سالهاست که مردم ایران با تورم زندگی میکنند. افزایش مداوم قیمتها، کاهش قدرت خرید و دشوارتر شدن برنامهریزی برای آینده، به بخشی از واقعیت زندگی روزمره تبدیل شده است. تداوم این وضعیت، ممکن است این تصور را ایجاد کند که اقتصاد به تورم عادت کرده است؛ اما این برداشت، اگرچه قابل درک است، میتواند گمراهکننده باشد. میان تورم مزمن و ابرتورم فاصلهای وجود دارد که تنها با افزایش چند درصدی نرخ تورم سنجیده نمیشود، بلکه با کاهش اعتماد جامعه به پول ملی و سیاستهای اقتصادی شناخته میشود.
در ادبیات اقتصاد، ابرتورم صرفا به معنای افزایش شتابان قیمتها نیست. ابرتورم زمانی رخ میدهد که پول، سه کارکرد اصلی خود را از دست بدهد؛ دیگر نه وسیلهای مطمئن برای مبادله باشد، نه معیار قابل اتکایی برای سنجش ارزش کالاها و نه ابزاری برای حفظ قدرت خرید. به همین دلیل، اقتصاددانان ابرتورم را پیش از آنکه یک بحران پولی بدانند، بحران اعتماد مینامند. …












