
مسیح میرجعفری : اتحادیه اروپا در دهههای اخیر جایگاه خود را به عنوان یک قطب صنعتی در جهان از دست داده است. در سال ۱۹۹۱، بر اساس دادههای بانک جهانی و به قیمتهای ثابت سال 2015، تولید صنعتی اروپا بیش از ۶ برابر چین بود، اکنون و با گذشت بیش از ۳ دهه تولید صنعتی اروپا نیمی از تولید صنعتی چین است. این تفاوت نشان میدهد که در این مدت چین و اروپا مسیرهای متفاوتی را طی کردهاند اما چه سیاستهایی پشت هر کدام از این مسیرها بوده است؟
افت صنعت در اروپا تنها در مقایسه با چین قابل مشاهده نیست. حتی با تمرکز بر کشورهای اتحادیه اروپا نیز روند کاهش وزن صنعت در اقتصاد مشهود است. سهم کل بخش صنعت از تولید ناخالص داخلی اتحادیه از حدود ۲۸ درصد در سال ۱۹۹۱ به ۲۲ درصد در سال ۲۰۲۵ کاهش یافته است. اگر ساختمان و زیرساخت نیز از این آمار کنار گذاشته شود و تنها بخش تولید کارخانهای بررسی شود، روند صنعتزدایی آشکارتر است؛ سهم تولید کارخانهای از تولید ناخالص داخلی در این دوره از حدود ۲۰ درصد به ۱۴ درصد رسیده است. البته این روند محدود به اروپا نیست. در همین بازه، سهم صنعت در اقتصاد چین نیز از ۴۱ درصد به ۳۵ درصد کاهش یافته و در سطح جهان نیز وزن صنعت در اقتصاد کاهش پیدا کرده است. بنابراین بخشی از این تحول را باید در چارچوب تغییرات ساختاری اقتصاد جهانی و گسترش بخش خدمات تحلیل کرد، نه صرفا نشانهای از افول صنعت اروپا.
با این حال، مساله اروپا ویژگی دیگری نیز دارد: شکاف قابلتوجه میان اقتصادهای عضو اتحادیه. در سال گذشته، سهم صنعت از تولید ناخالص داخلی در جمهوری چک حدود ۲۸ درصد و در آلمان ۲۵ درصد بود، اما این نسبت در فرانسه به حدود ۱۴ درصد میرسید. این تفاوت نشان میدهد کشورهای اروپایی با ساختارهای اقتصادی یکسانی وارد چارچوب سیاستگذاری مشترک نشدهاند. هرچند جمهوری چک عضو منطقه یورو نیست، اما تفاوت میان اقتصادهایی مانند …











