
دولت چهاردهم در حالی وارد سومین سال فعالیت خود میشود که کارنامه دو سال نخست آن، در سایه مجموعهای از تحولات کمسابقه سیاسی، اقتصادی و امنیتی شکل گرفته است؛ دولتی که در ابتدای فعالیت خود با انباشت مسائل و چالشهای داخلی مواجه بود و در ادامه، با تشدید فشارهای خارجی و تحولات پرشتاب منطقهای، با شرایطی مواجه شد که بسیاری از وعدهها و برنامههای اولیه آن را تحت تأثیر قرار داد. در چنین شرایطی، ارزیابی عملکرد دولت پزشکیان تنها با سنجش شاخصهای معمول اقتصادی یا میزان تحقق وعدههای انتخاباتی ممکن نیست.
از سوی دیگر، رویکرد دولت چهاردهم برای کاهش اختلافات سیاسی و ایجاد هماهنگی میان نهادهای مختلف در سایه سیاست وفاق، اگرچه توانسته تا حدی از تشدید منازعات درون ساختار قدرت جلوگیری کند، اما همزمان پرسشهایی درباره میزان اثرگذاری این رویکرد بر هویت و عملکرد دولت ایجاد کرده است.
برای بررسی عملکرد دو ساله دولت چهاردهم، گفتوگویی داشتهایم با محمود صادقی، نماینده ادوار مجلس و فعال سیاسی اصلاحطلب که مشروح آن را در ادامه میخوانید.
اکنون دولت چهاردهم به دو سالگی خود رسیده است و میدانیم این دولت در شرایطی کار خود را آغاز کرد که از همان لحظه تحلیف، بحرانها آغاز شد و رفتهرفته شدت گرفت و ما نهایتا به یک جنگ ۴۰ روزه رسیدیم که همچنان عواقب آن ادامه دارد. قبل از اینکه به ارزیابی عملکرد این دولت بپردازیم، میخواستیم از شما بپرسیم به نظرتان چرا این حجم از بحرانهای داخلی و خارجی، در دولت چهاردهم تلاقی پیدا کرده است؟
ریشه بحرانهای دو سال اخیر کشور، به حدود یک دهه پیش از آغاز دولت پزشکیان برمیگردد. ما در مجلس دهم نیز حدود ۲۰ ابرچالش کشور را در حوزههای اقتصادی، بازنشستگی، محیطزیست و... شناسایی کردیم. بنابراین، نمیتوان گفت وضعیت فعلی کشور محصول عملکرد دولت چهاردهم است، کما اینکه نقطه آغاز فعلی وضعیت منطقه و رویارویی مستقیم ما با اسرائیل، به اواخر دولت قبل برمیگردد. نهایتا هم سقوط هلیکوپتر مرحوم رئیسی را داشتیم که چرایی آن همچنان مبهم است. اینها همه حاکی از …












