
به گزارش جماران، محمدرضا جعفری: وقتی این گفتوگو را در سال ۱۳۹۱ با ایرج خواجهامیری انجام دادیم او نزدیک به هشتاد سال داشت؛ اما هنوز از خواندن حرف میزد، از تمرین، از تحریر و از اینکه چرا صدایش، به تعبیر خودش، هنوز تغییر چندانی نکرده است. برای او آواز فقط یک حرفه نبود؛ حاصل هفت دهه تمرین، تجربه و زندگی با موسیقی بود.
او در آن گفتوگو از کودکیاش در خالدآباد، از نخستین تجربههایش با موسیقی و از مسیری گفت که سرانجام او را به رادیو رساند؛ مسیری که از تعزیهخوانهای محل آغاز شد و با آشنایی با استاد ابوالحسن صبا شکل جدیتری پیدا کرد.
ایرج در معرفی خودش گفته بود: «اسم من حسین است، فامیلیام خواجهامیری و ملقب به ایرج شدهام.» او در خالدآباد، نزدیک نطنز، به دنیا آمد و تا کلاس ششم ابتدایی در همانجا درس خواند. بعد برای ادامه تحصیل به تهران آمد، در دبیرستان علمیه و سپس دبیرستان نظام تحصیل کرد، دیپلم ریاضی گرفت و بعد به دانشکده افسری رفت. سال ۱۳۳۵ به درجه افسری رسید و حدود ۲۲ سال در ارتش خدمت کرد.
اما موسیقی خیلی پیشتر از اینها وارد زندگیاش شده بود. خودش میگفت پنج یا شش ساله بود که متوجه شد صدای خوبی دارد؛ صدایی که به اعتقاد او ریشه خانوادگی داشت. پدربزرگش اهل موسیقی بود و به گفته ایرج، در دربار قاجار میخوانده و ردیف موسیقی را میشناخته است. پدرش هم صدای خوبی داشت و بخشی از ردیف را از پدر خود آموخته بود.
پدر، نخستین معلم ایرج بود؛ هرچند خودش میگفت پدرش اطلاعات زیادی در موسیقی نداشت، اما هرچه میدانست به او آموخت. بخش مهم دیگری از آموزش او از تعزیهخوانهایی آمد که به خالدآباد میآمدند. ایرج بعدها میگفت باید مدیون تعزیهخوانها باشد؛ چراکه در آن سالها نه کلاس موسیقیای در دسترس بود و نه استادی که بتواند بهطور منظم نزد او آموزش ببیند. او از طریق گوش دادن به تعزیهها و گاهی با دعوت پدرش از تعزیهخوانها به خانه، گوشههایی از ردیف و دستگاهها را یاد گرفت.
از مکتب اصفهان تا استاد صبا
ایرج خودش را پیرو مکتب اصفهان میدانست …












