قیمت طلا امروز




 سایت جماران / ۴۵ ساعت قبل

مهدی سنایی: باید ایده «ایران برای همه ایرانیان» دستور کارمان شود/ وظیفه کلی کشور این است که تسلیم جریانات احساسی نشود/ ما در زمینه شناخت کشورهای دیگر و مطالعات سایر کشورها با مقداری تأخیر مواجه هستیم

مهدی سنایی سفیر پیشین ایران در روسیه می گوید: پس از عبور از جنگ، ساختن آینده با مشارکت همه، تولید امید با مشارکت همه و ایجاد رونق جدید در عرصه‌های مختلف، از سیاست و فرهنگ گرفته تا اقتصاد، بسیار حائز اهمیت است. این وظیفه الزاماً فقط از کارگزاران سیاسی برنمی‌آید. کارگزاران فرهنگی، جامعه‌شناسان و اهل فکر نیز می‌توانند در کنار حاکمیت و تصمیم‌گیران برای ساختن آینده کشور مشارکت کنند.
 مهدی سنایی: باید ایده «ایران برای همه ایرانیان» دستور کارمان شود/ وظیفه کلی کشور این است که تسلیم جریانات احساسی نشود/ ما در زمینه شناخت کشورهای دیگر و مطالعات سایر کشورها با مقداری تأخیر مواجه هستیم

به‌گفته سنایی: «کشور ما تاریخ و پیشینه قابل توجهی دارد. این تاریخ و پیشینه در حوادث و بحران‌ها نشان داده است که تا چه اندازه می‌تواند به کشور در عبور از بحران کمک کند. اما نباید به این موضوع نگاه مقطعی داشت. باید ایده «ایران برای همه ایرانیان» و ساختن آینده ایران، اقتصاد ایران و عبور از مشکلات و مصائبی که پیش روی کشور قرار گرفته، به‌عنوان یک دستور کار، پیش روی‌مان قرار گیرد».

به گزارش جماران، به نقل از خبرآنلاین، رضا دستجردی در مقدمه گفت و گویش با دکتر مهدی سنایی نوشت: بیست‌وچهارم مرداد ۱۴۰۵ بود که مهدی سنایی سفیر سابق ایران در روسیه و معاون و مشاور سیاسی پیشین مسعود پزشکیان برای گفت‌وگو در خصوص کتاب تازه‌اش «شرق‌شناسی در روسیه» به دفتر ایبنا آمد. دانشیار دانشکده مطالعات جهان که در طول دوره سفارت و پیش‌تر، رایزنی فرهنگی، تنها خود را به امور سیاسی و دیپلماتیک محدود نساخت، تحقیقات متعددی در خصوص شرق‌شناسی، ایران‌شناسی و اسلام‌شناسی در روسیه صورت داده که برآیند آن را می‌توان در کتاب اخیر وی یافت. ایبنا به‌مناسبت انتشار این کتاب که به‌همت نگارستان اندیشه منتشر شده، با سنایی به گفت‌وگو نشسته است. از ایشان، آثار متعددی به فارسی و روسی منتشر شده که «نومحافظه‌کاری عصر پوتین» و «روسیه؛ جامعه، سیاست و حکومت» از آن جمله است.

 

جناب دکتر، اجازه بدهید گفت‌وگو را با خود کتاب آغاز کنیم. این کتاب حاصل چه فرایندی است و چه شد که به فکر تدوین آن افتادید؟

پدیدآمدن این کتاب نتیجه دو واقعیت در زندگی بنده است؛ یکی علاقه به ایران‌شناسی، و فرهنگ و ادب ایرانی. این علاقه بیش از آن‌که ارتباطی با مشاغل یا شغل من داشته باشد، یک روحیه شخصی است؛ مانند بسیاری از ایرانیان که چنین علاقه‌مندی‌هایی دارند. در دوره فعالیت‌ها و مسئولیت‌هایی هم که داشتم، هرجا مسئولیت‌هایم با این بخش، حتی اندکی مرتبط بود، سعی کردم حداکثر توان خود را در حوزه ایران‌شناسی و معرفی ایران‌ به کار بگیرم. در حوزه‌هایی مانند اسلام‌شناسی، ترویج زبان فارسی، تأسیس مراکز ایران‌شناسی و حمایت از مراکز ایران‌شناسی نیز اقدامات متعددی در دوره‌های مختلف انجام داده‌ام که شرح گوشه‌هایی از آن در برخی مقالات و کتاب‌ها آمده است.

فعالیت در یک دوره طولانی در حوزه سیاست خارجی، تأسیس اتاق‌های زبان فارسی، تأسیس مراکز ایران‌شناسی، حمایت از ایران‌شناسان، برگزاری همایش‌های فراوان در زمینه ایران‌شناسی و آموزش زبان فارسی در کشورهای مختلف به‌ویژه در حوزه اوراسیا، تهیه گزارش‌های متعدد در مورد وضعیت ایران‌شناسی در روسیه و همکاری و هم‌نشینی با ایران‌شناسان از کشورهای مختلف، طبیعتاً دانشی درباره ایران‌شناسی ایجاد کرد که انگیزه برای نگارش این کتاب شد. به همین دلیل، بسیاری از مطالبی که در این کتاب نوشته شده، بخشی از احساسات و تجربه‌های شخصی من است؛ وقایعی است که با آن‌ها مواجه شده‌ام و مطالبی است که به‌صورت میدانی به دست آورده‌ام.

اما نگارش این کتاب یک سبب و دلیل دیگر نیز دارد و آن، نبود منابع کافی در کشور ما درباره ایران‌شناسی در روسیه بود. به‌هرحال، ایران‌شناسی در روسیه یکی از مکاتب شناخته‌شده ایران‌شناسی در جهان است. شرق‌شناسی در روسیه، چنان‌که در این کتاب هم توضیح داده شده، یک مکتب شناخته‌شده سی‌صدساله است. ایران‌شناسی نیز، چه ایران‌شناسی کلاسیک و تاریخی در سن‌پترزبورگ و چه ایران‌شناسی معاصر در مسکو، پیشینه تاریخی قابل توجهی با بیش از دویست‌سال سابقه دارد و از گستره بسیار قابل توجهی برخوردار است.

بنابراین برای هر دانش‌آموز و دانشجوی ایران‌شناسی و هر پژوهشگر در موضوع ایران در جهان، مکتب سن‌پترزبورگ و مکتب مسکو اهمیت دارد. خوشبختانه در دو سه دهه اخیر، این حوزه گسترش بیشتری هم پیدا کرده و آموزش زبان فارسی و ایران‌شناسی در مناطق مختلف روسیه توسعه یافته است. قازان نیز سابقه و دیرینه بسیار زیادی دارد. حتی بخشی از پژوهش‌های ایران‌شناسی در سن‌پترزبورگ مدیون مهاجرت برخی از ایران‌شناسان از دانشگاه قازان به سن‌پترزبورگ است.

با وجود این اهمیت، منابع کافی به زبان فارسی درباره ایران‌شناسی در روسیه وجود نداشت. این کتاب تحلیل و نقد آثار ایران‌شناسی در روسیه نیست؛ بلکه یک دانشنامه توصیفی درباره شرق‌شناسی و ایران‌شناسی و تا اندازه‌ای اسلام‌شناسی در روسیه است، یعنی از الف تا ی ایران‌شناسی در روسیه؛ این‌که چه زمانی شکل گرفت و چه کسانی در آن فعالیت کردند و چه آثاری به جا گذاشتند و سیر تحولات آن تبیین شده است. فصل کاملی نیز به اسلام‌شناسی اختصاص داده شده است، چون گسترش این علم به‌ویژه در حوزه اوراسیا همانند گسترش اصل اسلام در این منطقه مدیون ایران و ایرانیان است و با ایران‌شناسی درآمیخته است. از جمله ویژگی‌های این کتاب این است که از منابع روسی استفاده بسیار شده است و پژوهشی مستقیم و بدون واسطه است.

 

این کتاب ظاهراً یک کار چندساله بوده است. روند تکمیل آن چگونه پیش رفت؟

این کتاب با کمک دوستانی که در گردآوری داده‌ها همکاری کردند، حاصل یک کار چندین‌ساله است که نزدیک به اتمام بود، اما با تشکیل دولت جدید و پذیرفتن مسئولیت از سوی این‌جانب در دولت، کار متوقف شد. در ماه‌های اخیر که از مسئولیت کنار کشیده‌ام و دوباره فراغت حاصل گشت، فرصتی فراهم شد تا اقدامات نهایی انجام و کتاب منتشر شود. امیدوارم این کتاب توجه ایران‌شناسان و دانشمندان ایرانی را جلب کند و مرجع مناسبی برای دانشجویان و پژوهشگران این عرصه باشد.

البته کارهای ارزشمند و متعددی در این حوزه انجام شده است؛ از جمله آثاری درباره تاریخ ایران‌شناسی در روسیه و ایران‌شناسی و زبان فارسی در روسیه. اما ویژگی این کتاب، ارائه یک پژوهش جامع و عرضه یک کتاب مرجع در این زمینه است.

یکی از نکات جالب کتاب، تفاوت مفهوم «شرق» در سنت روسی با سنت اروپایی است. اگر یک شرق‌شناس فرانسوی، انگلیسی یا آلمانی درباره شرق صحبت کند، جغرافیای شرق تا حدی روشن است؛ اما وقتی از شرق‌شناسی روسی سخن می‌گوییم، با جغرافیای متفاوتی روبه‌رو هستیم.

 

 

در پیشگفتار کتاب نیز به این نکته اشاره کرده‌اید که آموختن شرق برای روسیه نه فقط «دیگرشناسی»، بلکه تا اندازه‌ای بخشی از «خودشناسی ملی» است. مفهوم شرق برای خود روس‌ها چه معنایی دارد؟

همان‌طورکه اشاره کردید، در پیشگفتار کتاب ورود مختصری به این موضوع کرده‌ام و تفاوت شرق‌شناسی برای روس‌ها با شرق‌شناسی در اروپا و آمریکا را مورد توجه قرار داده‌ام.

روسیه از زمانی که شکل گرفت و گسترش پیدا کرد، یک دولت هزارساله است. این کشور در سه قرن گذشته تبدیل به یک امپراتوری شد و حاکمیت آن تثبیت شد. روسیه ابتدا در بخش اروپایی پدید آمد اما با برقراری اردوی زرین و حکومت تاتار مغولان تا اندازه زیادی آسیایی شد. در نیمه قرن هفدهم، مسکو پایتخت بیزانسی و ارتدوکس شرقی شد و سپس در اوایل قرن هجدهم، با ظهور پترکبیر، روسیه به‌هرحال تبدیل به یک دولت اروپایی گشت. اما روسیه همیشه با این واقعیت مواجه بوده که بخش قابل توجهی از آسیا داخل سرزمین روسیه قرار دارد و به تعبیر دیگر، بخش قابل توجهی از جغرافیای روسیه آسیایی است. به همین دلیل و به دلایل مختلف، خون آسیایی همیشه تأثیر خود را بر رگ‌های روسیه گذاشته است.

روند اروپایی شدن و میل به گرایش‌های غربی در روسیه از آغاز قرن هجدهم شروع، اما در نیمه قرن نوزدهم دچار تغییر محسوسی شد؛ از جمله به دلیل همین آسیایی بودن، بخشی از جغرافیای روسیه و تأثیر اندیشه‌های محافظه‌کاری و ضدغربی بر ساختار کلی حاکمیت در روسیه. این روند در قرن بیستم به شکل‌گیری شوروی رسید که سیاست‌های اوراسیایی داشت و از گذشته متفاوت بود. چندسالی پس از فروپاشی شوروی نیز روسیه این سیاست اوراسیایی را تثبیت و تداوم بخشید؛ هم در همکاری با جهان اسلام و هم با تأکید بر این‌که روسیه بخشی از آسیاست و با کشورهای آسیایی و جهان غیرغربی همکاری می‌کند. چارچوب‌هایی مانند بریکس، شانگهای و اتحادیه اقتصادی اوراسیا نیز با همکاری کشورهای دیگر شکل گرفته‌اند. بنابراین، روسیه هیچ‌وقت نتوانسته از دور به آسیا نگاه کند و خودش را با فاصله از آسیا نگه دارد.

بخشی از روسیه، یعنی آسیای مرکزی و قفقاز، در دوره‌هایی در قلمرو امپراتوری روسیه بوده است. امروز نیز بیش از نیمی از خاک روسیه در آسیا قرار دارد. سیبری و خاور دور نیز مجموعه عظیمی را تشکیل می‌دهند که امروز در برنامه‌ریزی‌های حاکمیتی روسیه اهمیت بسیار زیادی دارند. بنابراین، می‌توان گفت شرق‌شناسی در روسیه، همان‌طورکه در پیشگفتار کتاب نیز اشاره کرده‌ام، برای روسیه هم «دیگرشناسی» است و هم «خودشناسی».

اگر برای اروپا، شرق‌شناسی نوعی دیگرشناسی بوده است، در روسیه شرق‌شناسی هم خودشناسی و هم دیگرشناسی است. حتی در ایران‌شناسی نیز بخش‌هایی از سرزمینی که مورد مطالعه قرار می‌گرفت، در گذشته در خاک روسیه قرار داشته یا بخشی از ایران بوده و بخشی از شرق محسوب می‌شده و بعد از فروپاشی شوروی، برخی از این مناطق و کشورها مستقل شده‌اند. بنابراین، این نزدیکی جغرافیایی و واقعیات تاریخی، ویژگی خاصی را برای ایران‌شناسی و شرق‌شناسی در روسیه رقم زده است.

 

در سنت اروپایی، برای شکل‌گیری شرق‌شناسی انگیزه‌های مختلفی از جمله دینی، تبلیغی، سیاسی، استعماری، علمی، فرهنگی، تجاری و اقتصادی مطرح شده است. آیا می‌توان همین انگیزه‌ها را درباره شرق‌شناسی روسی نیز به کار برد، یا مفهوم «خودشناسی» آن را از این چارچوب متمایز می‌کند؟

این بحثی است که در ابتدای کتاب به آن اشاره کرده‌ام، اما وارد آن نشده‌ام؛ زیرا دیدم موضوع بحث ما نیست. اگر بخواهیم به این بحث وارد شویم، باید دیدگاه‌های مختلف را عرضه و بعد نظر نویسنده را هم مطرح کنیم. این موضوع کتاب ما نیست و آن را به جایی دیگر واگذار کرده‌ام. اما آن‌چه می‌توانم بگویم این است که روسیه نیز در دوره امپراتوری حتماً به شرق‌شناسی، علاوه بر یک علم به عنوان ابزاری برای تأمین منافع خود و وسیله‌ای برای تسهیل ارتباطاتش با جهان و کسب منافع بیشتر نگاه کرده است. چنان‌که در کتاب آورده‌ام، شرق‌شناسی را از اروپا گرفته است. همان‌طورکه آکادمی علوم، دانشگاه و نهادهای جدید را در دوره پترکبیر از اروپا اقتباس و حتی دانشمندان اروپایی را برای تأسیس و آغاز به کار این نهادها دعوت کرد. شرق‌شناسی نیز از اروپا وارد روسیه شد. ولی مانند بسیاری از عرصه‌های دیگر، اندیشه‌ها در روسیه یکسان باقی نماندند و بعد از مدتی تغییر، و خود را با واقعیات تاریخی روسیه منطبق کردند. بنابراین، علی‌رغم همه پیوستگی‌هایی که شرق‌شناسی روسیه با شرق‌شناسی اروپایی دارد، تفاوت‌های بسیار روشن و محسوسی نیز میان آن‌ها وجود دارد.

 

به مراکز ایران‌شناسی و آموزش زبان فارسی در روسیه اشاره کردید. وضعیت این مراکز و میزان فعالیت آن‌ها را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

فعالیت این مراکز چه در دوره روسیه امپراتوری و چه در دوره شوروی قابل توجه بوده است. ایران‌شناسان بزرگی تربیت شده‌اند و آثار فراوانی منتشر شده است. فکر می‌کنم در مجموع، طی چند دهه اخیر نیز، به‌خصوص در سه دهه اخیر، فعالیت قابل توجهی در زمینه آموزش زبان فارسی و پژوهش‌های ایرانی در روسیه صورت گرفته است. وقفه‌ای بین دوره شوروی و سپس فدراسیون روسیه داشتیم، اما دولت روسیه منابع مالی را در حوزه دانشگاه‌ها و آکادمی علوم اختصاص داده و کارهای قابل توجهی در این زمینه انجام شده است. برای مثال، موزه ارمیتاژ در سال‌های اخیر، کاتالوگ‌ها و کتاب‌های بسیار نفیسی در حوزه ایران‌شناسی منتشر کرده است. ما مشابه برخی از آن‌ها را در ایران هم نداریم. درباره آثار ایرانی، کتاب‌های ایرانی و نسخ خطی ایرانی، طی ده پانزده سال اخیر، کاتالوگ‌ها و کتاب‌هایی برای معرفی این آثار منتشر شده و کارهای بسیار ارزشمندی انجام گرفته است. در بسیاری از دانشگاه‌ها و مراکز علمی روسیه نیز مقالات منتشر می‌شود و کتاب‌هایی به چاپ می‌رسد. آموزش زبان فارسی در چندماه اخیر از مسکو و سن‌پترزبورگ به مناطق روسیه نیز گسترش یافته است.

البته به دلیل روابط خوبی که ایران و روسیه از آن برخوردار بوده‌اند، روسیه نیز دست ایران را برای فعالیت‌های فرهنگی نسبتاً باز گذاشته است. ایران در این سال‌ها در روسیه، آسیای مرکزی و قفقاز کارهای فرهنگی زیادی انجام داده است.

اما سرمایه‌ای که ایران و ایران‌شناسی و تمدن و تاریخ ایران از آن برخوردار است، اقتضا می‌کند که در خارج از کشور و از جمله در حوزه روسیه، کارهای بیشتری انجام شود. اقداماتی که از جانب ایران در حوزه فرهنگی در خارج از کشور به صورت کلی انجام می‌شود، به هیچ وجه درخور این سابقه تمدنی، فرهنگی و تاریخی نیست. در سال‌های اخیر، دستگاه‌های مختلفی در ایران به این حوزه پرداخته‌اند، سازمان فرهنگ و ارتباطات، بنیاد سعدی و بنیاد ایران‌شناسی، اما واقعیت این است که بودجه‌ای که برای این حوزه صرف می‌شود، بودجه قابل توجهی نیست و بعضاً انتظارات ایران‌شناسان و مراکز ایران‌شناسی در خارج از کشور برآورده نمی‌شود. نبود اقدامات پایدار، کمبود بودجه، ناهماهنگی های داخلی و بعضاً رویکردهای غیرتخصصی از جمله مشکلات این عرصه است.

  حسن حبیبی

 

مرحوم حسن حبیبی رئیس فقید بنیاد ایران‌شناسی نیز تلاش‌های بسیاری در تجهیز مراکز ایران‌شناسی و آموزش زبان فارسی به آثار و منابع لازم صورت دادند.

بله، مرحوم دکتر حسن حبیبی از جمله کسانی بود که برای ایران‌شناسی تلاش زیادی کرد، چندین کنگره بزرگ ایران‌شناسی برگزار کرد و بنایی با این عظمت را برای بنیاد ایرانشناسی بنا کرد. زمانی که بنیاد در حال ساخته شدن بود، من معاون آموزش‌وپژوهش سازمان فرهنگ و ارتباطات بودم. آن موقع در حوزه ایران‌شناسی و زبان فارسی ناراحت بودم که مجموعه بودجه‌ای که در اختیار ماست و مجموعه کاری که انجام می‌شود، واقعاً نه درخور سابقه تمدنی و فرهنگی ایران است و نه متناسب با این همه دپارتمان زبان فارسی، مراکز ایران‌شناسی و پژوهش‌های ایران‌شناسی در خارج از کشور. نزد آقای دکتر حبیبی رفته بودم و در این زمینه درد دل می‌کردم. ایشان نیز کاملاً تأیید می‌کردند و جمله‌ای گفتند که در ذهنم مانده و چند جا هم آن را نقل کرده‌ام. گفتند: «ایران‌شناسی و زبان فارسی نشانه بزرگی ایران است».

منظور ایشان این بود که ایران جزو کشورهایی است که صاحب تمدن است. اگر شما ادعای بزرگی، تمدن و تاریخ دارید، باید برای آن هزینه هم بکنید. زبان فارسی و ایران‌شناسی بدون تردید یکی از نشانه‌های بزرگ ایران است و ما به اندازه کافی برای آن توجه و بودجه صرف نمی‌کنیم. بنابراین، علی‌رغم فعالیت‌هایی که انجام شده و من نمی‌خواهم بگویم فعالیت‌های کمی صورت گرفته، به‌خصوص در حوزه روسیه، اما ظرفیت و انتظاراتی که ایران‌شناسان در خارج از کشور دارند هنوز به اندازه کافی برآورده نمی‌شود.

علاوه بر حمایت اندک مالی، یکی از مشکلات این است که ایران‌شناسان و دپارتمان‌های ایران‌شناسی در خارج از کشور انتظار دارند به‌صورت مرتب، کتاب و نشریه از ایران دریافت کنند، اما هیچ دستگاهی در ایران این کار را به‌صورت مستمر انجام نمی‌دهد. اقدامات مقطعی صورت می‌گیرد، ولی اقدامات باثبات و پایدار کمتر وجود دارد. بنابراین نمی‌شود صفر و صدی درباره این موضوع صحبت کرد. زحمات کشیده شده و در مقاطعی کارهای بسیار زیادی انجام شده، اما گاهی این فعالیت‌ها رها شده است. در مجموع، شایسته‌تر است که کشور بودجه و توجه بیشتری به مراکز آموزش زبان فارسی و پژوهش‌های ایران‌شناسی در خارج از کشور نشان دهد.

 

در طرف مقابل، به نظر می‌رسد شناخت ایران از روسیه نیز با همین مسئله مواجه است. آیا ما در ایران به اندازه‌ای که روس‌ها درباره ایران مطالعه می‌کنند، درباره روسیه تحقیق و پژوهش می‌کنیم؟ خود شما نیز با توجه به همین نیاز در دانشگاه تهران گروهی تأسیس کردید.

ما در زمینه شناخت کشورهای دیگر و مطالعات سایر کشورها با مقداری تأخیر مواجه هستیم. ببینید؛ در کشورهای دیگر چقدر به ایران پرداخته‌اند و در عرصه‌های مختلف، اعم از اقتصاد، سیاست و فرهنگ، درباره ایران مطالعه شده است. وقتی به برخی از این کشورها می‌رویم، گاهی افراد از حجم و گستره شناختی که درباره ایران وجود دارد، شگفت‌زده می‌شوند.

بخشی از این موضوع به آموزش و تاریخ‌پژوهی و مطالعات فرهنگی مربوط است، اما بخش دیگری نیز در چارچوب منافع ملی آن کشورهاست؛ زیرا برای تصمیم‌گیری، نیاز به شناخت طرف مقابل دارند. در ایران پژوهش‌های نظری و تئوریک بسیار زیاد بوده، اما پژوهش‌های جزئی‌تر و کارشناسی کمتر بوده است. در سال‌های اخیر تلاش‌هایی صورت گرفته و اقداماتی انجام شده، ولی این حوزه همچنان نیازمند گسترش است. در مورد مناطق مختلف جهان، همین الان گاهی برای دعوت به جلسات یا ارائه سخنرانی در کشور در برخی موضوعات مشخص، به‌سختی کارشناس متخصص می‌شود پیدا کرد. البته این یک مشکل اساسی است که کار تخصصی در کشور تشویق نمی‌شود.

من نیز با توجه به همین خلأ، وقتی از نخستین مأموریتم به‌عنوان رایزن فرهنگی در روسیه برگشتم، در دانشگاه تهران، در دانشکده حقوق و علوم سیاسی تدریس را آغاز کردم و بعد به دانشکده مطالعات جهان پیوستم که در حال شکل‌گیری بود. در آن‌جا گروه مطالعات روسیه را راه‌اندازی کردم که مشخصاً بر کشورشناسی متمرکز است و دانشجویان بسیاری تربیت کرده‌ایم. نزدیک به دو دهه است که نخستین گروه دانشجویان را پذیرفتیم و بسیاری از آن‌ها امروز پژوهشگران شاغل هستند و در دستگاه‌های مختلف هم شناخت کافی از روسیه دارند و هم به زبان روسی مسلط هستند. اصولاً تأسیس دانشکده مطالعات جهان با این ایده شکل گرفت که شناخت از سایر کشورها را ترویج کند. برای هر نوع تصمیم‌گیری درباره سایر کشورها یا در عرصه بین‌الملل، شناخت محیط و پیرامون و اشراف کامل نسبت به موضوعات مرتبط با آن کشور بسیار اهمیت دارد. فکر می‌کنم در کشور ما هنوز اقدامات زیادی باید در این زمینه انجام شود.

 

شما حدود دو دهه پیش نیز مؤسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) را راه‌اندازی کردید. جایگاه چنین نهادهای غیردولتی را در تولید این شناخت چگونه می‌بینید؟

مؤسسه مطالعات ایران و اوراسیا یک اقدام غیردولتی بود که من حدود بیست‌سال پیش انجام دادم و خوشبختانه تبدیل به یک نهاد باثبات شده است. کارهای مختلفی در آن انجام می‌شود، کتاب‌های زیادی منتشر شده و افراد زیادی با آن همکاری می‌کنند. ایراس یک مؤسسه و نهاد پژوهشی غیردولتی است که در حوزه شناخت کشورهای اوراسیا و همچنین روابط ایران با این کشورها فعالیت می‌کند. بخشی کمتر روی ایران و ایران‌شناسی و بخش بیشتری روی شناخت کشورهای اوراسیا، یعنی روسیه، چین، ترکیه، هند و محیط آسیای مرکزی و قفقاز کار می‌کند. اما یک مشکل در کشور ما وجود دارد و آن این است که از این‌گونه سازمان‌های غیردولتی حمایت نمی‌شود. اداره مراکز پژوهشی غیردولتی بسیار کار طاقت‌فرسایی است. پیدا کردن منابع برای تأمین پروژه‌ها ساده نیست و این مراکز با صرفه‌جویی بسیار زیادی اداره می‌شوند. این مراکز بودجه ثابتی ندارند و دریافت کمک یا گرفتن پروژه نیز کار ساده‌ای نیست. امیدواریم نه فقط مؤسسه ایراس، بلکه حمایت از مؤسسات غیردولتی به‌صورت کلی نیز مورد توجه تصمیم‌گیران قرار گیرد. ایراس از طرفی تنها مرکز پژوهشی شناخته‌شده غیر دولتی است و تبدیل به یک نهاد پایدار شده است و پشتوانه روابط ایران با کشورهای دیگر است.

 

در طول یک سال اخیر، کشور درگیر تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل بوده است. به‌باور شما، گذشته از مقابله سیاستمداران و نظامیان با این تعدی، جایگاه فرهنگ، خصوصاً کتاب در این تقابل کجاست؟

کشور ما در شرایط خاصی قرار دارد و من می‌خواهم به نقش کتاب و حوزه فرهنگ در این شرایط اشاره کنم. در یک سال گذشته، کشور ما ایران درگیر یک جنگ ناعادلانه و تجاوز ظالمانه از سوی آمریکا و رژیم اسرائیل قرار گرفته است. این اتفاق برای کشور محدودیت‌ها و مشکلاتی ایجاد کرده است. در چنین شرایطی، حوزه فرهنگ و کتاب که با هویت و عناصر شناختی هر کشور ارتباط دارد، نقش قابل توجهی ایفا می‌کند. در کنار مشکلات، ما با یک واقعیت مواجه شده‌ایم و آن مقاومت ایران و ناکام گذاشتن متجاوزین در رسیدن به اهداف راهبردی‌شان است. ثبت افتخارات و ثبت وقایع این جنگ در حوزه کتاب، نشر و فرهنگ بسیار حائز اهمیت است.

 

می‌توان از نگاه فرهنگی و جامعه‌شناختی، این مقاومت و انسجام را مرکز ثقل قرار داد و آن‌چه را که مردم ایران در جنگ از خودشان نشان دادند و با انسجام و همراهی کمک کردند که نیروهای مسلح کشور و تصمیم‌گیرندگان بتوانند در مقابل این تجاوز ایستادگی کنند، مورد توجه قرار داد.

به نظر من، آن‌چه در خود جنگ رخ داده یک مسئله است، اما آن‌چه پس از آن شکل می‌گیرد اهمیت بسیار بیشتری دارد. بسیاری از کشورها چنین دستاوردی را نقطه آغاز یک حرکت اجتماعی و فکری جدید قرار داده‌اند؛ حرکتی که همه ظرفیت‌های کشور را در خدمت خود و برای تولید امید نسبت به آینده و ساختن آینده به کار می‌گیرد. این موضوعی است که بنا دارم در جای دیگر به‌تفصیل درباره آن صحبت کنم.

پس از عبور از جنگ، ساختن آینده با مشارکت همه، تولید امید با مشارکت همه و ایجاد رونق جدید در عرصه‌های مختلف، از سیاست و فرهنگ گرفته تا اقتصاد، بسیار حائز اهمیت است. این وظیفه الزاماً فقط از کارگزاران سیاسی برنمی‌آید. کارگزاران فرهنگی، جامعه‌شناسان و اهل فکر نیز می‌توانند در کنار حاکمیت و تصمیم‌گیران برای ساختن آینده کشور مشارکت کنند.

کشور ما تاریخ و پیشینه قابل توجهی دارد. این تاریخ و پیشینه در حوادث و بحران‌ها نشان داده است که تا چه اندازه می‌تواند به کشور در عبور از بحران کمک کند. اما نباید به این موضوع نگاه مقطعی داشت. باید ایده ایران برای همه ایرانیان و ساختن آینده ایران، اقتصاد ایران و عبور از مشکلات و مصائبی که پیش روی کشور قرار گرفته، به‌عنوان یک دستور کار، پیش روی‌مان قرار گیرد. در آن صورت، پیروزی و عبور از جنگ و مقاومت در جنگ می‌تواند زمینه و پایه یک حرکت شکوفای گسترده در آینده باشد.

ممکن است ایده‌های رادیکالی وجود داشته باشند که اجازه ندهند چنین اتفاقی رخ دهد و بخواهند اوضاع را به سمت دیگری ببرند، اما فکر می‌کنم وظیفه کلی کشور این است که تسلیم جریانات احساسی نشود و این تجربه را پایه حرکتی قرار دهد که برای نسل جوان و مجموعه ایرانیان امید تولید کرده و آن‌ها را به مشارکت بیشتر در ساخت آینده جلب کند.

بعد از فراغت از مسئولیت در دولت، طی حدود ۹ ماه گذشته گفت‌وگویی انجام نداده بودم و خوشحالم که نخستین گفت‌وگو یک گفت‌وگوی فرهنگی و به مناسبت انتشار کتاب بود.



۴ دقیقه قبل / سایت جهان صنعت نیوز

کرملین: از موضع لهستان درباره نورداستریم شگفت‌زده‌ شدیم/واکنش به تحریم پویانمایی معروف روس

جهان صنعت نیوز ، دیمیتری پسکوف روز جمعه در پاسخ به پرسش خبرنگاری افزود: اگر نخست‌وزیر لهستان از چنین اقدامات خرابکارانه تروریستی حمایت و طرفداری می‌کند، این وضعیت می‌تواند موجب حیرت شود.

وی خاطرنشان کرد:‌ کسانی که در ساخت این خط لوله و دو خط آن سرمایه‌گذاری داشتند، کسانی که خط اول نورد استریم را به راه انداختند، در آینده انرژی و رقابت‌پذیری اقتصاد اروپا سرمایه‌گذاری کردند و سهم واقعی، نه فقط در حد سخنرانی، در تضمین امنیت انرژی در قاره اروپا داشتند.

سخنگوی کرملین تأکید کرد: افرادی که یکی از خطوط نورد استریم را منفجر کردند، مرتکب یک اقدام خرابکارانه تروریستی علیه زیرساخت‌های حیاتی انرژی اروپا شدند.

به نوشته خبرگزاری دولتی روسیه، تاسک نخست‌وزیر لهستان روزهای اخیر گفته بود: آلمان نباید مسئولان بمب‌گذاری نورد استریم ۲ را تحت پیگرد قانونی قرار دهد و مسئولان ساخت خط لوله باید سرزنش شوند، نه کسانی که در تخریب آن نقش داشته‌اند.

بنا بر این گزارش، مهرماه ۱۴۰۱ خسارات بی‌سابقه‌ای در خطوط لوله نورد استریم گزارش شد. دفتر دادستان کل روسیه تحقیقات جنایی را در مورد این اقدام با عنوان تروریسم بین‌المللی آغاز کرد. مدتی بعد، دفتر دادستان کل آلمان از دستگیری یک مرد اوکراینی در کرواسی که گفته می‌شود در بمب‌گذاری‌ این خط لوله گاز دست داشته است، خبر داد. واکنش به تحریم کارتون مشهور روسی

سخنگوی کرملین در پاسخ به پرسشی درباره اقدام اوکراین در تحریم سازندگان مجموعه کارتون (پویانمایی) به نام روسی «ماشا و خرس» (و مشهور به ماشا و میشا) گفت: به طور کلی، این کارتون‌ها، «ماشا و خرس»، تمام جهان را با مهربانی، انسانیت و ترویج بهترین ویژگی‌های انسانی، به معنای مثبت، مجذوب خود کرده‌اند.

پسکوف افزود: این واقعیت که اوکراین جنگی علیه کارتون‌ها آغاز کرده است، احتمالاً بار دیگر زشتی حکومت کی‌یف را آشکار می‌کند.

ماریا زاخارووا سخنگوی وزارت امور خارجه روسیه نیز در سخنانی کنایه‌آمیز در واکنش به اقدام کی‌یف گفت: ظاهراً ولادیمیر زلنسکی (رئیس‌جمهور اوکراین) معتقد است که تنها تحریم‌ها علیه سازندگان سریال انیمیشن روسی، می‌تواند وضعیت جبهه را تغییر دهد. .

بنا بر این گزارش، مقامات اوکراینی تحریم‌هایی را علیه سازندگان سریال پویانمایی روسی «ماشا و خرس» اعمال کرده‌اند.

طبق احکام منتشر شده در وب‌سایت زلنسکی، تحریم‌هایی علیه دیمیتری لاویکو استودیو و تهیه‌کننده سریال و اولگ کوزوفکوف انیماتور (پویانما) در نظر گرفته شده است. این تحریم‌ها به مدت ۱۰ سال علیه پنج شخص حقیقی و چهار شخص حقوقی اعمال شده است.

به نوشته خبرگزاری تاس، وب‌سایت زلنسکی اعلام کرده است که این پویانمایی تهدیدی برای امنیت ملی اوکراین است. به دنبال اعمال این تحریم، دسترسی به این مجموعه کارتون در اوکراین مسدود می‌شود.

منبع: ایرنا سیاسی برچسب هااوکراین روسیه لهستان

شناسه : 606893

لینک کوتاه : لینک کپی شد


۴۲ دقیقه قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

علم‌الهدی: تجمعات شبانه تا انتقام و خون‌خواهی ادامه دارد

رویداد۲۴| سید احمد علم‌الهدی در خطبه دوم نماز جمعه این هفته مشهد مقدس که در حرم مطهر رضوی برگزار شد، اظهار کرد: همه شما برادران و خواهران و خودم را به تقوای الهی سفارش می‌کنم. در هفته‌ای که پشت سر گذاشتیم، مراسم و یادبود چهلمین روز تدفین امام شهید مظلوم ما در این کشور برگزار شد.

امام جمعه مشهد افزود: چهل روز از دفن امام ما گذشت. معمولاً افرادی که به رحمت خدا می‌روند، بعد از چهلم، برای داغ‌دیدگان مسائل تا اندازه‌ای تسکین پیدا می‌کند؛ فقدان را می‌پذیرند و هجران را قبول می‌کنند و عزیزشان در زیر خاک قرار گرفته است، اما برای مردم داغ‌دیده ما نسبت به این امام شهید مظلوم، این مسئله قابل اجرا و تحقق نیست.

وی ادامه داد: کیست که آقا را فراموش کند و کیست که یادش برود؟ کدام دل است که در این داغ جان‌سوز آرام بگیرد؟ حتی بعد از چهلمین روز تدفین، سه چهار ماه بدن، بی‌غسل و بی‌کفن روی زمین ماند و بعد او را به خاک سپردند. چهل روز هم گذشت، اما هنوز آقا در دل‌های ما و در مغز‌های ما وجود دارد و آتش داغش از درون ما شعله‌ور است.

علم‌الهدی تصریح کرد: این آتش به یاد انتقام و خون‌خواهی مظلومانه این امام شهید مظلوم است که با این مظلومیت، با عزیزانش به شهادت رسید و صحنه‌ای از صحنه‌های کربلا را در این شهادت برای مردم ما مجسم کرد. این فراموش‌شدنی نیست و از یادرفتنی نیست. رهبر شهید؛ حقیقتی فراموش‌نشدنی در دل ملت

امام جمعه مشهد خاطرنشان کرد: مخصوصاً انسان وقتی می‌نشیند و فکر می‌کند که ما چه چیزی را از دست دادیم، از ما چه گرفتند؟ چه کسی بود؟ چه چیزی بود؟ چه کسی را از ما گرفتند؟ مردم ما این حقیقت را از دست دادند؛ این واقعیت از دست ما رفت.

وی گفت: چه کسی بود؟ چقدر بصیرت بود، چقدر ارزش بود، چقدر مقام بود، چه ثروت پاکی از طهارت، علم، تقوا و دیانت بود که این‌گونه در عمرش مقابل ما درخشید؛ با درخشش خود ما را ساخت و با نور تابناکش ما را بیدار و هشیار کرد، خواب را از چشمان مردم ما ربود، هم دشمن را به ما شناساند و هم حرکت در مقابل دشمن را به ما آموخت و دشمن‌ستیزی را به ما یاد داد.

علم الهدی بیان کرد: چه کسی بود این آقا؟ با توجه به ابعاد شخصیتی این امام مظلوم شهید، بعد از این چهل روز که بدن نازنینش را زیر خاک دفن کردیم و روی قبرش داریم پروانه‌وار می‌چرخیم، شناخت عمیقی از این آقا برای ما قابل توجه است.

امام جمعه مشهد ادامه داد: اولاً امام شهید مظلوم ما عمر انقلابی‌اش از عمر انقلاب بیشتر بود. عمر انقلاب، اگر ما از ابتدای نهضت امام حساب کنیم، تقریباً قریب ۵۲ یا ۵۳ سال است، اما عمر انقلابی مقام معظم رهبری شهید ۷۲ یا ۷۳ سال بود. آغاز حرکت انقلابی از دیدار با نواب صفوی

وی اظهار کرد: در سن ۱۴ سالگی ایشان با مرحوم نواب صفوی در مشهد ملاقات و دیدار کردند، در حالی که ۱۴ سال بیشتر سن مبارکشان نبود. فرمودند: بنا بود نواب در مدرسه سلیمان‌خان سخنرانی کنند. من خودم را آنجا رساندم. آخر سخنرانی مرحوم نواب که تمام شد، جمعیت مقابل او می‌رفتند. من هم با جمعیت مقابل او رفتم. یک نگاه تند و تیزی نواب به صورت من کرد و گفت: «احسنت، آقازاده کوچک که آمد.»

بیشتر بخوانید: علم الهدی: نباید آتش‌بس را قبول کنیم

علم الهدی ادامه داد: ایشان می‌فرمودند فردا قرار بود مرحوم نواب در مدرسه نواب سخنرانی کند. ما به مدرسه نواب رفتیم. مدرسه را فرش کرده بودند و آماده تشریف‌فرمایی ایشان بودند. سر وعده نیامدند و گفتند ایشان در مهدیه مرحوم حاجی عابدزاده سخنرانی دارند و سخنرانی طول کشیده است.

امام جمعه مشهد افزود: ایشان گفتند ما با یک دسته از طلبه‌ها راه افتادیم به طرف مهدیه تا به استقبال مرحوم نواب برویم و به ایشان برسیم. فرمودند: وسط راه، من مرحوم نواب را دیدم که جلوی جمعیت بود و اطرافش را جمعیت فداییان اسلام گرفته بودند.

وی بیان کرد: در مسیر، به کسی برخورد می‌کرد که کراوات به گردنش زده بود، به او می‌گفت: «برادر، این بند را دشمن به گردن تو آویخته است؛ این بند را از گردن خودت باز کن.» به کسی می‌رسید که کلاه شاپو بر سر داشت، می‌گفت: «برادر، این کلاه را دشمن بر سر تو گذاشته است؛ تو خودت این کلاه را بردار.» جرقه انقلاب اسلامی در دل رهبر شهید

علم الهدی گفت: ایشان می‌فرمودند وقتی نواب این جمله را می‌گفت، آدم کراوات خودش را باز می‌کرد، مچاله می‌کرد و در جیبش می‌گذاشت؛ کلاه شاپو را از سرش برمی‌داشت، مچاله می‌کرد و کنار می‌انداخت یا آن را در جیبش می‌گذاشت. تا این اندازه تحت تأثیر نفوذ کلام نواب قرار می‌گرفت.

امام جمعه مشهد افزود: فرمودند این نواب با این نفوذ کلام، در من اثری گذاشت که جرقه انقلاب اسلامی را در من روشن کرد. عین عبارتی که می‌فرمودند این بود: «همان وقت جرقه‌های انگیزش انقلاب اسلامی به وسیله نواب صفوی در من به وجود آمد» و هیچ شکی ندارم که اولین آتش را مرحوم نواب در دل ما روشن کرد.

وی ادامه داد: ایشان از آن روز، در سن ۱۴ سالگی، به عنوان یک شخصیت انقلابی وارد حرکت شد و در مسیر طلبگی با ایده انقلاب اسلامی حرکت کرد؛ چراکه مرحوم نواب تمام ادعایش این بود که حاکمیت کشور باید به دست مقام ولایت باشد و جز حاکمیت ولایت، حاکمیت دیگری را قبول نداریم.

علم الهدی خاطرنشان کرد: این منطق، مقام معظم رهبری را در مسیر انقلاب اسلامی راه انداخت؛ به‌گونه‌ای که در تمام زندگی، با در اختیار داشتن استعدادی فوق‌العاده و درخشان، فعالیت‌های علمی و تحصیلی خود را در مسیر انقلاب به راه انداختند. جایگاه علمی و ویژگی‌های شخصیتی رهبر شهید

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی اظهار کرد: به‌گونه‌ای بود که ایشان زمانی که رهبر انقلاب شدند، یک علامه بودند؛ یعنی از هر فنی خدمت ایشان صحبت می‌شد، ایشان مشغول صحبت می‌شدند و مطلب می‌گفتند. در هر موردی که پیش می‌آمد، ایشان سخن می‌گفتند.

وی افزود: افرادی که خدمت ایشان می‌رسیدند، در تمام مسائلی که مطرح می‌کردند، مقام معظم رهبری بسیار واردتر، قوی‌تر و نافذتر عمل می‌کردند.

علم‌الهدی گفت: ایشان در علوم غریبه وارد بودند. در ارتباطات خاص، گاهی از اوقات پیش‌بینی‌ها و آینده‌نگری‌های عجیبی را ایشان می‌فرمودند که بی‌شباهت به غیب‌گویی و معجزه نداشت.

امام جمعه مشهد ادامه داد: داماد عزیز ایشان که با ایشان به شهادت رسید، آقای دکتر مصباح باقری، دچار یک بیماری شده بود؛ بیماری جهاز هاضمه گرفته بود و بیماری خطرناکی بود. خودش نقل می‌کرد و برای ما گفت: من یک روزی خدمت آقا عرض کردم: آقا، من در این بیماری از بین می‌روم و عزیزانم را به شما می‌سپارم

وی بیان کرد: آقا فرمودند: «نخیر، این‌طور نیست. شما از این بیماری نجات پیدا می‌کنید، خوب می‌شوید. من و تو با هم شهید می‌شویم.» این حرف را حداقل ۱۵ یا ۱۶ سال قبل از شهادت ایشان به آقای دکتر مصباح باقری زده بودند که از این کسالت نجات پیدا می‌کنی و ما با هم شهید می‌شویم.

علم الهدی افزود: از این نمونه‌ها از مقام معظم رهبری در عرصه زندگی‌شان کم شنیده نشده است که به خاطر آن صفای باطن و پاکی روح و دل بود که برای ایشان ارتباط به وجود آورد و ارتباطاتی را ایجاد کرده بود.

بیشتر بخوانید: علم‌الهدی: نگفتیم چون به آقا علاقه داریم، آقازاده برای اداره کشور بیاید

امام جمعه مشهد تصریح کرد: گاهی از اوقات افراد خدمت ایشان می‌رسیدند و از ایشان تقاضای دعا می‌کردند. ایشان دعا‌های مخصوصی داشتند؛ یعنی برای هر کس که می‌خواستند دعا کنند، به گونه‌ای دعا می‌کردند که آینده خودش را در دعای آقا می‌دید.

وی خاطرنشان کرد: یک آقایی را بنده معرفی کردم خدمت آقا. جوانی بود. آقا فرمودند: «خدا ایشان را حفظ کند.» باز فرمودند: «خدا ایشان را حفظ کند.» دفعه سوم هم فرمودند: «خدا ایشان را حفظ کند.»

علم الهدی ادامه داد: بنده گفتم هرچه هست، یک خطری در پیش تو، در معرض انحرافی قرار گرفتی، در وضعیتی قرار گرفتی که خطرناک است. آقا سه بار فرمودند: «خدا شما را حفظ کند.» دعاهایشان این‌گونه بود که گاهی از اوقات در یک دعا، آینده طرف را روشن می‌کردند. روایت دیدار رئیس‌جمهور روسیه با رهبر شهید

امام جمعه مشهد اظهار کرد: پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، می‌خواست به ایران بیاید. قبلاً، خدا رحمت کند، مرحوم آقای رئیسی به ایشان گفته بود که آیا من می‌توانم با رهبری ملاقات کنم و به ایران بیایم؟ ایشان فرمودند بله، مانعی ندارد و آقا اجازه فرمودند.

وی افزود: وقتی که آمده بود و از ایران برگشت، خبرنگاران با او مصاحبه کردند و گفتند رهبر ایران را چگونه دیدی؟ گفت: من مسیح را ندیدم، احوالات مسیح و تعریف مسیح را در انجیل شنیدم و خواندم، اما وقتی به ایران رفتم، رهبر ایران را مسیح دیدم.

علم‌الهدی گفت: یک شخصیت با این عظمت، و لذا او می‌گوید من مسیح را در رهبری ایران دیدم و اینجا مسیح برایش مجسم شده، آن هم در جلوه آقا؛ چنین شخصیتی چهل روز زیر خاک رفت؛ مثل پروانه دور قبرش می‌چرخیم. این درد، این مصیبت نیست؛ در سازندگی غوغا بود. هم جامعه‌ساز بود و هم فردساز.

امام جمعه مشهد افزود: این خاطره را خودشان برای من نقل کردند. فرمودند وقتی من در مشهد درس می‌دادم، در درس من دو طلبه افغانی بودند. من در سیمای اینها یک رشادتی حس کردم. یک روز به اینها گفتم بیایید منزل، با شما کار دارم. اینها آمدند خانه. گفتم من در سیمای شما یک رشادتی دیدم که یک کار مهمی را انجام خواهید داد و من یک نوشته‌هایی دارم، مطالبی دارم؛ اگر بخواهید، با هم بنشینیم، گفت‌و‌گو کنیم و بحث کنیم.

وی ادامه داد: فرمودند اینها می‌آمدند در خانه پیش من و درباره مسائل انقلاب و مباحث انقلاب، در روزگاری که افغانستان در ید اتحاد جماهیر شوروی بود و کمونیست‌ها مسلط شده بودند، با اینها صحبت می‌کردند. اینها از ایران رفتند افغانستان و توانستند یک حزب را در میان شیعیان افغانستان به عنوان مبارزه با کمونیستی به وجود بیاورند. پیدایش این حزب، نقطه نطفه تشکیل لشکری بر ضد شوروی و به عنوان قیام در مقابل استعمار شرق به راه افتاد و این جریان باعث شد شوروی شکست بخورد، از افغانستان خارج شود و مردم افغانستان از افکار الحادی و کفر کمونیستی نجات پیدا کنند. آن دو طلبه هم در این جنگ به شهادت رسیدند.

علم‌الهدی تصریح کرد: قدرت سازندگی مقام معظم رهبری این بود. ما روزی که امام از دنیا رفتند، مقاومت ما تازه شروع شده بود. در حزب‌الله لبنان کسی فکر نمی‌کرد حلقه مقاومت در کشور‌های شیعه‌نشین به وجود بیاید. مقام معظم رهبری در مقام تأسیس مقاومت در کشور‌های شیعه‌نشین به وسیله شیعیان اقدام فرمودند. قدرت‌سازی و شکل‌گیری جریان مقاومت

امام جمعه مشهد بیان کرد: مردم فکر می‌کردند این مقاومت صرفاً یک اندیشه سیاسی است که در کشور‌های اسلامی رسوخ کرده، اما روزی که بنای جنگ و درگیری و مقابله شد، معلوم شد این مقاومت یک جریان رزمنده، پویا و زنده است که مقام معظم رهبری در کشور‌های شیعه ایجاد کردند و اینها پای جنگ ایستادند، پای فداکاری ایستادند و هماهنگ با رأس مقاومت که این کشور است، ایستادگی می‌کنند و دشمن مشترک را به زانو درمی‌آورند.

وی ادامه داد: هر شما از یمن قهرمان می‌شنوید، از حزب‌الله مقاوم لبنان که با همه مخالفت‌ها مرد و مردانه ایستاده می‌شنوید، از حشدالشعبی قهرمان، پرقدرت و متصلب عراق می‌شنوید، این جریان مقاومت ساخته و پرداخته تربیت و دست این رهبر عظیم الهی و آسمانی است که در این کشور بهترین جریان‌ها را به وجود آورد و این جریان را ایجاد و ساخت.

علم الهدی خاطرنشان کرد: قدرت سازندگی مقام معظم رهبری این بود و از همه بالاتر، من و شما ساخته شدیم. الان شش ماه است مقام معظم رهبری به شهادت رسیدند، اما در این شش ماه شما پرچم‌ها و تجمعات را رها نکردید، ایستادید، مرد و مردانه و قهرمانانه مقاومت می‌کنید و می‌گویید ما خونخواه و جان‌فداییم تا آن روزی که انتقام مظلومیت این رهبر را نگیریم و خونخواهی نکنیم، دست از این حرکت برنمی‌داریم.

امام جمعه مشهد افزود: بیداری را طبق قلم شکسته ناپاک، در داخل و خارج ترویج می‌کنند و می‌گویند مقام معظم رهبری رهبر جنگ بوده، رهبر ستیز بوده و رهبر نبرد بوده است؛ در حالی که توجه نمی‌کنند مقام معظم رهبری قریب ۳۰ سال با بازدارندگی تمام و کمال، آمریکا را به صورت یک سگی اطراف کشور واداشت پارس کند و جرئت نزدیک شدن نداشته باشد. این قدرت رهبری بود. بازدارندگی رهبری و ایستادگی در برابر آمریکا

وی گفت: بحث این نبود که آمریکا از امروز اول بخواهد حمله کند. ۳۰ سال است می‌خواهد حمله کند. کدام رئیس‌جمهور آمریکا بوده که نگفته پروژه نظامی هم روی میز است؟ همه آنها گفتند و همه آنها می‌خواستند. به اینجا و در این مرحله رسیدند که دیدند اصلاً تمام استکبار و تمام قدرت امپراتوری جهانی‌شان در معرض خطر افتاده است. بدبخت‌ها اشتباه کردند، دست به جنگ زدند و با جنگ خودشان را بدبخت کردند.

علم الهدی اظهار کرد: از عزیزان ما، ندانسته، گاهی اوقات بعضی جملات را به زبان می‌رانند که ما با آمریکا می‌توانستیم جور دیگری رفتار کنیم. چطور رفتار کنیم؟ مگر ما با آمریکا امروز رسیدیم؟ ۷۰ سال است با آمریکا دست‌وپنجه نرم می‌کنیم. از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا امروز، بیش از ۷۰ سال است ما با آمریکا در حال چالش و کشمکش هستیم.

بیشتر بخوانید: علم‌الهدی خطاب به پزشکیان: اطراف‌تان خزعبلاتی پیش می‌آید که بخواهند مقام ولایت را زیر سوال ببرند و توهین کنند

امام جمعه مشهد ادامه داد: بردند، خوردند، چاپیدند، دزدیدند، عزیزان ما را کشتند، مردم ما را شکنجه دادند، یک ربع قرن مردم ما را به استثمار و بدبختی و استعمار کشاندند. بعد هم با همه توطئه‌ها، جنایت‌ها و بیدادگری‌ها علیه نظام ما، انقلاب ما و خواسته مردم ما، مردم قیام کردند و دارند قیام می‌کنند. مگر ما امروز به آمریکا رسیدیم که بهتر از این می‌توانستیم با آمریکا برخورد کنیم؟

وی تصریح کرد: یعنی با آمریکا بهتر برخورد کنیم؛ چه کار کنیم؟ از برجام بیشتر برخورد کنیم؟ برجام را خودتان ایجاد کردید. مگر قرارداد‌هایی که بستید، بسیج زدند؟ مگر غیر از این بود؟ مگر واقعاً این ۲۵ سال چکمه به پا‌های آمریکایی را روی دوش مردم فراموش کردید؟ سابقه‌اش را فراموش کردید؟ اینها چقدر جنایت کردند؟ چه می‌کردیم غیر از این با آمریکا که آمریکا آرام می‌گرفت؟ آمریکا به دنبال تمامیت‌خواهی و سلطه بر ایران است

علم الهدی افزود: آمریکا یک جریان تمامیت‌خواه است که همه چیز ما را می‌خواهد؛ نه تنها یک چیز. معدن ما را می‌خواهد، ثروت ما را می‌خواهد، انسان‌های ما را می‌خواهد، افکار برجسته ما را می‌خواهد، استعداد‌های درخشان جوانان ما را می‌خواهد و از همه بالاتر، دین ما را می‌خواهد که ما از دینمان هم دست برداریم. این خواسته آمریکاست و به یک چیز ختم نمی‌شود.

امام جمعه مشهد مقدس ادامه داد: چطور با آمریکا صحبت می‌کردیم؟ چطور با آمریکا حل می‌کردیم؟ در عرصه‌های بازدارندگی و دیپلماسی، راهی نبود مگر اینکه مقام معظم رهبری پیمودند. ۳۰ سال در بازدارندگی، آمریکایی‌ها را پشت در نگه داشتند و سیاست بازدارنده رهبری بود که آمریکا قبل از این دست به کار جنگ نشد و در استیصال دست به کار جنگ شد و با جنگ هم جوری انجام گرفت که خودش را بدبخت کرد.

وی بیان کرد: خدایا، عزیز و آقای ما را از ما گرفتند، اما خدا، تو را از ما نگرفته‌اند. تو خدای ما هستی، ما هم خدا داریم، هم امام زمان داریم. امام زمان ما را از ما نگرفتند و نمی‌توانند بگیرند. «لَا یَزَالُونَ یُقَاتِلُونَکُمْ حَتَّیٰ یَرُدُّوکُمْ عَن دِینِکُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا». اینها می‌خواهند شما را برگردانند از دینتان، اگر بتوانند و نمی‌توانند. تو را از ما نمی‌توانند بگیرند، امام زمان را از ما نمی‌توانند بگیرند.

علم‌الهدی گفت: خدایا، آن عنایت و لطفی که تو داشتی که ۳۶ سال این رهبر را بالای سر ما نگه داشتی و همه خصوصیات ما، عزت ما، عظمت ما، قدرت ما و قدرت دین و مذهب ما را این رهبر کاملاً حفظ کرد، خدایا همچنان تا آن روزی که پرچم پرافتخار «نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِیبٌ» آقا و صاحب آن، امام زمان (عج)، به اهتزاز دربیاید در دنیا، خدایا با همان عزت تا آن روز ما را حفظ کن و این عزت را به آن عزت جهانی که وجود اقدس مولا امام زمان (عج) ایجاد خواهند کرد، پروردگارا متصل بفرما.

امام جمعه مشهد دعا کرد که خدایا فرج مولای ما، بقیةالله (عج)، که فرج از تمام غصه‌ها، غم‌ها، مصائب و گرفتاری‌هاست، فراهم بفرما.




 از دیوارکشی‌ها و فنس‌کشی‌ها در مرزهای ایران تا پیمان مکه - دیپلماسی ایرانی
۲۳ دقیقه قبل / سایت دیپلماسی ایرانی

از دیوارکشی‌ها و فنس‌کشی‌ها در مرزهای ایران تا پیمان مکه - دیپلماسی ایرانی

علی اکبر رضایی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: اگر وقایع را در یک خط قرار دهیم از امنیتی شدن مرزهای ایران با ترکیه و...

 پزشکیان:  جنگ باید به پایان برسد؛ بهتر است امروز که در قدرت و عزت هستیم جنگ را پایان دهیم/ چه کسی گفته دولت باید بنزین 130 هزار تومانی بخرد و بعد آن را 1500 تومان بفروشد/ کسانی که در آن سوی مرزها دشمن را به تهاجم به ایران دعوت می‌کنند ایرانی نیستند
۲ ساعت قبل / سایت جماران

پزشکیان: جنگ باید به پایان برسد؛ بهتر است امروز که در قدرت و عزت هستیم جنگ را پایان دهیم/ چه کسی گفته دولت باید بنزین 130 هزار تومانی بخرد و بعد آن را 1500 تومان بفروشد/ کسانی که در آن سوی مرزها دشمن را به تهاجم به ایران دعوت می‌کنند ایرانی نیستند

پزشکیان با بیان اینکه جنگ باید در یک مقطع به پایان برسد، گفت: بهتر است امروز که در قدرت و عزت هستیم و تمام دنیا به پیروزی ما اذعان دارند و تأکید می‌کنند که آمریکا برخلاف تمام مقررات، به مدارس، بیمارستان‌ها و زیرساخت‌های ما حمله کرده و در دنیا منفور است، جنگ را پایان دهیم.

 ادای احترام قالیباف به سردار مقاومت ملی رئیسعلی دلواری
۱۱ دقیقه قبل / سایت تابناک

ادای احترام قالیباف به سردار مقاومت ملی رئیسعلی دلواری

رئیس مجلس شورای اسلامی و هیأت پارلمانی همراه، با حضور بر سر مزار سردار رئیسعلی دلواری، به مقام دلیر تنگستان و سردار بزرگ ملی ایران ادای احترام کرد.

 انتقادات تند یک‌پیشکوست پرسپولیس به چند پیشکوست دیگر باشگاه| علی پروین دارد آلزایمر می‌گیرد! | پرسپولیس به بزرگ‌تر دیگری نیاز دارد
۴۸ دقیقه قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

انتقادات تند یک‌پیشکوست پرسپولیس به چند پیشکوست دیگر باشگاه| علی پروین دارد آلزایمر می‌گیرد! | پرسپولیس به بزرگ‌تر دیگری نیاز دارد

بهزاد داداش زاده پیشکسوت پرسپولیس اعتقاد دارد وحید هاشمیان فریب برخی افراد داخل این باشگاه را خورد و برای همین نتوانست موفق باشد.

 صلح، ثبات، آزادی؟ چه می‌خواهیم که حال مان بهتر شود؟ | حال خوبِ جامعه از کیفیتِ حکمرانی، وضعیت معیشتی، امنیت، آزادی، آرامش پایدار و چشم‌اندازی می‌آید  | 10 نیاز اصلی برای کاستن رنج جامعه
۱ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

صلح، ثبات، آزادی؟ چه می‌خواهیم که حال مان بهتر شود؟ | حال خوبِ جامعه از کیفیتِ حکمرانی، وضعیت معیشتی، امنیت، آزادی، آرامش پایدار و چشم‌اندازی می‌آید | 10 نیاز اصلی برای کاستن رنج جامعه

اقتصادنیوز: نمی‌شود به آدم‌هایی که نگرانِ ارزش پول، امنیت و آینده هستند، توصیه کرد دخیل ببندید، یوگا کنید، کمتر اخبار ببینید و نگاهتان به نیمۀ پر لیوان باشد. حال خوبِ جامعه از کیفیتِ حکمرانی، وضعیت معیشتی، امنیت، آزادی، آرامش پایدار و چشم‌اندازی می‌آید که شهروندان از فردای خود دارند. در این شرایط چطور می‌توان از رنجِ جامعه کاست؟ چه اتفاقی باید بیفتد تا مردم دوباره دلیلی برای آرامش داشته باشند؟

 قویدل: نباید برابر استقلال بازی می‌کردم
۴۳ دقیقه قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

قویدل: نباید برابر استقلال بازی می‌کردم

آیدین قویدل دروازه‌بان مس شهر بابک تاکید کرد نباید در بازی با استقلال به میدان می‌رفت.