قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۱۴۰۵/۰۵/۱۴

فولاد در تله قیمت‌گذاری دستوری

ابلاغیه جدید بورس کالای ایران درباره نحوه تعیین قیمت پایه اسلب فولادی، بار دیگر بحث قیمت‌گذاری دستوری در زنجیره فولاد را مطرح کرده است.
 فولاد در تله قیمت‌گذاری دستوری

براساس این ابلاغیه، قیمت پایه اسلب با استفاده از فرمولی مبتنی بر نسبت قیمت جهانی تختال به شمش بلوم و آخرین قیمت کشف‌شده شمش بلوم تعیین می‌شود. فعالان صنعت فولاد معتقدند این شیوه، نقش سازوکار عرضه و تقاضا در تعیین قیمت را کاهش می‌دهد و می‌تواند بر درآمد و تصمیم‌های سرمایه‌گذاری شرکت‌های فولادی اثرگذار باشد. قیمت‌گذاری در بازارهای رقابتی معمولا بر مبنای تعامل میان عرضه‌کنندگان و خریداران شکل می‌گیرد. در این چارچوب، قیمت‌ها علاوه بر هزینه تولید، اطلاعاتی درباره میزان تقاضا، شرایط بازار جهانی و چشم‌انداز سرمایه‌گذاری در اختیار بنگاه‌ها قرار می‌دهند. با این حال، زمانی که دولت یا نهادهای تنظیم‌گر فرمول مشخصی را برای قیمت‌گذاری تعیین می‌کنند، امکان دارد فاصله‌ای میان قیمت واقعی بازار و قیمت تعیین‌شده ایجاد شود. 

یکی از پیامدهای اصلی قیمت‌گذاری دستوری، کاهش انگیزه تولیدکننده برای افزایش ظرفیت، بهبود فناوری و سرمایه‌گذاری بلندمدت است. اگر قیمت فروش یک محصول پایین‌تر از سطحی باشد که با هزینه‌های تولید و شرایط بازار همخوانی دارد، حاشیه سود بنگاه کاهش پیدا می‌کند. این موضوع به‌ویژه در صنایعی مانند فولاد که نیازمند سرمایه‌گذاری‌های سنگین و مستمر برای حفظ رقابت‌پذیری هستند، اهمیت بیشتری دارد. زنجیره فولاد ایران در سال‌های اخیر با چالش‌هایی مانند افزایش هزینه انرژی، محدودیت تامین برق و گاز، رشد هزینه‌های حمل‌ونقل و نوسانات ارزی مواجه بوده است. در چنین شرایطی، تغییر در سازوکار قیمت‌گذاری می‌تواند بر توان مالی شرکت‌ها برای اجرای طرح‌های توسعه‌ای و نوسازی تجهیزات اثر بگذارد. کاهش منابع مالی در شرکت‌های بزرگ فولادی ممکن است به تعویق پروژه‌های افزایش بهره‌وری و توسعه ظرفیت منجر شود. 

از سوی دیگر، تجربه اقتصاد ایران نشان داده است که فاصله میان قیمت‌های دستوری و قیمت‌های واقعی بازار می‌تواند زمینه ایجاد رانت و انتقال منافع از تولیدکننده یا مصرف‌کننده نهایی به واسطه‌ها را فراهم کند. در صورتی که قیمت یک محصول پایین‌تر از ارزش واقعی آن تعیین شود، تقاضا برای خرید افزایش می‌یابد و امکان شکل‌گیری بازارهای غیررسمی تقویت می‌شود. پیامدهای این سیاست تنها به سودآوری شرکت‌ها محدود نمی‌شود. کاهش سرمایه‌گذاری در صنعت فولاد می‌تواند در بلندمدت بر اشتغال صنعتی، صادرات، توسعه زنجیره ارزش و جایگاه ایران در بازارهای جهانی اثر منفی بگذارد.

 فولاد یکی از صنایع پیشران اقتصاد ایران است و تصمیم‌های مرتبط با سازوکار قیمت‌گذاری آن می‌تواند بر مجموعه‌ای از صنایع پایین‌دستی و فعالیت‌های مرتبط با تولید اثرگذار باشد. به همین دلیل، کارشناسان اقتصادی تاکید دارند سیاستگذاری در این حوزه باید به جای تعیین قیمت، بر ایجاد بازار رقابتی، شفافیت معاملات و کاهش موانع تولید تمرکز کند تا هم منافع مصرف‌کنندگان حفظ شود و هم انگیزه سرمایه‌گذاری در صنعت باقی بماند. این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد



۱ ساعت قبل / سایت تجارت نیوز

بازار افغانستان در انتظار سرمایه ایرانی

به گزارش تجارت نیوز، بازار افغانستان با هدف‌گذاری تجارت ۱۰ میلیارد دلاری، توسعه زیرساخت و افزایش تقاضا برای کالا و فناوری، به فرصتی تازه برای ایران تبدیل شده؛ اما رقبا برای تصاحب این بازار منتظر نمی‌مانند.

بازار افغانستان در حالی به یکی از مهم‌ترین مقاصد صادراتی ایران در منطقه تبدیل شده که فاصله میان حجم تجارت فعلی دو کشور و ظرفیت برآوردشده برای توسعه مبادلات، همچنان قابل توجه است. در ماه‌های اخیر، از ظرفیت بیش از ۱۰ میلیارد دلاری تجارت ایران و افغانستان سخن گفته شده؛ ظرفیتی که تحقق آن دیگر صرفاً به افزایش صادرات کالاهای سنتی وابسته نیست و توسعه سرمایه‌گذاری، خدمات فنی و مهندسی، انتقال فناوری، ترانزیت و ایجاد زنجیره‌های تولید مشترک را طلب می‌کند. هم‌زمان، رقبای ایران نیز در حال افزایش حضور خود در بازار افغانستان هستند و همین مسئله زمان ورود و تثبیت حضور شرکت‌های ایرانی را به یک متغیر تعیین‌کننده تبدیل کرده است. تجارت فعلی کجاست و هدف ۱۰ میلیارد دلاری چه معنایی دارد؟

بر اساس آمار منتشرشده از سوی طرف افغانستانی، حجم تجارت ایران و افغانستان در سال ۱۴۰۳ به ۳ میلیارد و ۳۶۶ میلیون دلار رسید که از این میزان، حدود ۳ میلیارد و ۳۱۱ میلیون دلار سهم واردات افغانستان از ایران و ۵۵ میلیون دلار مربوط به صادرات افغانستان به ایران بوده است. در ادامه این روند، تجارت دو کشور در شش ماه نخست سال ۱۴۰۴ نیز به حدود ۱ میلیارد و ۶۲۶ میلیون دلار رسید؛ رقمی که شامل یک میلیارد و ۶۱۳ میلیون دلار واردات افغانستان از ایران و تنها ۱۳ میلیون دلار صادرات افغانستان به ایران بود.

این ارقام نشان می‌دهد اگرچه بازار افغانستان ظرفیت قابل توجهی برای توسعه مبادلات دارد، ساختار تجارت همچنان به‌شدت نامتوازن است و بخش عمده مبادلات در مسیر صادرات ایران به افغانستان قرار دارد؛ موضوعی که در کنار هدف‌گذاری تجارت ۱۰ میلیارد دلاری، ضرورت توسعه صادرات افغانستان به ایران، سرمایه‌گذاری مشترک و ایجاد زنجیره‌های تولید میان دو کشور را پررنگ‌تر می‌کند.

با این حال، برای سال ۱۴۰۵ آمار رسمی کامل و تجمیعی تجارت دوجانبه تا پایان تیر یا مرداد منتشر نشده است؛ بنابراین نمی‌توان یک رقم جدید را به‌عنوان «حجم تجارت ۱۴۰۵» اعلام کرد. آنچه در دسترس است، مجموعه‌ای از شاخص‌های جدید از عملکرد مرزها، صادرات، ترانزیت و زیرساخت‌های تجاری است که تصویر دقیق‌تری از مسیر حرکت تجارت دو کشور ارائه می‌دهد.

درواقع، مسئله امروز بیش از آنکه نبود تقاضا در افغانستان باشد، به توان ایران برای تبدیل این تقاضا به قرارداد، پروژه و سرمایه‌گذاری مربوط می‌شود. بازار افغانستان در حال حرکت از تقاضای صرف برای کالاهای مصرفی به سمت ماشین‌آلات، تجهیزات، خدمات و فناوری است و همین تغییر می‌تواند ساختار تجارت دو کشور را نیز متحول کند. دوغارون؛ شریان اصلی تجارت با افغانستان

یکی از روشن‌ترین نشانه‌های ظرفیت موجود، عملکرد مرز دوغارون است. بر اساس گزارش‌های منتشرشده در تیر ۱۴۰۵، حجم تجارت ایران با افغانستان سالانه بیش از ۳ میلیارد دلار برآورد می‌شود و دوغارون به‌عنوان مهم‌ترین گذرگاه تجاری ایران با افغانستان، حدود ۶۰ درصد کالاهای صادراتی ایران به این کشور را عبور می‌دهد.

این تمرکز نشان می‌دهد که دوغارون تنها یک مرز تجاری نیست، بلکه بخش مهمی از زنجیره تأمین بازار افغانستان به آن وابسته است. بنابراین اگر قرار باشد تجارت دو کشور به سطوح بالاتر برسد، توسعه ظرفیت این مرز، کاهش توقف کامیون‌ها، تسهیل رویه‌های گمرکی، توسعه انبارها و افزایش خدمات لجستیکی باید هم‌زمان با رشد صادرات دنبال شود.

در ماه‌های اخیر نیز بر افزایش چشمگیر صادرات از دوغارون و کاهش زمان توقف کامیون‌ها تأکید شده است؛ موضوعی که نشان می‌دهد بخشی از سیاست توسعه تجارت با افغانستان اکنون به سمت رفع گلوگاه‌های فیزیکی و لجستیکی حرکت کرده است. بازار افغانستان دیگر فقط کالا نمی‌خواهد

تغییر مهم در بازار افغانستان، افزایش تقاضا برای کالاهای واسطه‌ای، سرمایه‌ای و خدمات تخصصی است. افغانستان برای توسعه تولید و زیرساخت خود به تجهیزات، ماشین‌آلات، مصالح، انرژی، خدمات فنی و مهندسی و فناوری نیاز دارد؛ بنابراین ظرفیت ایران می‌تواند از صادرات محصول نهایی فراتر رود.

مصالح ساختمانی، فولاد، سیمان، ماشین‌آلات، قطعات و تجهیزات صنعتی، صنایع غذایی، انرژی‌های تجدیدپذیر و تجهیزات خورشیدی، خدمات فنی و مهندسی و فناوری‌های مرتبط با تولید از جمله حوزه‌هایی هستند که می‌توانند زمینه حضور شرکت‌های ایرانی را فراهم کنند

این تغییر برای بخش صنعتی ایران اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا صادرات ماشین‌آلات و تجهیزات، ارائه خدمات مهندسی و انتقال فناوری، نسبت به فروش مقطعی کالا می‌تواند رابطه تجاری پایدارتر و ارزش افزوده بیشتری ایجاد کند. از صادرات کالا تا ساختن بازار

در مدل سنتی، شرکت ایرانی محصول خود را در مرز تحویل می‌دهد و معامله پایان می‌یابد؛ اما بازار افغانستان ظرفیت مدلی متفاوت را دارد. شرکت‌های ایرانی می‌توانند در این کشور علاوه بر صادرات، در ایجاد واحدهای تولیدی، تأمین تجهیزات، آموزش نیروی انسانی، تعمیر و نگهداری و انتقال دانش فنی مشارکت کنند.

این موضوع به‌ویژه در بخش‌هایی مانند صنایع تبدیلی، کشاورزی، انرژی و ساخت‌وساز اهمیت دارد. در چنین مدلی، افغانستان تنها «بازار مصرف» نیست، بلکه می‌تواند به محل استقرار بخشی از زنجیره تولید تبدیل شود و شرکت ایرانی نیز از یک صادرکننده صرف به شریک اقتصادی تبدیل خواهد شد. کشاورزی؛ فرصت دوطرفه برای تجارت

کشاورزی نیز می‌تواند یکی از مسیرهای ایجاد توازن بیشتر در روابط تجاری باشد. همکاری در زمینه کشت قراردادی، انتقال فناوری، مکانیزاسیون، تأمین تجهیزات و نهاده‌ها و ایجاد صنایع فرآوری می‌تواند هم برای افغانستان ظرفیت تولید ایجاد کند و هم بازار جدیدی برای فناوری و تجهیزات ایرانی بسازد.

در توافق‌های اقتصادی دو کشور نیز موضوعاتی مانند مکانیزه‌سازی کشاورزی، سرمایه‌گذاری در معادن، ترانزیت، حمل‌ونقل و تسهیل گمرکی در دستور کار قرار گرفته است؛ توافق اقتصادی ایران و افغانستان نیز ۹۲ ماده دارد و اجرای آن می‌تواند دامنه همکاری‌ها را از تجارت کالا به حوزه‌های تولید و سرمایه‌گذاری گسترش دهد. رقیب‌ها منتظر ایران نمانده‌اند

یکی از مهم‌ترین نکات در شرایط فعلی، افزایش رقابت برای حضور در بازار افغانستان است. محمود سیادت، رئیس اتاق مشترک بازرگانی ایران و افغانستان، با اشاره به شرایط بازار افغانستان تأکید کرد که

رقبای سرمایه‌گذاری ایران در این بازار فعال هستند و ازبکستان نیز در سال‌های اخیر رشد قابل توجهی در صادرات به افغانستان داشته است

رقبای سرمایه‌گذاری ایران در این بازار فعال هستند و ازبکستان نیز در سال‌های اخیر رشد قابل توجهی در صادرات به افغانستان داشته است. او همچنین بر نقش بیشتر بانک‌ها و صندوق توسعه صادرات برای تقویت حضور ایران تأکید کرد.

این مسئله اهمیت هدف ۱۰ میلیارد دلاری را دوچندان می‌کند. اگر ایران صرفاً به افزایش ظرفیت صادراتی خود اتکا کند اما سازوکار مالی، حضور مستقیم شرکت‌ها، شبکه توزیع و شرکای محلی را توسعه ندهد، بخشی از تقاضای جدید افغانستان می‌تواند توسط رقبای منطقه‌ای پاسخ داده شود.

بنابراین رقابت در بازار افغانستان فقط رقابت بر سر قیمت کالا نیست؛ رقابت بر سر سرعت تحویل، هزینه حمل، تأمین مالی، خدمات پس از فروش، انتقال فناوری و امکان اجرای پروژه نیز هست. راه‌آهن خواف ـ هرات؛ تجارت روی ریل

در کنار جاده، راه‌آهن نیز به‌تدریج در حال تبدیل شدن به یکی از مسیرهای مهم تجارت ایران و افغانستان است. بر اساس آمار وزارت فواید عامه افغانستان، در سال ۱۴۰۴ بیش از ۶۴۲ هزار تن کالا از مسیر خواف ـ هرات جابه‌جا شده است. مجموع انتقالات چهار بندر ریلی افغانستان نیز بیش از ۶.۱ میلیون تن اعلام شده و نسبت به سال قبل ۳۹.۱ درصد افزایش داشته است.

اهمیت راه‌آهن از آن جهت است که افزایش حجم تجارت ۱۰ میلیارد دلاری بدون توسعه مسیرهای حمل‌ونقل امکان‌پذیر نیست. انتقال حجم بالای کالا با جاده، هزینه و فشار بیشتری بر پایانه‌های مرزی ایجاد می‌کند و توسعه ریلی می‌تواند بخشی از این بار را کاهش دهد.

در نتیجه، تکمیل و توسعه مسیر خواف ـ هرات فقط یک پروژه حمل‌ونقلی نیست؛ بلکه بخشی از زیرساخت مورد نیاز برای افزایش تجارت ایران با افغانستان و اتصال افغانستان به شبکه حمل‌ونقل منطقه‌ای است. افغانستان می‌تواند از مقصد به مسیر ترانزیتی تبدیل شود

تحولات ۱۴۰۵ یک فرصت بزرگ‌تر را نیز پیش روی ایران قرار داده است. در تیرماه، ایران، افغانستان و تاجیکستان صورتجلسه عملیاتی راهگذر سه‌جانبه جاده‌ای را امضا کردند. طبق این توافق، قرار است نخستین حمل آزمایشی این مسیر حداکثر ظرف یک ماه انجام شود و سه کشور برای کاهش توقف مرزی، تسهیل روادید رانندگان، توسعه زیرساخت‌های مرزی و ایجاد سازوکارهای مشترک همکاری کنند. همچنین امکان توسعه این مسیر به کشورهای آسیای مرکزی و چین نیز بررسی شده است. صورتجلسه عملیاتی راهگذر سه‌جانبه ایران، افغانستان و تاجیکستان امضا شد

این تحول از منظر تجارت ایران اهمیت زیادی دارد؛ زیرا در صورت عملیاتی شدن، افغانستان دیگر صرفاً مقصد کالاهای ایرانی نخواهد بود و می‌تواند به حلقه‌ای در مسیر ارتباط ایران با آسیای مرکزی تبدیل شود.

به بیان دیگر، ارزش بازار افغانستان برای ایران تنها در اندازه مصرف داخلی این کشور خلاصه نمی‌شود؛ موقعیت جغرافیایی افغانستان می‌تواند آن را به بخشی از زنجیره ترانزیت منطقه تبدیل کند و در این صورت، تجارت، حمل‌ونقل و خدمات لجستیکی به یکدیگر پیوند خواهند خورد. چابهار و میلک؛ ضلع دیگر تجارت شرقی

در جنوب شرق نیز زیرساخت‌های مرتبط با تجارت افغانستان در حال توسعه است. در خرداد ۱۴۰۵، مقام‌های سیستان و بلوچستان بر اهمیت احداث پل دوم میلک برای افزایش ظرفیت مبادلات تجاری، تسهیل حمل‌ونقل و تقویت جایگاه ترانزیتی استان با تکیه بر ظرفیت بندر چابهار تأکید کردند.

این مسیر می‌تواند مکمل دوغارون باشد. هرچه مسیرهای دسترسی افغانستان به ایران متنوع‌تر شود، وابستگی تجارت به یک نقطه مرزی کاهش می‌یابد و امکان استفاده از ظرفیت چابهار برای دسترسی افغانستان به آب‌های آزاد نیز بیشتر می‌شود.

از این منظر، توسعه تجارت با افغانستان باید هم‌زمان در چند محور دنبال شود و آن اینکه دوغارون برای تجارت شرق و شمال شرق، میلک و چابهار برای جنوب شرق و خواف ـ هرات برای توسعه حمل‌ونقل ریلی. مشکل اصلی؛ مدیریت تجارت هنوز یکپارچه نیست

در کنار زیرساخت، یکی از چالش‌های مهم روابط اقتصادی دو کشور، نحوه مدیریت این بازار است. رئیس اتاق مشترک ایران و افغانستان از ضرورت بازنگری در ساختار مدیریت روابط اقتصادی با افغانستان سخن گفته و پراکندگی تصمیمات و متولیان را یکی از مشکلات موجود می‌داند. او همچنین بر ضرورت نقش‌آفرینی بیشتر بانک‌ها و صندوق توسعه صادرات در حمایت از صادرکنندگان تأکید دارد.

این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که هدف تجارت ۱۰ میلیارد دلاری مطرح باشد. چنین رقمی با فعالیت پراکنده صادرکنندگان محقق نمی‌شود و به یک سیاست تجاری منسجم نیاز دارد؛ سیاستی که در آن تجارت، حمل‌ونقل، تأمین مالی، دیپلماسی اقتصادی و سرمایه‌گذاری در یک مسیر مشترک قرار بگیرند. افغانستان؛ بازار نزدیک اما نه آسان

نزدیکی جغرافیایی، مرز مشترک، اشتراکات فرهنگی و زبانی و دسترسی ایران به شبکه حمل‌ونقل منطقه‌ای، مزیت‌های مهمی برای حضور در افغانستان ایجاد کرده است؛ اما این مزیت‌ها به‌تنهایی سهم ایران را تضمین نمی‌کنند.

تجربه سال‌های اخیر نشان داده است که فعالان افغانستانی در کنار قیمت، به هزینه حمل، سرعت ترخیص، ثبات مقررات، خدمات پس از فروش و امکان تأمین مستمر کالا نیز توجه دارند. تجار افغانستان در ماه‌های اخیر نیز بر مشکلات مربوط به پایانه‌های مرزی، بنادر و افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل تأکید کرده‌اند.

بنابراین افزایش صادرات بدون اصلاح زنجیره لجستیک می‌تواند حتی با وجود تقاضای بالا، هزینه حضور ایران در بازار را افزایش دهد. فاصله میان تجارت سالانه بیش از ۳ میلیارد دلاری و ظرفیت بیش از ۱۰ میلیارد دلاری، نشان می‌دهد که برای تحقق این هدف باید نزدیک به سه برابر سطح فعلی تجارت توسعه ایجاد شود. فاصله میان تجارت سالانه بیش از ۳ میلیارد دلاری و ظرفیت بیش از ۱۰ میلیارد دلاری، نشان می‌دهد که برای تحقق این هدف باید نزدیک به سه برابر سطح فعلی تجارت توسعه ایجاد شود. اما این جهش قرار نیست فقط با افزایش صادرات کالاهای سنتی اتفاق بیفتد.

مسیر رسیدن به این رقم از ترکیب چند عامل می‌گذرد؛ افزایش صادرات صنعتی، توسعه خدمات فنی و مهندسی، سرمایه‌گذاری مشترک، انتقال فناوری، کشت قراردادی، توسعه حمل‌ونقل ریلی و جاده‌ای، تقویت چابهار و میلک، کاهش هزینه‌های مرزی و ایجاد سازوکارهای مالی مناسب برای صادرکنندگان.

در این میان، اجرای راهگذر سه‌جانبه ایران، افغانستان و تاجیکستان نیز می‌تواند یک متغیر جدید باشد؛ زیرا نخستین حمل آزمایشی این مسیر و تشکیل کارگروه دائمی برای رفع موانع اجرایی، نشان می‌دهد همکاری ترانزیتی سه کشور از سطح مذاکره به سمت اجرا حرکت کرده است. فرصت افغانستان را نباید دوباره از دست داد

تصویر امروز روابط اقتصادی ایران و افغانستان، تصویری از بازاری است که هم‌زمان تقاضا، زیرساخت و رقابت در آن در حال افزایش است. تجارت سالانه بیش از ۳ میلیارد دلار، ظرفیت بیش از ۱۰ میلیارد دلاری، سهم بالای دوغارون در صادرات، توسعه خواف ـ هرات، تلاش برای تقویت میلک و چابهار و شکل‌گیری کریدور سه‌جانبه، همگی نشان می‌دهند که بازار افغانستان در حال بزرگ‌تر شدن است.

اما سمت دیگر ماجرا، افزایش حضور رقبا و مشکلات موجود در تأمین مالی، لجستیک و مدیریت تجارت است. به همین دلیل، پرسش اصلی دیگر این نیست که «آیا افغانستان بازار مناسبی برای ایران است؟»؛ پاسخ این پرسش روشن است. پرسش اصلی این است که آیا ایران می‌تواند پیش از رقبا ظرفیت‌های این بازار را به قرارداد و سرمایه‌گذاری تبدیل کند؟

اگر پاسخ مثبت باشد، افغانستان می‌تواند برای صنایع ایران از یک بازار صرفاً صادراتی به یک بازار تولید، خدمات، سرمایه‌گذاری و ترانزیت تبدیل شود؛ اما اگر حضور ایران همچنان به صادرات مقطعی کالا محدود بماند، هدف ۱۰ میلیارد دلاری بیشتر از آنکه یک برنامه عملیاتی باشد، صرفاً یک ظرفیت روی کاغذ باقی خواهد ماند.

منبع: چارسوق


۳ ساعت قبل / سایت پدال

زیکر 8X در ایران؛ مشخصات و قیمت شاسی بلند لوکس هیبرید - پدال

زیکر 8X با قدرت ۸۹۸ اسب بخار، توان پیمایش ۱۲۰۵ کیلومتر و کابین سرشار از فناوری‌های الکترونیک، یکی از پیشرفته‌ترین و لوکس‌ترین خودروهای وارداتی است.


۴ ساعت قبل / سایت بورس 24

برآورد سود خالص بیش از ۲۱ همتی برای «هرمز»؛ امکان رشد ۱۰ برابری نسبت به سال قبل

بورس24 : «فولاد هرمزگان» در بین نمادهای فولادی، یکی از قوی‌ترین گزارش‌های عملکردی در تیرماه را روانه کدال کرده و با کسب ۹.۸۵ هزار میلیارد تومان درآمد در یک ماه، بیش از ۴۲ درصد از کل درآمدهای فصل بهار را تنها در یک ماه پوشش داده است. همچنین رقم تجمیعی درآمدهای ۴ماهه نیز به بیش از ۳۳.۱ هزار میلیارد تومان رسیده که نسبت به دوره مشابه، از رشد سه‌رقمی ۱۲۳ درصدی حکایت دارد.روند صعودی نرخ فروش

در این مدت ۴ماهه ۱۴۰۵، متوسط نرخ فروش محصول اصلی «هرمز»، یعنی اسلب، در سطح ۶۵ میلیون تومان گزارش شده است. بر اساس داده‌های مندرج در بورس کالا، در معاملات مردادماه نرخ فروش هر تن اسلب بیش از ۶۹ میلیون تومان گزارش شده که بیانگر روند صعودی نرخ فروش نسبت به متوسط ماه‌های قبل است. البته در بودجه عملیاتی ۹ماهه ۱۴۰۵، نرخ فروش این محصول در سطح ۷۰ میلیون تومان برآورد شده که پیش‌بینی می‌شود با توجه به تداوم محاصره و رشد قیمت ارز در ماه‌های آتی، نرخ فروش این محصول نیز از بودجه عبور کند.جهش‌های سه‌رقمی سود در سایه رشد درآمدها و کنترل هزینه‌ها

یکی از بنیادی‌ترین صورت‌های مالی بورسی در بهار ۱۴۰۵ متعلق به «هرمز» است. شرکت توانسته با رشد تقریباً ۲ برابری درآمدها و در عین حال، کنترل اثربخش هزینه‌های تولیدی، که رشد ۴۳ درصدی داشته‌اند، جهش سنگین ۶۲۶ درصدی سود ناخالص را مخابره کند.

نکته قابل‌ملاحظه در سودسازی «هرمز» آن است که در کل دوره ۱۲ماهه ۱۴۰۴، سود ناخالص برابر با ۴.۶۳ همت بوده و اکنون در نخستین فصل ۱۴۰۵، بالغ بر ۷.۹۴ هزار میلیارد تومان سود کسب کرده است. بنابراین در سه‌ماهه نخست ۱۴۰۵، نه‌تنها کل سود ناخالص دوره ۱۲ماهه قبل پوشش داده شده، بلکه رشد ۷۱ درصدی نسبت به این سود نیز گزارش شده است.

توجه فرمایید که این رشد ۴۳ درصدی هزینه‌های تولیدی در شرایطی تحقق یافته که بسیاری از شرکت‌های بورسی، رشدهای سه‌رقمی در سرفصل‌های هزینه خود گزارش می‌کنند. همچنین هزینه‌های عمومی و اداری «هرمز» نیز به‌خوبی کنترل شده و از تورم عقب مانده است؛ بدین صورت که با وجود تورم ۸۰ درصدی محیط اقتصادی، هزینه‌های اداری و تشکیلاتی «هرمز» در یک سال ۷۲ درصد افزایش داشته است.

ثمره این رویداد، یعنی رشد قابل‌ملاحظه درآمدها و کنترل اثربخش هزینه‌ها، پرش سود عملیاتی از ۷۳۴ میلیارد تومان در بهار ۱۴۰۴ به بیش از ۶.۷۶ هزار میلیارد تومان در بهار ۱۴۰۵ بوده است؛ رشدی ۸۲۳ درصدی در یکی از مهم‌ترین شاخص‌های سودآوری در تحلیل بنیادی.

کیفیت سود

البته توجه فرمایید که در دنیای سرمایه‌گذاری، یکی از مهم‌ترین شاخص‌های سنجش کیفیت سود و توانایی تداوم سودآوری شرکت‌ها، تغییرات سرفصل وجوه نقد عملیاتی است؛ بدین صورت که اگر هم‌زمان با گزارش رشدهای سنگین سود، سرفصل وجوه نقد عملیاتی نیز به‌خوبی رشد کرده باشد، خیال سهامداران تا حد زیادی نسبت به کیفیت عملیاتی سود و البته توانایی حفظ این روند آسوده می‌شود. در یک سال اخیر، سرفصل وجوه نقد عملیاتی در «هرمز» جامپ ۳۱۰۸ درصدی را ثبت کرده و از ۱۷۶ میلیارد تومان به بیش از ۵.۶۴ هزار میلیارد تومان رسیده است.

مضافاً آنکه سرفصل سرمایه در گردش نیز در وضعیت مطلوبی قرار دارد؛ چراکه در انتهای خردادماه بالغ بر ۵۰ همت دارایی جاری و تقریباً ۳۸ همت بدهی جاری گزارش شده که سرمایه در گردش در سطح مثبت ۱۲ همت محاسبه می‌شود. البته گفتنی است که ساختار سرمایه شرکت ریسک بسیار کمی دارد؛ چراکه در حال حاضر، کل بدهی‌های شرکت تقریباً برابر با دارایی‌های جاری بوده و تنها از محل دارایی‌های جاری، تمام بدهی‌ها قابل تسویه است. در نتیجه، از منظر نقدینگی، دو شاخص اصلی، یعنی وجوه نقد عملیاتی و سرمایه در گردش، در وضعیت مناسبی قرار دارند.پتانسیل تعدیل مثبت ۲۰ همتی

در بودجه عملیاتی ۹ماهه «هرمز» برآورد شده است که مجموعاً ۷۵ همت درآمد کسب شود و برای تحقق این بودجه، باید ماهانه به‌طور میانگین ۸.۳ همت درآمد وارد شرکت شود. با ثبت درآمد ۹.۸ همتی در تیرماه، قدم اول محکم برداشته شده و در همین ماه نخست، تقریباً ۱۳ درصد از بودجه پوشش داده شده است.

«هرمز» در انتهای خرداد ۱۴۰۵ اعلام کرده است که ۲۰۸ هزار تن اسلب در انبار دارد. در این مدت ۳ماهه حساس جنگی نیز ۳۸۵ هزار تن تولید داشته و عملاً به‌طور میانگین ماهانه ۱۲۸ هزار تن اسلب تولید کرده است. با احتساب ۸ ماه باقیمانده، یعنی عملکرد مرداد تا اسفند، و موجودی انبار، برای مدت‌زمان باقیمانده می‌توان تناژ قابل فروش اسلب را در سطح ۱.۲ میلیون تن برآورد کرد.

حال، نرخ فروش در بورس کالا در مردادماه ۶۹ میلیون تومان بوده و با احتساب همین نرخ، پتانسیل درآمد ۸۵ هزار میلیاردتومانی در «هرمز» دیده می‌شود. توجه فرمایید که با احتساب درآمد تیرماه، یعنی ۹.۸ همت، ارزش درآمدهای ۹ماهه «هرمز» می‌تواند به حوالی ۹۵ تا ۹۶ همت برسد که در قیاس با بودجه ۷۵ همتی، بیانگر پتانسیل ۲۰ همت تعدیل مثبت است.برآورد جامپ ۱۰ برابری سود خالص

شرکت برآورد کرده است که در ۹ماهه ۱۴۰۵، نرخ خرید ماده اولیه اصلی، یعنی گندله، در همان سطوح سه‌ماهه نخست ۱۴۰۵، یعنی ۱۳.۸ تا ۱۴ میلیون تومان به ازای هر تن، باشد. در ۳ماهه بهار ۱۴۰۵، از محل درآمد ۲۳.۲ همتی، سود خالصی معادل ۴.۱۶ همت کسب شد و در نتیجه، حاشیه سود «هرمز» تقریباً ۱۸ درصد محاسبه شده است.

برای دوره ۹ماهه، برآورد درآمد ۹۵ همتی را داریم و در این سناریو، سود خالص ۹ماهه بالغ بر ۱۷ همت برآورد می‌شود. در نتیجه، سود خالص سالانه می‌تواند به بیش از ۲۱ همت برسد؛ این در حالی است که کل سود سال قبل برابر با ۲.۲ همت بوده و مخلص کلام این می‌شود که «هرمز» با این نرخ‌های فروش و ثبات عملیاتی در شرایط حساس جنگی، پتانسیل تقریباً ۱۰ برابر کردن سود خالص را دارد.

گفتنی است که در گزارش بهار ۱۴۰۵، سود خالص ۱۱ برابر شده بود؛ از ۳۷۱ میلیارد تومان به ۴.۱۶ همت.




 هشدار نارنجی بارندگی در ۵ استان کشور
۵ ساعت قبل / سایت هم میهن

هشدار نارنجی بارندگی در ۵ استان کشور

سازمان هواشناسی هشدار نارنجی رگبار، رعدوبرق و احتمال وقوع سیلاب در برخی استان‌های شمالی و شمال‌شرقی کشور صادر کرد.

 هشدار جی‌پی‌مورگان نسبت به سقوط بازارها در پائیز | هوش مصنوعی یادآور سال ۲۰۰۰ است؟
۶ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

هشدار جی‌پی‌مورگان نسبت به سقوط بازارها در پائیز | هوش مصنوعی یادآور سال ۲۰۰۰ است؟

اقتصادنیوز: با وجود اینکه شاخص‌های اصلی در روند صعودی باقی مانده‌اند، جی‌پی‌مورگان خطرات فزاینده‌ای را برای رکود بازار در اواخر تابستان یا اوایل پاییز پیش‌بینی می‌کند.

 اخبار مهم بورس فردا شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ | از عرضه‌های اولیه تا صندوق نقره و توقف نمادها
۸ ساعت قبل / سايت نبض بورس

اخبار مهم بورس فردا شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ | از عرضه‌های اولیه تا صندوق نقره و توقف نمادها

بورس فردا شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ در حالی آغاز به کار می‌کند که چند خبر مهم از نرخ سود بانکی، عرضه‌های اولیه، پذیره‌نویسی صندوق‌های سرمایه‌گذاری و توقف نمادها می‌...

 بازار موبایل اروپا به کمترین سطح ۳ سال اخیر رسید/ عرضه ۱۰ درصد سقوط کرد
۵ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

بازار موبایل اروپا به کمترین سطح ۳ سال اخیر رسید/ عرضه ۱۰ درصد سقوط کرد

اقتصادنیوز: میزان عرضه‌ی گوشی‌های هوشمند در بازار اروپا طی سه‌ماهه‌ی دوم سال به ۳۵ میلیون دستگاه کاهش یافت.

 تحرکات مشکوک در طلا و رمز ارز | بیت کوین آماده صعود است؟
۳ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

تحرکات مشکوک در طلا و رمز ارز | بیت کوین آماده صعود است؟

قیمت جهانی طلا که مدتی در حمایت ۴ هزار دلاری متوقف مانده بود، چند وقتی است که آهسته و پیوسته رشد می کند؛ از آن طرف، در بازار رمزارزها هم تحرکاتی دیده می شود هرچند برخی تحلیلگران معتقدند که این تحرکات برای جهش قیمت‌ها در بازار رمزارز ناکافی است.

 نفت از ۹۴ دلار هم گذشت
۶ ساعت قبل / سایت تابناک

نفت از ۹۴ دلار هم گذشت

قیمت نفت از ۹۴ دلار هم عبور کرد.