این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
عکس: اکو ایران چند ساعتی در جاسک به میزبانی یک رئیس باشگاه بدنسازی که البته کافهای هم داشت، اقامت داشتم. خود او یک ماشین هماهنگ کرد تا مرا به سیریک ببرد. ماشین با کمی تاخیر آمد، در ادامه رفت در یک محلهای که کوچههایش هنوز خاکی بود. یک کیف برداشت که جعبه ابزارش بود و بعد رفتیم یک نفر دیگر را هم سوار کردیم. این نفر دوم ماجرای عجیبی داشت. چرا عجیب؟ چون کارگر تاسیساتی بود در شهر بهمدی؛ یک جایی نزدیک جاسک. …












