وقتی ژاپن از خاکستر برخاست
در سالهای پس از جنگ جهانی دوم، صنعت ژاپن با محدودیتهای جدی مواجه بود. خودروسازی نوپایی مانند تویوتا نه سرمایه عظیم رقبای آمریکایی را داشت و نه میتوانست با ماشینآلات قدیمی با تولیدکنندگان بزرگ جهان رقابت کند. در چنین شرایطی بود که مدیران و مهندسان تویوتا رویکردی را توسعه دادند که بعدها به یکی از شناختهشدهترین الگوهای مدیریت تولید تبدیل شد: نگاهی متفاوت به مفهوم «تغییر» و «بهبود».
تغییر در یک سازمان را میتوان در سه سطح بررسی کرد:
کایزن (Kaizen): بهبود مستمر و تدریجی. اگر هر کارگر در خط تولید هر روز یک فرآیند را اندکی بهینهتر کند، مجموع این تغییرات در بلندمدت میتواند عملکرد کارخانه را به شکل محسوسی بهبود دهد.
کایکاکو (Kaikaku): تغییر بنیادی و ساختاری. زمانی که بهبودهای تدریجی دیگر پاسخگو نیست، سازمان باید بخشی از فرآیندها و ساختارهای خود را بازطراحی کند و روشهای جدیدی برای رسیدن به همان هدف بیابد. …












