
پژوهشی از «دن کیبل» و همکارانش در دانشگاه کارولینای شمالی نشان میدهد که چنین ذهنیتی حتی برای تثبیت جایگاه شغلی در سازمانها نیز مفید است. آنها پی بردند در بین آن دسته از متقاضیان شغلی که توسط سازمانهای استخدامکننده در زمره ۱۰ درصد برتر متقاضیان قرار گرفته بودند، کسانی که اصالت خود را حفظ کرده بودند و خود واقعیشان را نشان داده بودند، شانس استخدام بیشتری داشتند. در یک پژوهش روی وکلایی که قصد استخدام در ارتش ایالات متحده داشتند، آن دسته از متقاضیان باصلاحیتی که در مصاحبه، تصویری اصیل و واقعی از خود نشان دادند، سه برابر دیگران احتمال موفقیت در مصاحبه داشتند. ارائه تصویری اصیل از خود میتواند مانند یک ضریب تقویتکننده، متقاضیان شغلی باصلاحیت را از دیگران متمایز کند. اما خود واقعی بودن هنگام جستوجوی شغل واقعا سخت است. در جهانی که تحت هدایت رسانههای اجتماعی است، ما با تصویری «آرمانی» بمباران میشویم و میل به واقعی بودنمان کم میشود. اغلب، اصیل و واقعی بودن (به معنای با خود صادق بودن) به معنای کنار گذاشتن تصویر یا ماسک آرمانی و بینقصی است که از خود ساختهایم و تصور میکنیم ما را به شغل دلخواهمان میرساند.
«هرمنیا ایبارا»، استاد رفتار سازمانی در مدرسه کسبوکار لندن درباره پارادوکس اصالت صحبت میکند. زمانی که بازار کار رقابتیتر میشود و خطر از دست رفتن فرصتهای شغلی افزایش مییابد، ما وسوسه میشویم که تصویری بیعیب و نقص از خود به مصاحبهکنندگان نشان دهیم. اما اصالت حتی در اینجا نیز مفید است. اصالت (فارغ از آنکه باعث میشود سازمان و شغل همنوای خود را بیابید)، به معنای سخت و انعطافناپذیر نبودن نیست. برعکس، اصالت به معنای پذیرا بودن تجربیات و آمادگی برای تجربه نسخههای جدیدی از خودتان …












