قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۱۴۰۵/۰۵/۲۵

معادله باخت - باخت صنعت دارو

طبق قانون بیمه همگانی خدمات درمانی کشور، سازمان‌های بیمه‌گر پایه باید حداقل ۷۰ درصد هزینه خدمات درمانی را پوشش دهند و سهم پرداخت مصرف‌کننده در خدمات سرپایی و دارو نباید از ۳۰ درصد بیشتر شود؛ با این حال، برآوردهای مطرح‌شده از سوی فعالان صنعت دارو نشان می‌دهد سهم پرداخت بیماران اکنون به حدود ۵۸ درصد رسیده است. به این ترتیب، میان آنچه قانون برای سهم بیمار تعیین کرده و آنچه در عمل از جیب مصرف‌کننده پرداخت می‌شود، شکافی نزدیک به ۲۸ واحد درصد ایجاد شده است؛ شکافی که در کنار افزایش هزینه‌های تولید، رشد قیمت دارو و محدودیت منابع بیمه‌ای، نشان می‌دهد مساله صنعت دارو تنها قیمت‌گذاری نیست و به نحوه تامین مالی هزینه دارو بازمی‌گردد.
 معادله باخت - باخت صنعت دارو

وضعیت فعلی در شرایطی شکل گرفته است که صنعت دارو برای سال جاری، افزایش متوسط ۱۴۵درصدی قیمت دارو را به کمیسیون قیمت‌گذاری درخواست کرده بود، اما به گفته مهدی پیرصالحی، رئیس سازمان غذا و دارو، این کمیسیون برای حدود هزار و ۷۰۰ قلم دارو به‌طور متوسط مجوز افزایش قیمت ۶۸ درصدی صادر کرده است؛ تصمیمی که با گلایه فعالان صنعت دارو همراه شده است. از سوی دیگر، برآورد موسسه پژوهش‌های سلامت وزارت بهداشت، افزایش موردنیاز قیمت دارو را حدود ۹۴درصد نشان می‌دهد. بنابراین، حتی میان برآوردهای مختلف از میزان افزایش موردنیاز قیمت نیز اختلاف وجود دارد؛ اما نقطه مشترک آنها فاصله میان رشد هزینه‌های تولید و میزان افزایش قیمت‌های مصوب است؛ فاصله‌ای که در نهایت باید از محلی غیر از پرداخت مستقیم بیمار تامین شود.

مساله از همین‌جا آغاز می‌شود؛ زیرا اگر قیمت دارو متناسب با هزینه واقعی تولید افزایش پیدا کند، در صورت ثابت ماندن منابع بیمه‌ای، سهم پرداخت بیمار بالا می‌رود و سقف ۳۰درصدی تعیین‌شده در قانون عملا نقض می‌شود. اگر هم قیمت دارو پایین‌تر از هزینه واقعی تولید نگه داشته شود، مابه‌التفاوت آن به شرکت دارویی، زنجیره تامین یا منابع مالی دولت و بیمه‌ها منتقل خواهد شد. بنابراین، مساله اصلی صرفا افزایش قیمت دارو نیست، بلکه تعیین محل تامین هزینه‌ای است که بر اساس قانون نباید بر دوش بیمار قرار گیرد.

 به گفته فعالان این صنعت حدود ۴۰ درصد قیمت تمام‌شده دارو به عوامل جانبی یعنی هزینه‌های بسته‌بندی، توزیع، حمل‌ونقل، بازاریابی و هزینه‌های مرتبط با توزیع، حدود ۳۰ درصد به عوامل موثر دیگر یعنی مواد اولیه و موثر هزینه‌های تولید، انرژی و استهلاک و نزدیک به ۳۰ درصد نیز به حقوق و دستمزد و سایر مولفه‌های هزینه‌ای مربوط می‌شود. افزایش نرخ ارز، تورم، هزینه نیروی انسانی و سایر هزینه‌های عملیاتی نیز بخش قابل‌توجهی از این هزینه‌ها را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. در چنین شرایطی، وقتی قیمت‌گذاری با تاخیر نسبت به هزینه‌های تولید اصلاح می‌شود و منابع بیمه‌ای نیز متناسب با رشد قیمت دارو افزایش پیدا نمی‌کند، فشار ایجادشده در نهایت در جایی از زنجیره خود را نشان می‌دهد. اعداد و ارقام مطرح شده در این گزارش بر اساس محاسبات فدراسیون اقتصاد سلامت است که عباس کبریایی‌زاده، رئیس این فدراسیون، در جلسه شورای گفت‌و‌گوی بخش خصوصی و دولت مطرح کرده است. تحمیل فشار به مصرف‌کننده

قانون بیمه همگانی خدمات درمانی کشور که در سال ۱۳۷۳ به تصویب رسیده، مبنای تعیین سهم بیمه و مصرف‌کننده در پرداخت هزینه‌های درمان است. بر اساس این قانون، در خدمات سرپایی از جمله دارو، بیمه‌های پایه باید حداقل ۷۰ درصد هزینه‌ها را پرداخت کنند و سهم بیمار حداکثر ۳۰ درصد باشد. بنابراین، افزایش سهم پرداخت از جیب به حدود ۵۸ درصد نشان‌دهنده فاصله گرفتن سازوکار تامین مالی دارو از چارچوبی است که قانون برای تقسیم هزینه میان بیمه و بیمار تعیین کرده است. مساله زمانی جدی‌تر می‌شود که افزایش هزینه دارو با منابع بیمه‌ای متناسب همراه نباشد.

در این حالت، حتی اگر قیمت رسمی دارو کنترل شود، هزینه واقعی تامین دارو از بین نمی‌رود. تولیدکننده باید مواد اولیه، دستمزد، انرژی، هزینه مالی و سایر هزینه‌های خود را بپردازد و در سوی دیگر، بیمه نیز باید سهم تعیین‌شده خود را از قیمت دارو پرداخت کند. هرگاه یکی از این حلقه‌ها از منابع کافی برخوردار نباشد، فشار مالی به حلقه دیگر منتقل می‌شود و در نهایت بیمار که باید حداکثر ۳۰ درصد هزینه را بپردازد، ممکن است سهم بسیار بیشتری از هزینه واقعی درمان را متحمل شود. چالش اصلی صنعت دارو

مجتبی بوربور، فعال حوزه دارو، در گفت‌وگو با «دنیای اقتصاد» با اشاره به افزایش هزینه‌های تولید و تامین دارو گفت: تغییرات نرخ ارز و تورم، فشار قابل‌توجهی بر قیمت تمام‌شده دارو وارد کرده است؛ به‌ویژه آنکه بخش مهمی از زنجیره تامین دارو و مواد اولیه به واردات وابسته است و نوسانات ارزی به‌طور مستقیم هزینه‌های تولید و تامین را افزایش می‌دهد. قیمت‌گذاری دارو نمی‌تواند بدون در نظر گرفتن این تغییرات انجام شود و فاصله میان هزینه واقعی و قیمت مصوب، در نهایت فشار بیشتری بر تولیدکننده و تامین‌کننده وارد می‌کند.

 بوربور با تاکید بر ضرورت تقویت پوشش بیمه‌ای ادامه داد: اگر افزایش هزینه‌ها و قیمت دارو با اصلاح متناسب منابع بیمه‌ای همراه نباشد، بخش بیشتری از هزینه درمان به بیماران منتقل خواهد شد. از سوی دیگر، پایین نگه‌داشتن قیمت رسمی دارو بدون توجه به هزینه‌های واقعی می‌تواند زمینه ایجاد اختلاف قیمت با کشورهای همسایه و افزایش انگیزه قاچاق را فراهم کند. به اعتقاد او، سیاستگذاری در صنعت دارو باید میان قیمت‌گذاری، استمرار تولید و واردات، منابع بیمه‌ای و توان پرداخت بیماران تعادل ایجاد کند تا فشار هزینه‌ای به شکل نامتوازن به یک بخش از زنجیره تحمیل نشود. مطالبات معوق در زنجیره سلامت

یکی دیگر از چالش‌های صنعت دارو به مابه‌التفاوت نرخ ارز بازمی‌گردد. در سال ۱۴۰۳ حدود ۱۲۶‌میلیون دلار مربوط به ترخیص دارو با حداقل اسناد محاسبه و برای تعیین تکلیف به دولت ارسال شد و با وجود تصویب، این رقم تاکنون پرداخت نشده است. این موضوع برای شرکت‌هایی که با مجوز سازمان غذا و دارو اقدام به واردات دارو کرده‌اند، به معنای باقی‌ماندن یک تعهد مالی سنگین در چرخه فعالیت است.

در سال ۱۴۰۴ نیز ابعاد این مساله بزرگ‌تر شده است. برآوردهای ارائه‌شده از وجود حدود ۲۸۰‌میلیون یورو دارو و حدود ۱۱۰‌میلیون یورو تجهیزات پزشکی حکایت دارد که مابه‌التفاوت انتقال ارز آنها همچنان تعیین تکلیف نشده است. بلاتکلیفی این مبالغ بخشی از منابع مالی شرکت‌ها را قفل کرده و فشار بیشتری بر نقدینگی آنها وارد می‌کند؛ موضوعی که با توجه به دوره طولانی وصول مطالبات، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

در کنار اختلاف قیمت و مابه‌التفاوت ارز، طولانی‌شدن دوره وصول مطالبات نیز فشار مضاعفی بر شرکت‌های دارویی وارد کرده است. دوره وصول مطالبات و گردش کالا در بخش دارو به حدود ۱۸۰ تا ۳۰۰ روز رسیده و در بخش داروخانه‌های سرپایی نیز این دوره در همین محدوده قرار دارد. در بخش بستری، دوره وصول مطالبات از ۴۲۰ روز عبور کرده و برای تجهیزات پزشکی نیز عددی بیش از ۴۲۰ روز گزارش شده است. این اعداد به این معناست که شرکت تولیدکننده یا تامین‌کننده باید ماه‌ها هزینه‌های تولید و تامین کالا را پرداخت کند، اما بازگشت وجه فروش با فاصله‌ای طولانی انجام می‌شود. در نتیجه، شرکت برای ادامه فعالیت ناچار به استفاده بیشتر از منابع بانکی یا سرمایه در گردش خود خواهد بود و هزینه مالی نیز به بهای تمام‌شده اضافه می‌شود. ضرورت تامین منابع متناسب با تعهدات

بخش دیگری از این زنجیره به وضعیت منابع سازمان‌های بیمه‌گر مربوط می‌شود. افزایش نرخ ارز، رشد قیمت دارو و تجهیزات پزشکی در کنار تورم، هزینه‌های بیمه‌ای را افزایش داده و در صورت تامین نشدن منابع متناسب، کسری سازمان‌های بیمه‌گر افزایش پیدا می‌کند. نتیجه این کسری نیز می‌تواند افزایش سهم پرداختی بیماران باشد؛ یعنی همان بخشی از هزینه که قانون برای آن سقف ۳۰ درصدی تعیین کرده است. بر اساس آمار مطرح‌شده از سوی انجمن داروسازان ایران، بازار دارو و تجهیزات پزشکی کشور از حدود ۵۸۰ همت در سال گذشته به حدود هزار همت در سال جاری رسیده است. همچنین، پرداخت از جیب بیماران نیز در صورت اصلاح نشدن منابع بودجه‌ای می‌تواند از نظر مبلغ مطلق حدود دو برابر شود و دست‌کم ۱۰ درصد به سهم پرداختی بیماران اضافه شود. در واقع، اگر منابع بیمه‌ای متناسب با رشد هزینه دارو افزایش پیدا نکند، قانون تعیین سقف پرداخت بیمار به تنهایی نمی‌تواند مانع افزایش هزینه از جیب شود.

بیمه باید منابع لازم برای ایفای تعهد خود را داشته باشد؛ در غیر این صورت، فاصله میان سهم قانونی و سهم واقعی بیمار بیشتر خواهد شد. در بودجه سال جاری حدود ۱۸۵ هزار‌میلیارد تومان برای طرح یارانه دارو پیش‌بینی شده است، اما برآوردهای مطرح‌شده نشان می‌دهد برای حفظ سطح فعلی حمایت از بیماران، این رقم باید به حدود ۲۶۲ هزار‌میلیارد تومان برسد؛ یعنی منابع موردنیاز حدود ۴۲ درصد بیشتر از رقم پیش‌بینی‌شده است. این فاصله بودجه‌ای در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که هزینه تولید افزایش یافته، مطالبات شرکت‌ها با تاخیر پرداخت می‌شود و منابع بیمه‌ای نیز تحت فشار قرار دارد. در چنین وضعیتی، کمبود منابع یارانه‌ای و بیمه‌ای می‌تواند بخشی از هزینه‌ای را که قرار است از سوی بیمه پرداخت شود، به بیمار منتقل کند. موانع ساختاری اجرای قانون

اکنون مساله اصلی این است که اگر قانون، سهم پرداخت بیمار را حداکثر ۳۰ درصد تعیین کرده است، چرا در عمل این سهم به حدود ۵۸ درصد رسیده است؟ اجرای این قانون نیازمند آن است که منابع بیمه‌ای و یارانه‌ای متناسب با هزینه واقعی درمان تامین شود؛ در غیر این صورت، میان تعهد قانونی بیمه و منابعی که برای اجرای آن در اختیار دارد، شکاف ایجاد خواهد شد.

در چنین شرایطی، افزایش قیمت دارو بدون تقویت منابع بیمه‌ای، فشار بیشتری به بیمار وارد می‌کند و پایین نگه‌داشتن قیمت نیز هزینه آن را به تولیدکننده منتقل می‌کند. از سوی دیگر، تاخیر در پرداخت مطالبات بیمه‌ها و دولت، تعیین‌تکلیف‌نشدن مابه‌التفاوت‌های ارزی و کمبود سرمایه در گردش، هزینه مالی شرکت‌های دارویی را افزایش می‌دهد و این هزینه در نهایت به بهای تمام‌شده اضافه می‌شود. در نتیجه، فشار در میان بازیگران مختلف زنجیره سلامت توزیع می‌شود: دولت با نیاز فزاینده به منابع، بیمه‌ها با کسری و مطالبات انباشته، تولیدکنندگان با افزایش هزینه و کمبود نقدینگی و بیماران با رشد هزینه‌های سلامت مواجه می‌شوند. در چنین وضعیتی، ادامه سیاستی که قیمت را کنترل می‌کند اما منابع لازم برای تامین هزینه آن را فراهم نمی‌سازد، به جای حل مساله، تنها بار آن را از بخشی از زنجیره به بخش دیگر منتقل می‌کند.

راه‌حل نیز صرفا افزایش قیمت دارو نیست؛ بلکه باید سازوکار تامین مالی آن اصلاح شود. اگر قرار است سهم پرداختی بیمار حداکثر ۳۰ درصد باقی بماند، منابع لازم برای پوشش ۷۰ درصد باقی‌مانده نیز باید متناسب با رشد واقعی هزینه‌های دارو افزایش یابد و مطالبات بیمه‌ها به‌موقع پرداخت شود. در غیر این صورت، سقف ۳۰ درصدی در قانون باقی می‌ماند، اما هزینه واقعی درمان از مسیرهای دیگری به بیمار منتقل خواهد شد. بنابراین، مساله امروز صنعت دارو فقط شکاف میان قیمت مصوب و هزینه تولید نیست؛ شکاف اصلی میان تعهدات بیمه‌ای و منابع واقعی برای اجرای این تعهدات است. این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد



۶ ساعت قبل / سایت تجارت نیوز

کارگران ساختمانی مشمول قانون مشاغل سخت و زیان‌آور قرار می‌گیرند

به گزارش تجارت نیوز، احمد میدری روز جمعه در جلسه بررسی مسائل و مشکلات شهرستان خواف با اشاره به دغدغه کارگران ساختمانی برای زیر پوشش قرار نگرفتن قانون مشاغل سخت و زیان آور افزود: با تغییر قواعد موجود و اصلاح قانون فوق این قشر از مزایای آن برخوردار می‌شوند.

وی ادامه داد: بر این اساس با تغییر قواعد مشاغل قانون سخت و زیان آور، کارگران ساختمانی سالانه با پرداخت چهار درصد حق بیمه تحت پوشش این قانون قرار می گیرند.

وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی از برخی رویه های موجود در خصوص استفاده از قانون مشاغل سخت و زیان آور انتقاد کرد و گفت: افرادی که حق اصلی شان این نیست و آن را از تامین اجتماعی می گیرند، به مثابه سوء استفاده از حق همه کارگران کشور عمل کرده اند.

وی از شرکتهای معدنی سنگان خواف خواست که علاوه بر مشارکت در احداث و تکمیل زیرساختها در فعالیتهای فرهنگی و ورزشی، بهداشت و درمان و شهرسازی هم مشارکت بیشتر داشته باشند.

میدری از معادن سنگ آهن سنگان خواف به عنوان فرصت بی نظیر برای توسعه و رونق اقتصادی منطقه ای و جلب سرمایه گذاری و از جمله سرمایه گذاری خارجی یاد کرد و گفت: ظرفیتهای معدنی این شهرستان فرصتهای مغفول سرمایه‌گذاری و توسعه است.

وی تاکید کرد: فولاد شرق خراسان به عنوان یکی از طرحهای بزرگ وزارت تعاون،‌ کار و رفاه اجتماعی از سال ۱۳۹۱ در مجتمع سنگان خواف آغاز شده و به دلیل برخی مشکلات هنوز تکمیل نشده و با ۸۰ درصد پیشرفت فیزیکی در دست اجرا است.

وزیر تعاون،‌ کار و رفاه اجتماعی تصریح کرد: تجهیزات مورد نیاز این طرح خریداری و تا پایان سال جاری تکمیل می شود.

به گفته وی، بهره برداری از این طرح علاوه بر توسعه و رونق اقتصادی خواف نقش مهمی در اشتغال مردم منطقه دارد.

بازدید از طرحهای اصلاح افزایش راندمان منصوبات کشاورزی، افتتاح قطعه دوم جاده دوبانده خواف به رشتخوار، بازدید از واحد تولیدی فولاد شرق و مجتمع دوستی سنگ آهن خواف، شرکت در جلسه مسائل و مشکلات شهرستان خواف از برنامه‌های سفر وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی به این شهرستان است.

مجتمع سنگ‌ آهن سنگان خواف با بیش از یک میلیارد تن ذخیره، یکی از ۱۰ معدن بزرگ سنگ‌ آهن در جهان و تامین‌کننده خوراک اولیه برای تولید ۱۷.۵ میلیون تن کنسانتره، ۱۵ میلیون تن گندله و پنج میلیون تن سنگ‌ آهن در ایران است.

مرکز شهرستان ۱۷۰ هزار نفری خواف با ۱۲۳ کیلومتر مرز مشترک با کشور افغانستان در فاصله ۲۶۷ کیلومتری جنوب شرقی مشهد قرار دارد.

منبع: ایرنا


۲ ساعت قبل / روزنامه تعادل

مستاجران از محله به حاشیه رانده می‌شوند

وقتي سقف رسمي افزايش اجاره ‌ بها ۲۵ درصد تعيين شده، اما روايت ميداني از افزايش ‌ هاي ۴۰ تا ۵۰ درصدي و حتي بيشتر حكايت مي ‌ كند، فاصله ميان «قانون» و «واقعيت بازار» ديگر يك شكاف آماري ساده نيست؛ اين فاصله مستقيما به جابه ‌ جايي اجباري خانوارها، كوچك ‌ تر شدن انتخاب ‌ هاي مستاجران و رشد جمعيت در حاشيه تهران منجر مي ‌ شود. به گفته دبير اتحاديه مشاوران املاك تهران، بخشي از خانوارهايي كه ديگر توان پرداخت اجاره در محله سابق خود را ندارند، يك يا دو پله پايين ‌ تر مي ‌ روند و گروهي نيز راهي مناطقي مانند گرم ‌ دره، شهريار و رباط ‌ كريم مي ‌ شوند؛ مهاجرتي كه بيش از آنكه انتخابي براي بهبود كيفيت زندگي باشد، واكنشي به بحران استطاعت مسكن است.

 

  قانون ۲۵ درصدي، بازار ۵۰ درصدي

بازار اجاره مسكن تهران در حالي وارد فصل جابه ‌ جايي شده كه فاصله ميان سقف تعيين ‌ شده براي افزايش اجاره ‌ بها و آنچه در معاملات واقعي اتفاق مي ‌ افتد، بيش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. دولت سقف افزايش اجاره ‌ بها را ۲۵ درصد تعيين كرده، اما سعيد لطفي، دبير اتحاديه مشاوران املاك تهران مي ‌ گويد: مشاهدات ميداني از افزايش ‌ هايي به مراتب بالاتر حكايت دارد.لطفي درباره ميزان رعايت سقف ۲۵ درصدي گفت: آمار دقيقي درباره ميزان رعايت سقف ۲۵ درصدي افزايش اجاره ‌ بها نداريم، اما بر اساس مشاهدات ميداني و گزارش ‌ هايي كه از همكاران ما در سطح شهر دريافت مي ‌ كنيم، بسياري از مالكان اين سقف را رعايت نكرده ‌ اند.اين اظهارنظر به معناي آن است كه ميان رقم رسمي ۲۵ درصد و افزايش ‌ هاي ۴۰ تا ۵۰ درصدي مورد اشاره اتحاديه، شكافي دست ‌ كم ۱۵ تا ۲۵ واحد درصدي وجود دارد؛ به بيان ديگر، در روايت ميداني بازار، اجاره ‌ بها مي ‌ تواند حدود ۱.۶ تا ۲ برابر سقف تعيين ‌ شده افزايش يافته باشد.لطفي درباره اين وضعيت توضيح داد: با توجه به نرخ تورمي بالاي ۸۰ درصد كه از سوي دولت اعلام شده و شرايط اقتصادي موجود، بسياري از مالكان افزايش ۲۵ درصدي اجاره ‌ بها را نمي ‌ پذيرند و قراردادهاي خود را با ارقام بالاتري تمديد مي ‌ كنند. در برخي موارد، افزايش اجاره ‌ بها در زمان تمديد قراردادها به بيش از ۴۰ يا حتي ۵۰ درصد رسيده است.البته همين ‌ جا يك پرسش مهم مطرح مي ‌ شود: اگر سياستگذار سقف مشخصي براي افزايش اجاره تعيين مي ‌ كند، اما سازوكار نظارت و اجراي آن قادر به كنترل بازار نيست، اين سقف در عمل چه اثري بر رفتار موجر و مستاجر دارد؟ مساله تنها تخلف يك مالك يا مستاجر نيست، مساله شكاف ميان سياستگذاري و واقعيت اقتصادي خانوارهاست.

 

  آمار رسمي در برابر واقعيت قراردادها

يكي از نقاط قابل تامل در اظهارات دبير اتحاديه مشاوران املاك تهران، تفاوت ميان ارقام ثبت ‌ شده در سامانه ‌ هاي رسمي و توافقات واقعي ميان طرفين قرارداد است. اين تفاوت، ارزيابي دقيق وضعيت بازار را دشوار مي ‌ كند و نشان مي ‌ دهد كه صرف تكيه بر داده ‌ هاي ثبت ‌ شده ممكن است تصوير كاملي از فشار اجاره بر خانوارها ارايه ندهد.به گزارش ايلنا، لطفي با اشاره به اظهارات وزير راه و شهرسازي درباره رعايت سقف اجاره گفت: ممكن است در سامانه ‌ هاي رسمي، اعداد مربوط به افزايش ۲۵ درصدي ثبت شود، اما در بسياري از موارد، توافق واقعي ميان موجر و مستاجر متفاوت است. ما به صورت ميداني شاهد بوده ‌ ايم كه طرفين در خارج از چارچوب ارقام ثبت ‌ شده در سامانه ‌ ها، بر سر مبالغ بالاتر توافق كرده و قرارداد را تمديد كرده ‌ اند.اگر چنين اختلافي در مقياس گسترده وجود داشته باشد، نخستين قرباني آن شفافيت بازار است. از يك سو آمار رسمي مي ‌ تواند از رعايت سقف قانوني حكايت كند و از سوي ديگر، مستاجر در مواجهه با مالك با عددي بسيار بالاتر روبه ‌ رو شود. در چنين شرايطي، سياستگذار بر مبناي كدام داده بايد تصميم بگيرد؟

 

  مستاجران ميان تمديد و مهاجرت

لطفي درباره رفتار مستاجران گفت: بسياري از مستاجران ترجيح داده ‌ اند قرارداد خود را تمديد كنند، چراكه هزينه ‌ هاي جابه ‌ جايي، پيدا كردن فايل مناسب و پرداخت هزينه ‌ هاي مربوط به نقل ‌ وانتقال براي آنها دشوار است. به همين دليل، بسياري از مستاجران از اين هزينه ‌ ها صرف ‌ نظر كرده و با وجود افزايش اجاره ‌ بها، قرارداد خود را در همان واحد مسكوني تمديد كرده ‌ اند.

لطفي تاكيد كرد: قطعا موارد زيادي وجود داشته كه مستاجران نتوانسته ‌ اند افزايش اجاره ‌ بها را بپذيرند و ناچار شده ‌ اند به مناطق پايين ‌ تر تهران يا حتي خارج از شهر مهاجرت كنند.

در واقع، افزايش اجاره ‌ بها فقط قيمت مسكن را بالا نمي ‌ برد، نقشه سكونت شهر را نيز تغيير مي ‌ دهد.

 

  يك يا دو پله پايين ‌ تر؛ نسخه جديد سكونت

مهاجرت درون ‌ شهري مستاجران، پديده تازه ‌ اي نيست، اما وقتي افزايش هزينه مسكن به حدي مي ‌ رسد كه خانوار ناچار مي ‌ شود محله خود را ترك كند، مساله از «انتخاب محل سكونت» عبور كرده و به «محدود شدن حق انتخاب» تبديل مي ‌ شود. لطفي درباره اين روند گفت: با توجه به شرايط فعلي بازار اجاره و قرار داشتن در اوج فصل جابه ‌ جايي، بسياري از قراردادها ديگر در همان محله ‌ هاي قبلي مستاجران منعقد نشده است. مردم به صورت پلكاني به سمت يك يا دو محله پايين ‌ تر حركت كرده ‌ اند و اين موضوع را مي ‌ توان در مناطق حاشيه ‌ اي تهران به وضوح مشاهده كرد.اين جابه ‌ جايي پلكاني را مي ‌ توان يكي از نشانه ‌ هاي مستقيم كاهش قدرت خريد خانوار دانست. خانواري كه پيش ‌ تر توان پرداخت اجاره در يك محله مشخص را داشته، حالا براي حفظ هزينه مسكن بايد از كيفيت، موقعيت مكاني، دسترسي به حمل ‌ ونقل يا حتي متراژ خانه صرف ‌ نظر كند.

 

  حاشيه تهران؛ مقصد خانوارهاي تحت فشار

پيامد طبيعي چنين روندي، افزايش تقاضا در مناطق ارزان ‌ تر است. اما افزايش جمعيت در حاشيه تهران نيز لزوما به معناي حل بحران مسكن نيست، بلكه مي ‌ تواند بحران را از مركز شهر به پيرامون منتقل كند.

لطفي در اين باره گفت: افزايش جمعيت در مناطقي مانند گرم ‌ دره، شهريار و رباط ‌ كريم نسبت به سال ‌ هاي گذشته نشان مي ‌ دهد كه بخشي از خانوارها به دليل ناتواني در تامين هزينه ‌ هاي مسكن در مناطق شهري، به سمت حاشيه تهران حركت كرده ‌ اند. در واقع، افزايش جمعيت در اين مناطق يكي از نشانه ‌ هاي تشديد حاشيه ‌ نشيني و كاهش قدرت پرداخت خانوارها در بازار مسكن است.

 

  خانه ارزان، اما با چه كيفيتي؟

مشكل در حاشيه تهران فقط قيمت نيست. بخشي از واحدهايي كه براي اجاره عرضه مي ‌ شوند، از استانداردهاي مطلوب فاصله دارند و حتي وضعيت حقوقي برخي از آنها محل نگراني است.لطفي درباره اين وضعيت تصريح كرد: بخش قابل توجهي از خانه ‌ هاي حاشيه تهران به صورت قولنامه ‌ اي معامله يا اجاره داده مي ‌ شوند و حتي در برخي موارد، شاهد واحدهايي هستيم كه فاقد انشعابات مستقل هستند و از انشعابات خانه ‌ هاي مجاور استفاده مي ‌ كنند؛ موضوعي كه از نظر ايمني و حقوقي مي ‌ تواند خطرناك باشد.

  تهران بزرگ ‌ تر مي ‌ شود، اما نه الزاما براي زندگي بهتر

تغيير الگوي سكونت تنها به خروج خانوارها از محله ‌ هاي گران ‌ تر محدود نيست. برخي مناطق جديد تهران كه زماني با واحدهاي خالي و سكونت پايين شناخته مي ‌ شدند، اكنون به تدريج پرجمعيت ‌ تر شده ‌ اند.

لطفي با اشاره به منطقه ۲۲ تهران گفت: براي نمونه، اگر چند سال قبل به منطقه ۲۲ نگاه مي ‌ كرديم، تعداد زيادي از واحدهاي مسكوني هنوز خالي بود و چراغ ‌ هاي كمي روشن بود، اما امروز شرايط كاملا متفاوت شده و بخش زيادي از واحدها مورد استفاده قرار گرفته ‌ اند. اين تغييرات نشان مي ‌ دهد كه فشار هزينه مسكن، الگوي سكونت خانوارها را تغيير داده است.

با اين حال، حتي توسعه سكونت در مناطق جديد نيز نتوانسته فشار اجاره را متوقف كند.

لطفي تاكيد كرد: با اين حال، حتي در حاشيه تهران نيز قيمت اجاره افزايش پيدا كرده و مهاجرت به اين مناطق لزوما به معناي دسترسي به مسكن ارزان ‌ قيمت نيست اما به هر حال نرخ اجاره در اين مناطق پايين ‌ تر است.

يعني خانوار براي فرار از اجاره سنگين مركز، به نقطه ‌ اي مي ‌ رود كه خود نيز با افزايش قيمت مواجه است. نتيجه، يك مسابقه دايمي ميان درآمد خانوار و هزينه مسكن است؛ مسابقه ‌ اي كه در آن خانوار هر بار يك قدم عقب ‌ تر مي ‌ رود.

 

  مهاجرت به تهران، همزمان با فرار از تهران

پارادوكس بزرگ بازار مسكن تهران اين است كه همزمان با خروج برخي خانوارها از مناطق شهري به سمت حاشيه، همچنان مهاجرت به تهران ادامه دارد. در نتيجه، تقاضاي مسكن از دو مسير تحت فشار قرار مي ‌ گيرد: خانوارهاي ساكن تهران براي يافتن گزينه ارزان ‌ تر به پيرامون شهر مي ‌ روند و مهاجران جديد نيز براي پيدا كردن سرپناه وارد همين بازار محدود مي ‌ شوند.

لطفي درباره اين وضعيت گفت: از سوي ديگر همچنان با مهاجرت به تهران مواجه هستيم و تامين سرپناه براي افرادي كه وارد تهران مي ‌ شوند، به شرايط اقتصادي آنها بستگي دارد. برخي افراد براي كاهش هزينه ‌ ها به زندگي در خودرو روي مي ‌ آورند، برخي چند نفره يك واحد مسكوني را اجاره مي ‌ كنند و اگر فرد با خانواده ‌ اي خود مهاجرت كرده باشد خانه بسيار ارزاني را اجاره مي ‌ كند.

اين توصيف، تصويري نگران ‌ كننده از عمق بحران استطاعت مسكن ارايه مي ‌ كند؛ بحراني كه در آن «خانه داشتن» جاي خود را به «پيدا كردن هر نوع سرپناه ممكن» مي ‌ دهد.در نهايت، بحران اجاره را نمي ‌ توان تنها با اعلام يك سقف قيمتي مديريت كرد. وقتي رشد هزينه ‌ هاي زندگي از توان درآمدي خانوار جلو مي ‌ زند، سقف قانوني بدون نظارت موثر، داده ‌ هاي شفاف و سياست ‌ هاي افزايش عرضه و حمايت هدفمند ممكن است فقط تصويري رسمي از بازار ارايه كند؛ در حالي كه واقعيت، در بنگاه ‌ هاي املاك، خانه ‌ هاي كوچك ‌ تر، محله ‌ هاي ارزان ‌ تر و حاشيه ‌ هاي رو به گسترش تهران خود را نشان مي ‌ دهد.


۴ ساعت قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

سخنگوی صنعت آب: وضعیت منابع آبی در تهران و مشهد همچنان نگران‌کننده است

رویداد۲۴|  سخنگوی صنعت آب با اشاره به تفاوت معنادار وضعیت سدها در نقاط مختلف کشور گفت: نزدیک به ۸ میلیارد مترمکعب آب بیشتری نسبت به سال گذشته در مخازن سدهای کشور وجود دارد، اما این رقم یک شاخص ملی است و نباید آن را به وضعیت همه مناطق تعمیم داد.

وی افزود: در مشهد، درصد پرشدگی سد دوستی حدود سه درصد است. همچنین متوسط پرشدگی پنج سد تأمین‌کننده آب تهران، حدود ۲۸ درصد برآورد می‌شود که نزدیک به نصف میانگین کشوری است.

سخنگوی صنعت آب با اشاره به شرایط سدهای امیرکبیر و لتیان تصریح کرد: آبگیری این سدها با برنامه‌ریزی انجام شده تا علاوه بر تأمین آب مورد نیاز شهروندان تهرانی، امکان تولید برق‌آبی نیز فراهم باشد. بر همین اساس، میزان رهاسازی آب از این سدها کاهش یافته است.

وی ادامه داد: به همین دلیل ممکن است شهروندانی که از کنار سدهای لتیان یا امیرکبیر کرج عبور می‌کنند، وضعیت ظاهری مناسب‌تری از ذخایر آب مشاهده کنند، اما این شرایط نباید به‌عنوان بهبود کلی وضعیت منابع آب تهران تلقی شود.

به گفته سخنگوی صنعت آب، وضعیت سدهای لار و ماملو متفاوت و نگران‌کننده‌تر است؛ به‌گونه‌ای که درصد پرشدگی سد لار حدود هفت درصد و سد ماملو ۱۴ درصد گزارش شده است.

وی بر ضرورت مدیریت مصرف آب و تداوم همراهی شهروندان، به‌ویژه در مناطق دارای تنش آبی، تأکید کرد.




 وام 23 درصدی بالای 50 درصد برای شما تمام می‌شود
۷ ساعت قبل / سایت تجارت نیوز

وام 23 درصدی بالای 50 درصد برای شما تمام می‌شود

برای نمونه، در یک تسهیلات ۱۰۰ میلیون تومانی، ممکن است پس از کسر برخی هزینه‌ها، مبلغ واقعی در اختیار متقاضی به حدود ۸۵ تا ۹۰ میلیون تومان برسد.

 آموزه‌های مکتب کلاسیک در اقتصاد ایران؛ زیاده‌روی در مداخله ؛ کاستی در تنظیم‌گری
۴ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

آموزه‌های مکتب کلاسیک در اقتصاد ایران؛ زیاده‌روی در مداخله ؛ کاستی در تنظیم‌گری

آرمان امروز : عبدالعظیم آق‌آتابای؛ پژوهشگر اقتصادی در یادداشتی اختصاصی برای تازه‌های اقتصاد به جایگاه آموزه‌های مکتب کلاسیک در اقتصاد ایران و نقد ظرفیت آن برای حل مسائل ساختاری اقتصاد کشور پرداخت. در شرایطی که اقتصاد ایران با چالش‌های هم‌زمان تورم مزمن، ناترازی‌های مالی و فشارهای ارزی روبه‌روست، بازخوانی «مکتب کلاسیک» به‌عنوان نخستین نظام نظری [ ]

 خشکسالی‌های خطرناک و دگردیسی در نحوه تجارت اروپا | مشاغل با اثرات خشکسالی دست‌وپنجه نرم می‌کنند
۸ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

خشکسالی‌های خطرناک و دگردیسی در نحوه تجارت اروپا | مشاغل با اثرات خشکسالی دست‌وپنجه نرم می‌کنند

اقتصادنیوز:تداوم افزایش شدید هوا در اروپا ممکن است موجب دگردیسی عمده در اقتصادو تجارت این قاره شود.

 فرصت نفتی برای ایران
۴ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

فرصت نفتی برای ایران

یک تحلیلگر بین‌المللی نفت و انرژی گفت: برداشت گسترده آمریکا و کشورهای عضو آژانس بین‌المللی انرژی از ذخایر راهبردی در پی اختلال تنگه هرمز، ذخایر نفت آمریکا را به پایین‌ترین سطح در چهار دهه اخیر رسانده و این موضوع، آسیب‌پذیری واشنگتن را آشکار کرده و فرصتی برای افزایش قدرت چانه‌زنی ایران در مذاکرات ایجاد کرده است.

 نبض شاخص - ۱۴۰۵/۰۵/۳۱
۴ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

نبض شاخص - ۱۴۰۵/۰۵/۳۱

k: شاخص | نبض

 پول‌شویی و خانه‌های لوکس + فایل صوتی
۴ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

پول‌شویی و خانه‌های لوکس + فایل صوتی

وقتی از عوامل افزایش قیمت مسکن سخن می‌گوییم، معمولا فهرستی آشنا از تورم تا نرخ بهره، هزینه ساخت، قیمت زمین، کمبود عرضه و رشد نقدینگی پیش روی ما قرار می‌گیرد. اما عاملِ پول‌شویی کمتر دیده ‌شده است. این عامل نیز می‌تواند در شکل‌گیری قیمت‌ها نقش داشته باشد؛ عاملی که نه در آمارهای معمول بازار مسکن به‌سادگی دیده می‌شود و نه لزوما در مدل‌های متعارف سیاستگذاری مسکن جایگاه روشنی دارد.