قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۴ ساعت قبل

آمریکا در محاصره بدهی

عبور بدهی دولت آمریکا از مرز ۴۰ تریلیون دلار، فراتر از ثبت یک رکورد تاریخی در حساب‌های خزانه‌داری است و نشانه‌ای از تغییر معادلات مالی بزرگ‌ترین اقتصاد جهان به شمار می‌رود. در شرایطی که دولت آمریکا همچنان با کسری بودجه سنگین روبه‌رو است، افزایش نرخ‌های بهره باعث شده است تامین مالی این بدهی نیز پرهزینه‌تر شود. به همین دلیل، مساله اصلی دیگر فقط اندازه بدهی نیست، بلکه ترکیب بدهی فزاینده، هزینه بهره و نرخ‌های بالای اوراق است که می‌تواند حاشیه مانور مالی واشنگتن را محدود کند.
 آمریکا در محاصره بدهی

براساس گزارش رویترز، بدهی کل دولت آمریکا در اوت ۲۰۲۶ از ۴۰ تریلیون دلار عبور کرده است. از این رقم حدود ۳۲.۳ تریلیون دلار بدهی در اختیار عموم و حدود ۷.۸ تریلیون دلار بدهی درون ‌دولتی است. بدهی آمریکا از سال ۲۰۱۷ بیش از دو برابر شده و اگرچه افزایش آن تا حدی به واکنش دولت به همه‌گیری کرونا مربوط می‌شود، روند صعودی بدهی به بحران‌های استثنایی محدود نمانده است. شکاف پایدار میان درآمدهای دولت و هزینه‌های آن، اکنون به عاملی ساختاری برای افزایش استقراض تبدیل شده است. مسیر رسیدن آمریکا به این سطح از بدهی، سرعت تغییر وضعیت مالی این کشور را نشان می‌دهد. بدهی دولت آمریکا در سال ۱۹۸۱ برای نخستین بار به یک تریلیون دلار نزدیک شد؛ رقمی که رسیدن به آن نزدیک به دو قرن زمان برد. در سال ۲۰۱۶ بدهی کمی کمتر از ۲۰ تریلیون دلار بود و اکنون در کمتر از یک دهه بیش از دو برابر شده است. بنابراین اهمیت رکورد جدید فقط در بزرگی رقم نیست؛ سرعت انباشت بدهی نیز به همان اندازه اهمیت دارد.

چند روند همزمان این افزایش را توضیح می‌دهند. دولت آمریکا پس از بحران مالی ۲۰۰۸ و سپس همه‌گیری کرونا، برای حمایت از اقتصاد و خانوارها هزینه‌های گسترده‌ای انجام داد. در سال‌های بعد نیز هزینه‌های تامین اجتماعی، مراقبت‌های درمانی و دیگر برنامه‌های عمومی افزایش یافتند، درحالی‌که درآمدهای مالیاتی با همان سرعت رشد نکردند. کاهش برخی مالیات‌ها نیز در دوره‌هایی فاصله میان درآمد و هزینه را بیشتر کرد. در نتیجه، دولت برای تامین هزینه‌های جاری، اجرای برنامه‌های عمومی و بازپرداخت بدهی‌های سررسید شده، به انتشار اوراق جدید وابسته‌تر شده است. هزینه استقراض

این وابستگی در محیط نرخ بهره بالا اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. دولت تنها برای تامین کسری جدید استقراض نمی‌کند؛ بخش قابل‌توجهی از اوراق قبلی نیز به تدریج سررسید می‌شوند و باید با اوراق جدید جایگزین شوند. اگر نرخ بهره هنگام انتشار بدهی تازه بالاتر از گذشته باشد، هزینه‌ بازپرداخت بدهی افزایش می‌یابد. به این ترتیب، افزایش نرخ بهره می‌تواند خود به عامل تشدیدکننده کسری و بدهی تبدیل شود. افزایش بدهی تنها در ترازنامه دولت دیده نمی‌شود و اثر آن در بازار اوراق خزانه نیز نمایان شده است. برای دهه‌ها، اوراق خزانه آمریکا یکی از مهم‌ترین دارایی‌های امن جهان بوده‌اند و تقاضای داخلی و خارجی برای آنها به واشنگتن امکان داده است با هزینه نسبتا پایین استقراض کند. با این حال، افزایش عرضه اوراق، نگرانی درباره کسری بودجه و تورم و تغییر رفتار سرمایه‌گذاران باعث شده است بازار برای نگهداری بدهی بلندمدت آمریکا، در برخی دوره‌ها بازده بیشتری مطالبه کند.

بلومبرگ در گزارش‌ خود درباره بازار اوراق آمریکا به نقش افزایش عرضه بدهی و رقابت برای جذب سرمایه اشاره کرده است. همزمان، شرکت‌های بزرگ فناوری برای تامین مالی سرمایه‌گذاری‌های سنگین در حوزه هوش مصنوعی به بازار بدهی روی آورده‌اند. این وضعیت می‌تواند رقابت برای سرمایه را تشدید کند. در چنین شرایطی، دولت و شرکت‌ها هر دو برای جذب منابع باید هزینه بیشتری بپردازند و نرخ‌های بالاتر اوراق خزانه می‌تواند به سایر بازارهای اعتباری نیز منتقل شود.

افزایش بازده اوراق یک پیام برای واشنگتن دارد. بازار هنوز ظرفیت جذب بدهی آمریکا را دارد، اما تامین مالی آن می‌تواند پرهزینه‌تر شود. وقتی سرمایه‌گذاران بازده بیشتری مطالبه می‌کنند، خزانه‌داری باید برای انتشار اوراق جدید هزینه بیشتری بپردازد. این هزینه به کسری بودجه اضافه می‌شود و دولت را به استقراض بیشتر سوق می‌دهد. در نتیجه، چرخه‌ای شکل می‌گیرد که در آن بدهی بالاتر، هزینه بهره بیشتر و کسری بزرگ‌تر، یکدیگر را تقویت می‌کنند. با این حال، عبور بدهی از ۴۰ تریلیون دلار به معنای قرار گرفتن اقتصاد آمریکا در آستانه فروپاشی نیست. برای ارزیابی وضعیت مالی یک کشور، نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی، ساختار سررسید بدهی و هزینه بهره اهمیت بیشتری از رقم اسمی بدهی دارند. آمریکا همچنین از مزیتی برخوردار است که بیشتر اقتصادهای جهان فاقد آن هستند. دلار ارز اصلی ذخیره جهانی است و بازار اوراق خزانه این کشور عمیق، گسترده و نقدشونده است.

پیامد این روند تنها متوجه دولت نیست. افزایش بازده اوراق خزانه معمولا بر هزینه استقراض خانوارها و شرکت‌ها نیز اثر می‌گذارد. نرخ وام مسکن، تسهیلات خودرو و اعتبار مصرفی می‌تواند افزایش یابد و شرکت‌هایی که برای سرمایه‌گذاری یا توسعه به بازار بدهی متکی هستند، با هزینه بیشتری روبه‌رو شوند. در صورت تداوم این وضعیت، بخشی از هزینه تامین مالی می‌تواند از طریق قیمت کالاها و خدمات به مصرف‌کنندگان منتقل شود و فشار بیشتری بر اقتصاد وارد کند. واشنگتن در کوتاه‌مدت ابزارهایی برای مدیریت بازار اوراق در اختیار دارد. وزارت خزانه‌داری در روزهای اخیر برنامه بازخرید اوراق را افزایش داده تا نقدشوندگی برخی اوراق قدیمی را بهبود دهد و به کاهش فشار در بخش‌هایی از بازار کمک کند. چنین اقداماتی می‌تواند نوسان بازار را موقتا آرام کند، اما مشکل بنیادی را برطرف نمی‌کند. مساله اصلی همچنان شکاف پایدار میان درآمد و هزینه‌های دولت است. حاشیه مانور

اگر این شکاف ادامه یابد، انتشار بدهی جدید نیز ادامه خواهد داشت. حتی کاهش موقت نرخ‌های بهره نمی‌تواند به تنهایی روند انباشت بدهی را معکوس کند، زیرا بخش بزرگی از فشار مالی از ساختار هزینه‌های دولت و کسری‌های مزمن ناشی می‌شود. از سوی دیگر، افزایش هزینه بهره می‌تواند منابع قابل استفاده برای سرمایه‌گذاری عمومی، زیرساخت و سایر اولویت‌های بودجه‌ای را محدود کند و اصلاح مالی را دشوارتر سازد.

از همین رو، ۴۰ تریلیون دلار را نباید نقطه فروپاشی آمریکا دانست، بلکه باید آن را نشانه‌ای از کاهش حاشیه مانور مالی تلقی کرد. آمریکا از رشد اقتصادی، بازار سرمایه عمیق و جایگاه دلار برخوردار است؛ اما استمرار این مزایا به حفظ اعتماد سرمایه‌گذاران وابسته خواهد بود. اگر بازار اوراق خزانه را دارایی امن بداند، واشنگتن زمان بیشتری برای اصلاح مسیر مالی خواهد داشت. در مقابل، تداوم نرخ‌های بلندمدت بالا می‌تواند هزینه بدهی را به عامل تشدیدکننده کسری تبدیل کند.

بنابراین، پرسش اصلی این نیست که آیا آمریکا می‌تواند بدهی بیشتری ایجاد کند؛ تجربه چند دهه گذشته نشان داده است که توان استقراض این کشور بسیار بالاست. پرسش مهم‌تر این است که بازار تا چه زمانی حاضر است رشد بدهی آمریکا را با هزینه‌ای قابل تحمل تامین مالی کند. هر تریلیون دلار بدهی جدید در محیط نرخ بهره بالا، بخشی از منابع آینده دولت را به خود اختصاص می‌دهد و فشار بیشتری بر بودجه وارد می‌کند. رکورد ۴۰ تریلیون دلار از این منظر یک علامت هشدار است؛ هشداری درباره اینکه حتی قدرتمندترین بازار بدهی جهان در برابر هزینه فزاینده استقراض بی‌تفاوت نخواهد ماند. این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد



۱ ساعت قبل / روزنامه همدلی

جغرافیای نفوذ، بن بست توسعه - همدلی

فرید بازدار

فعال رسانه

 

توســعه همواره با کمبود پول و اعتبار متوقف نمی شود. گاهی بودجه هست، پروژه هم تعریف شــده، مدیر هم پشت میز نشســته، اما کار آن طور که باید پیش نمیرود. علت را باید جایی بیرون از جدول اعتبارات جســتوجو کرد. جایی که مرز مسئولیت ها آرام آرام کمرنگ می شود و در کنار ساختار رسمی اداره کشور، مناسباتی شکل میگیرد که در شرح وظایف نیست ، امادر تصمیم ها اثر دارد.

در حوزه هــای انتخابیهای که چند نماینده دارند، تقسیم کار برای پیگیری بهتر امور نه عجیب است و نه لزومًًا نادرست. یک نماینده ممکن اســت مسائل یک شهرستان را بیشتر دنبال کند و دیگری بر موضوعی تخصصی تمرکز داشته باشــد.

اتفاقًًا هماهنگی میان نمایندگان می تواند به سود منطقه تمام شــود. نگرانی از جایی آغاز می شود که این تقسیم کار، از پیگیری امور عبور کند و به تقسیم حوزه نفوذ برسد. یعنی کم کم چنین تصوری شکل بگیرد که فالن منطقه، اداره یا حتی مدیر،به سهم سیاسی این یا آن فرد تعلق دارد.اکنون دیگر بحث بر سر یک توافق گذرا میان چند سیاستمدار نیست. پای کیفیت حکمرانی در میان است.

مدیری را تصور کنید که باید هم به وزارتخانه و اســتانداری پاسخ بدهد و هم نگران رضایت کسی باشد که تصور می کند در ماندن یا رفتنش نقش تعیین کننده دارد.از چنین مدیری چقدر می توان انتظار اســتقالل حرفهای داشــت. حتی اگر فردی ســالم و متخصص باشــد، نفس وجود دو مرکز قدرت، تصمیمگیری را دشوار می کند. به مرور ممکن است تخصص در کنار مالحظات سیاسی بنشیند و گاهی نیز جای خود را به آن بدهد.مشــکل فقط به انتصاب مدیران ختم نمی شود.

توسعه یک منطقه را نمی توان مانند نقشهایروی میز گذاشت و با خط کش میان افراد تقسیم کرد. آب از مرز حوزه انتخابیه عبور می کند،جاده چند شهرستان را به هم پیوند میدهد، آلودگی هوا پشت تابلو ورودی یک شهر متوقف نمی شود و اشتغال نیز مسئله یک بخش یا یک اداره نیست. توسعه، ذاتًًا به هم پیوسته است. اگر این واقعیت را بپذیریم، یک پرســش جدی پیش روی ما قرار میگیرد. وقتی هر بخش از یک منطقه در ذهن سیاســتمداران به قلمروی جداگانه تبدیل شود، چه کسی تصویر بزرگ تر را خواهد دید. همین جا یکی از پیچیده ترین مشــکالت حکمرانی پدیدار می شود.

موفقیت معمو ًلا صاحبان زیادی پیدا می کند، اما شکســت نه. اگر پروژهای افتتاح شود، افراد متعددی می توانند از سهم خود در تحقق آن سخن بگویند. اما وقتی همان پروژه سال ها متوقف بماند، مردم با زنجیرهای از پاسخ ها روبهرو می شوند. مدیر از محدودیت اختیار می گوید، دستگاه باالدستی از مشکالت اجرایی و نماینده از پیگیری هایی که انجام داده اســت. در نهایت، مردم می مانند و مسئلهای که هنوز حل نشده است.این ابهام، اگر ادامه پیدا کند، آرام آرام به سیاست هم سرایت می کند.

انتخابات قرار است میدان مقایسه برنامه ها، کارنامه ها و توان نمایندگی باشد. اما وقتی دسترسی به مدیران و امکانات به بخشی از قدرت سیاسی تبدیل شود، رقابت نیز ممکن است از برنامه محوری فاصله بگیرد. آن وقت به جای اینکه پرسیده شود چه کسی برای آینده منطقه برنامه بهتری دارد، این پرسش اهمیت پیدا می کند که چه کسی نفوذ بیشتری دارد.شــاید برای تشخیص مسیر درست، کافی باشد از انتهای راه به ماجرا نگاه کنیم. اگر ده سال دیگر منطقهای توسعه یافته می خواهیم، چه چیزی باید از امروز باقی بماند.

مدیران وابسته به افراد، یا نهادهایی که با تغییر افراد همچنان درست کار می کنند. پروژه های حاصل از چانهزنی، یا برنامهای که اولویت هایش برای همه روشــن است. پاسخ تقریبًًا معلوم است. توسعه زمانی ریشه میگیرد که نهاد از فرد قدرتمندتر باشد.ایــن نگاه به معنای کمرنگ کردن نقش نمایندگان نیســت. برعکس، مجلس به نمایندگان قدرتمند نیاز دارد. اما قدرت نماینده در تعیین مدیر یک اداره خالصه نمی شود. نمایندهای که بتواند وزیر را پاســخگو کند، بودجه یک پروژه اســاسی را به منطقه بیاورد، مانع یک تصمیم نادرست شود و مسئلهای محلی را به مطالبهای ملی تبدیل کند، در جایگاهی بسیار اثرگذارتر ایستاده است.

در نهایت، مسئله بر سر چند اداره و چند انتصاب نیست. بحث بر سر این است که منطقه را با قانون اداره کنیم یا با مرزهای نانوشته نفوذ.جغرافیــای سیاسی را می توان روی نقشــه دید، اما جغرافیای نفوذ روی هیچ نقشــهای ثبت نمی شود. خطر درست از همین جا آغاز می شود. جایی که قدرت دیده نمی شود، اما اثر می گذارد و مســئولیت وجود دارد، اما صاحب آن به آسانی پیدا نمی شود. توسعه در چنین زمینی دشوار است. توسعه به قلمروهای بیشتر نیاز ندارد، به مسئولیت های روشن تر نیاز دارد.


۳ ساعت قبل / سایت شهرآرانیوز

توهمات تکراری رئیس جمهور آمریکا | ترامپ: ایران مشتاق توافق با واشنگتن است!

به گزارش شهرآرانیوز، دونالد ترامپ در جدیدترین لفاظی خود درباره ایران، با ارائه آمار‌های ساختگی و ادعا‌های بی‌پایه، تلاش کرد وضعیت اقتصادی ایران را بحرانی جلوه دهد.

ترامپ با مطرح کردن ادعای عجیب تورم ۳۰۰ درصدی در ایران، سعی دارد فضای روانی علیه اقتصاد کشور ایجاد کند؛ عددی که هیچ سنخیتی با واقعیت‌های اقتصادی ندارد و صرفاً مصرف داخلی برای کارزار انتخاباتی او دارد.

وی بار دیگر مدعی شد ایران مشتاق بستن توافق با واشنگتن است.

دونالد ترامپ، رئیس دولت تروریستی آمریکا در جدیدترین اظهارات متناقض خود، با ادعای تمایل ایران به مذاکره، تلاش کرد توپ را در زمین تهران بیندازد و شروط یک‌جانبه خود را به عنوان «توافق درست» مطرح کند.

منبع: تسنیم

در ادامه حتما بخوانید واشنگتن‌پست: ترامپ در تحقق اهدافش علیه ایران ناکام ماند


۴ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

نیویورکر: ترامپ همچنان در برابر ایران بازنده است

کد خبر: 787439 | ۱۴۰۵/۰۵/۳۱ ۰۰:۱۲:۰۰ اعتمادآنلاین |

روزنامه «نیویورکر» در تحلیلی با انتقاد از سیاست‌های دولت ترامپ در قبال ایران نوشت:  اهداف اولیه دولت ترامپ محقق نشده، حکومت ایران همچنان منسجم است و بسته ماندن تنگه هرمز، هزینه‌های نظامی و سیاسی آمریکا را افزایش داده است.

فکری هم به حال ملوانان ناو «یواس‌اِس آبراهام لینکلن» کنید چرا که گزارش‌های متعددی درباره وخامت شرایط و تلاش نیروهای آن برای خودکشی منتشر شده است.

  اخبار مرتبط سناتور دموکرات: ترامپ به‌دلیل بی‌کفایتی در جنگ ایران، ۵۰۰۰ ملوان را گرفتار کرده است ترامپ: کره‌جنوبی حاضر نشد در عملیات نظامی علیه ایران به آمریکا کمک کند




 23 گل مانده؛ گل شماره 977 رونالدو با گزارش عربی!
۲ ساعت قبل / سایت ورزش ۳

23 گل مانده؛ گل شماره 977 رونالدو با گزارش عربی!

رونالدو برای 25امین فصل متوالی در دوران حرفه‌ای خود، گلزنی کرد

 اعطای تندیس زرین اجلاس سراسری رضایتمندی مشتری به فولاد هرمزگان
۴ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

اعطای تندیس زرین اجلاس سراسری رضایتمندی مشتری به فولاد هرمزگان

آرمان امروز : در شانزدهمین اجلاس سراسری رضایتمندی مشتری با حضور شرکت‌های بزرگ فولادی، تولیدی، صنعتی و کارآفرینان برتر، شرکت فولاد هرمزگان دریافت تندیس زرین اجلاس را دریافت کرد. به گزارش ایلنا و به نقل از روابط عمومى شرکت فولاد هرمزگان؛ شانزدهمین اجلاس سراسری رضایتمندی مشتری با حضور جمعی از مدیران دولتی و سازمان‌ها، مدیران [ ]

 چهارمین هفته  سبز  بورس
۴ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

چهارمین هفته سبز بورس

معاملات بورس تهران در هفته گذشته در شرایطی به پایان رسید که نماگرهای اصلی بازار سهام بار دیگر مسیر صعودی را پیمودند و هر دو شاخص کل و هموزن به اوج‌های تاریخی جدید رسیدند. شاخص کل با رشد 3.8درصدی در محدوده ۵‌میلیون و ۹۵۲هزار واحد قرار گرفت و فاصله خود با مرز روانی ۶‌میلیون واحد را به حداقل رساند.

 روز ۱۷۵ جنگ | ترامپ: فقط توافق‌های خوب انجام می‌دهم
۲ ساعت قبل / سایت آفتاب نیوز

روز ۱۷۵ جنگ | ترامپ: فقط توافق‌های خوب انجام می‌دهم

دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا گفت: من فقط توافق‌های خوب انجام می‌دهم.

 مجوز واردات ۲۵ هزار خودروی کارکرده در 1405
۴ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

مجوز واردات ۲۵ هزار خودروی کارکرده در 1405

دنیای اقتصاد: سخنگوی وزارت صمت گفت: مطابق آیین‌نامه نحوه واردات خودرو‌های کارکرده، کارگروه ویژه میزان واردات خودرو‌های کارکرده را برای سال جاری، ۲۵هزار دستگاه تعیین کرده است.

 نشان «سفیر مسئولیت اجتماعی» بر سینه مدیرعامل پتروشیمی ایلام
۴ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

نشان «سفیر مسئولیت اجتماعی» بر سینه مدیرعامل پتروشیمی ایلام

آرمان امروز : در ششمین جشنواره روابط عمومی و مسئولیت اجتماعی، نشان «سفیر مسئولیت اجتماعی» به مدیرعامل شرکت پتروشیمی ایلام اعطا شد. به گزارش ایلنا به نقل از روابط عمومی شرکت پتروشیمی ایلام؛ این نشان به پاس اقدامات پتروشیمی ایلام در سال ۱۴۰۴ در حوزه‌های محیط زیست، سلامت، آموزش، حمایت اجتماعی و توسعه زیرساخت‌های منطقه [ ]