
کاوه خسروانی، نویسنده، در تلگرام نوشت:
ذهن انسان برای اندیشیدن منابع محدودی دارد. ما نمیتوانیم دربارهی همهچیز با دقت و موشکافی فکر کنیم؛ بنابراین برای کاهش هزینهی شناختی، اغلب به میانبرهای ذهنی، عادتها و قواعد ساده متوسل میشویم: به تجربههای قبلی اعتماد میکنیم، از نظر اکثریت پیروی میکنیم، به کلیشهها تکیه میکنیم، چیزهای آشنا را درستتر از چیزهای ناآشنا میپنداریم و گاهی از یک ویژگی یا تجربهی محدود، دربارهی کل یک موقعیت نتیجهگیری میکنیم. این گرایش را «صرفهجویی شناختی» مینامند.
روشن است که صرفهجویی شناختی بهخودیخود نه نقص است و نه الزاماً خطا. اگر قرار بود برای هر تصمیم ساده، همهی اطلاعات موجود را جمعآوری کنیم، همهی احتمالات را بسنجیم و همهی استدلالهای ممکن را بررسی کنیم، زندگی روزمره عملاً ناممکن میشد. ذهن برای بسیاری از موقعیتها به پاسخهای سریع و کمهزینه نیاز دارد. مسئله از جایی آغاز میشود که این سازوکار از قلمرو مناسب خود فراتر میرود.
میتوان این وضعیت را با عبارت «خساست شناختی» توصیف کرد: یعنی صرفهجویی شناختی بیش از اندازه؛ یعنی اینکه ذهن حتی در موقعیتهایی که بررسی دقیق ضروری است، حاضر نباشد منابع شناختی لازم را صرف کند. در چنین شرایطی، بهجای آنکه شواهد را بررسی کنیم، پیشفرضهای خود را به چالش بکشیم و …












