من خلاقیت را مرز بین شگفتی و صلابت، تعادلی بین خلاقیت بیپایان و اجرای نظاممند تعریف میکنم. فلج خلاقیت زمانی بروز میکند که از این تعادل خارج شویم و به هر کدام از دو سوی این طیف کشیده شویم. در یک سو، ممکن است زمان بیش از حدی را در سرزمین شگفتیها سپری کنید، غرق در تفکر آزاد شوید و دست به هیچ کاری نزنید. از سوی دیگر، ممکن است چنان غرق در اجرا، جزئیات، اصلاحات وسواسگونه و تخصصیسازی بیپایان شوید که به اصطلاح درختان پیش چشمتان مانع از آن شود که جنگل را ببینید. در هر دو حالت، گرفتار فلج خلاقیت شدهاید.
گفتوگویی که به تازگی با «کتی اونتو»، مشاور مدیریت و نویسنده کتاب «جاهطلبی پایدار» (Sustainable Ambition) داشتم، کمک کرد این موضوع را درک کنم که چگونه جاهطلبی نیز از یک فرآیند خلاقانه پیروی میکند و چرا بسیاری از رهبران سازمانی نمیتوانند آنچه را شروع کردهاند، به پایان برسانند. …












