جلال رفیع در روزنامه اطلاعات نوشت:
«ای دل دریا، دل دریای تو / دختر تنهای خدا بر زمین – عرش خدا منزل و مأوای تو / خواهر آزادی و فرزند دین. پیشتر، آنچه درباره «دختر تنهای خدا» میشنیدیم، تنها در حدّ «روضهخوانی» تلقی میکردیم و فقط در مرتبه «مرثیهخوانی» تحویل میگرفتیم. بعدها اما هر چه بیشتر گذشت، بیشتر توانستیم این گذشته تکاندهنده شگفتانگیز را بکاویم و بشکافیم و بشناسیم.
علی موسوی گرمارودی، شاعر چیرهدست و زبانآور عاشورا، این زن قهرمان و قدَر را دختر تنهای خدا خوانده است. شکوه بردباری او، زیباترین فصل کتاب کربلاست. امروز دیگر، نه فقط به زبان «روضه و مرثیه»، بلکه به زبان حماسی شاهنامه فردوسی نیز روایت این واقعه سترگ را بازخوانی و بازشنوی میکنیم. یاد باد آن روزگاران که پیران سپیدموی، با لحن و لسان زیبا، با موسیقی عشق و عزا، با خلوص و صداقت و بیریایی مثالزدنی، بر فراز منبر میخواندند و اشکهای جاریشان از شمع آرام سوز سقاخانه چشمان شان بر محاسن صورت و سیرت شان میچکید و نهال مودّت و فتوّت را در باغ دلها آبیاری میکرد. …













