
مرتضی زارعی در یادداشتی با عنوان «نقدی بر پاسخ محمد قوچانی به عبدالکریم سروش» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:
آقای قوچانی را از زمان نویسندگی در روزنامه هایی چون جامعه و نشاط می شناسم. آن زمان جوانی بود که شیوه ای نو در نوشتن داشت و امروز میانسالی است که در حوزه روزنامه نگاری جزو افراد مطرح است .البته گاه اجازه حضور در صدا و سیما نیز پیدا می کند. جناب قوچانی به عنوان یک روزنامه نگار با دانش و مشی اعتدالی قابل احترام است ؛اما اخیرا مواجهه ای بین او و دکتر سروش در مورد شریعتی رخ داده است که در این مجادله به نظر می رسد، آقای قوچانی ادعاهایی ناصواب مطرح نموده و تندروانه درباره روشنفکری دینی و شریعتی و سروش قضاوت کرده است.
شاید بخشی از آن به واکنش، مقابل قلم تند سروش برمی گردد که ایشان از دهه هفتاد تاکنون در مواجهه با منتقدانش کم و بیش به کار می برد؛ اما این نوع برخورد نباید فرد را در قضاوت درباره اشخاص ازجاده انصاف خارج کند. درست است که دکتر سروش گاه به تلخی با منتقدان برخورد می کند که بنده نیز نمی پسندم؛ اما حرف تند را نهایت جواب تند باید داد نه این که آن را دستاویز نفی ارزش های افراد یا جریانی نمود.
قوچانی همچنان از غنی نژاد و نسبت های ناروایی که او به شریعتی زد، دفاع می کند و مثل جوانی خام ، شریعتی را به تقلب علمی متهم می کند و بد نیست به ایشان یادآور شد که کار شریعتی در طرح عنوان شاندل هرچه نام داشته باشد تقلب علمی نیست او سخن خود را با زبان دیگری گفته نه به عکس؛آن هم دیگری که اسم رمز خود اوست .این که چرا این کار را کرده است؟ به نظر می رسدهمان رندی شریعتی که دکتر سروش به آن اشاره کرده در این زمینه نقش اساسی داشته است.
برای شناختن روحیه رندانه دکتر شریعتی مطالعه کتاب طرحی از یک زندگی ، نوشته همسر شریعتی که در بردارنده مجموعه ای از خاطرات ایشان در زندگی با شریعتی است و به خلقیات و روحیات فردی -اجتماعی او می پردازد مفید و مغتنم است؛کتابی که به نوعی پاسخ غیرمستقیم به اتهامات سست سیاسی بود که در دهه هفتاد ارگانی حاکمیتی در قالب کتابی به شریعتی وارد کرد و جالب این که امروز منتقدان حاکمیت ،وظیفه اتهام زنی به شریعتی را به عهده گرفته اند. اتحاد این دو جریان مقابل هم، در دشمنی با شریعتی در نوع خود پدیده ای قابل توجه است.
ادعای دیگری …












