
این شکاف زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که هزینه اقتصادی ظرفیت بلااستفاده را در نظر بگیریم. برآوردهای ارائهشده از سوی فعالان صنعت فولاد نشان میدهد محدودیتهای برق و گاز طی چهار تا پنج سال گذشته حدود ۱۸میلیارد دلار از ارزش تولید فولاد کاسته است. در همین حال، ظرفیت ارزآوری سالانه زنجیره فولاد در صورت تامین پایدار انرژی میتواند از ۲۰میلیارد دلار عبور کند. بنابراین، ناترازی انرژی تنها بخشی از تولید کارخانهها را متوقف نکرده، بلکه بخشی از ظرفیت صادراتی و درآمد ارزی بالقوه کشور را نیز از بین برده است. سودآوری در محاصره انرژی
اثر ناترازی انرژی را میتوان در وضعیت سودآوری بنگاهها نیز مشاهده کرد. حاشیه سود شرکتهای بزرگ بورسی فولادی طی حدود ۶سال از ۳۳درصد به ۶درصد کاهش یافته است. تمام این افت را نمیتوان به محدودیت انرژی نسبت داد؛ اما جهش هزینهبرق و گاز، توقف خطوط تولید و هزینههای ناشی از خاموشی، در کنار سایر عوامل، فشار قابلتوجهی بر سودآوری صنعت وارد کردهاند.
اهمیت این موضوع زمانی روشنتر میشود که مقیاس مصرف برق فولاد را در نظر بگیریم. صنعت فولاد حدود ۵۳۰۰مگاوات برق مصرف میکند که معادل ۶.۹ درصد مصرف برق کشور است. در نتیجه، هر اختلال جدی در تامین برق میتواند بخش بزرگی از ظرفیت تولید را تحتتاثیر قرار دهد. از سوی دیگر، ساختار تولید فولاد به گونهای است که برق و گاز به یکدیگر وابستهاند؛ در مسیر احیای مستقیم، گاز برای تولید آهن اسفنجی و در کورههای قوس الکتریکی، برق برای تولید فولاد ضروری است. بنابراین، تامین یکی از این دو حامل انرژی بدون تامین دیگری، لزوما به معنای امکان فعالیت کامل زنجیره نیست. هزینه خاموشی نیز به تعداد ساعات قطعی محدود نمیشود. در یک واحد فولادی، پیش از قطع برق باید فرآیند تولید برای توقف آماده شود و پس از وصل …











