
به بهانه سخنان اخیر ریاست محترم جمهوری در مصاحبه های تلویزیونی و نشست با دبیران کل احزاب و فعالان سیاسی
مقدمه
مرداد ۱۴۰۵ ایران را در یکی از پیچیدهترین مقاطع تاریخ معاصر خود قرار داده است؛ مقطعی که در آن، تهدید خارجی، فشار اقتصادی، نااطمینانی سیاسی و فرسایش اجتماعی در نقطهای مشترک به یکدیگر رسیدهاند. جنگ های اخیر، هرچند با ایستادگی نیروهای مسلح و همراهی بخش بزرگی از جامعه به پایان مرحله نظامی خود رسید، اما پایان شلیکها الزاماً به معنای پایان بحران نیست. جنگ میتواند پس از توقف عملیات نظامی، در اقتصاد، روان جامعه، اعتماد عمومی و محاسبات سیاسی ادامه پیدا کند.
تحریمها همچنان ظرفیت اقتصادی کشور را محدود کردهاند و وضعیت میان جنگ و صلح، امکان برنامهریزی بلندمدت را دشوار ساخته است. کشور نه در شرایط عادی قرار دارد که همه منابع خود را صرف توسعه کند و نه در وضعیت جنگ تمامعیار است که جامعه و دولت بتوانند همه ناکارآمدیها را به ضرورتهای جنگی نسبت دهند. این وضعیت میتواند خطرناکتر از یک بحران کوتاهمدت باشد؛ زیرا بحران کوتاهمدت پایان دارد، اما بحران فرسایشی میتواند به شیوهای از حکمرانی تبدیل شود.
در چنین شرایطی، دو حضور اخیر آقای دکتر پزشکیان ــ گفتوگوی چندقسمتی تلویزیونی با مردم و نشست با دبیران کل احزاب و فعالان سیاسی ــ را نمیتوان صرفاً دو رویداد ارتباطی یا دو گزارش عملکرد تلقی کرد. در پس این دو رویداد، میتوان تلاش برای صورتبندی یک منطق راهبردی را مشاهده کرد: قرار دادن معیشت در مرکز سیاست داخلی و قرار دادن وحدت ملی در پیرامون آن.
اما این صورتبندی زمانی میتواند از سطح یک شعار سیاسی فراتر رود که با بازسازی سرمایه اجتماعی همراه شود؛ سرمایهای که تنها از مسیر وعده اقتصادی به دست نمیآید، بلکه به احساس کرامت، شنیدهشدن، مشارکت، دسترسی آزاد به اطلاعات، کاهش شکافهای سیاسی و حل برخی مناقشات انباشته نیز وابسته است.
ایران در میان آتش جنگ و فرسایش روزمره
در ادبیات کلاسیک امنیت ملی، تهدید معمولاً با مؤلفههایی مانند توان نظامی دشمن، مرزها، تسلیحات، اطلاعات …











