
دیپلماسی ایرانی: تهران و واشنگتن کف و سقف رویارویی خود را در استراتژی «فرسوده سازی متقابل» به آزمون گذاشتهاند. تلاش واشنگتن، قرار دادن تهران دربرابر دو انتخاب است: منافع حیاتی و یا بقا.
دولت «دونالد ترامپ» پس از ناکامی در تحقق اهدافی که در سه دور جنگ با تهران دنبال کرد، حالا با تعمیق ابهام در چشمانداز ادامه رویایی نظامی، میکوشد اهداف خود را در بستری دیگر دنبال کند. تنگتر کردن حلقه تحریمها؛ بهگونهای که تهران را در موضعی فرساینده قرار دهد. در این استراتژی،هدف وادار کردن تهران به انتخابهایی است که در هرحالت، مفهومی جز تسلیم ندارد.
جنس دور تازه تقابل واشنگتن، اقتصادی است؛ تکرار همه آنچه در نزدیک به نیم قرن گذشته با شدت و ضعفهای مترتب بر آن جریان داشته و هرگز و در هیچ دولت مستقر در واشنگتن متوقف نبوده است. این بار اما ترامپ و وزیر خزانه داری او میکوشند با طنینی متفاوت از گذشته، درباره اعمال تحریمهای تازه سخن بگویند. اینگونه گفتن از تحریمها یادآور سیاستی است که روزگاری «رونالد ریگان» رئیس جمهوری وقت ایالات متحده علیه تهران به اجرا گذاشت. او سیاست sealing(درزگیری) را در دهه ۱۹۸۰ میلادی اعلام کرد. این سیاست مدعی بستن هرگونه روزنه برای تنفس اقتصادی جمهوری اسلامی بود. سیاست ریگان به رغم همه فشارهای اقتصادی و گاه اقدام نظامی، سرانجام به نوعی تعامل میان دو طرف انجامید. حال دونالد ترامپ میخواهد سیاست تحریمی علیه تهران را برپایه همان اصول دنبال کند؛ با این تفاوت که صورت مساله و سطح اختلافها و تنازعات نه تنها کاهش نداشته، بلکه بیشتر و عمیقتر شده است.
کاخ نشین کنونی واشنگتن این بار میخواهد تهران را با درک تجربه آنچه از سال ۲۰۱۶ میلادی تاکنون میان دو طرف رخ داده، در برزخ انتخاب «منافع حیاتی» و یا «بقا» قرار دهد. منافع حیاتی همانا خواستهایی است که تهران خط قرمز مواضع اصولی خود دانسته و عقبنشینی از هریک از آنها را ناممکن …





