت كشتيراني در خليج‌فارس را تحت اأثير قرار دهد، واشنگتن با يك تناقض راهبردي روبه‌رو خواهد شد: فشار بر ايران ممكن است همزمان هزينه انرژي و حمل‌ونقل جهاني را افزايش دهد.در چنين شرايطي، بخشي از هزينه تحريم از ايران به اقتصاد جهاني منتقل مي‌شود.

    ۷. آسيب‌پذيري واقعي ايران كجاست؟: با وجود ظرفيت سازگاري ايران، نبايد آسيب‌پذيري‌هاي اقتصاد كشور را دست‌كم گرفت.مهم‌ترين نقاط آسيب عبارتند از: كاهش درآمد ارزي؛ دشوارتر شدن انتقال منابع مالي؛ افزايش هزينه تجارت خارجي؛ كاهش سرمايه‌گذاري خارجي و داخلي؛ افزايش نااطميناني اقتصادي؛ فشار بر ارزش پول ملي؛ افزايش هزينه واردات كالاهاي واسطه‌اي و سرمايه‌اي؛ تشديد فشار تورمي؛ كاهش قدرت خريد خانوارها و افزايش هزينه‌هاي مبادله براي بخش خصوصي. از اين رو، بزرگ‌ترين خطر «فروپاشي ناگهاني اقتصاد» نيست، بلكه فرسايش تدريجي ظرفيت توليد و رفاه اجتماعي است.اقتصاد تحريم‌زده ممكن است به حيات خود ادامه دهد، اما با رشد پايين‌تر، سرمايه‌گذاري كمتر و هزينه اجتماعي بيشتر.

    ۸. جنگ اقتصادي جديد، جنگ تاب‌آوري است: به نظر مي‌رسد منطق جديد واشنگتن بر اين فرض استوار است كه ايران از نظر اقتصادي بيش از امريكا آسيب‌پذير است و بنابراين، ادامه فشار مي‌تواند تهران را به نقطه‌اي برساند كه هزينه مقاومت از هزينه توافق بيشتر شود.اما اين محاسبه تنها زماني درست است كه طرف مقابل نتواند سازوكارهاي جايگزين ايجاد كند.در مقابل، ايران نيز بايد از منطق «مقاومت منفعل» به «مقاومت فعال» عبور كند.تحريم را نمي‌توان فقط با فروش نفت بيشتر يا ايجاد چند مسير مالي جديد خنثي كرد. پاسخ موثر، نيازمند بازآرايي ساختار اقتصاد خارجي ايران است.در اين چارچوب، پنج محور اهميت ويژه دارد: 

يكم؛ تنوع‌بخشي واقعي به شركاي اقتصادي و كاهش وابستگي به چند بازار محدود.

دوم؛ توسعه تجارت با ارزهاي محلي و سازوكارهاي تسويه غيردلاري.

سوم؛ تقويت كريدورهاي زميني و دريايي منطقه‌اي براي كاهش آسيب‌پذيري تجارت.

چهارم؛ كاهش هزينه‌هاي داخلي اقتصاد، زيرا نمي‌توان همه ناكارآمدي‌هاي داخلي را به تحريم نسبت داد.

پنجم؛ تبديل ديپلماسي اقتصادي به بخشي از راهبرد امنيت ملي. در جنگ اقتصادي، سفارتخانه و رايزني اقتصادي تنها نهادهاي تشريفاتي نيستند، بلكه بخشي از «شبكه تاب‌آوري اقتصادي» كشورند.

    ۹. پارادوكس تحريم حداكثري: امريكا با گسترش تحريم‌ها ممكن است در كوتاه‌مدت فشار بيشتري ايجاد كند، اما همزمان با يك پارادوكس مواجه است: هر چه تحريم‌ها فراگيرتر شوند، انگيزه ايران و شركاي آن براي ساختن شبكه‌هاي جايگزين بيشتر مي‌شود.در جهان پساجنگ اوكراين، رقابت چين و امريكا و گسترش بريكس، اين مساله اهميت بيشتري يافته است.  

بسياري از كشورها ديگر نمي‌خواهند تمام مبادلات خارجي خود را به يك شبكه مالي وابسته كنند.بنابراين، تحريم‌هاي جديد مي‌تواند ناخواسته به شتاب‌دهنده «چندقطبي ‌شدن اقتصاد جهان» تبديل شود.البته اين روند به معناي پايان هژموني دلار نيست، اما مي‌تواند به تدريج از انحصار آن در برخي مبادلات بكاهد.

    ۱۰. آيا عمليات اقتصادي ترامپ موفق خواهد شد؟: بايد به اين پرسش پاسخ مشروط داد. اگر هدف امريكا افزايش هزينه‌هاي اقتصادي ايران باشد، احتمالا اين عمليات مي‌تواند موفقيت قابل توجهي داشته باشد. اگر هدف كاهش درآمدهاي نفتي و محدود كردن دسترسي ايران به شبكه مالي بين‌المللي باشد، موفقيت نيز محتمل است، هرچند نه مطلق. اما اگر هدف نهايي وادار كردن ايران به تغيير رفتار راهبردي يا پذيرش توافق مطلوب واشنگتن باشد، مساله بسيار پيچيده‌تر، زيرا موفقيت تحريم به سه متغير بستگي دارد: «ظرفيت تحمل ايران»، «ميزان همكاري كشورهاي ثالث» و «هزينه‌اي كه اقتصاد جهاني حاضر است براي اجراي سياست امريكا بپردازد».در اين ميان، چين، كشورهاي خليج‌فارس، تركيه، عراق، هند و شبكه‌هاي تجاري آسيايي نقش تعيين‌كننده‌اي خواهند داشت.

     از تحريم ايران به جنگ بر سر شبكه‌ها

آنچه اكنون در حال شكل‌گيري است، تنها «تحريم بيشتر» نيست، بلكه نوعي است از «جنگ اقتصادي شبكه‌اي».امريكا مي‌كوشد ايران را از شبكه مالي، انرژي و حمل‌ونقل جهاني دورتر كند و همزمان هزينه همكاري ديگران با ايران را افزايش دهد. ايران نيز تلاش خواهد كرد شبكه‌هاي جايگزين خود را گسترش دهد.در چنين شرايطي، برنده الزاما كشوري نيست كه بيشترين تحريم را وضع مي‌كند يا بيشترين تحريم را تحمل مي‌كند، بلكه كشوري است كه بتواند شبكه اقتصادي مقاوم‌تر، متنوع‌تر و كم‌هزينه‌تري ايجاد كند.از اين نگاه، عمليات اقتصادي جديد ترامپ را بايد نه تنها يك اقدام عليه ايران، بلكه آزموني براي معماري اقتصاد جهاني در حال گذار از نظم تك‌مركزي به نظم چندمركزي دانست.امريكا هنوز از قدرتمندترين اهرم‌هاي مالي جهان برخوردار است؛ اما ايران نيز ديگر ايرانِ پيش از تحريم‌هاي چند دهه اخير نيست. تهران تجربه، شبكه و سازوكارهاي سازگاري انباشته‌اي در اختيار دارد.مساله نهايي بنابراين چنين صورت‌بندي مي‌شود: آيا فشار اقتصادي جديد مي‌تواند ظرفيت اقتصادي ايران را بشكند يا تنها آن را به سمت يك اقتصاد بسته‌تر، غيررسمي‌تر و شرقي‌تر سوق خواهد داد؟پاسخ اين پرسش بيش از آنكه در تعداد تحريم‌هاي جديد امريكا نهفته باشد، به كيفيت حكمراني اقتصادي ايران، ميزان انسجام شركاي خارجي و توان تهران براي تبديل «اقتصاد تحريم» به «اقتصاد تاب‌آور و رقابت‌پذير» بستگي دارد.سرانجام، خطر اصلي براي ايران نه تحريم به‌تنهايي، بلكه تركيب تحريم خارجي با ناكارآمدي داخلي است، گزاره‌اي كه دولت چهاردهم به دنبال رفع و بهبود آن است و فرصت اصلي نيز نه در انكار اثر تحريم، بلكه در تبديل فشار خارجي به محركي براي اصلاح ساختار اقتصادي، تنوع‌بخشي به روابط خارجي و بازتعريف جايگاه ايران در شبكه‌هاي نوظهور اقتصاد جهاني قرار دارد.


۴ دقیقه قبل / روزنامه تعادل

فراصندوق‌ها؛ حلقه تازه مدیریت دارایی در بازار سرمایه

توسعه مستمر ابزارهاي مالي، افزايش تعداد صندوق ‌ هاي سرمايه ‌ گذاري و گسترش طبقات دارايي در بازار سرمايه ايران، يك نياز تازه را بيش از گذشته برجسته كرده است: مديريت هم ‌ زمان و حرفه ‌ اي سرمايه ميان گزينه ‌ هاي متعدد سرمايه ‌ گذاري. «صندوق در صندوق» يا فراصندوق، ابزاري است كه با سرمايه ‌ گذاري در واحدهاي صندوق ‌ هاي ديگر، تلاش مي ‌ كند به ‌ جاي تمركز بر يك بازار يا دارايي مشخص، پرتفويي متنوع از سهام، اوراق با درآمد ثابت، كالا و ساير ابزارهاي مالي را دراختيار سرمايه ‌ گذار قرار دهد.

در سال ‌ هاي اخير، بازار سرمايه ايران از نظر تنوع ابزارها و صندوق ‌ هاي فعال، مسير متفاوتي را نسبت به گذشته پيموده است. صندوق ‌ هاي سهامي، اهرمي، بخشي، مختلط، تضمين اصل سرمايه، كالايي، درآمد ثابت، املاك و مستغلات و انرژي، هر يك بخشي از انتخاب ‌ هاي سرمايه ‌ گذاران را تشكيل مي ‌ دهند. اين تنوع از يك ‌ سو امكان انتخاب گسترده ‌ تري را فراهم كرده، اما از سوي ديگر، انتخاب ميان ده ‌ ها و حتي صدها گزينه سرمايه ‌ گذاري را براي سرمايه ‌ گذاران، به ‌ ويژه سرمايه ‌ گذاران غيرحرفه ‌ اي، پيچيده ‌ تر كرده است.در چنين شرايطي، فراصندوق ‌ ها مي ‌ توانند نقش يك مدير پرتفوي مبتني بر صندوق ‌ ها را ايفا كنند؛ مديراني كه به ‌ جاي خريد مستقيم سهام، اوراق يا كالا، با انتخاب مجموعه ‌ اي از صندوق ‌ هاي مختلف، تركيب دارايي سرمايه ‌ گذار را متناسب با شرايط بازار تنظيم مي ‌ كنند. بابك قاسم ‌ زاده، مدير سرمايه ‌ گذاري صندوق صنم توسعه ابزارهاي مالي و رشد شمار صندوق ‌ ها را زمينه اصلي شكل ‌ گيري و گسترش اين نوع صندوق ‌ ها مي ‌ داند.

 

  پاسخ به پيچيدگي انتخاب در بازاري متنوع

قاسم ‌ زاده با اشاره به روند رو به رشد بازار سرمايه ايران، معتقد است افزايش تعداد ابزارهاي سرمايه ‌ گذاري، به ‌ طور طبيعي نياز به سازوكارهاي حرفه ‌ اي ‌ تر براي انتخاب و تركيب آنها را افزايش مي ‌ دهد. به گفته او، همان ‌ طور كه صندوق ‌ هاي سهامي براي انتخاب پرتفويي بهينه از ميان صدها سهم بورسي و فرابورسي ايجاد شدند، فراصندوق ‌ ها نيز مي ‌ توانند از ميان صندوق ‌ هاي متعدد فعال در بازار، پرتفويي متنوع و بهينه تشكيل دهند.او در توضيح اين موضوع مي ‌ گويد: اكنون در بازار سرمايه بيش از ۲۰۰ صندوق سهامي با مدل ‌ ها و ويژگي ‌ هاي متفاوت فعال هستند؛ صندوق ‌ هايي كه از صندوق ‌ هاي اهرمي و بخشي تا صندوق ‌ هاي بزرگ، مختلط و تضمين اصل سرمايه را دربر مي ‌ گيرند. علاوه بر اين، بيش از ۵۰ صندوق كالايي در حوزه ‌ هايي نظير طلا، نقره و زعفران فعاليت مي ‌ كنند و شمار صندوق ‌ هاي سرمايه ‌ گذاري در اوراق با درآمد ثابت نيز از ۱۶۰ صندوق عبور كرده است.در كنار اين موارد، صندوق ‌ هاي املاك و مستغلات، انرژي و انواع ديگر صندوق ‌ هاي تخصصي نيز به بازار افزوده شده ‌ اند. اين حجم از تنوع، اگرچه فرصت ‌ هاي تازه ‌ اي براي سرمايه ‌ گذاري ايجاد مي ‌ كند، اما مي ‌ تواند تصميم ‌ گيري را براي افرادي كه زمان، دانش يا ابزار كافي براي ارزيابي مداوم صندوق ‌ ها ندارند دشوار كند. فلسفه فراصندوق در همين نقطه معنا پيدا مي ‌ كند. اين صندوق ‌ ها مي ‌ توانند با انتخاب چند صندوق از طبقات مختلف دارايي، ريسك تمركز را كاهش دهند و در عين حال، از ظرفيت ‌ هاي بازارهاي گوناگون بهره ببرند. تفاوت اصلي فراصندوق با بسياري از صندوق ‌ هاي ديگر نيز در همين قابليت نهفته است؛ صندوقي كه صرفاً روي سهام، اوراق يا يك كالاي مشخص متمركز نيست، بلكه مي ‌ تواند ميان طبقات مختلف دارايي جابه ‌ جا شود.به باور مدير سرمايه ‌ گذاري صندوق صنم، هر اندازه ابزارها و كلاس ‌ هاي دارايي در بازار سرمايه ايران افزايش يابد، نقش و ضرورت فراصندوق ‌ ها نيز پررنگ ‌ تر خواهد شد؛ چراكه تركيب حرفه ‌ اي اين ابزارها به يك تخصص مستقل در مديريت دارايي تبديل مي ‌ شود.

 

  سهم كوچك امروز، ظرفيت بزرگ فردا

با وجود مزيت ‌ هاي مطرح ‌ شده، فراصندوق ‌ ها هنوز سهم بزرگي از بازار سرمايه ايران ندارند. قاسم ‌ زاده تصريح مي ‌ كند كه تعداد اين صندوق ‌ ها در حال حاضر محدود است، ارزش معاملات بالايي ندارند و دارايي تحت مديريت آنها نيز در مقايسه با برخي ديگر از انواع صندوق ‌ ها كوچك است. با اين حال، او آينده اين ابزار را وابسته به توسعه بازار و عملكرد مديران آن مي ‌ داند.بازار سرمايه ايران طي سال ‌ هاي اخير تغييرات مهمي را تجربه كرده است. براي نمونه، صندوق ‌ هاي اهرمي تا چند سال پيش در بازار حضور نداشتند يا صندوق ‌ هاي بخشي به گستردگي امروز فعال نبودند. بازار صندوق ‌ هاي كالايي نيز در گذشته محدودتر بود، اما اكنون به ‌ تدريج به يكي از گزينه ‌ هاي مورد توجه سرمايه ‌ گذاران براي پوشش ريسك و تنوع ‌ بخشي تبديل شده است.قاسم ‌ زاده بر اين باور است كه اگر مسير توسعه ابزارهاي مالي ادامه پيدا كند، در سال ‌ هاي آينده ظرفيت ‌ هاي تازه ‌ اي براي فعاليت فراصندوق ‌ ها ايجاد خواهد شد. او احتمال مي ‌ دهد كه بازار سرمايه ايران در آينده بتواند به حوزه ‌ ها و بازارهاي جديدتري نيز وارد شود؛ ازجمله امكان سرمايه ‌ گذاري در بازارهاي خارجي يا توسعه ابزارهاي مرتبط با دارايي ‌ هاي نوين مانند رمزارزها؛ هرچند تحقق چنين موضوعاتي وابسته به فراهم شدن زيرساخت ‌ ها، مقررات و شرايط لازم است.در اين چارچوب، هر ابزار جديدي كه به بازار افزوده شود، در واقع يك گزينه تازه براي مديران فراصندوق ‌ ها ايجاد مي ‌ كند. از نگاه او، فراصندوق زماني مي ‌ تواند كاركرد واقعي خود را نشان دهد كه امكان انتخاب و چرخش ميان گزينه ‌ هاي متنوع وجود داشته باشد. به بيان ديگر، هرچه بازار از نظر ابزارهاي قابل سرمايه ‌ گذاري عميق ‌ تر و متنوع ‌ تر شود، مزيت مديريت فعال دارايي در فراصندوق ‌ ها نيز بيشتر نمايان خواهد شد.مدير سرمايه ‌ گذاري صندوق صنم معتقد است اگر فراصندوق ‌ ها بتوانند عملكرد قابل دفاعي در ايجاد بازده و جابه ‌ جايي به ‌ موقع ميان دارايي ‌ ها داشته باشند، به ‌ تدريج مخاطبان بيشتري را جذب خواهند كرد. او حتي اين احتمال را مطرح مي ‌ كند كه در افق بلندمدت، سهم فراصندوق ‌ ها از ارزش كل صندوق ‌ هاي بازار سرمايه به حدود ۱۰درصد برسد؛ هدفي كه البته تحقق آن نيازمند رشد دارايي تحت مديريت، افزايش نقدشوندگي و جلب اعتماد سرمايه ‌ گذاران است.

 

  دسترسي آسان ‌ تر سرمايه ‌ گذار عادي به يك پرتفوي متنوع

يكي از مهم ‌ ترين پرسش ‌ ها درباره فراصندوق ‌ ها به كاربرد آنها براي سرمايه ‌ گذاران عادي بازمي ‌ گردد. فردي كه منابع محدودي دارد و نمي ‌ تواند به ‌ صورت هم ‌ زمان عملكرد ده ‌ ها صندوق سهامي، درآمد ثابت، طلا يا بخشي را رصد كند، چگونه مي ‌ تواند از فرصت ‌ هاي بازار بهره ‌ مند شود؟

پاسخ قاسم ‌ زاده روشن است: مهم ‌ ترين مزيت فراصندوق ‌ ها براي سرمايه ‌ گذار عادي، دسترسي با خريد يك واحد سرمايه ‌ گذاري به مجموعه ‌ اي متنوع از صندوق ‌ هاست. در واقع، سرمايه ‌ گذار به جاي آنكه به ‌ طور مستقيم ميان چندين صندوق تصميم ‌ گيري كند، انتخاب و تركيب آنها را به مدير حرفه ‌ اي فراصندوق واگذار مي ‌ كند.اين موضوع به ‌ ويژه براي افرادي اهميت دارد كه دانش تحليلي كافي يا زمان لازم براي پايش روزانه بازار ندارند. سرمايه ‌ گذار از طريق فراصندوق مي ‌ تواند به ‌ طور غيرمستقيم در سبدي از دارايي ‌ ها مشاركت كند؛ سبدي كه ممكن است در مقاطعي وزن بيشتري به سهام بدهد و در دوره ‌ اي ديگر، بخشي از دارايي خود را به اوراق با درآمد ثابت يا صندوق ‌ هاي كالايي اختصاص دهد.اما كاركرد فراصندوق ‌ ها تنها به ساده ‌ سازي سرمايه ‌ گذاري براي سرمايه ‌ گذاران خرد محدود نمي ‌ شود. قاسم ‌ زاده معتقد است اين ابزار مي ‌ تواند به توسعه صندوق ‌ هاي كوچك اما توانمند بازار نيز كمك كند. در بازار صندوق ‌ ها، نمونه ‌ هايي وجود دارند كه با وجود عملكرد مطلوب در دوره ‌ هاي مختلف، به دليل كوچك بودن اندازه دارايي تحت مديريت، نقدشوندگي پايين يا فاصله قيمت بازار با ارزش خالص دارايي ‌ ها، كمتر موردتوجه سرمايه ‌ گذاران قرار گرفته ‌ اند.فراصندوق ‌ ها مي ‌ توانند با شناسايي اين صندوق ‌ ها، از ظرفيت عملكردي آنها بهره ‌ مند شوند. در اين وضعيت، يك رابطه برد-برد شكل مي ‌ گيرد: از يك طرف، فراصندوق با انتخاب صندوق ‌ هاي داراي عملكرد مناسب، امكان كسب بازدهي بهتر براي سرمايه ‌ گذاران خود را پيدا مي ‌ كند و از طرف ديگر، ورود سرمايه جديد مي ‌ تواند به رشد و افزايش عمق صندوق ‌ هاي كوچك ‌ تر كمك كند.

 

  نقش فراصندوق ‌ ها   در افزايش عمق و نقدشوندگي

بعد ديگر فعاليت فراصندوق ‌ ها به اثرگذاري آنها بر ساختار كلي بازار بازمي ‌ گردد. ارزش معاملات صندوق ‌ ها در سال ‌ هاي اخير افزايش محسوسي داشته و در برخي روزها حتي به محدوده ۲۵ تا ۳۰ درصد ارزش معاملات سهام نزديك شده است. اين روند نشان مي ‌ دهد صندوق ‌ ها به ‌ تدريج در حال تبديل شدن به يكي از بازيگران مهم جريان نقدينگي در بازار سرمايه هستند. از ديدگاه قاسم ‌ زاده، بزرگ ‌ تر شدن فراصندوق ‌ ها مي ‌ تواند به افزايش عمق بازار كمك كند. فراصندوق ‌ ها به دليل ماهيت خود، مي ‌ توانند به ‌ صورت مستمر تركيب پرتفوي ‌ شان را بررسي كنند و در واكنش به تغييرات بازار، ميان طبقات دارايي يا حتي ميان صندوق ‌ هاي فعال در يك طبقه جابه ‌ جا شوند.

 

  حرفه ‌ اي ‌ ها چگونه جذب فراصندوق مي ‌ شوند؟

مخاطب اصلي فراصندوق ‌ ها در گام نخست، سرمايه ‌ گذاران بلندمدتي هستند كه يا زمان كافي براي مديريت دارايي خود ندارند يا دانش و تجربه لازم براي تنظيم پرتفوي ميان كلاس ‌ هاي مختلف دارايي را دراختيار ندارند. اين دسته از سرمايه ‌ گذاران مي ‌ توانند با واگذاري مديريت سرمايه به يك تيم تخصصي، از مزيت تنوع ‌ بخشي برخوردار شوند.با اين حال، سرمايه ‌ گذاران كوتاه ‌ مدت و نوسان ‌ گير نيز مي ‌ توانند در شرايط مشخص از اين ابزار بهره ببرند. قاسم ‌ زاده حضور اين گروه از معامله ‌ گران را براي بازار مفيد مي ‌ داند، زيرا افزايش تعداد بازيگران فعال به رشد ارزش معاملات و بهبود نقدشوندگي كمك مي ‌ كند.اما جذب سرمايه ‌ گذاران حرفه ‌ اي مسير متفاوتي دارد. اين گروه معمولاً دانش، زمان و توانايي بيشتري براي مديريت مستقيم دارايي ‌ هاي خود دارند و صرف وجود يك ابزار جديد، براي آنها انگيزه كافي ايجاد نمي ‌ كند. از نگاه مدير سرمايه ‌ گذاري صندوق صنم، سرمايه ‌ گذار حرفه ‌ اي زماني به فراصندوق توجه جدي نشان مي ‌ دهد كه عملكرد آن در بلندمدت، از نظر بازدهي و زمان ‌ بندي جابه ‌ جايي بين دارايي ‌ ها قابل دفاع باشد.

 

  پيش ‌ نياز ظهور ظرفيت واقعي فراصندوق ‌ ها

ظرفيت اصلي فراصندوق ‌ ها از دو مسير مي ‌ تواند در بازار سرمايه ايران آشكار شود. مسير نخست، عملكرد موفق در مديريت فعال ميان طبقات دارايي است. فراصندوقي كه بتواند در دوره ‌ هاي رونق سهام، از ظرفيت اين بازار استفاده كند و در زمان افت يا ركود، منابع را به صندوق ‌ هاي درآمد ثابت يا دارايي ‌ هاي كم ‌ ريسك ‌ تري مانند طلا و نقره منتقل كند، شانس بيشتري براي جلب اعتماد سرمايه ‌ گذاران خواهد داشت.مسير دوم نيز به توسعه مستمر ابزارهاي سرمايه ‌ گذاري وابسته است. هرچه تعداد صندوق ‌ هاي تخصصي، بخشي، كالايي، انرژي و ساير ابزارهاي قابل معامله افزايش يابد، دست مديران فراصندوق براي طراحي پرتفوي ‌ هاي متنوع ‌ تر بازتر مي ‌ شود. اين تنوع، هم جذابيت بيشتري براي سرمايه ‌ گذاران ايجاد مي ‌ كند و هم نهادهاي مالي را به راه ‌ اندازي فراصندوق ‌ هاي تازه ترغيب خواهد كرد.در مجموع، فراصندوق ‌ ها را مي ‌ توان حلقه ‌ اي ميان سرمايه ‌ گذار و اكوسيستم گسترده صندوق ‌ هاي بازار سرمايه دانست؛ حلقه ‌ اي كه در صورت عملكرد حرفه ‌ اي، شفافيت و توسعه ابزارهاي مالي، مي ‌ تواند هم انتخاب را براي سرمايه ‌ گذار ساده ‌ تر كند و هم به تعميق بازار، افزايش رقابت ميان صندوق ‌ ها و هدايت بهتر نقدينگي كمك برساند. مسير رشد اين ابزار در ايران هنوز ابتدايي است، اما افزايش تنوع دارايي ‌ ها و تغيير تدريجي رفتار سرمايه ‌ گذاران، مي ‌ تواند فراصندوق ‌ ها را به يكي از بازيگران مهم مديريت دارايي در سال ‌ هاي پيش ‌ رو تبديل كند.

 


۴ دقیقه قبل / روزنامه تعادل

ارزندگی سهام، نقدینگی را به بورس بازگرداند

 فردين آقابزرگي، كارشناس بازار سرمايه درباره عملكرد هفته اخير بورس اظهار كرد: ورود پول و افزايش علاقه‌مندي سرمايه‌گذاران به بازار سهام، بيش از هر چيز ناشي از سطح ارزندگي بورس و اختلاف قابل‌توجه آن با بازارهاي موازي مانند مسكن، خودرو و طلاست.

وي افزود: كاهش نسبت قيمت به درآمد (P/E) بازار از سال ۱۳۹۹ تاكنون و قرارگرفتن ميانگين اين نسبت در سطحي كمتر از ۶.۵، كاهش ارزش دلاري بازار، ظرفيت افزايش درآمد شركت‌ها و رشد سود عملياتي آنها در‌نتيجه تورم و افزايش قيمت فروش محصولات، از‌جمله عواملي است كه جذابيت بازار سرمايه را افزايش داده است.

آقابزرگي ادامه داد: اين عوامل در كنار برخي گمانه‌زني‌ها درباره مذاكرات، تحولات ژئوپليتيك و احتمال بروز تنش‌هاي نظامي قرار گرفته‌اند، اما برآيند شرايط نشان مي‌دهد كه به‌رغم اين ابهام‌ها، ورود نقدينگي به بورس ادامه دارد.

اين تحليلگر بازار سرمايه با اشاره به بازگشايي نماد فولاد مباركه گفت: اين نماد پس از تجربه بيش از ۴۰درصد كاهش قيمت، با انتشار اخبار مربوط به بازسازي خطوط توليد با استقبال خريداران مواجه شد و تشكيل صف‌هاي خريد براي آن را نمي‌توان بي‌دليل دانست، زيرا سطح ارزندگي برخي شركت‌هاي بورسي در مقايسه با ساير بازارها همچنان بالاست.

وي درباره اثرگذاري تحولات سياسي و ژئوپليتيك بر بازار سرمايه توضيح داد: بورس نسبت به تحولات مختلف، بيش‌واكنشي نشان مي‌دهد، اما بازار از بدبينانه‌ترين پيش‌بيني‌ها عبور و از زمان بازگشايي نمادها در پايان ارديبهشت‌ماه تاكنون، شاخص كل حدود ۷۵درصد رشد كرده است.آقابزرگي يادآورشد: اگرچه تنش‌ها در منطقه خليج‌فارس ادامه دارد و توافق‌ها هنوز به مرحله نهايي نرسيده، بخش قابل‌توجهي از اين ريسك‌ها در قيمت‌ها منعكس شده است، بنابراين سرمايه‌گذاران با آگاهي از شرايط موجود، همچنان به بازار وارد مي‌شوند. اين كارشناس بازار سرمايه درباره ورود افراد غيرحرفه‌اي به بورس گفت: سرمايه‌گذاري بايد از محل پس‌انداز واقعي انجام شود و افراد نبايد منابعي را وارد بازار كنند كه ممكن است در كوتاه‌مدت به آن نياز پيدا كنند.

وي تاكيد كرد: افرادي كه فرصت يا دانش كافي براي تحليل بازار ندارند، بايد از مشاوره كانال‌ها و نهادهاي داراي مجوز رسمي از سازمان بورس استفاده كنند. همچنين تشكيل سبدي متنوع از شركت‌ها و صنايع مختلف ضروري است و سرمايه‌گذاران نبايد تمام منابع خود را فقط به شركت‌هاي ارزمحور، ريال‌محور يا يك صنعت خاص اختصاص دهند.آقابزرگي با تاكيد بر اهميت نگاه بلندمدت براي ورود به بازار سرمايه اذعان داشت: براساس آمار ۳۲ سال گذشته، بورس حدود هشت هزار و ۸۰۰ برابر رشد كرده است؛ درحالي كه نزديك‌ترين بازار رقيب، يعني بازار سكه، حدود ۶ هزار و ۲۰۰ برابر رشد داشته است. بنابراين بورس از نظر بازدهي بلندمدت همچنان در جايگاه نخست قرار دارد، هرچند ريسك‌هاي خاص خود را نيز دارد. وي اضافه كرد: نقدشوندگي بالاي بورس در مقايسه با بازارهايي مانند مسكن و خودرو، يكي از مزيت‌هاي مهم بازار سرمايه است؛ اما همه سرمايه‌گذاران توان پذيرش نوسان‌هاي اين بازار را ندارند و بهره‌مندي از بازدهي بورس، مستلزم داشتن افق سرمايه‌گذاري بلندمدت است.اين تحليلگر درباره صندوق‌هاي طلا و نقره توضيح داد: ابزارهاي مالي بازار سرمايه، از جمله سهام، اوراق بدهي و صندوق‌هاي طلا و نقره، به‌تنهايي نمي‌توانند پاسخگوي همه نيازهاي سرمايه‌گذار باشند و تركيب آنها در يك سبد متنوع، نتيجه بهتري ايجاد مي‌كند.وي افزود: سرمايه‌گذاري در صندوق‌هاي طلا و نقره مي‌تواند براي افرادي كه سهم بيشتري از دارايي خود را در شركت‌هاي ريال‌محور دارند، به عنوان ابزاري براي پوشش ريسك نوسان سهام و اوراق بدهي مورد استفاده قرار گيرد؛ اما فروش كامل سهام و انتقال تمام سرمايه به صندوق‌هاي طلا يا نقره، تصميمي پرريسك است.آقابزرگي درباره چشم‌انداز بازار سرمايه در هفته آينده اظهار كرد: پيش‌بيني رشد شاخص كل در هفته آينده به معناي حركت يك‌دست و بدون نوسان بازار نيست، بلكه شاخص مي‌تواند در يك روند سينوسي و متناوب، بين ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار واحد افزايش يابد.

وي ادامه داد: در صورت تداوم شرايط اقتصادي و سياسي فعلي، رسيدن شاخص كل به محدوده هفت ميليون واحد تا پايان سال دور از انتظار نيست. اين هدف به معناي رشد حدود ۱۵درصدي شاخص از سطوح فعلي خواهد بود.اين كارشناس بازار سرمايه درباره ارزش دلاري بورس نيز گفت: ارزش بازار بورس و فرابورس در حال حاضر با حجم نقدينگي كشور برابري مي‌كند و اين رقم حدود ۱۷ هزار همت برآورد مي‌شود. با فرض ثبات نسبي نرخ دلار آزاد در محدوده ۱۸۵ تا ۱۸۷ هزار تومان، انتظار مي‌رود ارزش بازار به‌تدريج افزايش يابد. آقابزرگي خاطرنشان كرد: بازار سرمايه در سال‌هاي گذشته بخشي از ارزش دلاري خود را از دست داده است كه ارزش حدود ۳۳۰ ميليارد دلاري ۶ سال پيش، بايد به‌تدريج از مسير افزايش اندازه بازار و همچنين كاهش نرخ ارز جبران شود.




 افزایش تولید راه‌حل ناترازی نیست
۱ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

افزایش تولید راه‌حل ناترازی نیست

مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی ایران گفت: راه‌حل پایدار چالش ناترازی سوخت فقط افزایش تولید و عرضه نیست، بلکه باید از مسیر اصلاح الگوی مصرف، ارتقای بهره‌وری، سرمایه‌گذاری در بخش تقاضا و مشارکت همه ذی‌نفعان در تصمیم‌سازی محقق شود.

 تسویه‌ حساب تاریخی در میرداماد/ چرا ۱۲۰ همت از «دارایی‌های بانک ایران‌زمین» سهم بانک مرکزی شد؟
۷ ساعت قبل / سایت تابناک

تسویه‌ حساب تاریخی در میرداماد/ چرا ۱۲۰ همت از «دارایی‌های بانک ایران‌زمین» سهم بانک مرکزی شد؟

بانک مرکزی سرانجام برای تسویه بدهی بیش از ۱۰۰ همتی بانک ایران‌زمین، سند مالکیت ۷۵ همت از دارایی‌های این بانک را امضا کرد و ۴۵ همت دیگر نیز در نوبت انتقال است...

 کفایت‌سنجی ۴۴ میلیون تومان برای یک زندگی دو نفره
۱ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

کفایت‌سنجی ۴۴ میلیون تومان برای یک زندگی دو نفره

آرمان امروز : اگر یک خانوار دو نفره در تهران را در نظر بگیریم که هر دو، کارمند باشند و حداقل دریافتی یک فرد متأهل را دریافت کنند، مجموع درآمد ماهانه آنها حدود ۴۴ میلیون تومان خواهد بود. این مبلغ بخش مهمی از هزینه‌های ضروری را پوشش می‌دهد؛ اما با اضافه شدن هزینه‌های جانبی و [ ]

 قیمت موبایل در یک سال تا ۴ برابر شد
۸ ساعت قبل / سایت اقتصاد معاصر

قیمت موبایل در یک سال تا ۴ برابر شد

افزایش قیمت تلفن همراه در یک سال گذشته، بازار موبایل را تحت تأثیر نوسانات نرخ ارز، افزایش هزینه‌های واردات و محدودیت‌های عرضه قرار داده است؛ به‌طوری که قیمت...

 جهش خیره‌کننده قیمت طلا و نقره
۱ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

جهش خیره‌کننده قیمت طلا و نقره

آرمان امروز : بازار فلزات گران‌بها شاهد حرکت‌های صعودی قدرتمندی بود؛ به‌طوری که قیمت طلا با رشد حدودا ۳ درصدی تا نزدیکی مرز ۴,۴۹۰ دلار پیشروی کرد. به گزارش بازار، نقره نیز با جهشی چشمگیرتر، رشد ۴ درصدی را تجربه کرد و تا ۶۵.۶ دلار صعود کرد. این جهش قیمتی در حالی رخ داد که [ ]

 پیش‌بینی وضعیت بازار خودرو در شهریورماه / سیگنال بنزین به بازار خودرو رسید - سرمایه و بورس
۸ ساعت قبل / سایت سرمایه و بورس

پیش‌بینی وضعیت بازار خودرو در شهریورماه / سیگنال بنزین به بازار خودرو رسید - سرمایه و بورس

یک کارشناس صنعت خودروسازی گفت: انتشار برخی اخبار درباره حامل‌های انرژی، به‌صورت استثنا بر بازار خودروهای برقی اثر گذاشته و باعث افزایش جزئی قیمت این خودروها و رشد نسبی تقاضا برای خرید آنها شده است.