قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۱۴۰۵/۰۵/۱۹

درآمدزایی از دل خیابان

ماه گذشته، در لندن هشدار گرمای شدید اعلام شد. فضای شهر کاملا بی‌رمق شده بود. انگار همه مردم با هم به این نتیجه رسیده بودند که هوا برای انجام هر کاری زیادی داغ است. به همین خاطر، خیلی از شهروندان دست به دامن پیک‌های اینترنتی شدند؛ پیک‌هایی که با اپلیکیشن کار می‌کردند و غذا، خریدهای روزمره و جعبه‌های حجیم پنکه‌های قابل حمل را در سراسر شهر جابه‌جا می‌کردند. دمای هوا نزدیک به ۳۰ درجه سانتی‌گراد بود که «برایس پریچت»، یکی از همین پیک‌ها، با دوچرخه برقی‌اش جلوی آپارتمانش نگه داشت.
 درآمدزایی از دل خیابان

گفتم: «حتما خیلی گرمت شده!» من بریتانیایی هستم و دست خودم نیست، عادت دارم با موضوع آب و هوا، سر حرف را باز کنم. گفت: «داخل کلاه کاسکت حسابی عرق می‌کنی.» پریچت یک پیک در لندن است. 

او در عین حال، یوتیوبر هم هست و از شیفت‌های کاری‌اش برای کانال یوتیوبش با نام London Hustle فیلم می‌گیرد. او در شبکه‌های اجتماعی‌اش مجموعا بیش از ۱.۳‌میلیون فالوور دارد که من هم یکی از آنها هستم.

پریچت تازه ضبط یک ویدئوی تبلیغاتی برای شرکت کرایه دوچرخه (که پیک‌ها از آن استفاده می‌کنند) را تمام کرده بود. او دوچرخه برقی‌اش را به پارکینگ زیرزمینی برد. داخل پارکینگ، او به یک دوچرخه زرد و مشکی اشاره کرد که هدیه تولد ۱۶ سالگی‌اش از طرف مادرش بود و روی آن تارعنکبوت بسته بود. کمی جلوتر، دو تا دیگر از دوچرخه‌های برقی‌اش پارک شده بودند. او ۳۰ دوچرخه دیگر هم در خانه مادرش در شهر کاونتری دارد. به جز دوتای آنها، بقیه‌شان را برندها در ازای تبلیغ به او داده‌اند. شاید کسانی که با این فضا آشنا نیستند بپرسند «تماشای تحویل دادن ناهار به شرکت‌ها یا تحویل صبحانه مک‌دونالد به دانشجویانی که شب تا صبح بیدار بوده‌اند، چه جذابیتی دارد؟» پریچت می‌گوید: «کسانی که ندیده‌اند، درکش نمی‌کنند. قضیه فراتر از این‌هاست.»

او تمام ویدئوهایش را با یک جمله شروع می‌کند: «سلام بچه‌ها، به یک ویدئوی دیگه خوش اومدید.» از همانجا، او ناگهان لابه‌لای ماشین‌ها، اتوبوس‌ها و دوچرخه‌های کرایه‌ای در لندن ویراژ می‌دهد و غذاهای بیرون‌بر، قهوه‌هایی که با بی‌احتیاطی بسته‌بندی شده‌اند، خریدهای روزانه، دسته‌گل و بادکنک‌ها را به ادارات و آپارتمان‌ها می‌رساند.

درحالی‌که داشتیم در تراس آپارتمانش از گرما می‌پختیم، به من گفت: «لندن خودش داستان می‌سازه. مثلا یکهو یک نفر می‌پره وسط خیابون، که یک بار هم این اتفاق افتاد و البته طرف، چیزی‌اش نشد. و همون میشه تیتر و کاور ویدئو.»

من محتوای پریچت را تصادفی پیدا کردم. یک ویدئو روی پخش خودکار آمد و من را از آپارتمانم در منهتن، یکراست برد به تاور بریج لندن. در اوج ترافیک. در کمال تعجب دیدم که هیجان‌های ساده و کوچک ویدئو، مثل ریختن نوشیدنی، آرامش عجیبی به من می‌دهد. پریچت گفت: «خیلی‌ها می‌گویند تماشای این ویدئوها آرامش‌بخش است‌. ممکن است من زیر باران شدید باشم و آنها روی تخت گرم و نرمشان خزیده باشند، اما باز هم حس می‌کنند کنار من هستند.»

پریچت تنها کسی نیست که محتوا با موضوع مشاغل اپلیکیشنی تولید می‌کند. در عصر «سرمایه‌داری تکنولوژیک»، مدل کسب‌وکاری که نیروهای کار را ایزوله کرده و همه را در صفحه اول اپلیکیشن‌ها جای می‌دهد، بسیار جذاب شده. اگر یک دوربین هم به این بازی اضافه کنید، مرز بین «مصرف‌کننده» و «تولیدکننده» عملا محو می‌شود. پریچت می‌گوید: «فکر کنم من یکی از اولین یوتیوبرهایی بودم که از کار پیک فیلم گرفتم. اما حالا احتمالا صدها، اگر نگویم هزاران نفر، دارند همین کار را می‌کنند.»

از او پرسیدم آیا سایر تولیدکنندگان محتوای حوزه پیک را می‌شناسد یا نه. او گفت ویدئوهایشان را دیده.

پریچت تنها زندگی می‌کند. از او سنش را پرسیدم. گفت: ۲۶ سال. وقتی چهره متعجب من را دید ادامه داد: «شرایط همیشه برای من اینطور نبوده.» وقتی توضیح داد فهمیدم که سال ۲۰۱۸ برای تحصیل در رشته مدیریت کسب‌ و کار به لندن آمده و بعد از فارغ‌التحصیلی، برای امرار معاش به عنوان پیک مشغول به کار شده.

شش ماه از شروع کارش در این شغل می‌گذشت که ایده فیلم‌برداری از شیفت‌هایش به ذهنش رسید؛ بعد از اینکه از او خواستند چند روز مانده به‌ هالووین، ۱۵ عدد کدو تنبل را به یک مشتری تحویل دهد. پریچت در نوجوانی معتاد یوتیوب بود. خودش می‌گوید: «یوتیوب برای من حکم تلویزیون را داشت. با خودم فکر کردم شاید بشود این دو کار (پیک بودن و یوتیوب) را با هم ترکیب کنم.

در اتاقش، لوگوی یوتیوب در اینجا و آنجا دیده می‌شد. او حالا هفته‌ای یک بار با نماینده‌ای از پلتفرم یوتیوب درباره ایده‌های ویدئویی، آمار بازدید و زندگی روزمره صحبت می‌کند. از او پرسیدم آیا از اول می‌دانست کانالش موفق می‌شود یا نه. گفت: «ته دلم همیشه می‌دانستم، اما به خودم اجازه نمی‌دادم باور کنم.»

کانال او ترکیبی از ویدئوهای «همه‌پسند» (Hero Content یا ویدئوهای مورد پسند مخاطبان اصلی) و ویدئوهای تجربی‌تر است. در یکی از همین ویدئوهای تجربی، پریچت خودش را به چالش کشید تا هر سفارشی را بدون چون و چرا قبول کند. بعد از چند سفر عادی، یک سفارش چالشی آمد: ۱۸ دقیقه سفر از این سر لندن تا آن سر، آن هم فقط برای ۶ پوند! او می‌گوید: «این از آن سفارش‌هایی است که معمولا تحت هیچ شرایطی قبول نمی‌کنم.» وقتی به مبدا رسید، سفارش شامل ۳۲ بطری آب نیم لیتری و دو بطری آب پنج لیتری بود! او در بخش دیگری از ویدئو، سفارشی از یک رستوران چینی گرفت که کرایه‌اش فقط ۱.۲۵ پوند بود. در پایان ویدئو نتیجه‌گیری کرد: «امیدوارم این ویدئو نشان داده باشد که چرا نباید هر سفارشی را بی‌درنگ قبول کنید.»

وقتی پریچت در سال ۲۰۱۹ فیلم‌برداری از کارش را شروع کرد، یک دوربین گوپروی قدیمی را با بند به سینه‌اش می‌بست و از هر چه در مسیرش بود فیلم می‌گرفت. باتری دوربین فقط حدود ۲۰ دقیقه دوام می‌آورد، بنابراین همیشه جیبش پر از باتری‌های یدکی بود. به مرور زمان، این اعتماد به نفس را پیدا کرد که درباره آب و هوا، دیدنی‌های لندن و سختی‌هایی که هنگام کار با آنها روبه‌رو می‌شد، صحبت کند. او می‌گوید: « آن زمان میکروفون‌های بیسیم وجود نداشت، برای همین میکروفون‌های سیم‌دار را مثل پلیس‌های مخفی با چسب به سینه‌ام می‌چسباندم» حالا اما یک میکروفون کوچک با مگنت به داخل کلاهش متصل شده و به صورت بیسیم به یک دوربین مدرن وصل است. او می‌گوید: «دقیقا از همین زمان بود که محتواهای این حوزه حسابی گل کردند چون همه‌چیز خیلی راحت‌تر شد.» در حال حاضر، تحویل سفارش‌های غذا کمتر از ۵ درصد از درآمد پریچت را تشکیل می‌دهد. او همچنین یک قرارداد اسپانسری انحصاری با سرویس دلیوری غذای «اوبر ایتس» دارد. گرچه او از اعلام رقم دقیق خودداری کرد، اما درآمد ماهانه‌اش پنج‌رقمی است. از او خواستم آنلاین شویم تا ببینم چقدر طول می‌کشد که اولین سفارش بیاید. پریچت گفت: «فکر کنم کمتر از سه دقیقه طول بکشد.» کلا دو دقیقه طول کشید. گوشی آی‌فون قراضه‌ای که برای تحویل سفارش‌ها استفاده می‌کرد، زنگ خورد و سفارشی از یک سوپرمارکت آمد.

با اینکه خریدهای سوپرمارکتی، هر روز رواج بیشتری پیدا می‌کنند، اما او علاقه چندانی به تحویل محصولات سوپرمارکتی ندارد چون هم معطلی‌اش زیاد است و هم در بعضی سوپرمارکت‌ها، مخصوصا مک‌دونالد، ریختن نوشیدنی‌ها یک اتفاق عادی است. یکی از ویدئوهای او با عنوان «یک شیفت کلافه‌کننده با مک‌دونالد» نزدیک به نیم‌میلیون بازدید داشته. البته تیترهای جنجالی همیشه باعث نمی‌شوند ویدئو نسبت به محتواهای معمولی، بازدید بیشتری بگیرد. پریچت هفته‌ای یک یا دو بار، به مدت سه تا چهار ساعت فیلم‌برداری می‌کند. خودش می‌گوید با این میزان کار، درآمدش معقول است.

از او پرسیدم پیک‌های دیگر چه حسی به محتوای او دارند. طبیعتا به ازای هر پیک-یوتیوبری که می‌تواند زمان شیفت‌هایش را خودش انتخاب کند، هزاران نفر دیگر هستند که مجبورند ساعات طولانی را برای دستمزد کم کار می‌کنند. او می‌گوید: «خیلی از آنها کنجکاو هستند و دوست دارند بدانند چطور باید این کار را بکنند و من هم سعی می‌کنم توصیه‌هایی به آنها بکنم.»

این روزها شبکه‌های اجتماعی یک شغل جانبی پرطرفدار به شمار می‌آیند، درست مثل کار پیک. این دو را که ترکیب کنید، ممکن است به فرمولی بسیار پردرآمد برسید. برای پریچت، تلاش در هر دو حوزه، بخشی از جذابیت کار است. او می‌گوید: «کار تحویل، خیلی شبیه به بازی شده.» اوبر ایتس در ساعات شلوغی، «ماموریت‌هایی» تعریف می‌کند و به رانندگان، پاداش‌های مالی پیشنهاد می‌دهد. در ظاهر جذاب به نظر می‌رسد البته اگر امرار معاشتان، وابسته به تحویل سفارش‌ها و رسیدن به حد نصاب نباشد.

پریچت دو تدوین‌گر هم استخدام کرده است. قوانین حریم خصوصی باعث می‌شوند فرآیند تدوین، زمان‌بر شود. تار کردن چهره و آدرس مشتریان، آن ‌هم فریم به فریم، بیشترین وقت را می‌گیرد.

هرچه کانال به موفقیت بیشتری می‌رسد، پریچت کمتر و کمتر سفارش تحویل می‌دهد. او می‌گوید: «۲۰ سال دیگر احتمالا دیگر پیک نخواهم بود.» او امیدوار است جا پای یوتیوبرهای دیگری بگذارد که تحسینشان می‌کند اما به گفته خودش، هنوز آماده نیست که پیک بودن را کاملا کنار بگذارد. او می‌گوید: «گاهی اوقات بیرون می‌روم اما فیلم‌برداری نمی‌کنم. من از آزادی راندن روی دو چرخ لذت می‌برم.»

وقتی پریچت داشت من را از آپارتمانش به بیرون راهنمایی می‌کرد، به یک پیک سردرگم برخوردیم. پریچت خم شد، آدرس روی اپلیکیشن پیک را نگاه کرد و به او گفت که باید به طبقه بالا برود. وقتی او را کنار آسانسورها تنها گذاشتیم، هنوز کمی گیج به نظر می‌رسید. با خودم گفتم «یعنی او هم یک کانال یوتیوب دارد؟»

منبع: Financial Times این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد



۱ ساعت قبل / سایت نورنیوز

راغفر: افزایش قیمت بنزین و انرژی فشار اصلی را به اقشار کم‌درآمد وارد می‌کند

نورنیوز- گروه اقتصادی: حسین راغفر در همایش «انرژی، معیشت و امنیت ملی» با اشاره به سابقه چند دهه‌ای سیاست افزایش قیمت نهاده‌های انرژی در کشور، اظهار کرد: این تفکر که با افزایش قیمت، به‌خصوص افزایش قیمت نهاده‌هایی که در اختیار دولت است مانند بنزین، برق، آب و گاز، می‌توان مسائل اقتصادی را حل کرد، سابقه‌ای ۳۸ ساله دارد و پس از جنگ هشت‌ساله شاهد افزایش مکرر قیمت‌ها بوده‌ایم.

وی ادامه داد: از نظر نظری، هدف این سیاست‌ها این بوده که بازار و مناسبات اقتصادی بر کشور حاکم شود. این تلاش، در واقع یک تجربه جهانی بود که پس از بحران جهانی بدهی‌ها در سال ۱۹۸۲ شکل گرفت و سیاست‌های موسوم به «تعدیل ساختاری» به کشورهای بدهکار توصیه شد.

راغفر با بیان اینکه این سیاست‌ها به‌تدریج در ایران نیز مستقر شد، گفت: صرف‌نظر از اینکه چه دولتی بر سر کار بوده، دولت‌ها با شعار آزادی یا عدالت، این سیاست را دنبال کرده‌اند و به همین دلیل، در حوزه اقتصاد، دولت‌های مختلف عملاً سیاست مشابهی را دنبال کرده‌اند؛ یعنی سیاست تعدیل و بازاری کردن روابط اقتصادی.

وی افزود: دولت که تا پیش از آن سیاست‌ها و برنامه‌های اقتصادی را مدیریت می‌کرد، به تدریج مدیریت اقتصاد را به بازار واگذار کرد و در ۳۸ سال گذشته شاهد پیامدهای این سیاست‌ها بوده‌ایم که یکی از مهم‌ترین آنها رشد بی‌سابقه نابرابری‌ها در کشور است.

این اقتصاددان با بیان اینکه بسیاری از وعده‌های مطرح‌شده درباره واگذاری امور به بازار محقق نشده است، اظهار کرد: گفته می‌شد اگر کار را به بازار واگذار کنیم، سرمایه‌دار بخش خصوصی انگیزه بیشتری برای حفظ سرمایه خود نسبت به مدیر دولتی دارد و توسعه بخش خصوصی موجب افزایش سرمایه‌گذاری و اشتغال و در نهایت عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی خواهد شد، اما هیچ‌کدام از این وعده‌ها، نه در ایران و نه در هیچ جای دنیا، موفق نشده است.

راغفر ادامه داد: در ایران شاهد رشد مستمر و گسترده نابرابری‌ها بوده‌ایم. از سوی دیگر، بی‌انضباطی مالی یکی از مشخصه‌های سیاست‌های اقتصادی چند دهه گذشته بوده و فاصله میان درآمدها و هزینه‌های دولت و در نتیجه کسری بودجه، هر سال بزرگ‌تر شده است.

وی افزایش نرخ ارز را یکی از عوامل اصلی تشدید این وضعیت دانست و گفت: افزایش قیمت ارز بر همه کالاها تأثیر می‌گذارد، واردات را تحت تأثیر قرار می‌دهد و هزینه‌های تولید را بالا می‌برد. همزمان، این سیاست‌ها با سرکوب دستمزدها همراه بوده است؛ به‌گونه‌ای که در سال‌هایی که تورم ۵۰ تا ۶۰ درصدی ایجاد شده، حداکثر افزایش دستمزدها ۲۰ درصد و در برخی مقاطع اندکی بیشتر بوده است.

راغفر افزود: به این ترتیب، سالانه شاهد ایجاد شکاف درآمدی برای نیروی کار و تولیدکننده کشور بوده‌ایم و این مسئله زمینه‌ساز مشکلات جدی اقتصادی و رشد نارضایتی‌های اجتماعی شده است.

وی در ادامه به اثر افزایش نرخ ارز بر قدرت خرید مردم اشاره کرد و گفت: وقتی دولت نرخ ارز را افزایش می‌دهد، بخش قابل توجهی از قدرت خرید مردم کاهش پیدا می‌کند. از این پدیده با عنوان «مالیات تورمی» یاد می‌شود. وقتی قیمت ارز بالا می‌رود، بخشی از توان خرید مردم از جیب آنها خارج می‌شود و در واقع بخشی از درآمد نیروی کار به صورت مالیات گرفته می‌شود.

این اقتصاددان مدعی شد: ما این موضوع را محاسبه کرده‌ایم و فقط در سال ۱۴۰۲، از هر ایرانی یک میلیون و ۷۰۰ هزار تومان به عنوان مالیات تورمی ناشی از افزایش قیمت ارز از جیب مردم خارج شده است؛ یعنی برای یک خانواده پنج‌نفره، ۸.۵ میلیون تومان بابت مالیات مستقیمی که افزایش قیمت ارز ایجاد کرده، از جیب مردم خارج شده است.

وی این روند را موجب افزایش فقر و نارضایتی دانست و اظهار کرد: این به معنای فقیرسازی مردم، ایجاد آسیب‌های جدی و رشد نارضایتی در کشور است. امروز، به نظر من، بیش از هر زمان دیگری در این ۴۷، ۴۸ سال پس از انقلاب، شاهد چنین شکاف و انشقاقی در جامعه نبوده‌ایم و این نارضایتی بسیار گسترده است.

راغفر تأکید کرد: یکی از مطالبات ما از سیاست‌گذاران کشور این است که جلوی افزایش‌های بی‌رویه قیمت حامل‌های انرژی را بگیرند. راه‌های جایگزین وجود دارد و این ادعا که دولت پول ندارد، درست نیست؛ منابع بسیار بزرگی در کشور وجود دارد که می‌تواند بخشی از هزینه‌ها را تأمین کند. وی ادامه داد: افزایش قیمت ارز و حامل‌های انرژی، اصلی‌ترین فشار را به طبقات پایین جامعه وارد می‌کند؛ یعنی همان افرادی که ثروت‌های بالایی ندارند.

این اقتصاددان درباره قیمت بنزین نیز گفت: قیمت بنزین در سال ۱۳۸۸، ۱۰۰ تومان بود و در سال ۱۳۸۹ به ۴۰۰ تومان افزایش یافت. امروز نیز گفته شده است که دیگر بنزین ۱۵۰۰ تومانی نداریم.

راغفر با انتقاد از نحوه اطلاع‌رسانی درباره قیمت حامل‌های انرژی، اظهار کرد: این قیمتی که برای بنزین اعلام شد، به نظر من یک ترفند و فریب‌کاری سیستمی در نظام اقتصادی است؛ به این معنا که اگر قیمت بنزین به ۳۰ یا ۴۰ هزار تومان و حتی ارقام بالاتر برسد، جامعه به‌تدریج آن را بپذیرد.

وی افزود: این فریب‌کاری و عدم صداقتی که با مردم صورت می‌گیرد، اصلی‌ترین عامل فرسایش اعتماد عمومی است. بزرگ‌ترین سرمایه هر جامعه‌ای، اعتماد مردم به حاکمان است و اگر قرار باشد این سرمایه بزرگ به همین سادگی در معرض آسیب قرار گیرد، به آن ضربه زده‌ایم.

راغفر با تأکید بر اهمیت سرمایه اجتماعی گفت: امروز سرمایه اجتماعی به‌شدت تضعیف شده است و بدون سرمایه اجتماعی، امکان حل بحران‌های موجود در کشور عملاً منتفی است.

وی همچنین با اشاره به تحولات اجتماعی و سیاسی اخیر گفت: نارضایتی‌هایی که در اثر این سیاست‌های اقتصادی بر کشور تحمیل شده، زمینه را برای ماجراجویی‌های اسرائیل و آمریکا فراهم کرده است.

این اقتصاددان در پایان اظهار کرد: برای اینکه مجدداً با شرایط بدتری که در زمان حوادث تأسف‌بار ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ مواجه شدیم، روبه‌رو نشویم، لازم است با مردم و مسئولان گفت‌وگو شود. ما نیز این فرصت را تقاضا کردیم تا در کنار مسئولان و دیگر صاحب‌نظران، دیدگاه‌های یکدیگر را بشنویم و بتوانیم به یک جمع‌بندی برسیم.


۳ ساعت قبل / سایت اندیشه معاصر

زنگ خطر نوسان در بازار ارز به صدا درآمد / هفته آینده برای دلار تعیین کننده می شود / معامله گران منتظر یک اتفاق مهم هستند

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی  اندیشه معاصر ؛مهرزاد علیجانی با تشریح وضعیت بازار ارز در هفته گذشته اظهار کرد: تشدید نااطمینانی‌های ژئوپولیتیکی، محدودیت های تجاری و مالی و نگرانی از تداوم فشار خارجی، مهم‌ترین عواملی بودند که بازار ارز را تحت تاثیر قرار دادند.

وی افزود: این فشارها در شرایطی ادامه دارد که همزمان بخش‌های مولد و ارزآور اقتصاد، از جمله پتروشیمی، فولاد و زیرساخت‌های انرژی نیز با محدودیت و فشار مواجه هستند.

این کارشناس اقتصادی با اشاره به شدت و تداوم شوک‌های واردشده به اقتصاد ایران گفت: اگر مجموعه‌ای با این شدت از شوک‌های ژئوپولیتیکی، محدودیت‌های تجاری، اختلال در انرژی و فشار بر بخش مولد بر هر اقتصادی وارد می‌شد، احتمالا آثار آن بسیار عمیق‌تر بود و حتی می‌توانست به فروپاشی بخش‌هایی از اقتصاد منجر شود.

علیجانی ادامه داد: با این حال، تداوم فعالیت اقتصادی، حفظ جریان تجارت و کاهش تدریجی واکنش‌های هیجانی بازار سرمایه را می‌توان نشانه‌ای از افزایش تاب‌آوری اقتصاد ایران دانست؛ هرچند این موضوع به معنای نادیده گرفتن مشکلات و بی‌اثر بودن فشارهای موجود نیست.

وی کاهش تراز تجاری، محدودیت دسترسی به منابع ارزی و استمرار نااطمینانی را از عوامل مهم اثرگذار بر بازار ارز دانست و تصریح کرد: این عوامل همچنان می‌توانند زمینه‌ساز افزایش نوسان و فشار افزایشی بر نرخ ارز باشند. بازار ارز در هفته آینده چه می‌شود؟

این کارشناس اقتصادی درباره چشم‌انداز بازار ارز در هفته آینده گفت: با فرض تداوم شرایط فعلی و نبود گشایش معنادار سیاسی و تجاری، انتظار می‌رود بازار همچنان پرنوسان، خبرمحور و دارای سوگیری افزایشی باشد.

علیجانی تاکید کرد: البته این روند لزوما به معنای حرکت جهشی، خطی و بی‌وقفه نرخ ارز نیست، بلکه می‌تواند با رفت‌وبرگشت‌های شدید، اصلاح‌های مقطعی و واکنش سریع بازار به اخبار سیاسی و اقتصادی همراه باشد.

وی افزود: در مقابل، هرگونه نشانه‌ای از بهبود تجارت، افزایش دسترسی به منابع ارزی یا کاهش تنش‌های سیاسی می‌تواند بخشی از فشار انتظاری موجود در بازار را تخلیه کند.

علیجانی همچنین حمایت از سیاست‌های دولت و بانک مرکزی برای حفظ جریان تجارت و ارزآوری، مدیریت منابع ارزی، تامین نیازهای ضروری و مهار انتظارات تورمی را ضروری دانست و گفت: در شرایط فعلی، موفقیت سیاست ارزی الزاما به معنای کاهش نرخ ارز نیست؛ بلکه در وهله نخست باید به حفظ کارکرد بازار، جلوگیری از شکل‌گیری شوک‌های خودتحقق‌شونده، صیانت از ذخایر و منابع ارزی و جلوگیری از تبدیل فشار خارجی به بحران داخلی منجر شود.

این کارشناس اقتصادی در ادامه با اشاره به وضعیت بازار سرمایه گفت: استمرار فعالیت بازار سرمایه و حرکت تدریجی آن به سمت روند طبیعی و جبران بخشی از عقب‌ماندگی‌ها در کنار سایر شواهد نشان می‌دهد اقتصاد ایران، با وجود فشارهای کم‌سابقه، همچنان ظرفیت جذب شوک و بازسازی خود را حفظ کرده است.




 کاهش ۶۳درصدی قطعی برق در کشور
۹ ساعت قبل / سایت اکونگار

کاهش ۶۳درصدی قطعی برق در کشور

مدیرعامل توانیر با بیان اینکه ناترازی برق کشور از ۱۷ تا ۱۸ هزار مگاوات در سال‌های گذشته به کمتر از ۱۰ هزار مگاوات رسیده، گفت که محدودیت‌های اعمال‌شده در شبکه عمومی نیز ۶۳ درصد نسبت به سال گذشته کاهش یافته، با این حال شرایط موجود مطلوب و مورد قبول ما نیست و شبکه همچنان با چالش‌های جدی مواجه است.

 چافست حاشیه سود ناخالص را هدف گرفت
۲ ساعت قبل / سایت صدای بورس

چافست حاشیه سود ناخالص را هدف گرفت

شرکت افست در کنفرانس اطلاع‌رسانی خود اعلام کرد با بهبود نرخ قراردادها نسبت به سال ۱۴۰۱، حاشیه سود ناخالص شرکت در شرایط عادی در محدوده ۲۰ درصد پیش‌بینی می‌شود. این شرکت کنترل هزینه‌ها و رشد درآمدها را عوامل اصلی پایداری این سطح از سودآوری دانست.

 اولیانوف: آمریکا با فشار حداکثری به اهدافش در قبال ایران نمی‌رسد
۱۰ ساعت قبل / سایت جهان صنعت نیوز

اولیانوف: آمریکا با فشار حداکثری به اهدافش در قبال ایران نمی‌رسد

نماینده روسیه در سازمان‌های بین‌المللی در واکنش به تهدید‌های ترامپ علیه ایران گفت که تداوم سیاست فشار، واشنگتن را از دستیابی به اهدافش بازمی‌دارد.

 قیمت جدید گوشت قرمز امروز ۳۰ مرداد ۱۴۰۵
۵ ساعت قبل / روزنامه تعادل

قیمت جدید گوشت قرمز امروز ۳۰ مرداد ۱۴۰۵

تازه‌ترین قیمت گوشت قرمز در بازار ۳۰ مردادماه ۱۴۰۵ اعلام شد.

 سخنگوی دولت: درباره قیمت‌های جدید بنزین هنوز تصمیم نهایی اتخاذ نشده است
۶ ساعت قبل / سایت هم میهن

سخنگوی دولت: درباره قیمت‌های جدید بنزین هنوز تصمیم نهایی اتخاذ نشده است

سخنگوی دولت با رد مطالب منتشر شده درباره تعیین قیمت ۸۰ هزار تومانی برای بنزین، گفت: موضوع مدیریت مصرف سوخت همچنان در مرحله بررسی‌های کارشناسی قرار دارد و تاکنون هیچ عدد یا الگوی قیمتی به تصویب نرسیده است.

 پرداخت 3500 میلیارد تومان خسارت خودروهای آسیب دیده از جنگ/وام 1419 شهید جنگی تسویه شد
۱ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

پرداخت 3500 میلیارد تومان خسارت خودروهای آسیب دیده از جنگ/وام 1419 شهید جنگی تسویه شد

اقتصادنیوز: اف‌بی‌آی در روزهای اخیر به اداره‌های پلیس در ایالت کالیفرنیا هشدار داده است که ایران ممکن است در واکنش به حملات آمریکا، با پهپاد به سواحل غربی ایالات متحده حمله کند؛ این موضوع بر اساس هشداری است که شبکه ABC News به آن دست یافته است.