
علی ربیعی، دستیار اجتماعی رئیسجمهور در یادداشتی تلگرامی نوشت: «خبرنگار صرفاً یک «پیامرسان» نیست؛ او «معمار واقعیت اجتماعی» است. ما در دنیایی زندگی میکنیم که واقعیتها نه آنگونه که هستند، بلکه آنگونه که روایت میشوند، تجربه میگردند. روز خبرنگار، فرصتی است برای تامل در این حقیقت: وقتی از خبرنگار سخن میگوییم، از «اعصاب محیطی جامعه» حرف میزنیم؛ اگر این اعصاب ملتهب باشد یا قطع شود، کل ارگانیسم جامعه دچار اختلال در درک پیرامون خود میشود.
من بر این باورم که بزرگترین بحران امروزِ رسانه در ایران، «فرسایش مرجعیت» است. ما با پدیدهای مواجهیم که میتوان آن را «کوچِ مرجعیت از داخل به خارج» نامید. این فقط یک تغییرِ سلیقهی مخاطب نیست؛ یک گسست ساختاری در «حوزهی عمومی» است. وقتی رسانهی داخلی به دلایلِ گوناگون –از خودسانسوری ساختاری گرفته تا فشار نهادهای بیرونی– نمیتواند روایتی جامع، متکثر و اعتمادبرانگیز از واقعیت ارائه دهد، «خلاء معنایی» ایجاد میشود. علاوه بر این، وقتی «رسانهی اول» (رسانهی جریان اصلی در داخل) نتواند روایتگریهای بیطرفانه کند و همه ایرانیان خود را در قاب آن نبینند، «رسانهی دوم» (خارجی یا غیررسمی) این خلأ را پر میکند. این همانجاست که حمله به تمام ذهنی در جامعه آغاز میشود.
با از جاکندگی ذهنها از متن سرزمینی، وقتی گفته میشود «جنگها با کلمات آغاز میشوند»، بازتابی از یک نگاه تقلیلگرایانه نیست؛ بلکه یک استراتژی شناختی است. در دنیای امروز، «قدرت روایت» از ابزارهای سخت پیشی گرفته است. اگر ما در داخل، خبرنگار را به عنوان یک «کنشگر میانجی» به رسمیت نشناسیم، عملاً ابزار دفاع از منافع ملی و ثبات اجتماعی را از خود سلب کردهایم. خبرنگاری که دلهره دارد، خبرنگاری که امنیت شغلیاش در گروی سلیقههای متغیر است، نمیتواند «میانجی عاقل» میان دولت و جامعه باشد. او ناچار است به «انفعال» پناه ببرد. و این در حالی است که عدهای غیرمسئولانه هرآنچه اراده میکنند و دلخواهشان است با نفع امنیت و منافع ملی باشد یا نباشد، میگویند و مینویسند.
در این میان، نکتهی کلیدی، مفهوم «سرمایه اجتماعی» است. رسانه، میتواند بزرگترین نهاد تولید این سرمایه باشد. این امر مستلزم داشتن امنیت شغلی، امنیت نوشتن و سیاسی است. باید شرایط لازم برای “خلاقیت …








