
۸۷ هزار تومان؛ یک عدد یا یک علامت هشدار؟
مقدمه:
مسئله بنزین در ایران فقط قیمت یک لیتر سوخت نیست؛ مسئله این است که جامعه تا چه اندازه توان تحمل یک شوک اقتصادی دیگر را دارد. تجربه آبان ۱۳۹۸ نشان داد که بنزین میتواند از یک موضوع اقتصادی به یک مسئله اجتماعی و سپس امنیتی تبدیل شود. در ۱۵ نوامبر ۲۰۱۹، قیمت بنزین در ایران برای سهمیههای تعیینشده ۵۰ درصد و برای مصرف مازاد بر سهمیه تا ۲۰۰ درصد افزایش یافت؛ تصمیمی که تنها یک روز پیش از اجرا اعلام شد و بهسرعت با اعتراضات خیابانی گسترده و سپس خشونت همراه شد.
اکنون، خبر عرضه بنزین با نرخ تمامشده پالایشگاهی، هر لیتر ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان، در ۲۰۴ جایگاه استان کرمان و توقف سریع این طرح، بار دیگر مسئله نسبت میان «اصلاح اقتصادی» و «ظرفیت اجتماعی تحمل شوک» را به مرکز توجه آورده است. بر اساس گزارشهای منتشرشده، این طرح در کرمان بهصورت آزمایشی مطرح شد و ساعاتی بعد اجرای آن متوقف شد.
البته باید از یک تفکیک مهم آغاز کرد: ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان در شرایط کنونی، قیمت رسمی و سراسری بنزین در ایران نیست؛ بلکه نرخی است که برای سازوکار جدید عرضه در کرمان اعلام و سپس اجرای آن متوقف شد. بنابراین، مسئله این یادداشت پیشبینی قطعی افزایش قیمت نیست؛ بلکه بررسی پیامدهای احتمالی سیاستی است که اگر بدون ملاحظات اجتماعی و امنیتی اجرا شود، میتواند هزینههایی بسیار فراتر از درآمد حاصل از فروش سوخت ایجاد کند.
این احتیاط از آن جهت اهمیت دارد که تجربه ۱۳۹۸ همچنان در حافظه اجتماعی ایران حضور دارد. بانک جهانی نیز در بررسی اصلاح قیمت بنزین در آن سال تصریح کرده است که افزایش قیمت در نوامبر ۲۰۱۹ در شرایطی انجام شد که اقتصاد ایران با فشارهای جدی مواجه بود و این اصلاح قیمت به اعتراضات خیابانی انجامید.
از این منظر، سؤال اصلی دیگر این نیست که «قیمت واقعی بنزین چقدر است؟»؛ سؤال راهبردیتر این است که جامعه ایران امروز چه میزان ظرفیت جذب یک شوک قیمتی دیگر را دارد؟
بنزین گران، جامعه کمتوان؛ وقتی شوک اقتصادی به شوک اجتماعی بدل میشود
اما اگر مسئله از رقم قیمت فراتر رود، باید دید چرا بنزین در اقتصاد …












