قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۱۴۰۵/۰۵/۲۵

مصاحبه چت‌بات‌ها به‌جای کارجو

مصاحبه آن روز، زیادی خوب پیش رفته بود. پاسخ‌های کارجو، شسته‌رفته و بی‌نقص بودند، گرچه انگار از ‌پیش نوشته شده بودند. او برای آن جایگاه شغلی، بیش از حد توانمند به نظر می‌رسید، به همین خاطر، یک موسسه غیرانتفاعی در نیویورک او را استخدام کرد. اما هنوز یک ماه نگذشته بود که مدیرش متوجه شد او اصلا از پس کاری که برایش مصاحبه کرده بود برنمی‌آید. او هنگام تصمیم‌گیری‌های اولیه و ساده قفل می‌کرد و در عمل، بسیار کندتر و ناتوان‌تر از آن چیزی بود که از پشت صفحه نمایش به نظر می‌رسید. این مدیر که خواست به دلیل صحبت درباره مسائل کارکنان، و به این دلیل که اعتراف به فریب خوردن از هوش مصنوعی خجالت‌آور است، نامش فاش نشود، حالا تقریبا مطمئن است که کارجو در طول مصاحبه‌های آنلاین، مخفیانه از چت‌باتی مثل چت‌جی‌پی‌تی مشورت می‌گرفته.
 مصاحبه چت‌بات‌ها به‌جای کارجو

اگر به جلسه مصاحبه نگاه کنیم، نشانه‌ها واضح بودند: پاسخ‌های کلی، کلمات و جملاتی که مستقیما از وب‌سایت خود موسسه کپی شده بودند و پاسخ‌های منظم سه بخشی به تقریبا هر سوال.

مدیر، او را اخراج کرد و حالا مشغول پیدا کردن جایگزین برای اوست که خودش یک فرآیند زمان‌بر است. این آزمون سخت، ذهن او را هم به هم ریخته. حالا هر رزومه‌ای مشکوک به نظر می‌رسد. آیا متقاضی دارد درباره خودش اغراق می‌کند یا کلا یک شخصیت ساختگی اختراع کرده و پرزنت می‌کند؟ آیا آنها واقعا آمادگی دارند یا دارند یک متن تولیدشده توسط چت‌بات را می‌خوانند؟ آیا فرد پشت صفحه نمایش، اصلا واقعی است؟

«بن یوبنکس»، مدیرعامل شرکت مشاوره منابع انسانی «لایت‌هاوس»، روایت‌های مشابهی را از زبان کارفرمایان و مدیران استخدام متعددی شنیده. آنها از متقاضیانی صحبت می‌کنند که در مصاحبه فوق‌العاده به نظر می‌رسند، اما بعد از شروع کار مشخص می‌شود آن اعتماد به نفس، نشات‌گرفته از صرفا توانایی خودشان نبوده. او می‌گوید در برخی موارد، هوش مصنوعی نه فقط مصاحبه‌کننده، بلکه حتی خود کارجو را هم گول می‌زند. او می‌گوید این جور چیزها باعث می‌شود آن فرد با خودش بگوید «مطمئنم از پسش برمی‌آیم» اما معمولا برنمی‌آیند. این یک پارانویای جدید ناشی از هوش مصنوعی در حوزه استخدام است. کارفرمایان همیشه می‌دانستند که متقاضیان ممکن است پیاز داغ رزومه را زیاد کنند یا پاسخ‌هایشان را از قبل تمرین کنند. اما حالا این ترس عمیق‌تر شده. مدیران نگرانند که کل این تعامل توسط یک نرم‌افزار «دستکاری، بهینه‌سازی یا حتی جعل شده» شود و حالا مدیران مطمئن نیستند که آیا توانایی‌های یک متقاضی را ارزیابی کرده‌اند یا صرفا نسخه شبیه‌سازی‌شده‌ متقاعدکننده‌اش را. «ریچ براون»، یکی از شرکای شرکت کاریابی «دلفی یو‌اس» می‌گوید: «این کار، دردسر ما را بیشتر کرده است.» بر اساس داده‌های موسسه گارتنر از اواخر سال گذشته، تقریبا نیمی از متقاضیان می‌گویند که در بخشی از فرآیند جست‌وجوی کار از هوش مصنوعی کمک می‌گیرند؛ این رقم در سال ۲۰۲۴، ۴۰ درصد بود. بخشی از این استفاده نسبتا بی‌خطر است، مثل ویرایش رزومه‌ها. اما ۳۲ درصد کارجوها از آن برای تولید متن نمونه‌کارها و ۲۶ درصد برای پاسخ به سوالات ارزیابی استفاده می‌کنند. ۱۳ درصد پاسخ‌دهندگان نیز اعتراف کرده‌اند که در طول مصاحبه‌های شغلی، در لحظه از چت‌بات‌ها استفاده می‌کنند. «هروال فریره»، مدیر ارشد تکنولوژی شرکت «تله‌پاتیا» (Telepatia)، اسم این کار را «تله‌پرامپتینگ» می‌گذارد. او می‌گوید نشانه‌اش این است که چشم‌های کارجو روی صفحه نمایش می‌چرخد و لحنش طوری است که انگار دارد روخوانی می‌کند. این اتفاق آنقدر رایج شد که فریره شروع کرد به پرسیدن سوالات بی‌ربط درباره سرگرمی‌ها و علایق شخصی، تا ببیند آیا می‌تواند متقاضیان را از آن حالت روباتی بیرون بکشد یا نه. او می‌گوید: «وقتی آنها تپق می‌زنند، که معمولا هم می‌زنند، با خودم می‌گویم رفیق! تو اصلا گوشَت با من نیست!»

تقلب‌های متکی بر هوش مصنوعی می‌توانند از این هم فراتر بروند. این روزها نسل جدیدی از ابزارها در حال گسترشند که قول می‌دهند به مهندسان آینده کمک کنند تا در آزمون‌های برنامه‌نویسی و مصاحبه‌های فنی تقلب کنند. سرویس‌هایی مثل WhisprGPT و Shadecoder که مبلغی بین ۱۰ تا ۱۸۰۰ دلار دریافت می‌کنند، ادعا می‌کنند که می‌توانند اطلاعات، از جمله هر آنچه روی صفحه نمایش کاربر است و حتی صداها در لحظه را فورا پردازش کنند تا طیف وسیعی از چالش‌های کدنویسی را حل کنند. فروم‌های ردیت، پر است از ترفندهایی برای فرار از ردیابی شدن (مثلا: اصلا تب مرورگر را عوض نکنید) و توصیه‌هایی درباره این که کدام برنامه‌ها بهترین نتیجه را می‌دهند (که البته به گفته کاربرها، همه‌شان بگیر و نگیر دارند).

برای بسیاری از کارجوها، مرزهای اخلاقی به آن روشنی که کارفرمایان انتظار دارند نیست. در این بازار کار جهنمی، برخی می‌گویند برای به دست آوردن یک مزیت رقابتی، حاضرند دست به هر کاری بزنند. توجیهشان این است که وقتی سر کار به چت‌بات‌ها دسترسی خواهند داشت، چرا برای به دست آوردن خود شغل از آن استفاده نکنند؟ به‌علاوه، فرآیند استخدام از قدیم، مثل نمایش بوده و فرهنگ کاری آمریکا هم بر پایه اصل «تظاهر کن تا زمانی که واقعا موفق بشوی.»

اما در برخی موارد، ابزارهای هوش مصنوعی توانایی‌های افراد را تقویت نمی‌کنند بلکه صرفا خلأها و ضعف‌های آنها را می‌پوشانند. «کارولین اوگاوا»، یکی از مدیران گارتنر می‌گوید واحدهای منابع انسانی، متوجه افزایش آمار «استخدام‌های پشیمان‌کننده» شده‌اند؛ پدیده‌ای که او بخش عمده‌ای از آن را ناشی از اتکای بیش از حد افراد به هوش مصنوعی در طول مصاحبه‌ها می‌داند. او می‌گوید: «این‌ها دقیقا مواردی هستند که ترازو را به نفع کارجوها سنگین می‌کنند.» این جور خطاها فقط کلافه‌کننده نیستند بلکه بسیار هزینه‌برند. بر اساس داده‌های جامعه مدیریت منابع انسانی، پر کردن یک جایگاه شغلی معمولا حدود ۱۳۰۰ دلار هزینه دارد و این رقم بدون در نظر گرفتن هزینه‌های هدررفته برای آشناسازی و آموزش اولیه، هفته‌ها بهره‌وری از دست‌رفته، و زمانی است که مدیران صرف پیدا کردن جایگزین‌های احتمالی می‌کنند. به همین علت‌ها، شرکت‌ها در حال بازنگری رویکردهای خود هستند. اوایل امسال، «جولیا انتوون» متوجه شد که باید فرآیند استخدامی را که طی هفت سال گذشته در شرکتش، «کاپ‌وینگ»، استفاده می‌کرده، کاملا تغییر دهد. در گذشته، متقاضیان یک تکلیف خانگی دریافت می‌کردند که باید در آن یک مساله کدنویسی را حل می‌کردند. پیش از دوران هوش مصنوعی، حدود یک‌چهارم متقاضی‌ها این ارزیابی را تکمیل کرده و قبول می‌شدند. این کار کمک می‌کرد که فقط بهترین گزینه‌های محتمل به مرحله نهایی، که معمولا شامل دو مصاحبه حضوری بود، راه پیدا کنند. سال گذشته، انتوون متوجه شد که قواعد بازی درباره ارزیابی‌های خانگی تغییر کرده. تقریبا همه متقاضی‌ها تکالیف را تحویل می‌دادند و ۸۰ درصدشان قبول می‌شدند و به مصاحبه دعوت می‌شدند. این باعث هجوم متقاضیانی برای مصاحبه می‌شد که مشخصا فاقد صلاحیت بودند. برخی از این گفت‌وگوها آنقدر دردناک بودند که مدیران استخدام، وسط کار آن را قطع می‌کردند. انتوون می‌گوید: «کار به جایی رسیده بود که رسما اتلاف وقت برای هر دو طرف بود.» در یک مورد، این استارت‌آپ نزدیک بود به فردی پیشنهادی شغلی بدهد که احتمالا هویتش را جعل کرده بود. متقاضی که خود را «دوین» معرفی کرده بود، به بهانه مراقبت از یک بیمار از مصاحبه حضوری امتناع کرد. 

بنابراین مصاحبه به صورت مجازی انجام شد. اوضاع وقتی مشکوک شد که انتوون تصمیم گرفت سراغ معرف او برود. ابتدا صفحه معرف را در لینکدین چک کرد و دید به تازگی ساخته شده. سپس با معرف تماس گرفت اما او هیچ جزئیاتی درباره سوابق کاری دوین نداشت. قضیه آنقدر مشکوک شد که فرآیند استخدام را متوقف کرد. وقتی نامه رد درخواست به دوین ارسال شد، او در پاسخ نوشت: «خیلی هم خوب!» و آنجا بود که انتوون مطمئن شد تصمیم درستی درباره عدم استخدام او گرفته.

انتوون هنوز تردید دارد که استفاده از هوش مصنوعی در مصاحبه‌های شغلی را کاملا ممنوع کند، چرا که این تکنولوژی، حالا به بخش محوری توسعه نرم‌افزار تبدیل شده. او شنیده است که برخی شرکت‌های تکنولوژی، تست‌ها را حضوری برگزار می‌کنند یا برای متقاضی‌ها دوربین‌هایی می‌فرستند تا آن را پشت سر خود نصب کنند تا شرکت در طول فرآیند مجازی، دید کاملی به میز کار آنها داشته باشد. برخی شرکت‌ها نیز در حال برگزاری دوره‌های آموزشی تشخیص تقلب‌های هوش مصنوعی هستند یا نرم‌افزارهای کشف هوش مصنوعی خریداری می‌کنند؛ نرم‌افزارهایی که استفاده از کیبورد و حرکات چشم را ردیابی می‌کنند یا به کارفرمایان دسترسی از راه دور به دسکتاپ افراد را می‌دهند.

همزمان با گسترش استفاده از هوش مصنوعی در فرآیندهای مصاحبه مجازی، برخی کارفرمایان برای جلوگیری از سوءاستفاده‌ها، دست به اقدامات سخت‌گیرانه‌ای زده‌اند. مثلا تارگت به کارجوها گفته که پاسخ‌هایشان باید بازتاب‌دهنده «درک و قضاوت شخصی‌شان» باشد. لورئال رسما اعلام کرده که جلسات مصاحبه، منطقه «هوش مصنوعی ممنوع» هستند. گوگل نیز کارجوها را ملزم به انجام دست کم یک مصاحبه حضوری کرده. شاید عجیب به نظر برسد اما حتی شرکت آنتروپیک (سازنده هوش مصنوعی کلاود) نیز استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی در مصاحبه‌های زنده و تکالیف خانگی را ممنوع کرده، مگر آنکه اجازه‌اش صراحتا داده شده باشد.

با این حال، برخی کارشناسان معتقدند این روش‌های نظارتی فضا را بسیار خصمانه می‌کند. در این بازار کار رقابتی، کارجوها مجبورند علاوه بر اثبات شایستگی‌های فنی، ثابت کنند که پاسخ‌های شسته‌رفته و تسلطشان، نشأت گرفته از چت‌بات‌ها نیست و حتی برخی مجبورند با همراه داشتن یادداشت‌های دست‌نویس در مصاحبه‌های تصویری، حسن نیت خود را نشان دهند.

منبع: Bloomberg این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد



۳ ساعت قبل / سایت عصرایران

استقلال؛ دو برد، دو چهره و یک سؤال بزرگ

عصر ایران ؛ علی خیرآبادی - استقلال فصل را بهتر از چیزی شروع کرده که حتی خوش‌بین‌ترین هوادارش انتظار داشت: دو بازی، دو برد، پنج گل زده و بدون گل خورده. اما اگر فقط به جدول نگاه کنیم، بخشی از داستان را از دست داده‌ایم. این استقلال در دو هفته نخست، دو نسخه کاملاً متفاوت از خودش نشان داده است؛ نسخه‌ای که در بازی اول پرانرژی و تهاجمی بود و نسخه‌ای که در بازی دوم بیشتر به کنترل، صبر و مدیریت لحظه‌ها تکیه کرد.

شاید مهم‌تر از هر دو پیروزی این باشد که استقلال هنوز در حال پیدا کردن پاسخ یک سؤال است: آیا این تیم قرار است با فوتبال مالکانه و تهاجمی‌اش حریفان را بشکند، یا با کنترل بازی و استفاده از کیفیت بازیکنانش؟

در بازی اول مقابل مس شهر بابک، پاسخ تقریباً روشن بود. استقلال با سیستم ۳-۴-۳ وارد زمین شد و از همان ابتدا تلاش کرد بازی را در زمین حریف نگه دارد. آمار هم این برتری را تأیید می‌کند: ۱۴ شوت مقابل ۶ شوت مس و ۲.۷۱ امید گل در برابر ۰.۳۹. مالکیت ۵۲.۱ درصدی هم نشان می‌دهد استقلال برای برتری به شکل افراطی توپ را در اختیار نگرفت؛ بلکه در لحظات مهم، بهتر از حریف از آن استفاده کرد.

با این حال، یک نکته در این بازی وجود داشت که نباید زیر جشنواره چهارگله گم شود: استقلال برای شکستن دفاع مس، تا اواخر نیمه اول صبر کرد. دو گل نخست سحرخیزان هم در شرایطی به دست آمد که اشتباهات خط دفاع و دروازه‌بان مس نقش مهمی داشتند. بنابراین عدد ۴-۰ الزاماً به معنای یک نمایش کاملاً بی‌نقص هجومی نبود اما نمی شود تنوع تاکتیکی تیم بختیاری زاده را انکار کرد.

قلی‌زاده از همان بازی اول نشان داد قرار نیست صرفاً یک بازیکن کناری باشد. او روی گل نخست پاس گل داد و خودش هم در ادامه گل زد. رزاقی‌نیا نیز در میانه زمین فعال بود و آسانی در سمت دیگر زمین دائماً برای ایجاد برتری عددی و حمل توپ تلاش می‌کرد. استقلال برای باز کردن بازی فقط به یک مهاجم یا یک جناح وابسته نبود.

حتی گل‌های پایانی نیز یک پیام داشتند: استقلال روی نیمکت بازیکنانی داشت که می‌توانستند شدت بازی را حفظ کنند. اسلامی  در دقایق پایانی گل زد و این یعنی فاصله ترکیب اصلی با نیمکت، دست‌کم در این مسابقه، آن‌قدر زیاد نبود.

اما هفته دوم همه‌چیز را سخت‌تر کرد.

نساجی در قائمشهر قرار نبود همان فضای مس شهر بابک را در اختیار استقلال بگذارد. بازی فشرده‌تر شد و استقلال مجبور شد مدت بیشتری برای پیدا کردن شکاف در دفاع حریف صبر کند. نیمه اول بدون گل تمام شد و حتی در نیمه دوم هم موقعیت‌ها به اندازه‌ای نبودند که استقلال بتواند با خیال راحت از حریف فاصله بگیرد.

اینجاست که شاید مهم‌ترین ویژگی استقلال فعلی خودش را نشان می‌دهد: این تیم برای بردن فقط به یک شکل بازی نمی‌کند.

استقلال مقابل نساجی ۶۱.۹ درصد مالکیت داشت، ۵۴۲ پاس با دقت ۸۵.۱ درصد ثبت کرد و ۱۹ بار به سمت دروازه شوت زد که هشت مورد در چارچوب بود. نساجی تنها ۷ شوت داشت. 

بنابراین اگر کسی بازی را فقط از روی نتیجه ۱-۰ قضاوت کند، ممکن است تصور کند استقلال به سختی جان سالم به در برده است. آمار اما تصویر متفاوتی ارائه می‌کند. استقلال تیم برتر زمین بود، فقط نتوانست این برتری را زودتر به گل تبدیل کند.

گل محمدرضا آزادی در دقیقه ۸۲ از همین جنس بود؛ استقلال بالاخره توانست فشار و مالکیتش را به یک موقعیت تعیین‌کننده تبدیل کند و مهاجمی که تنها حدود دو دقیقه از ورودش به زمین گذشته بود، قفل بازی را شکست. این دقیقاً همان چیزی است که یک تیم مدعی به آن احتیاج دارد: بازیکنی که از روی نیمکت وارد شود و نتیجه بازی را تغییر دهد.

حتی انتخاب‌های بختیاری‌زاده در این بازی قابل توجه بود. او در نیمه دوم کوشکی را بیرون کشید و اسلامی را وارد زمین کرد و سپس آزادی را برای سحرخیزان فرستاد. این تعویض آخر در نهایت نتیجه داد. استقلال شاید بهترین فوتبالش را بازی نکرد، اما توانست مسابقه را مدیریت کند و در نهایت برنده شود.

در برابر مس، استقلال بیشتر شبیه تیمی بود که می‌خواست بازی را ببرد؛ برابر نساجی، شبیه تیمی بود که می‌دانست چگونه بازی را نبازد تا فرصت بردن برسد.

این تفاوت برای یک تیم مدعی مهم است. در طول فصل قرار نیست استقلال همیشه بتواند در نیمه اول دو گل بزند. قرار نیست همه حریفان فضا بدهند. قرار نیست هر مسابقه به بازی باز تبدیل شود. تیمی که قرار است تا پایان فصل برای قهرمانی بجنگد، باید بلد باشد هم بازی پرگل انجام دهد و هم در یک عصر سخت شمال، با یک گل سه امتیاز بگیرد.

استقلال در هر دو مسابقه از ساختار سه دفاعه استفاده کرده و در فاز مالکیت تلاش کرده با حضور بازیکنان کناری عرض زمین را حفظ کند. این ساختار مقابل تیم‌هایی که عقب می‌نشینند می‌تواند به ایجاد فشار کمک کند، اما در بازی‌های بزرگ‌تر، فضای پشت وینگ‌بک‌ها و کیفیت انتقال دفاع به حمله اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد. هنوز نمی‌دانیم این تیم مقابل حریفی که خودش پرس می‌کند و اجازه نمی‌دهد استقلال به‌آرامی توپ را از عقب زمین خارج کند، چه واکنشی نشان خواهد داد.

از طرف دیگر، دو کلین‌شیت پیاپی اتفاق کم‌اهمیتی نیست. استقلال با فرعباسی درون دروازه و خط سه‌نفره فلاح، آقاسی و آشورماتوف، فعلاً ساختار دفاعی قابل اعتمادی ساخته است. حتی وقتی نساجی در نیمه دوم تلاش کرد از کناره‌ها به محوطه استقلال برسد، آبی‌ها اجازه ندادند موقعیت‌های باکیفیت زیادی شکل بگیرد. شاید بهترین توصیف از استقلال بعد از دو هفته این نباشد که «تیم فوق‌العاده‌ای است» یا «هنوز محک نخورده».

یک مهاجم جوان که گل می‌زند، یک وینگر جوان که هم پاس گل می‌دهد و هم گل می‌زند، هافبکی مثل رزاقی‌نیا که در ساختار تیم نقش دارد، بازیکنانی روی نیمکت که می‌توانند نتیجه را عوض کنند و مهم‌تر از همه، تیمی که حتی وقتی بازی مطابق برنامه پیش نمی‌رود، امتیاز از دست نمی‌دهد.

دو هفته اول البته هیچ جامی نمی‌دهند. مس شهر بابک و نساجی هنوز آزمون‌هایی در اندازه رقابت قهرمانی نبوده‌اند. اما این دو بازی یک چیز را روشن کرده‌اند: استقلال این فصل قرار نیست فقط با کیفیت فردی بازیکنانش زنده بماند. این تیم فعلاً ساختار دارد، صبر دارد و راه‌های مختلفی برای بردن پیدا می‌کند.

حالا سؤال اصلی برای هفته‌های بعدی این است که وقتی استقلال با اولین رقیب بزرگش روبه‌رو شود، آیا همین کنترل و انعطاف را حفظ خواهد کرد یا نه. پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر تیپ تابستانی نسیم ادبی با اکسسوری‌های خاص (+عکس) نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : تیپ تابستانی نسیم ادبی با اکسسوری‌های خاص (+عکس) تماشاخانه یک جرعه آب برای هدهد؛ یک گودال مرگ برای کل و بزها / دو تصویر از یک ماجرا چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درخت‌ها قبل از مرگ زخمی شده بودند فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران


۴ ساعت قبل / سایت خبرفوری

مردی که با اختراع یک آدمک، جان میلیون‌ها انسان‌ را نجات داد

، در این گزارش قصد داریم با ساموئل دبلیو آلدرسون، مخترع یکی از مهم‌ترین اختراعات در تاریخ صنعت خودروسازی یعنی آدمک آزمایش تصادف آشنا شویم. وسیله‌ای که  تا نیمه دوم قرن بیستم به ‌طور گسترده برای آزمایش استحکام کمربندهای ایمنی و ارزیابی سایر الزامات و تجهیزات ایمنی خودرو مورد استفاده قرار می‌گرفت.  

آلدرسون در روز ۲۱ اکتبر سال ۱۹۱۴ در کلیولند، ایالت اوهایو، متولد شد و در کالیفرنیا بزرگ شد. پدرش، که مهاجری متولد رومانی بود، صاحب یک کارگاه ساخت قطعات فلزی سفارشی و تابلوهای تبلیغاتی بود. آلدرسون در ۱۵سالگی دبیرستان را به پایان رساند و در مقاطع مختلف در چند کالج تحصیل کرد که از جمله آنها می‌توان به  کالج موسسه فناوری کالیفرنیا (Caltech) و دانشگاه کالیفرنیا در برکلی اشاره کرد.

تحصیلات او به دلیل دوره‌هایی که در کسب‌وکار خانوادگی ساخت قطعات فلزی کار می‌کرد، چند بار متوقف شد. آلدرسون در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی، زیر نظر جی. رابرت اوپنهایمر و ارنست او. لارنس در رشته فیزیک برای دریافت مدرک دکتری تحصیل کرد، اما هرگز پایان‌نامه خود را تکمیل نکرد.

در عوض، او در جریان جنگ جهانی دوم موتورهای الکتریکی کوچکی برای سامانه‌های هدایت موشک توسعه داد و پس از آن به شرکت IBM  پیوست. تحقیقات او در IBM شامل طراحی یک دست مصنوعی مجهز به موتور نیز می‌شد.

آلدرسون بر اساس این تجربه، در سال ۱۹۵۲ شرکت خود را تاسیس کرد و قراردادی برای طراحی یک آدمک آزمایشی دریافت کرد که قرار بود برای آزمایش ایمنی صندلی‌های پرتاب ‌شونده هواپیما مورد استفاده قرار گیرد. صنعت خودروسازی نیز به چنین آدمکی علاقه‌مند بود، زیرا تعداد تلفات ناشی از تصادفات رانندگی همچنان در حال افزایش بود.

پس از تصویب قانون ملی ایمنی ترافیک و وسایل نقلیه موتوری، نیاز به ساخت یک آدمک آزمایشی که بتواند رفتار بدن انسان را به ‌طور دقیق شبیه‌سازی کند، به‌ شدت افزایش یافت. آغاز علم بیومکانیک

رشته بیومکانیک در آن زمان هنوز بسیار جدید بود و اطلاعات قابل‌اعتمادی درباره تاثیر نیروهای ناگهانی و شدید بر بدن انسان وجود نداشت. همچنین ابزار مناسبی برای اندازه‌گیری چنین ضربه‌هایی در دسترس نبود.

پژوهشگران دانشگاه وین استیت در دیترویت آزمایش‌هایی را با استفاده از اجساد دانشکده پزشکی این دانشگاه آغاز کردند که معمولا متعلق به مردان سفیدپوست سالمند بود. آنها شتاب‌سنج‌هایی را روی اجساد قرار می‌دادند و آنها را داخل خودرو می‌بستند تا تاثیر برخوردهای شدید، از جمله تصادفات از روبه‌رو و واژگونی خودرو بر بدن را بررسی کنند.

در اواخر دهه ۱۹۴۰، تعدادی از افراد شجاع نیز داوطلب شدند تا به‌عنوان آدمک آزمایش تصادف زنده عمل کنند. آنها خود را به سورتمه‌های موشکی می‌بستند تا اثر کاهش سرعت شدید بر بدن را آزمایش کنند، اجازه می‌دادند اجسام سنگین به قفسه سینه‌شان برخورد کند و حتی با شیشه‌های خردشده مورد آزمایش قرار می‌گرفتند.

از جمله این افراد سرهنگ جان استپ بود که گردهمایی سالانه آزمایش‌کنندگان تصادفات خودرو به نام او نام‌گذاری شده است. لارنس پاتریک، استاد دانشگاه وین استیت نیز در این آزمایش‌ها شرکت داشت. پاتریک معتقد بود این آزمایش‌ها، اگرچه دردناک بودند، برای توسعه نخستین مدل‌های ریاضی مورد استفاده در این حوزه ضروری بودند. استفاده از حیوانات در آزمایش تصادف

بعدها از حیوانات زنده نیز برای جمع‌آوری اطلاعات درباره میزان زنده ماندن در تصادفات استفاده شد. خوک‌ها برای این کار گزینه مناسبی بودند، زیرا ساختار داخلی بدن آنها شباهت زیادی به بدن انسان داشت و می‌توانستند در حالت نشسته داخل خودرو قرار بگیرند.

این آزمایش‌ها، اگرچه بحث‌برانگیز بودند، مدل‌های آناتومیکی لازم برای طراحی نخستین آدمک‌های آزمایش تصادف را فراهم کردند و همچنین به تغییراتی در طراحی خودروها منجر شدند که جان هزاران نفر را نجات داده است.

آلبرت کینگ در مقاله‌ای که در سال ۱۹۹۵ در مقاله‌ای تخمین زد که چنین تحقیقاتی هر سال جان حدود ۸۵۰۰ نفر را نجات می‌دهد. در واقع، به ازای هر جسدی که در این تحقیقات مورد استفاده قرار گرفت، تقریبا ۳۰۰ نفر از تصادف‌هایی که در غیر این صورت مرگبار بودند، جان سالم به در بردند.

با این حال، مدل‌های اولیه مشکلاتی داشتند؛ بخشی از این مشکلات به این دلیل بود که هیچ دو جسدی کاملا شبیه یکدیگر نبودند و همین موضوع جمع‌آوری داده‌های قابل‌اعتماد و قابل‌مقایسه را دشوار می‌کرد.

یک آدمک آزمایشی که بتوان آن را به تعداد زیاد تولید کرد و بارها مورد آزمایش و آزمایش مجدد قرار داد، می‌توانست این نقص اساسی را برطرف کند.

این همان وظیفه‌ای بود که آلدرسون هنگام تاسیس شرکت خود بر عهده گرفت.

آلبرت کینگ در مقاله‌ای که در سال ۱۹۹۵ در مقاله‌ای تخمین زد که چنین تحقیقاتی هر سال جان حدود ۸۵۰۰ نفر را نجات می‌دهد

 

تولد «سیِرا سام»

نخستین آدمک از این نوع «سیِرا سام» (Sierra Sam)  نام داشت و در سال ۱۹۴۹ برای آزمایش صندلی‌های پرتاب‌شونده هواپیما، کلاه‌های خلبانی و کمربندهای ایمنی خلبانان معرفی شد.

در سال ۱۹۶۸، آلدرسون مدل وی‌آی‌پی را تولید کرد که برای آزمایش‌های خودرویی طراحی شده بود. این آدمک دارای قفسه سینه فولادی، مفاصل متحرک و گردنی انعطاف‌پذیر بود و در قسمت‌های مختلف آن حفره‌هایی برای نصب تجهیزات اندازه‌گیری در نظر گرفته شده بود.

وی‌آی‌پی به‌گونه‌ای طراحی شده بود که ویژگی‌های مربوط به شتاب و توزیع وزن یک مرد متوسط را شبیه‌سازی کند.

فعالیت‌های او در نهایت به توسعه خانواده هیبرید (Hybrid) از آدمک‌های آزمایش تصادف منجر شد؛ آدمک‌هایی که در اوایل قرن بیست‌ویکم به استاندارد صنعت برای آزمایش‌های ایمنی تبدیل شدند.

تولد خانواده  هیبرید

در دهه ۱۹۷۰، دانشمندان شرکت جنرال موتورز نیز وارد این حوزه شدند و هیبرید یک را معرفی کردند. این مدل ترکیبی از ویژگی‌های طراحی اولیه آلدرسون و طراحی شرکت مهندسی رقیب به نام Sierra Engineering بود.

پس از آن، مدل‌های هیبرید دو و سه معرفی شدند که انعطاف‌پذیری بهتر گردن و قابلیت چرخش سر بیشتری داشتند تا حرکات بدن انسان را با دقت بیشتری شبیه‌سازی کنند.

هیبرید چهار از زمان معرفی در سال ۱۹۷۷ به استاندارد صنعت تبدیل شده است. این استاندارد بعدها از یک آدمک شبیه‌ساز مرد متوسط فراتر رفت و به یک «خانواده» کامل از آدمک‌ها گسترش یافت.

این آدمک‌ها چندین حسگر را در نقاط کلیدی «بدن» خود در اختیار دارند تا مواردی مانند گشتاور وارد شده به گردن در اثر تصادف یا میزان فشرده شدن قفسه سینه توسط کمربند ایمنی را اندازه‌گیری کنند. آدمک‌هایی برای انواع مختلف تصادف

خانواده هیبرید به‌طور ویژه برای تصادفات از روبه‌رو طراحی شده بود؛ بنابراین مدل‌های دیگری از آدمک‌های آزمایش تصادف نیز برای اندازه‌گیری اثر انواع دیگر تصادفات توسعه یافتند.

از جمله آنها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

آدمک اس‌آی‌دی برای اندازه‌گیری اثر برخوردهای جانبی بر دنده‌ها، ستون فقرات و اندام‌های داخلی.

آدمک بایورید برای بررسی اثر تصادف‌های از عقب، به‌ویژه آسیب‌های ناشی از حرکت ناگهانی گردن.

آدمک CRABI برای بررسی میزان اثربخشی کمربندهای ایمنی و کیسه‌های هوا در محافظت از کودکان.

یکی از پیشرفته‌ترین آدمک‌های آزمایش تصادف تا به امروز WorldSID است که می‌تواند در یک آزمایش تصادف، ۲۵۸ اندازه‌گیری مجزا را ثبت کند.

با این حال، تولیدکنندگان همچنان در حال بهبود این فناوری هستند. برای مثال، RibEye نمونه اولیه‌ای از شرکت Denton ATD است که روی هر یک از ۱۲ دنده آدمک، چراغ‌های ال‌ای‌دی قرار دارد. این چراغ‌ها توسط حسگرهای زاویه نور ردیابی می‌شوند و به این ترتیب امکان اندازه‌گیری حرکت دنده‌ها در هر سه بُعد فراهم می‌شود. فعالیت‌های آلدرسون خارج از صنعت خودرو

آلدرسون بعدها پیکره‌های انسان‌نمایی به نام شبیه‌سازهای پزشکی را ساخت که برای اندازه‌گیری میزان قرارگیری در معرض تابش پرتوها طراحی شده بودند.

او همچنین زخم‌های مصنوعی ساخت که سربازان در جریان تمرین‌های آموزشی آنها را می‌پوشیدند. این زخم‌ها حتی می‌توانستند خون مصنوعی ترشح کنند تا شرایط آموزش به وضعیت واقعی نزدیک‌تر شود.

او همچنین  بعدها آدمک‌هایی ساخت که برای آزمایش بخش مخروطی فضاپیمای آپولو هنگام فرود در آب مورد استفاده قرار گرفتند.

با این حال، مهم‌ترین میراث آلدرسون همچنان سهم او در  ایمنی خودروها و اختراع آدمک آزمایش تصادف است؛ اختراعی که جان انسان‌های بسیاری را نجات داده و به یکی از نمادهای شناخته‌ شده فرهنگ عامه تبدیل شده است.

ساموئل آلدرسون در روز ۱۱ فوریه سال ۲۰۰۵ در خانه خود در لس‌آنجلس، در آرامش و در سن ۹۰ سالگی درگذشت.


۶ ساعت قبل / سایت برترینها

اتفاق تلخ برای مرتضی پورعلی‌گنجی در ازبکستان

فارس: مرتضی پور علی گنجی ، مدافع فصل گذشته پرسپولیس و بازیکن سابق تیم های السد قطر و نفت تهران پس از قرار گرفتن در لیست مازاد مهدی تارتار راهی لیگ ازبکستان شد و در صورت بهبود و نداشتن مصدومیت می تواند در لیگ نخبگان حضور ثابتی داشته باشد.

پورعلی گنجی در لیگ نخبگان آسیا در صورت صلاحدید سرمربی تیمش می تواند برابر استقلال و تراکتور قرار گیرد و با درخشش در ترکیب تیمش کادر فنی ایران را مجاب به دعوت کردنش کند و در جام ملت های آسیا حضور یابد.

مدافع ایرانی با تجربه لیگ ازبکستان در هفته هجدم مقابل سورخان ترمذ قرار گرفت و پس از مصدومیت از ناحیه عضله چهارسر زمین مسابقه را ترک کرد.

پس از پایان این دیدار پزشکان تیم ازبکستانی اعلام کردند پورعلی گنجی تحت مداوی پزشکی قراردارد و در خصوص حضور او در ترکیب پاختاکور تصمیم گیری خواهدشد و به اطلاع سرمربی باشگاه خواهد رسید.

با توجه به مصدومیت این مدافع ایرانی احتمالا پورعلی گنجی در دیدار هفته بعد پاختاکور غایب خواهد بود و در ترکیب تیمش حضور نخواهد داشت.

 




 «نبرد هرمز» روز چهلم | نیویورک‌تایمز: هزینه سنگین آمریکا برای عبور محدود نفت از تنگه هرمز
۱ ساعت قبل / سایت فراز

«نبرد هرمز» روز چهلم | نیویورک‌تایمز: هزینه سنگین آمریکا برای عبور محدود نفت از تنگه هرمز

جنگ سوم و تجاوز نظامی اخیر آمریکا به ایران وارد روز سی و نهم شد. در حالی که از روز آتش بس نقض شده میان دو کشور ۱۳۴ روز می‌گذرد، ترامپ مدعی شده هیچ مذاکره‌ای...

 ۵ سریال کره‌ای تازه برای خداحافظی با سریال‌های تکراری تلویزیون
۱ ساعت قبل / سایت برترینها

۵ سریال کره‌ای تازه برای خداحافظی با سریال‌های تکراری تلویزیون

در این مقاله ۵ سریال جدید کره‌ای را معرفی کرده‌ایم که در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته‌اند؛ آثاری با داستان‌های متنوع، از عاشقانه و احساسی تا هیجان‌انگیز و معمایی، که می‌توانند انتخاب متفاوتی برای تماشا باشند.

 وزیر امورخارجه ایران خطاب به آمریکایی‌ها: این فیلم تکراری نیز محکوم به شکست است - سلام نو
۷ ساعت قبل / سایت سلام نو

وزیر امورخارجه ایران خطاب به آمریکایی‌ها: این فیلم تکراری نیز محکوم به شکست است - سلام نو

سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه به ادعای کمرشکن‌ترین عملیات اقتصادی تاریخ عنوان کرد که این فیلم تکراری نیز محکوم به شکست است.

 نسخه کیهان برای گرانی‌ها؛ افزایش هزینه جنگ و «انتقام»
۱ ساعت قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

نسخه کیهان برای گرانی‌ها؛ افزایش هزینه جنگ و «انتقام»

روزنامه کیهان در گزارشی با مقایسه برجام و تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، به اظهارات اخیر عبدالناصر همتی درباره آزاد نشدن پول‌های بلوکه‌شده استناد کرده و نتیجه گرفته است که تفاهم‌نامه اسلام‌آباد نیز مانند برجام دستاورد اقتصادی ملموسی برای ایران نداشته است.

 جانشین بیرانوند در تراکتور مشخص شد + عکس | بازی با پرسپولیس آخرین دیدار؟
۵۲ دقیقه قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

جانشین بیرانوند در تراکتور مشخص شد + عکس | بازی با پرسپولیس آخرین دیدار؟

در صورت نهایی شدن مشمولیت بیرانوند، تراکتور بدون نیاز به جذب گلر جدید، یک دروازه‌بان آماده در اختیار دارد.

 ترامپ و روز «‌دی» اقتصادی علیه ایران
۳ ساعت قبل / روزنامه شرق

ترامپ و روز «‌دی» اقتصادی علیه ایران

ترامپ پس از آنکه در میدان نظامی به پیروزی سریع و قاطع دست نیافت و راه مذاکره با تهران نیز به گشایشی نرسید، اکنون ظاهرا به جبهه‌ای قدیمی اما با شدتی تازه و در عین حال بی‌سابقه پناه برده است؛ جنگ اقتصادی علیه ایران که رئیس‌جمهور آمریکا از آن به‌عنوان روز «دی» اقتصادی (D-Day) علیه ایران یاد می‌کند.