
اهمیت این تصمیم اما فراتر از عبور چند نفتکش است: تهران با این اقدام نشان میدهد که محدودیت هرمز الزاما یک سیاست «همه یا هیچ» نیست و میتواند بر اساس ملاحظات امنیتی، دیپلماتیک و اقتصادی، برای برخی کشورها و محمولهها استثنا قائل شود. در واقع، مجوز عبور نفتکشهای عراقی را میتوان یک امتیاز محدود اما حسابشده تهران به بغداد دانست؛ امتیازی که از یکسو به عراق اجازه میدهد بخشی از صادرات حیاتی خود را از سر بگیرد و از سوی دیگر، برای ایران یک ابزار دیپلماتیک ایجاد میکند.
عراق همسایه ایران، عضو اوپک و یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت منطقه است و بخش عمده صادرات نفت آن از پایانههای جنوبی و از مسیر هرمز انجام میشود. بنابراین، جلوگیری کامل از صادرات عراق میتوانست فشار اقتصادی قابلتوجهی بر بغداد وارد کند و در عین حال، تهران را در برابر یکی از همسایگان خود در موقعیت دشوارتری قرار دهد. در مقابل، صدور مجوز موردی این امکان را به ایران میدهد که هم کنترل خود بر تردد در هرمز را حفظ کند و هم از تبدیل اختلال در صادرات عراق به یک بحران سیاسی با بغداد جلوگیری کند. چرا عراق در اولویت قرار گرفته؟
آسیبپذیری عراق در بحران هرمز با بسیاری از کشورهای منطقه متفاوت است. عراق پیش از جنگ حدود ۴میلیون بشکه در روز نفت تولید میکرد و نزدیک به ۳.۵میلیون بشکه در روز از صادرات آن از مسیر هرمز عبور میکرد. در مقطعی از بحران، صادرات عراق بهشدت سقوط کرد و در ماههای مه و ژوئن بهطور متوسط تنها حدود ۵۳۰هزار بشکه در روز بود؛ رقمی که نشان میدهد مساله هرمز برای بغداد مستقیما به درآمدهای دولت از فروش نفت گره خورده است. از این منظر، درخواست بغداد برای عبور نفتکشها صرفا یک درخواست کشتیرانی نیست؛ درخواست برای حفظ جریان نقدی اقتصاد عراق است.
دولت …











