
کانال تلگرامی ترجمان متنی از امیلی هاوزر، متخصص ادبیات کلاسیک یونانی، در گاردین منتشر کرده است که متن آن را در ادامه میخوانید:
«در تازهترین فیلم کریستوفر نولان، اودیسه، عناصر حماسی فراوانی به چشم میخورد؛ شیوهای که نولان برخورد دماغۀ کشتی با امواج یا خُرد شدن استخوانها در آروارههای سیکلوپ را به تصویر میکشد، ریشه در مفهومی دارد که مفسران باستان آن را اِنارگیا مینامیدند؛ توانایی شعر حماسی در آنکه جهان را چنان پیش چشم مخاطب زنده کند که گویی دارد آن را به چشم میبیند.
و بعد نوبت به قهرمان میرسد… در اودیسۀ هومر آشکارا همهچیز بر محور آن مرد پیچیده، اودیسئوس، میگردد، نولان نیز به همان اندازه دلمشغول قهرمانی پیچیده است؛ هرچند به شیوهای متفاوت. اودیسئوسِ هومر زیرک است و رگهای از غرور در وجودش دارد؛ هم دروغگوست و هم قصهپرداز؛ و آنقدر باهوش هست که خود را از هر مخمصهای با حیله بیرون بکشد و به هر قیمتی که شده راه بازگشت به خانه را هموار کند.
اودیسئوسِ نولان (با بازی مت دیمون) نیز اشاراتی به پیچیدگی شخصیت دارد، اما اینجا با قهرمانی هالیوودی و امروزی روبهرو هستیم که میآموزد از فجایعی که به بار آورده احساس پشیمانی کند. اودیسئوسِ نولان آکنده از زخمهای روانی و احساس گناه است؛ نه فقط به سبب مرگ یارانش، بلکه به خاطر مرگ و ویرانیای که در تروا به بار آورده است (و نیز، در اشارهای کوتاه، تعرض به زنان).
البته نولان صرفاً در پی بازتولید اودیسه نیست و من هم چنین انتظاری از او ندارم. این نوشته صرفاً گلایهٔ یک هومرشناس از حذف شدن صحنههای محبوبش نیست. آنچه میخواهم نشان دهم این است که در پیوند میان نولان، هالیوود و هومر چه چیزهایی از دست میرود یا دگرگون میشود، و چرا این مسئله اهمیت دارد. من میخواهم بیندیشم که قهرمان حماسی و جهان او از نگاه نولان و از نگاه هالیوود چه سیمایی دارند. این سفر روشنگر است.
بله کلیت داستانها یکی است، اما هومر اودیسئوسی را به تصویر میکشد که: به سبب غرور و خودبینیاش، بازگشت یارانش به خانه را تباه میکند، زیرا نفرینی را بر همگی آنان نازل میسازد (که در فیلم نولان حذف شده است). به ایتاکا بازمیگردد و گروهی از مردان بیدفاع را قتلعام میکند …












