
من خلاقیت را مرز بین شگفتی و صلابت، تعادلی بین خلاقیت بیپایان و اجرای نظاممند تعریف میکنم. فلج خلاقیت زمانی بروز میکند که از این تعادل خارج شویم و به هر کدام از دو سوی این طیف کشیده شویم. در یک سو، ممکن است زمان بیش از حدی را در سرزمین شگفتیها سپری کنید، غرق در تفکر آزاد شوید و دست به هیچ کاری نزنید. از سوی دیگر، ممکن است چنان غرق در اجرا، جزئیات، اصلاحات وسواسگونه و تخصصیسازی بیپایان شوید که به اصطلاح درختان پیش چشمتان مانع از آن شود که جنگل را ببینید. در هر دو حالت، گرفتار فلج خلاقیت شدهاید.
گفتوگویی که به تازگی با «کتی اونتو»، مشاور مدیریت و نویسنده کتاب «جاهطلبی پایدار» (Sustainable Ambition) داشتم، کمک کرد این موضوع را درک کنم که چگونه جاهطلبی نیز از یک فرآیند خلاقانه پیروی میکند و چرا بسیاری از رهبران سازمانی نمیتوانند آنچه را شروع کردهاند، به پایان برسانند.
اونتو جاهطلبی را تعیین اهدافی تعریف میکند که نوعی انگیزه و رویا در ما ایجاد میکنند و تعهد لازم برای اولویت دادن و اقدام در ما پدید میآورند. اما او به سرعت ذکر میکند که جاهطلبی یک ویژگی ساده نیست و مانند یک حالت ذهنی دچار جزر و مد میشود. زمانی که به این خاصیت احترام نگذاریم، دچار فلج خلاقیت میشویم.
۱- خودآگاهی داشته باشید
برای گرفتار نشدن به فلج خلاقیت، باید واقعبینی داشته باشید. باید بدانید که دقیقا کجا هستید، چه مزایا و معایبی دارید و چگونه به این وضعیت خود احترام بگذارید. یک خودارزیابی صادقانه میتواند برایتان روشن کند که آیا در مرحله شگفتی هستید (جایی که ایدهها نیازمند اکسیژن و فضای بیشتری هستند)؟ یا به مرحله صلابت رسیدهاید و برای اجرا نیازمند ساختار و ضربالاجلهای زمانی هستید؟ آمیختگی این دو مرحله، باعث فلج میشود.
همواره نمیتوان به سرعت مرحله شگفتی را ترک کرد؛ چرا که اجرای پیش از موعد، ایدههای در حال تکوین را نابود میکند. اما زمانی که مرحله اجرا …





