
اما پرسش اصلی اینجاست که آیا تبلیغات محیطی فقط برای فروش کالا یا خدمات طراحی میشوند یا در بلندمدت بر شیوه اندیشیدن، خواندن و حتی زیست فرهنگی جامعه نیز اثر میگذارند؟ برخی کارشناسان تبلیغات معتقدند زبان پیش از هر چیز ابزار ارتباط است و اگر دستکاری در واژهها خوانایی و انتقال معنا را تضعیف کند، دیگر نمیتوان آن را صرفا به نام نوآوری توجیه کرد. تبلیغات فقط مصرفکننده زبان نیست، یکی از مهمترین تولیدکنندگان زبان عمومی است و میلیونها نفر هر روز شعارها و پیامهای برندها را میبینند و بخشی از این عبارتها وارد گفتار روزمره میشوند. به همین دلیل، برندهای بزرگ در برابر زبان فارسی مسوولیت دارند. هر تغییر زبانی، اگر به ارتباط بهتر کمک نکند، میتواند به سرمایه مشترک زبان آسیب بزند. دیدگاه کارشناسان در این زمینه این پرسش را مطرح میکند که آیا یک بِرند بزرگ که هر روز میلیونها نفر پیامش را در خیابان میبینند، فقط در برابر فروش محصول خود مسوول است یا در قبال زبان عمومی جامعه نیز مسوولیت دارد؟
البته این اولین بار نیست که تبلیغات دستمایه واکنشها شده است. در این سالها از تبلیغات لوازم خانگی گرفته تا تبلیغات بستنی و افزایش جمعیت با واکنش روبهرو شده اما نکته مهم این است که این بار بازی با زبان فارسی انتقادها را پدید آورده است.
در همین رابطه کیوان ارزاقی، داستاننویس و سفرنامهنویس، در نقد این تبلیغات نوشته است: «تبلیغات فقط کالا نمیفروشند. آنها بهتدریج شیوه زندگی، فکر کردن و حتی حرف زدن ما را میسازند. هر بیلبورد، آگهی و شعار، فقط دعوت به خرید نیست، پیشنهادی است برای اینکه جهان را جور دیگر ببینیم. به همین دلیل گاه یک تبلیغ، مهمتر از محصول اصلی میشود. کمپین تبلیغاتی اخیر برای من از همین جنس است. نه به خاطر رنگ و طراحیاش …





