
عباس رضایی ثمرین، مشاور و مدیرکل دفتر معاون اجرایی رئیسجمهور، در صفحه شخصی خود با اشاره به انتقادات اخیر به محمدجعفر قائمپناه نوشت:
در میان همه انتقادها، طعنهها و ناسزاهایی که این یکی دو روز درباره محمدجعفر قائمپناه نوشته شد، یکی برای من تلختر از همه بود: «قائمپناه از روز اول جنگ غیبش زد و تا آخر جنگ هم نبود.»
این البته تندترین حمله به او نبود؛ درد این جمله برای من از جای دیگری میآمد؛ خلاف آن را با چشم خود دیدهام.
ممکن است نسبت اداری من با قائمپناه، این نوشته را در نگاه برخی به یک دفاعیه تبدیل کند. ایرادی ندارد. همین نسبت مرا به شاهد مستقیم روزهایی تبدیل کرده که اکنون درباره آنها روایتهایی وارونه ساخته میشود. سکوت در برابر آنچه خود دیدهام شاید آسانتر باشد، اما منصفانه نبود.
روز اول حمله، همه ما در محدوده پاستور بودیم. در لحظهای که بهدلیل خطر ادامه حمله، همه را به خروج از مجموعه فرا میخواندند و فضا آکنده از اضطراب بود، قائمپناه با وجود اصرار و ممانعت نیروهای حفاظت، به سمت قلب محدوده هدفقرارگرفته رفت تا از وضعیت رهبر انقلاب و رئیسجمهور خبری بگیرد. برای ثبت تصویر یا ساختن روایتی قهرمانانه هم نرفت. آن لحظه دوربینی در کار نبود؛ فقط نگرانی بود و خطر. من آن صحنه را فراموش نمیکنم.
در تمام روزهای بعد نیز کار دفتر ما متوقف نشد. پنجشنبه و جمعهای در میان نبود. جلسات، دیدارها، بازدیدها و پیگیری امور دولت ادامه داشت. در اوج حملات هوایی، با وجود مخاطرات امنیتی ارتباطات تلفنی، دسترسی به او قطع نشد و برای برقرار ماندن زنجیره تصمیمگیری و تشکیل جلسات دولت نقش جدی ایفا میکرد.
صبح روزی که انبارهای بنزین و تجهیزات پمپاژ سوخت در تهران هدف قرار گرفت، قائمپناه به شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی رفت تا از نزدیک وضعیت تأمین و توزیع سوخت را پیگیری کند. در همان روزها که بعضاً نگرانیهایی درباره پرداخت حقوق بازنشستگان ابراز میشد، برای اطمینان از پرداخت بهموقع مستمریها در سازمان تأمین اجتماعی …












