
مریم نصر اصفهانی، استاد دانشگاه، در کانال تلگرامی خود نوشت:
«در جمعی دانشگاهی بحث شد که دانشجویان، حتی در رشتههای علوم انسانی، شناختی حداقلی از مفاخر فکری، فرهنگی و ادبی خود ندارند؛ آنقدر که نام شهرام ناظری، هوشنگ گلشیری یا حتی علی شریعتی به گوششان نخورده است. همانطور که هیچیک از اعضای آن جمع هم لابد نام «نیما تکیدو» را نشنیده بودند.
از کجا باید بدانند؟ از کجا باید بدانیم؟
هر از گاهی مناسبتهای مختلف به رویمان میآورد که شناخت ما از دنیای خودمان چگونه محدود، بریدهبریده و تکهتکه شده است. بیخبریم و نمیدانیم و شگفتزده میشویم که عجب مردمان پیشبینیناپذیری هستیمها!
حالا بیش از هر زمان دیگری متوجه هستیم که جهل صرفاً به معنای «فقدان دانش» نیست. مسئله فقط ندانستن نیست؛ مهمتر آن است که چرا برخی دانستنیها اساساً از افق شناخت ما حذف میشوند.
موضوع «معرفتشناسی جهل» همین است: بررسی سازوکارهای قدرت و ساختارهایی که باعث میشوند افراد نه فقط برخی چیزها را ندانند یا نتوانند بدانند، بلکه حتی نخواهند بدانند.
ما فقط کممطالعه یا کمتر کنجکاو نیستیم؛ مشکل فقط شبکههای مجازی و الگوهای فوریشان برای لذت و راحت هم نیست. ما از گذشتهمان، از معاصرانمان و از یکدیگر بریدهایم. دچار نوعی «کوری متقابل» شدهایم.
معرفت با ژن منتقل نمیشود. معرفت در بافتار زبان، تجربه، نهادهای اجتماعی، روایتها، کتابت، گفتوگو و تعلیم و …











