در طول ۱۶سال فرماندهی سپاه، او در تبدیل آن به یک سازمان نظامی گسترده کمک کرد و نیروهای زمینی، هوایی و دریایی آن را توسعه داد. بنابراین نقش او فراتر از کمک به هدایت جنگ ایران و عراق، به ایجاد نهادها و قابلیتهایی گسترش یافت که نحوه اعمال قدرت نظامی ایران را برای دهههای آینده شکل میداد. بقیه انتصابات نیز این تصویر را تقویت میکند. به عقیده فارن پالیسی، پس از خروج ایالاتمتحده از برجام، تهران عمدتا آنچه را که بهعنوان «صبر استراتژیک» شناخته میشود، دنبال کرد و پاسخهای خود به تحریمها، ترورها، خرابکاریها و حملات اسرائیل را تنظیم کرد و درعینحال به دنبال جلوگیری از درگیری گستردهتر و حفظ فضا برای دیپلماسی بود. اما تهران اکنون معتقد است که این خویشتنداری، نتیجه معکوس داشته و این برداشت را در واشنگتن و اسرائیل تقویت کرده که ایران آسیبپذیر، پاسخهای آن قابل پیشبینی و هزینههای حمله به آن قابل مدیریت است.
بنابراین، درسی که از جنگهای پس از ژوئن ۲۰۲۵ گرفته شده، صرفا این نیست که ایران به قابلیتهای نظامی بیشتری نیاز دارد، بلکه باید تمایل خود را برای استفاده از آنها به روشهایی نشان دهد که هزینههای نظامی و اقتصادی شدیدی را تحمیل کند تا دشمنان خود را از تشدید دوباره تنش منصرف کنند. تهران اکنون در تلاش است تا اهرم تنگه را به یک نظم منطقهای پایدارتر تبدیل کند که قدرت و منافع ایران را بهتر در خود جای دهد. هدف نهایی، متقاعد کردن دشمنان به این انگاره است که دستیابی به یک توافق پایدار با جمهوری اسلامی، کمهزینهتر از ادامه جنگ یا تلاش مجدد برای تحمیل نتیجه دلخواه خود با نیروی نظامی خواهد بود. این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد









