بیاعتمادی فزاینده نسبت به ایالات متحده آمریکا
قدرتهای خلیج فارس ــ بهویژه عربستان سعودی ــ پس از آنکه تحریمهای آمریکا بهطور موقت لغو شوند، خواستار هماهنگی با ایران در زمینه فروش نفت خواهند شد.

ترجمه: سید سراج میردامادی// به گزارش جماران، همزمان با درگیری مجدد میان ایران و آمریکا و چند دوره مذاکرات و چانهزنیهای میان واشنگتن و تهران، کشورهای خلیج فارس تمایل پیدا کردهاند که مستقیماً خود درباره آینده تنگه هرمز با ایران مذاکره کنند. این رویکرد، نشانهای آشکار از بحران اعتماد میان این کشورها و متحد دیرینهشان، آمریکا است. ها آرتص روزنامه چپ گرای اسرائیلی به این بحران به قلم زوی بارل پرداخته که ترجمه ی خلاصه آن از بازنشر نشریه فرانسوی کوریه انترناسیونال تقدیم می شود.
اکنون ارکستر آمریکا سه رهبر دارد؛ هر یک از آنها ناچار است رهبری بخشی متفاوت از این قطعه را بر عهده بگیرد، با ضرباهنگ و شدت متفاوت، و در نهایت همه این بخشها را با هم ترکیب کند تا یک سمفونی واحد شکل گیرد.
جی. دی. ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا مأمور شده است با ایران مذاکره کند و تمرکز اصلی خود را بر مسئله هستهای بگذارد. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا که هیچ نقش فعالی در مذاکرات ژنو ندارد، قرار است تلاش کند اعتماد قدرتهای خلیج فارس به ایالات متحده را دوباره احیا کند.
اما دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا وظیفه دیگری بر عهده دارد: او باید جامعه جهانی را متقاعد کند که آنچه رخ میدهد یک «آشفتگی بیمعنا و ناهماهنگ» نیست، بلکه بخشی از یک «نظم نوین» است که واشنگتن نتهای آن را مینویسد؛ و اینکه توافق اولیه به معنای «تسلیم بیقید و شرط ایران» است.
بدیهی است که در این پروژه عظیم سمفونیک، اسرائیل به نقش یک تماشاگر ناخواسته تنزل یافته است؛ تماشاگری که باید فقط گوش دهد و اجازه ندارد در اجرا مشارکت کند. تنها کاری که از دستش برمیآید این است که با صدای بلند اعتراض کند، به امید آنکه بتواند این نمایش را متوقف کند یا حتی پیش از آنکه از سالن کنسرت بیرون انداخته شود، پایان آن را رقم بزند.
سفر مارکو روبیو در فاصله ۲۳ تا ۲۵ ژوئن به امارات متحده عربی، کویت و بحرین ــ نخستین سفر او به این کشورها از آغاز جنگ با ایران ــ با هدف هماهنگ کردن سیاست منطقهای انجام نشد؛ بلکه هدف اصلی آن اطمینان دادن به سه کشور خلیج فارس بود که بهشدت از جنگ آسیب دیدهاند و وعده ادامه همکاریهای نظامی با آنها بود.
واشنگتن همچنین میخواست به این کشورها تضمین دهد که در مذاکرات جاری با تهران، در برابر ایران با ملاحظهکاری و احتیاط بیش از حد رفتار نخواهد کرد.
بازندگان این ماجرا
مشکل اینجاست که این توضیحات نتوانسته بیاعتمادی کشورهای خلیج فارس را برطرف کند؛ برخی از آنها مانند رژیم اسرائیل، احساس میکنند در این ماجرا «قربانی یک بازی ناعادلانه شدهاند» و در نهایت بازنده خواهند بود.
اگر روبیو به آنها گفته باشد که آمریکا قاطعانه با شروطی که ایران برای عبور از تنگه هرمز مطرح کرده مخالفت خواهد کرد، و اگر ترامپ نیز تأکید کرده باشد که ایران متعهد شده است حق عبور از تنگه دریافت نکند ــ و حتی تهدید کرده باشد که در صورت چنین اقدامی مذاکرات را متوقف خواهد کرد ــ اما تهران برداشت کاملاً متفاوتی از این موضوع دارد.
ایران میگوید قصد ندارد تنها در طول دوره شصتروزه مذاکرات عوارض عبور دریافت کند. پس از آن، چه گفتوگوها ادامه یابد یا نه، و چه توافقی امضا شود یا نشود، تهران قصد دارد حق خود را برای دریافت هزینه در قبال «کمکهای دریایی و خدمات امنیتی» اعمال کند.
در عمل، ایران از هماکنون مذاکراتی را با عمان آغاز کرده است. هیأتی به ریاست محمدباقر قالیباف و با حضور عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، پس از مذاکرات ژنو در ۲۲ ژوئن راهی عمان شد.
روز بعد، دو کشور در بیانیهای مشترک از تشکیل یک «کارگروه مشترک» برای بررسی مدیریت تردد در تنگه هرمز، خدمات دریایی قابل ارائه و هزینههای مرتبط با آن خبر دادند؛ اقدامی که قرار است «با هماهنگی کشورهای خلیج فارس و مطابق با حقوق بینالملل» انجام شود.
اما موضوع تنها به شکلگیری یک محور ایران ـ عمان محدود نمیشود؛ محوری که به نظر میرسد تلاشهای آمریکا برای ایجاد یک جبهه متحد در خلیج فارس علیه نفوذ ایران را دور میزند.
در ۲۴ ژوئن، محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخستوزیر قطر، به عمان سفر کرد تا پیشنهاد تشکیل یک گروه مذاکره مشترک را مطرح کند؛ گروهی که در آن ایران و کشورهای خلیج فارس بتوانند درباره تنگه هرمز، هماهنگی رفتوآمد دریایی و مسئله حق عبور کشتیها گفتوگو کنند.
به نظر میرسد این ابتکار، اقدامی مستقل از سوی کشورهای خلیج فارس باشد؛ اقدامی که در ظاهر ارتباط مستقیمی با مذاکرات جاری میان واشنگتن و تهران ندارد و بر دو اصل اساسی استوار است؛ اصولی که شاید رفتار آینده کشورهای خلیج فارس در قبال ایران را تعیین کند.
دو اصل جدید کشورهای خلیج فارس در برابر ایران
اصل نخست این است که ایالات متحده نخواهد توانست ایران را وادار کند کنترل اداری تنگه هرمز را واگذار کند یا محدودیتهایی را که واشنگتن میخواهد بر تهران تحمیل کند، بپذیرد.
اصل دوم که نتیجه اصل نخست است، این است که بهتر است کشورهای خلیج فارس خود با ایران به توافق برسند، پیش از آنکه ترامپ شخصاً امتیازهایی به تهران بدهد که ممکن است نفوذ ایران بر تنگه را بیش از حد افزایش دهد.
این دو اصل نهتنها نشاندهنده بحران اعتماد نسبت به توانایی آمریکا برای مذاکره مؤثر با تهران است، بلکه ضرورت فوری تدوین یک سیاست منطقهای مستقل را نیز نشان میدهد؛ سیاستی که ایران را نه فقط در مسائل دریایی، بلکه در سطح گستردهتر، بهعنوان شریکی اجتنابناپذیر در نظر بگیرد.
برای مثال، قدرتهای خلیج فارس ــ بهویژه عربستان سعودی ــ پس از آنکه تحریمهای آمریکا بهطور موقت لغو شوند، خواستار هماهنگی با ایران در زمینه فروش نفت خواهند شد.
آنها همچنین باید درباره طرح ایجاد یک «صندوق بازسازی» ۳۰۰ میلیارد دلاری که وعده آن به ایران داده شده، تصمیمگیری کنند. پیش از آن نیز مسئله آزادسازی ۱۲ میلیارد دلار (نیمی از مجموع ۲۴ میلیارد دلار) داراییهای بلوکهشده ایران در بانکهای خارجی مطرح خواهد بود.
باید یادآوری کرد که بخش قابل توجهی از این منابع در بانکهای کشورهای خلیج فارس نگهداری میشود.
گفتوگوی عربی
کشورهای خلیج فارس نمیتوانند بهطور یکجانبه درباره آزادسازی داراییهای ایرانی که در اختیار دارند تصمیم بگیرند.
اما اگر سازوکاری موازی برای مذاکره میان آنها و ایران شکل بگیرد، تهران تلاش خواهد کرد قواعد جدیدی را برای بازی تعریف کند؛ نه فقط درباره مدیریت کشتیرانی در خلیج فارس، بلکه درباره کل روابط آینده میان ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس.
این روند بدون شک بر تصمیمهای آینده واشنگتن نیز تأثیر خواهد گذاشت؛ از جمله درباره سرنوشت داراییهای بلوکهشده ایران.
شاهزاده فیصل بن فرحان آل سعود، وزیر خارجه عربستان سعودی، گفته است که حملات ایران باعث «کاهش قابل توجه اعتماد» شده و پیش از هرگونه همکاری اقتصادی، ابتدا باید این اعتماد دوباره بازسازی شود.
در مقابل، همتای قطری او موضعی نرمتر اتخاذ کرده و توضیح داده است که «گفتوگو ضروری است و همچنین دستیابی به توافقی که امنیت منطقهای را تضمین کند.»
با وجود تفاوت در لحن این دو موضع، هر دو نشان میدهند که ایجاد یک گفتوگوی عربی با ایران ضروری است و کشورهای خلیج فارس نمیتوانند صرفاً از کنار مذاکرات ایران و آمریکا نظارهگر باشند و نقشی در آن نداشته باشند.
این دیدگاه که تهران را بهعنوان یک شریک کامل و واقعی برای کشورهای خلیج فارس در نظر میگیرد، اهرم سیاسی تازهای در اختیار ایران قرار میدهد؛ اهرمی که تهران بدون تردید در مذاکرات خود با ایالات متحده از آن استفاده خواهد کرد.
به شکلی متناقضنما ، کشورهایی که بیشترین آسیب را از حملات ایران دیدهاند، ممکن است بار دیگر به همان نقشی بازگردند که پیش از جنگ داشتند: نقش سپر سیاسی و اقتصادی برای ایران؛ سپری که به تهران کمک میکند در برابر فشارها و تهدیدهای آمریکا مقاومت کند.
در این شرایط، مذاکرات میان اسرائیل و لبنان نیز اهمیت بیشتری پیدا میکند.
مارکو روبیو تلاش کرده است تأکید کند که واشنگتن درباره مسائل لبنان و اختلافهای این کشور با اسرائیل، مستقیماً با دولت مستقل و حاکم لبنان گفتوگو خواهد کرد و این مذاکرات خارج از چارچوب گفتوگوهای ایران و آمریکا دنبال خواهد شد. اما در عمل، تحقق این هدف آسان نخواهد بود.
اگر تفاهمنامه اولیه نتواند از آزمونهای دشوار مربوط به تنگه هرمز و مسئله داراییهای بلوکهشده ایران عبور کند و از بین برود، بازسازی اعتماد کشورهای خلیج فارس دشوارتر خواهد شد؛ و در نتیجه، امید به ایجاد ثبات در جبهه لبنان نیز کاهش خواهد یافت.
ترامپ یک رویکرد تازه در جنگ علیه ایران آزمایش میکند: عقبنشینی!
سایت اطلاعات آنلاین / ۱ ساعت قبل
دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، هفتههاست تلاش میکند تا تحولات مثبتی را در جبهه جنگ و مذاکره با ایران ایجاد کند، اما موفقیت چندانی نداشته است.
به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از سیانان، روز سهشنبه، به نظر میرسید ترامپ رویکرد جدیدی را اتخاذ کرده است. به گفته یک مقام آمریکایی، او به نمایندگان ارشد دولت گفته است که گفتگوهای خود با ایران را متوقف کنند. علاوه بر این، مقامات کاخ سفید اخیراً به متحدان سیاسی خود اطلاع دادهاند که در حال تغییر راهبرد خود هستند - از «هر چه سریعتر ایران را سرکوب کنید» به «خفه کردن» در طول زمان.
ترامپ به جای اینکه ادعا کند مذاکرات به خوبی پیش میرود و توافق جدیدی در شرف وقوع است - همانطور که بارها از زمان فروپاشی آتشبس امضاشده در ماه ژوئن ادعا کرده - اعلام کرد که هیچ شکلی از دیپلماسی در جریان نیست.
او در رسانههای اجتماعی نوشت: «هیچ مذاکره یا گفتگویی با جمهوری اسلامی ایران در حال انجام یا برنامهریزی نیست. محاصره دریایی با تمام قوا و به قوت خود باقی است. تنگه هرمز باز و فعال است. همه مینهای آبی برداشته یا منفجر شدهاند. از توجه شما به این موضوع متشکریم!»
در واقع، تردد از تنگه هرمز همچنان بسیار کم است و کشتیهایی که از این آبراه کلیدی عبور میکنند، همچنان هدف آتش موشکهای ایرانی قرار میگیرند.
با این حال، ترامپ که از تلاشهای به بنبست رسیده برای بازگشایی تنگه ناامید شده و با سوالات فزایندهای در مورد تلفات جنگ نامحبوب بر ارتش ایالات متحده روبروست، نشان میدهد که آماده است از این درگیری فاصله بگیرد.
مقامات روز سهشنبه گفتند که دستور ترامپ به تیم مذاکرهکنندهاش - شامل جی. دی. ونس، معاون رئیسجمهور و استیو ویتکاف و جارد کوشنر، فرستادگان - مبنی بر عدم تعامل با تهران، پس از «مذاکرات مثبت» با این کشور بوده است.
مقامات گفتند، اما ترامپ هنوز از عدم تمایل تهران به تسلیم شدن در برابر خواستههایش راضی نیست. او میخواهد منتظر بماند تا رهبران این کشور تمایل جدیدی برای دستیابی به توافقی که او به دنبال آن است، قبل از تعامل مجدد نشان دهند.
یک روز قبل از پست ترامپ در شبکههای اجتماعی، کوشنر در سفری به خاورمیانه، ارزیابی خوشبینانهتری از مذاکرات ارائه داد. او در مصاحبهای با فاکس نیوز گفت که گفتگوها بین ایالات متحده و ایران «احتمالاً قویتر» از همیشه است و افزود که تیم آمریکایی با چهرههای مختلف درون رژیم در حال گفتگو است.
او گفت: «آنها به شکلی بسیار قوی در حال تعامل هستند و این کاملاً مثبت است. ما گفتگوهای بسیار مثبت و فعالی داریم.» مقامات ایران بارها اعلام کردهاند که گفتگوهای مستقیم آنها با ایالات متحده نادرست است. ترامپ پیش از این از این انکارها خشمگین شده و گفته بود که ایران در حال بازی کردن است و مقامات مشتاقند در گفتگوهای خصوصیتر به توافق برسند.
در پشت صحنه، به گفته افراد آگاه، ترامپ از خطوط در حال ظهور ترتیباتی که ایران سعی دارد با عمان در مدیریت ترافیک از طریق تنگه هرمز به آن ضربه بزند، ناراضی شده است. او این هفته به عمان حمله و تهدید کرد که این کشور خلیج فارس را با بمب هدف قرار خواهد داد، گرچه این کشور برای دههها به عنوان شریک راهبردی ایالات متحده عمل کرده است.
او روز دوشنبه در دفتر بیضی شکل به خبرنگاران گفت: «فکر نمیکنم آنها خیلی خوب رفتار کرده باشند، اما ما خیلی راحت با آنها برخورد خواهیم کرد - درست مثل دیگران.» ایران و عمان هر دو در امتداد تنگه هرمز خط ساحلی دارند و این توافق، همانطور که مقامات منطقهای توصیف کردهاند، به معنای کنترل هر کشور بر ترافیک ورودی و خروجی از خلیج فارس خواهد بود.
در داخل کاخ سفید نگرانیهایی وجود دارد که این طرح، که هنوز نهایی نشده است، میتواند کنترل ایران بر این آبراه را تشدید کند. برخی از مقامات معتقدند عمان در مذاکرات، به جای اینکه به عنوان یک شریک بیطرف عمل کند، بیشتر به ایران تمایل داشته تا به ایالات متحده.
از جمله پیشنهادهایی که ترامپ و مقامات ارشد آمریکایی با آن مخالفند: اخذ عوارض از کشتیهایی که به دنبال عبور از تنگه هستند. ترامپ اصرار داشته است هیچگونه عوارض یا پرداخت دیگری مجاز نیست، اما برخی نسخههای این توافق که منتشر شدهاند شامل هزینههای مربوط به حفاظت از محیط زیست یا امنیت است.
ترامپ این نحوه عملکرد کانال را پیشبینی نمیکند. او خواهان توافقی است که این گذرگاه را به طور کامل به وضعیت پیش از جنگ خود بازگرداند، زمانی که ترافیک نامحدود از طریق این آبراه بینالمللی جریان داشت. دولت او بارها گفته است که اجازه دادن به هر کشوری برای اعمال کنترل بر این تنگه، سابقهای خطرناک ایجاد خواهد کرد.
با وجود اینکه ترامپ این هفته ادعا کرد هدف اصلی او همچنان جلوگیری از دستیابی ایران به سلاحهای هستهای است، بازگرداندن ترافیک در این تنگه به چالش اصلی جنگ تبدیل شده است.
مقامات آمریکایی گفتهاند انتظار میرود ایالات متحده به زودی تحریمهای جدید و خردکنندهای را علیه ایران اعمال کند، شاید همین هفته. مقامات نظامی، از جمله پیت هگست، وزیر دفاع، گفتهاند که نیروهای آمریکایی در منطقه آمادهاند تا محاصره بنادر ایران توسط ایالات متحده را برای همیشه اجرا کنند.
ترامپ و تیمش معتقدند فشار اقتصادی بر ایران در نهایت باعث خواهد شد تهران شرایط او را برای پایان دادن به جنگ بپذیرد. اما مقامات ایرانی نیز ترامپ را تحت فشار سیاسی برای خروج از جنگ میدانند که منجر به بنبست میشود.
فشار نظامی نیز ترامپ را مجبور به مذاکره برای خروج از جنگ کرده است. استقرار طولانی داراییهای نظامی ایالات متحده در منطقه - از جمله ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن - به دلیل تلفاتی که بر کشتیها و ملوانان آنها وارد کرده است، مورد بررسی دقیق قرار گرفته و ترامپ اذعان کرده است که ذخایر پیشرفتهترین مهمات پس از شش ماه جنگ در جایی که او دوست دارد، نیستند.
اما تاکنون، او در برابر درخواستهای فزاینده جمهوریخواهان برای یافتن راه خروجی به جنگ مقاومت کرده و اصرار دارد که هیچ کمبود زمانی احساس نمیکند.
بازتاب پیامدهای جنگ علیه ایران در رسانههای جهان
سایت مشرق / ۳ ساعت قبل
از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، شکست راهبردی به متجاوزان تحمیل شده است.
به گزارش مشرق، از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی بر متجاوزان تحمیل شد. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرد و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخت.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های انگلیسی
شبکه سیانبیسی در گزارشی به نقل از فایننشال تایمز نوشت که مقامات ایرانی امکان هدف قرار دادن داراییهای نظامی آمریکا در اروپا، از جمله در بلغارستان و قبرس را در صورت تشدید جنگ مورد بررسی قرار دادهاند. این گزارش که به نقل از «دو منبع نزدیک به حاکمیت ایران» منتشر شده، هنوز به طور مستقل تأیید نشده است. همزمان، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، روز سهشنبه تأیید کرد که مذاکرات با تهران فروپاشیده و برنامهای برای ازسرگیری آن وجود ندارد. وی همچنین تمدید توافق آتشبس ۶۰ روزه را که روز دوشنبه منقضی شد، رد کرد.
بر اساس این گزارش، امارات متحده عربی در اقدامی تنشزا، تمامی مبادلات تجاری، بازرگانی و مالی خود با ایران را تا اطلاع ثانوی به حالت تعلیق درآورده است. وزارت دفاع امارات مدعی شد که دو موشک بالستیک از ایران به سمت آبهای سرزمینی این کشور شلیک شده که هر دو در دریا سقوط کردهاند. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، این ادعا را رد کرد.
سیانبیسی میافزاید که نقطه اصلی اختلاف همچنان کنترل تنگه هرمز است. ترامپ بارها ادعا کرده که این آبراه حیاتی باز و تحت کنترل آمریکا است، اما دادههای ردیابی نشان میدهد که ترافیک کشتیرانی در آن بسیار پایین است و حمله به یک کشتی باری در اوایل هفته جاری، یک کشته بر جای گذاشته است. تحلیلگران بازار نیز هشدار دادهاند که در صورت عدم دستیابی به توافق، قیمت نفت ممکن است برای هفتهها بالای ۱۰۰ دلار باقی بماند. این وضعیت بنبست فرسایشی، اقتصاد جهانی و منطقه را در معرض خطرات فزایندهای قرار داده است.
شبکه سیانان در تحلیلی به قلم تیم لیستر نوشت که رهبری جدید جمهوری اسلامی ایران راهبرد تهاجمی خود را برای ادامه رویارویی با ایالات متحده تدوین و ترویج میکند. به نوشته این تحلیل، احکام انتصاب سرلشکر احمد وحیدی به فرماندهی کل سپاه با تأکید بر افزایش آمادگی برای «عملیات آفندی قوی علیه دشمن» و اظهارات مقامات ارشد سپاه مبنی بر توسعه توانایی انجام عملیات «در خاک دشمن»، نشانههای آشکاری از یک تحول راهبردی است. محمد مخبر، مشاور رهبر معظم انقلاب اسلامی، نیز تأکید کرده است که «راهبرد انتقال جنگ به وضعیت تهاجمی در صورت برآورده نشدن شروط ایران، بدون تردید موازنه قدرت در جهان را دگرگون خواهد کرد.»
سیانان به نقل از تحلیلگرانی چون حمیدرضا عزیزی از مؤسسه کلینگندیل تصریح میکند که «مأموریت وحیدی بازنگری در استراتژی نظامی ایران در جهتی قاطعتر و تهاجمیتر بوده است.» همچنین تریتا پارسی از مؤسسه کوئینسی معتقد است که تهران با این رویکرد، کنترل «دامنه، جغرافیا و زمانبندی جنگ» را از آمریکا میگیرد. این تحلیل میافزاید که ایران در حال گذار از اتکای صرف به نیروهای نیابتی به سوی توسعه توانمندیهای موشکی و پهپادی خود است.
به نوشته سیانان، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همچنان از اهرمهای منطقهای خود بهره میگیرد. انصارالله یمن کشتیهای سعودی را تهدید کرده و شبهنظامیان عراقی تأسیسات نفتی عربستان را هدف قرار دادهاند. سردار اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس سپاه، نیز اخیراً به بغداد سفر کرده است. اچ.ای. هلییر از مؤسسه روسی معتقد است که حکومت ایران «در برابر باران حملات آمریکا و اسرائیل ایستادگی کرده و اکنون به دنبال تبدیل این تابآوری به مزیت سیاسی دائمی در منطقه است.»
شبکه فاکس نیوز در تحلیلی به قلم رابرت مگینیس، افسر بازنشسته ارتش آمریکا، نوشت که گویاترین تحول راهبردی این هفته در جنگ ایران، نه حملهای دیگر به تهران، بلکه حرکت ناو هواپیمابر یواساس جرج واشنگتن به سمت خاورمیانه برای جایگزینی ناو یواساس لینکلن است که بیش از ۲۶۰ روز در دریا بوده است. این اقدام میتواند اقیانوس آرام را برای مدتی نامعلوم بدون ناو هواپیمابر بگذارد. به نوشته این تحلیلگر، «آمریکا قدرت جهانی دارد، اما نیروهایش نامحدود نیستند و جغرافیا همچنان انتخابها را تحمیل میکند.»
مگینیس با یادآوری درس سقوط سنگاپور در ۱۹۴۲ که در آن بریتانیا به دلیل تعهدات گسترده نتوانست جبهه شرق دور را تقویت کند، استدلال میکند که مشکل اصلی آمریکا «توانایی جنگیدن در دو جبهه نیست»، بلکه «بازدارندگی» است: آیا واشنگتن میتواند در عین حفظ درگیری پرهزینه در خاورمیانه، چین را متقاعد کند که اکنون زمان حمله به تایوان نیست؟ وی با اشاره به اینکه ناو هواپیمابری که در خاورمیانه مستقر است، «در اقیانوس آرام در دسترس نیست»، هشدار میدهد که این چرخه جابجایی نیروها، «راهبرد اعلامشده و تخصیص واقعی نیروها» را در جهتهای متضاد قرار میدهد.
فاکس نیوز میافزاید که استراتژی دفاع ملی ۲۰۲۶ آمریکا، بازدارندگی چین را در اولویت قرار داده و انتظار دارد متحدانش مسئولیت بیشتری در سایر مناطق بپذیرند. اما جنگ ششماهه ایران، کشتیها، هواپیماها، مهمات و توجه فرماندهی را میبلعد. نویسنده با استناد به تجربه کره در ۱۹۵۰ نتیجه میگیرد که آمریکا باید «اولویتها را اجرا کند» و پذیرش ریسک در هر جابجایی نیرو به این بحران را صریحاً اعلام نماید. او هشدار میدهد که «اگر چنین معاوضههایی عادی شوند، راهبرد اعلامشده و تخصیص واقعی نیروها در جهتهای متفاوتی حرکت خواهند کرد» و در نهایت «اگر ما اولویتهای خود را تعیین نکنیم، رویدادها آنها را تعیین خواهند کرد.» این تحلیل بازتابدهنده نگرانی فزاینده جریانهای محافظهکار آمریکا از فرسایش توان نظامی این کشور در جنگ ایران است.
روزنامه گاردین در گزارشی اعلام کرد که نرخ تورم سالانه بریتانیا در ماه ژوئیه به ۲.۹ درصد افزایش یافته است که ناشی از تأثیر مستقیم جنگ ایران بر قیمتهای انرژی و افزایش قبوض گاز و برق خانوارهای انگلیسی است. بر اساس دادههای اداره آمار ملی بریتانیا، این نخستین افزایش نرخ تورم سالانه از ماه مارس است و تورم از پایینترین سطح ۱۵ ماهه ۲.۶ درصد در ژوئن به این رقم رسیده است. افزایش ۱۳ درصدی سقف قیمت انرژی در ابتدای ژوئیه، بزرگترین جهش قیمت گاز از زمان حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ را رقم زد.
این گزارش میافزاید که بانک مرکزی انگلستان در حال بررسی افزایش نرخ بهره از ماه آینده است، زیرا نگران تثبیت تورم بالا در اقتصاد این کشور است. جان هیلی، وزیر دارایی دولت اندی برنهام، ضمن اذعان به فشار ناشی از «تورم جنگ ایران» بر خانوارهای انگلیسی، مدعی شد که اقتصاد بریتانیا «تابآور» است اما «کار بیشتری برای بازگرداندن امید و ساختن اقتصادی قویتر باقی مانده است.»
گاردین با اشاره به اینکه پیش از آغاز جنگ ایران در اواخر فوریه، نرخ تورم بریتانیا در مسیر کاهش به حدود ۲ درصد بود، به نقل از تحلیلگران میافزاید که «خبر خوب این است که فشارهای بنیادین همچنان در حال کاهش هستند، اما خبر بد این است که این موج تازه تورم ناشی از رویدادهایی در خاورمیانه است که تا حد زیادی خارج از کنترل دولت قرار دارند.» بانک مرکزی هشدار داده که در بدترین سناریوی تشدید جنگ، تورم بریتانیا میتواند تا اواسط ۲۰۲۷ به اوج ۴.۵ درصد برسد. تورم هسته (بدون احتساب انرژی و مواد غذایی) نیز در ۲.۶ درصد ثابت ماند. این گزارش نشان میدهد که پیامدهای اقتصادی جنگ ایران دامنهای جهانی یافته و حتی کشورهایی که مستقیماً در مناقشه دخیل نبودهاند را نیز تحت فشار قرار داده است.
رسانه های عربی
الجزیره در مقاله ای با عنوان «انقلاب در روح آمریکایی؛ انزوای اسرائیل مسئله زمان است» به تغییر چشمگیر افکار عمومی آمریکا درباره فلسطین و اسرائیل میپردازد. بر اساس چند نظرسنجی در سال ۲۰۲۶، برای نخستینبار میزان همدلی آمریکاییها با فلسطینیان به ۴۱ درصد رسیده، در حالی که همدلی با اسرائیل ۳۶ درصد است؛ تغییری مهم نسبت به سه سال پیش که این نسبتها ۳۱ به ۵۴ درصد بود.
نویسنده معتقد است جنگ غزه و پیامدهای آن، همراه با هزینههای جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، این تغییر را تشدید کرده است. ۶۸ درصد آمریکاییها جنگ با ایران را پرهزینه و غیرضروری دانستهاند و ۸۶ درصد گفتهاند این جنگ هزینههای زندگی در آمریکا را افزایش داده است.
این تغییر بهویژه میان جوانان شدیدتر است؛ تنها ۹ درصد افراد زیر ۳۵ سال از عملکرد نظامی اسرائیل در غزه حمایت میکنند. نویسنده نتیجه میگیرد که تغییر نسلی میتواند در سالهای آینده سیاست خارجی آمریکا را دگرگون کند و حمایت سنتی و بیقیدوشرط واشنگتن از اسرائیل را کاهش دهد.
المیادین در مقاله ای استدلال کرد که افول تدریجی هژمونی آمریکا دیگر صرفاً یک نظریه نیست، بلکه در عرصه نظامی، اقتصادی و سیاسی آشکار شده است. نویسنده عقبنشینی ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» را نمادی از کاهش توان آمریکا در حفظ سلطه بر مسیرهای دریایی میداند.
از دید او، هشدار آیزنهاور درباره نفوذ «مجتمع نظامی-صنعتی» امروز با کاهش توان تولید و کمبود مهمات نمایان شده است. همچنین حمایت مالی و سیاسی گسترده آمریکا از اسرائیل، به باور نویسنده، منابع این کشور را فرسوده کرده است. جهانیشدن نیز با انتقال صنایع به آسیا، موجب تضعیف طبقه متوسط و شکلگیری پایگاه اجتماعی ترامپ شده است. در مقابل، چین، روسیه و ایران با بهرهگیری از روندهای جهانیشدن به قدرتهای مؤثر اوراسیایی تبدیل شدهاند.
مقاله نتیجه میگیرد که جنگ هرمز نشانهای از ظهور نظام چندقطبی و کاهش توان واشنگتن برای تحمیل اراده خود است و آمریکا ناگزیر باید واقعیت نظم جهانی جدید را بپذیرد.
رأی الیوم در مقاله ای با تمرکز بر بحث خلع سلاح گروههای مسلح شیعه در عراق، از ضرورت وجود دولت قدرتمند و انحصار سلاح در دست حکومت سخن گفت، اما در همین حین تأکید کرد که شرایط امنیتی عراق هنوز برای خلع سلاح حشدالشعبی مناسب نیست. نویسنده با اشاره به تهدیدهای منطقهای، حضور ترکیه و آمریکا، گروههای مسلح کرد، داعش، جریانهای تکفیری و فعالیت اسرائیل، معتقد است دولت عراق توان کافی برای حفاظت از شیعیان و تمامیت ارضی کشور را ندارد.
او همچنین عملکرد دولت در برابر حملات و نقض حاکمیت عراق را ضعیف ارزیابی میکند و میپرسد چگونه دولتی که قادر به پاسخگویی مؤثر به تهدیدهای خارجی نیست، میتواند امنیت مردم را تضمین کند.
از دید نویسنده، پیش از درخواست تحویل سلاح حشد الشعبی، دولت باید تضمینهای واقعی امنیتی ارائه دهد. او تأکید میکند که در چنین شرایطی خلع سلاح میتواند امنیت شیعیان را به خطر انداخته و جایگاه سیاسی آنان را تضعیف کند.
رسانه های چین و روسیه
وبسایت «آرتی» در گزارشی با عنوان «چرا ترامپ از کرهجنوبی خشمگین است؟» به بررسی اختلافات اخیر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با سئول و تأثیر آن بر آینده روابط دو کشور پرداخته است. این گزارش، رویکرد ترامپ را بخشی از تلاش گستردهتر واشنگتن برای بازنگری در تعهدات خود به متحدان و واداشتن آنها به پذیرش سهم بیشتری از هزینههای امنیتی میداند.
بر اساس این گزارش، ترامپ در آستانه برگزاری رزمایش سالانه مشترک آمریکا و کرهجنوبی اعلام کرده است که این رزمایشها باید به میزان قابلتوجهی کاهش یابد. او این تمرینهای نظامی را پرهزینه و تحریککننده کرهشمالی دانسته و همزمان بر رابطه شخصی خود با کیم جونگ اون تأکید کرده است.
گزارش، یکی از عوامل اصلی نارضایتی ترامپ را موضع محتاطانه سئول در قبال جنگ آمریکا با ایران عنوان میکند. ترامپ معتقد است کشوری که از حضور نظامی آمریکا، چتر هستهای و تضمینهای امنیتی واشنگتن برخوردار است، باید هنگام نیاز نیز از آمریکا حمایت کند. در مقابل، کرهجنوبی به دلیل ملاحظات امنیتی، حقوقی و سیاسی از ورود مستقیم به جنگ خودداری کرده است.
در ادامه گزارش آمده است که وابستگی امنیتی کرهجنوبی به آمریکا، در کنار روابط اقتصادی گسترده دو کشور، به اهرمی برای فشار دولت ترامپ تبدیل شده است.
واشنگتن خواهان افزایش هزینههای دفاعی کرهجنوبی، خرید بیشتر تجهیزات نظامی آمریکایی و سرمایهگذاری این کشور در صنایع آمریکا است.
در جمعبندی، گزارش تأکید میکند که سیاست ترامپ به معنای کنار کشیدن آمریکا از جهان نیست، بلکه تلاشی برای کاهش هزینههای رهبری جهانی و انتقال مسئولیت بیشتر به متحدان است. با این حال، چنین رویکردی ممکن است در بلندمدت کرهجنوبی و دیگر متحدان آمریکا را به سمت استقلال راهبردی بیشتر سوق دهد.
شبکه خبری «سیجیتیان» چین در گزارشی با عنوان «آمریکا و کرهجنوبی رزمایش مشترک نظامی را زودتر پایان میدهند» به کاهش ناگهانی رزمایش مشترک دو کشور پرداخت. این تحول در شرایطی رخ داده که اختلاف واشنگتن و سئول بر سر جنگ ایران نیز افزایش یافته است.
بر اساس این گزارش، دونالد ترامپ پیش از آغاز رزمایش «سپر آزادی اولچی» دستور داده بود ابعاد تمرینهای نظامی مشترک آمریکا و کرهجنوبی به میزان قابلتوجهی کاهش یابد. در پی این دستور، دو طرف تصمیم گرفتند تنها مرحله دفاعی رزمایش را برگزار کنند و مرحله دوم، که شامل تمرینهای ضدحمله بود، لغو شود. در نتیجه، رزمایش حدود یک هفته زودتر از برنامه اولیه پایان مییابد.
در ارتباط با جنگ ایران، گزارشهای تازه نشان میدهد که این تصمیم صرفاً به ملاحظات مربوط به کرهشمالی محدود نیست.
وزیر خارجه کرهجنوبی گفته است اقدام ترامپ احتمالاً تا حدی با هدف اعمال فشار بر سئول برای حمایت از تلاشهای آمریکا در جنگ ایران انجام شده است. ترامپ پیشتر از خودداری کرهجنوبی از همراهی با آمریکا در این جنگ انتقاد کرده بود.
به این ترتیب، کاهش رزمایشها را میتوان نشانهای از تشدید اختلاف میان دو متحد بر سر میزان حمایت کرهجنوبی از سیاستهای نظامی آمریکا دانست. این اقدام همچنین نگرانیهایی درباره آینده همکاری دفاعی دو کشور و روند انتقال کنترل عملیاتی نیروهای کرهجنوبی در زمان جنگ ایجاد کرده است.