
روز خبرنگار امسال، فرصت مغتنمی است تا بازخوانی دو پارادایم در عرصه رسانه را مد نظر قرار دهیم: «روزنامهنگاری هژمونیک» و «روزنامهنگاری ملی». این دو، نه صرفاً دو شیوه اطلاعرسانی، که دو فلسفه و نگاه متفاوت به مفاهیمی چون رسانه، پیام، حقیقت، انسان، آگاهی، میهن و قدرت هستند.
روزنامهنگاری هژمونیک
روزنامهنگاری در غرب، در بستر مجموعهای متکثر از نظریهها، ساختارهای مالکیت، سنتها، استانداردها و معیارهای حرفهای شکل گرفته است و بسته به جریانهای فکری و مناسباتی که مالکیت، اقتصاد و سیاست و اهداف رسانه و نیروی انسانی آن را تعریف میکنند، میتواند طیفی گسترده، از رسانههای انسانمحور، آزادیخواه، تکثرگرا و انتقادی تا رسانههای هژمونیک و وابسته به کانونهای قدرت را در بر گیرد.
مراد از روزنامهنگاری هژمونیک که ریشههای تاریخی آن را میتوان در نظم استعماری جستوجو کرد، روزنامهنگاری است که واقعیتهای تعیینکننده جهان را از دریچه منافع قدرتهای مسلط صورتبندی و بازنمایی میکند. از این روی، شاهد هستیم که در قرن بیستویکم و عصر هوش مصنوعی، پلتفرمهای تحت مالکیت و کنترل ابرشرکتها و قدرتهای مسلط، مدلهای زبانی، موتورهای جستوجو، الگوریتمهای توصیهگر و قواعد رتبهبندی چگونه در برجستهسازی، حاشیهرانی و قاببندی روایتها مداخله میکنند و همچنان در طیف وسیعی از رسانههای جریان اصلی، مناسبات هژمونیک را بازتولید میکنند. چرا که هژمونی، صرفاً تحمیل برتری اقتصادی، سیاسی یا نظامی یک قدرت نیست، بلکه سازوکار تحمیل روایتی منفعتبنیاد از واقعیتها، بهعنوان روایتی جهانشمول بر دیگر ملتها نیز هست.
این نوع روزنامهنگاری، با بهکارگیری پیچیدهترین سازوکارهای زبانی و روایی، از سوگ ما روایت میسازد، اما در برابر ساختارهای مولد رنج ما، یا پیشگیری از آن رنجها، کمتر مسئولیتی برای خود قائل است. گاه با فضاسازی و نادیده گرفتن …
