قیمت طلا امروز




 سایت انصاف نیوز / ۱۴۰۵/۰۵/۱۹

عضویتی غیر ممکن | صابر گل‌عنبری | انصاف نیوز

صابر گل‌عنبری، کارشناس سیاست خارجی، در یادداشتی تلگرامی نوشت:
 عضویتی غیر ممکن | صابر گل‌عنبری |  انصاف نیوز

صابر گل‌عنبری، کارشناس سیاست خارجی، در یادداشتی تلگرامی نوشت:

«تحلیل سیاسی بیش از هر چیز به نگاهی واقع‌بینانه به متن رخدادها و روندهای سیاسی نیاز دارد. در همین چارچوب، پس از شکل‌گیری پیمان دفاعی میان ترکیه، عربستان و پاکستان، موسوم به پیمان مکه، عده‌ای همچنان با شور و حرارت خاصی، پیوستن ایران به این ائتلاف را راهکاری منطقی می‌دانند؛ بی‌آنکه به میزان امکان‌پذیری آن توجه کنند.

اگرچه ایجاد یک ائتلاف منطقه‌ای علیه اسرائیل، هدفی مطلوب و ضروری است، اما تصور پیوستن تهران به پیمان مکه برای تحقق این هدف با واقعیت‌های موجود همخوانی ندارد. محور اصلی این پیمان، تعهد به دفاع مشترک است؛ به این معنا که حمله به یکی از اعضا، حمله به همه اعضا تلقی می‌شود.

حتی اگر هم هدف اولیه این ائتلاف، مهار ایران نباشد یا اساسا چنین تنشی میان تهران و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نیز در کار نباشد، باز پیوستن ایران به این سازوکار در شرایط فعلی امکان‌پذیر نیست. به این علت که ایران اکنون درگیر جنگ با آمریکا و اسرائیل است و عضویت در این پیمان به این معناست که ترکیه، عربستان و پاکستان عملا پای خود را به قلب این میدان پرمخاطره بکشانند.

این در حالی است که هر سه کشور، از یک سو، متحد ایالات متحده هستند و از دیگر سو، با وجود اختلافات و مشکلاتشان با اسرائیل، نه به دنبال جنگ با آن هستند و نه آمادگی ورود به چنین جنگی را هم دارند. از همین رو، تقریبا غیر ممکن است که با عضویت کشوری موافقت کنند که اکنون درگیر یک جنگ سرنوشت‌ساز است و می‌تواند خطر ورود آنها به این درگیری را به همراه داشته باشد.

در همین حال هم هر گونه درخواست رسمی ایران برای پیوستن به این پیمان نیز نقض غرض است؛ از این جهت که تهران با تهدید به حمله به زیرساخت‌های انرژی عربستان و دیگر کشورهای خلیج فارس قسمی بازدارندگی برای مصمون ماندن زیرساخت‌های نفت و گاز خود ایجاد کرده، حال چطور ممکن است بخواهد عضو توافقی دفاعی شود که این اهرم را از آن در این شرایط سلب کند.

بنابراین باز هم چه یکی از سه کشور پیشنهاد دهد چه ایران خود درخواست کند، صرفا جنبه تبلیغاتی دارد و عملا چنین پیوستنی در شرایط جنگی کنونی ممکن نیست.

بنابراین، در تحلیل مسائل باید از خیال‌پردازی فاصله گرفت و به دنبال راهکارهای دیگری بود که در دنیای واقعی، قابلیت اجرا و اثربخشی داشته باشند.»

انتهای پیام



۱۰ ساعت قبل / سایت دیپلماسی ایرانی

پیمان مکه، بازتعریف روابطی فراتر از مناسبات منطقه‌ای - دیپلماسی ایرانی

نویسنده: ریچل برانسون (Rachel Bronson)، مشاور ارشد بولتن دانشمندان اتمی است. او پیش از این رئیس و مدیرعامل، بر برنامه‌ریزی، ارتباطات و ساعت نمادین روز قیامت نظارت داشته است. برانسون همچنین معاون رئیس مطالعات و عضو ارشد و مدیر مطالعات خاورمیانه در شورای روابط خارجی بوده است.

دیپلماسی ایرانی: زمانی که عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان توافقنامه دفاع مشترک مکه را در ۷ اوت امضا کردند، واکنش واشنگتن با تعجب خاموش بود. در اینجا یک توافقنامه به سبک ناتو وجود دارد که تصریح می کند که حمله به یک امضاکننده، حمله به همه است، شامل یک متحد ناتو، و خارج از چارچوب ناتو امضا شده است. با توجه به پاسخ محتاطانه اش، به نظر می رسد که واشینگتن معمار اصلی این ترتیب جدید نبوده است.

پیمان دفاعی متقابل تاریخی سه کشور سنگین وزن منطقه را متحد می کند: عربستان سعودی، بزرگترین تولید کننده نفت جهانی و دارنده ذخایر مالی. ترکیه که دارای دومین ارتش بزرگ در اتحاد ناتو و صنعت تسلیحاتی در حال رشد است. و پاکستان که به عنوان تنها کشور مسلمان مجهز به سلاح هسته ای است و یکی از بزرگترین ارتش های فعال جهان را در اختیار دارد. در تئوری، صنعت تسلیحات ترکیه اکنون مسیری در سطح معاهده برای خرید عربستان سعودی و همچنین یک تولیدکننده مشترک احتمالی در پاکستان خواهد داشت. در همین حال، پرسنل آموزش دیده پاکستان یک شریک خلیج فارس با سرمایه برای افزایش آنها به دست خواهند آورد، و ثروت سعودی به جای قراردادهای موقت، تحت یک چارچوب رسمی به تولیدات دفاعی ترکیه و پاکستان سرازیر می شود. این در ظاهر، یک پیشرفت نفس گیر است.

قابل درک است که تحلیلگران به سرعت در تلاش هستند تا انگیزه محرک پشت این اعلامیه را ارزیابی کنند. آیا این یک واکنش منطقه ای به ایران است؟ پاسخی هدفمند به روابط رو به وخامت ترکیه و اسرائیل؟ یا اینکه این توافق بهتر است به عنوان پیامی به ایالات متحده در مورد شکست این کشور در تضمین امنیت و امنیت متحدان منطقه ای خود درک شود؟ در حالی که همه این انگیزه‌ها نقش مهمی ایفا می‌کنند، امضای مکه منعکس‌کننده چیزی است که حتی بیشتر از آن تأثیرگذار است – مجموعه‌ای از تجدیدنظرهای سیاسی که مورد توجه قرار نگرفته و به سرعت در حال حرکت است که در پهنه وسیعی از قلمرو برای مقابله با تهدیدات منطقه‌ای و ایجاد اقتصادهای قدرتمند مورد نیاز برای بقا و شکوفایی در قرن بیست و یکم اتفاق می‌افتد.

دو نظریه قدرت

در طول سال گذشته، شبه جزیره عربستان و منطقه اطراف آن به دو ائتلاف سست اما متمایز به رهبری امارات متحده عربی از یک طرف و عربستان سعودی از سوی دیگر تقسیم شده اند. هر بلوک منطقه ای ایده های بسیار متفاوتی در مورد چگونگی واکنش به ایران به ویژه و همچنین تفسیرهایی از روندهای ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی آینده دارد. روابط پرتنش فزاینده آنها فراتر از شبه جزیره عربستان تابیده شده و بر رقابت های موجود در جنوب آسیا، شاخ آفریقا و حتی مدیترانه شرقی ترسیم شده است. با اخطارها و احتیاط ها، طرفین شامل اسرائیل، امارات، یونان و هند از یک طرف و عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان از سوی دیگر هستند و مصر و قطر به طور آزمایشی به دومی نزدیک می شوند. در حالی که دو طرف از نظر درک تهدید، استراتژی نظامی یا چشم انداز اقتصادی از لحاظ داخلی منسجم نیستند، منافع آنها به طور فزاینده ای در این حوزه ها همپوشانی دارند و الگوی همسویی ژئوپلیتیک آنها به طور فزاینده ای غیرقابل انکار است.

امارات متحده عربی، اسرائیل، یونان و هند شرط می‌بندند که این قرن به چابکی پاداش خواهد داد: کشورهای کوچک و شبکه‌ای که به جای قلمرو یا جمعیت بر سر فناوری، مجاری انرژی، زیرساخت‌های داده و سرمایه رقابت می‌کنند. ایان برمر و فیراس مکساد این طرف را ائتلاف ابراهیمی می نامند که در توافقنامه ابراهیم ۲۰۲۰ لنگر انداخته است. ملیندا هرینگ و دانیل کیماژ، که به طور گسترده‌تر درباره تغییر ماهیت قدرت دولتی می‌نویسند، اسرائیل و به‌طور مبهم‌تر، امارات متحده عربی را به‌عنوان «اسپارت‌های جدید» توصیف می‌کنند، کشورهایی که اندازه را با «حیله و نیرنگ» جبران می‌کنند.

برای امارات، اسرائیل و شرکای آنها، ایران چیزی بیش از یک تهدید نظامی است. ایران با هدف قرار دادن زیرساخت های منطقه، مدل اقتصادی مبتنی بر انرژی، فناوری و گردشگری را به خطر می اندازد. هر کاری که این طرف انجام می دهد از این باور ناشی می شود، از استقرار باتری های گنبد آهنین اسرائیل به امارات متحده عربی و سرمایه گذاری امارات متحده عربی در برنامه هسته ای غیرنظامی هند تا سرعت بخشیدن به ساخت زیرساخت های فناوری، داده ها و انرژی که این کشورها را به یکدیگر متصل می کند.

در همین حال، عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان روی نظریه قدیمی‌تری شرط‌بندی می‌کنند: اینکه جرم و عمق هنوز مهم است و قلمرو، جمعیت، ارتش‌های پایدار، ذخایر انرژی و مشروعیت مذهبی هنوز نام بازی هستند – حتی در شرایطی که این دولت‌ها در کنار رقبای کوچک‌تر خود مدرن می‌شوند. ایران خطرناک است، اما تهدید نیست. برمر و مکساد این بلوک را ائتلاف اسلامی می نامند.

برای گروه تحت رهبری عربستان سعودی یا گروه انبوه و عمیق، رویارویی مستقیم نظامی گستاخانه راه پیش رو نیست. عملیات «خشم حماسی» ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی ایران، بسته شدن تنگه هرمز و تهدیدات مجدد علیه کشتیرانی دریای سرخ تأیید کرده است که این عملیات کارساز نیست. بنابراین، ریاض کانال مستقیم خود را با تهران راه اندازی کرده است، حتی در حالی که تهاجم ایران را محکوم می کند، زیرا ایران را به عنوان یک دشمن قابل کنترل تر می بیند. این استراتژی حفاظتی، امارات متحده عربی را خشمگین کرده، اماراتی که بار عمده حملات هواپیماهای بدون سرنشین ایران را متحمل شده است. اما برای ریاض، اسلام آباد و آنکارا، یک ایران شکست خورده تنها خلاء خطرناکی را برای دشمنان ایجاد می کند تا آن را پر کنند، همان‌طور که برای عراق شکست خورده پس از مداخله آمریکا، رخ داد.

«ایرانِ دست و پا شکسته» همچنین می‌تواند به عنوان وزنه تعادلی در برابر آنچه ریاض در حال حاضر به عنوان یک نیروی به همان اندازه بی‌ثبات‌کننده می‌بیند، عمل کند: اهداف حداکثری اسرائیل، که در سپتامبر ۲۰۲۵، زمانی که اسرائیل به یک تیم مذاکره‌کننده حماس در داخل قطر حمله کرد، به نمایش گذاشته شد. ظرف چند روز پس از آن حمله – اولین حمله اسرائیل به یک کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس – عربستان سعودی یک توافق‌نامه دفاعی متقابل استراتژیک با پاکستان امضا کرد. این اقدام، یک رابطه امنیتی دوجانبه را که برای دهه‌ها به طور غیررسمی وجود داشت، رسمیت بخشید. الحاق اخیر ترکیه در مکه را می‌توان به عنوان یک بلوک سازنده بعدی در یک توافق امنیتی رو به گسترش در نظر گرفت.

آنچه در منطقه در حال شکل‌گیری است، به اندازه‌ای جدید است که حتی ناظران نزدیک نیز در مورد نام آن به توافق نرسیده‌اند. اما اگر برچسب‌ها را کنار بگذارید پویایی باقی می‌ماند: یک طرف شرط می‌بندد که اگرچه کوچک است ولی به سرعت می‌تواند طرف بزرگ با عملیات و منطق سنجیده را شکست دهد. طرف دیگر شرط می‌بندد که اندازه و سرعت، اگر مدرنیزه شود، همچنان برنده خواهد شد. خلیج فارس به عرصه‌ای تبدیل شده است که این بحث در آن حل و فصل خواهد شد، نه در یک اتاق سمینار، بلکه در خطوط ریلی، پیمان‌های دفاعی و زیرساخت‌های پشتیبانی که انرژی و تجارت منطقه را برای یک نسل حمل خواهند کرد.

الگویی برای سراسر منطقه

در حالی که این ادعا که خلیج فارس و منطقه وسیع‌تر در حال تقسیم شدن به دو ائتلاف رقیب است، به هیچ وجه مورد اجماع نیست، اما شواهد این را تأیید می‌کند. در سودان، عربستان سعودی از نیروهای مسلح سودان و امارات متحده عربی از نیروهای پشتیبانی سریع در چیزی که ناظران به طور فزاینده‌ای آن را جنگ نیابتی خلیج فارس نامیده‌اند، حمایت کرده‌اند. در سومالی، عربستان سعودی به ده‌ها کشور مسلمان و عربی پیوسته است که به رسمیت شناختن سومالی‌لند توسط اسرائیل را محکوم کرده‌اند. امارات متحده عربی در این مورد آشکارا سکوت کرده است، که با جاه‌طلبی‌های خود ابوظبی برای ایجاد پایگاه در آنجا مطابقت دارد. در یمن، نیروهای نیابتی دو کشور در ژانویه ۲۰۲۶ به رویارویی مسلحانه مستقیم وارد شدند – آشکارترین مدرک برای این‌که تاکنون دو متحد اسمی آمریکا، در جاهایی، عملاً با ابزارهای دیگر با یکدیگر در جنگ هستند.

این الگو به دیپلماسی انرژی نیز گسترش می‌یابد، جایی که یونان، اسرائیل، هند و امارات متحده عربی از کریدور اقتصادی هند – خاورمیانه – اروپا (IMEC) دولت بایدن و دولت اول ترامپ که در سال ۲۰۲۳ در نشست G20 در دهلی نو رونمایی شد، حمایت کرده‌اند. در همین حال، عربستان سعودی سال گذشته را صرف جلب نظر دمشق به عنوان گره ترجیحی مدیترانه‌ای خود کرده و زیرساخت‌ها، از جمله شبکه‌های فیبر نوری، را از طریق سوریه به جای اسرائیل تغییر مسیر داده است. ترکیه و عربستان سعودی در ماه ژوئن یک توافق راه‌آهن از طریق سوریه و اردن امضا کردند، مسیری که آنکارا آن را برای کاهش نقش منطقه‌ای اسرائیل توصیف کرده است. وزیر تجارت ترکیه آن را ضربه‌ای به محور اسرائیل – هند – امارات متحده عربی خواند – محوری که شامل رقیب قدیمی آن، یونان، معمار کلیدی این کریدور می‌شود. امارات متحده عربی یک سرمایه‌گذار بزرگ در برنامه هسته‌ای غیرنظامی هند است؛ عربستان سعودی از پاکستان حمایت می‌کند. به نظر می‌رسید توافق هسته‌ای اخیر عربستان سعودی تلاشی برای کشاندن ایالات متحده به یک طرف در مقابل طرف دیگر باشد.

پیش از این، در ماه مه، امارات متحده عربی از سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک)، یک کارتل نفتی به رهبری عربستان سعودی که بخش قابل توجهی از عرضه جهانی نفت را مدیریت می‌کند، خارج شد. امارات متحده عربی این کار را برای رهایی از محدودیت‌های تولید تحت هدایت عربستان سعودی انجام داد که ابوظبی معتقد است آرمان‌های اقتصادی و سیاسی آن را محدود کرده است. اندکی پس از آن، در ماه ژوئیه، عربستان سعودی اعلام کرد که ۱۳ کشور به آنها در ایجاد یک اتحاد دفاعی دریایی برای تضمین آزادی دریانوردی در دریای سرخ، خلیج عدن و تنگه باب المندب پیوسته‌اند. امارات متحده عربی در میان آنها نبود. یونان، اسرائیل و هند نیز با وجود اینکه همگی منافع دریایی قابل توجهی در آب‌هایی دارند که این اتحاد حول محور حفاظت از آنها سازماندهی شده است، در این اتحاد حضور نداشتند.

این شکاف‌ها به‌ویژه برای هند، که سیاست خارجی آن مدت‌هاست بر چندجانبه‌گرایی استوار است، چالش‌برانگیز بوده است. در ۶ اوت، یک روز قبل از امضای مکه، نارندرا مودی، نخست وزیر هند با بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل تماس گرفت. بازخوانی های رسمی با استناد به مشارکت استراتژیک ویژه هند و اسرائیل و "تحولات در غرب آسیا" بود. آنچه روز بعد اتفاق افتاد گویاتر بود: رسانه های ترکیه و پاکستان گزارش دادند که هند فوراً به اسرائیل در مورد ترتیبات دفاعی متقابل برای مقابله با محور جدید نزدیک شده است. وزارت امور خارجه هند مذاکره درباره توافق جدید را تکذیب کرد و این گزارش ها را «اخبار جعلی» خواند. اما این فرض اساسی را انکار نکرد و در عوض گفت که دهلی نو توافق مکه را «از نزدیک دنبال می‌کند». دولت‌ها معمولاً به شایعاتی که بی‌اهمیت می‌دانند، پاسخ رسمی نمی‌دهند.

پاکستان در داخل ائتلاف گسترده و عمیق قرار دارد. بنابراین، هند، هر چقدر هم که پوشش داده شود، بیشتر به سمت ائتلاف چابک شبکه‌ای متمایل است. همان‌طور که دو گروه سست در نهادها رسمیت می یابند، فضا برای چند همسویی تنگ می شود. این پویایی است که مستحق درمان کاملتر خود در جای دیگر است، اما انکار و تأیید عجولانه خود دهلی نو نشان می دهد که قبلاً آن را احساس کرده است.

بعد چه می‌شود

ایالات متحده سه دهه بعد از عملیات طوفان صحرا، توان خود را صرف ساختن یک معماری امنیتی واقعی در خاورمیانه کرده است. حضور نظامی ایالات متحده، آموزش قابلیت همکاری و اطلاعات مشترک، شرکای خلیج فارس و اسرائیل را به چیزی شبیه به یک موضع دفاعی هماهنگ تبدیل کرده است که به راحتی از آن به عنوان "ناتوی خاورمیانه" یاد می شود. توافقنامه دفاع مشترک مکه یک سوال پریشان‌کننده را ایجاد می کند: آیا این معماری در حال تحقق است یا جایگزین شده است؟

از یک طرف بخوانید، این پروژه واشینگتن است که سرانجام به ثمر نشسته است. این توافق گام بعدی در قابلیت همکاری در سطح منطقه و یک تعهد واقعی دفاعی متقابل است. با این حال، از وجه دیگری نیز آن را بخوانید، این گزینه جانشینی آرام برای آن پروژه است. قابلیت همکاری آرمانی واقعی است، اما در اطراف ریاض، آنکارا، و اسلام آباد ساخته شده، و واشینگتن پس از وقوع آن به جایی این که از قبل طرف مشورت باشد از آن مطلع شده است. هنوز خیلی زود است که بدانیم کدام خوانش صحیح است. اما این فرض که اساس سه دهه سیاست آمریکا در حوزه خلیج فارس که واشنگتن در مرکز هر معماری ظاهر می شد، نادیده گرفته شده و در آن ظاهر نشده است، دیگر نمی تواند بدیهی تلقی شود.

قابلیت همکاری که واشنگتن مدت هاست از آن حمایت می کند، مستلزم اعتماد در میان شرکت کنندگان در ساخت آن است. زمانی که دو مورد از اساسی‌ترین گره‌های معماری – عربستان سعودی و امارات متحده عربی – به‌طور همزمان پرداخت‌های بانکی یکدیگر را مسدود می‌کنند، طرف‌های مقابل را در یمن مسلح می‌کنند و ائتلاف‌های رقیب ایجاد می‌کنند که به وضوح یکدیگر را حذف می‌کنند، حفظ این اعتماد دشوارتر است. واشنگتن با انتخاب بین دو ائتلاف روبه‌رو نیست. در حال کشف این واقعیت است که نزدیکترین شرکای‌اش از شروع به انتخاب چه گزینه‌ای کرده اند.

در هفته‌های آتی، توافقنامه دفاعی مشترک مکه بیشتر به عنوان داستانی درباره ایران، اسرائیل، بازدارندگی و فراتر رفتن از مرزهای یک عضو ناتو تحلیل می‌شود. اما چیزی بزرگتر نیز در حال بازی است. توافق مکه روشن‌ترین مدرکی است که تاکنون نشان می‌دهد شکافی در قلب شبه جزیره عربستان در حال شکل‌گیری است که در حال تعمیق و شکل‌گیری است، در سیستم‌های بانکی نفوذ می‌کند، شبه‌نظامیان نیابتی را شامل می‌شود و در ادامه دشمنی‌های عمیق ژئوپلیتیکی را می‌شکافد. دو ائتلاف بر سر کریدورها، سرمایه، و اکنون که رسماً روی کاغذ به پیمان‌های دفاعی متقابل متعهد هستند، رقابت می‌کنند. این مبارزه برای سهم رهبری در قرن بیست و یکم است.

ائتلاف گسترده و عمیق در حال ایجاد تعهد سخت تر و الزام آورتر است. ائتلاف چابک شبکه‌ای، در حال حاضر، این کار را نکرده است. این که آیا این قدرت را منعکس می کند (سیگنالی مبنی بر اینکه کشورهای چابک برای حرکت با یکدیگر به معاهدات رسمی نیاز ندارند) یا افشای آن تنها با گسترش رقابت مشخص خواهد شد. اما دولت های درگیر منتظرند تا دریابند کدام نظریه قدرت به طور انتزاعی پیروز می شود. آنها شروع به ساختن پاسخ به زبان یک معاهده کرده اند.

منبع: شیکاگو کانسیل ان گلوبال افرز / ترجمه: سید علی موسوی خلخالی


۱۱ ساعت قبل / سایت انصاف نیوز

ترامپ دنبال مذاکره نیست؟ | انصاف نیوز

صابر گل‌عنبری، کارشناس سیاست خارجی، در یادداشتی تلگرامی نوشت:

«شبکه سی ان ان اعلام کرده است که دونالد ترامپ دستور توقف مذاکرات با ایران را داده است. در عین حال هم گفته شده است که آمریکا به متحدان خود اطلاع داده است که در حال تغییر راهبرد خود در قبال تهران از تاکتیک «ضربه فوری به ایران»، به سمت «اختناق تدریجی» است.

حالا فارغ از این که اساسا مذاکره‌ای در جریان بوده باشد یا نه یا این که ترامپ بر خلاف ایران همین تبادل پیام را مذاکره می‌داند؛ اما دستور احتمالی توقف مذاکرات از جانب ترامپ قابل تامل است و دلالت‌های خاص خود را دارد. به این علت که وی طی هفته‌ها و ماه‌های پس از جنگ با هدف مدیریت اوضاع به ویژه بازار و انرژی مدام از مذاکره و «نزدیک بودن توافق» سخن می‌گفت و با این رفتار خود تا حدی می‌توانست آنها را مدیریت و با وجود بسته بودن تنگه هرمز از جهش قیمت نفت جلوگیری و آن را در محدوده صد دلار نگه دارد.

اما جدا از این که صدور دستور توقف مذاکرات و در عین حال رسانه‌ای کردن آن نشانگر عصبانیت و نومیدی ترامپ از دستیابی به توافق و تلاشی برای تغییر محاسبات ایران است؛ اما همین تصمیم می‌تواند بیانگر این باشد که وی همچون قبل دیگر نگرانی زیادی نسبت به وضعیت بازار و قیمت انرژی ندارد و بنابراین دیگر مذاکره ولو در بعد اعلامی هم اولویت او نیست.

اما این گمانه به فرض صحت، به این معنا می‌تواند باشد که زیاد هم برای بازگشت امنیت به تنگه هرمز و از سرگیری فعالیت طبیعی آن عجله ندارد و از این رو، بیشتر به تشدید محاصره و فرسایشی‌تر کردن جنگ برای ایران می‌اندیشد.

البته چه بسا آنچه در این میان بیشتر مشوق ترامپ است این که قیمت نفت رشد جهشی بزرگی نکرد. البته این که چرا نفت در ایام جنگ در محدوده صد دلار ماند و اکنون با بسته شدن تنگه در همان کانال ۸۰ دلار است، نیازمند کنکاش و بررسی عمیق است.

البته اگر بازار دوباره اقتضا کند هیچ بعید نیست که ترامپ که شب و روز نظر خود را تغییر می‌دهد، طی روزهای آینده خبر دهد که گفتگوها از سرگرفته شده است یا آن را از سر می‌گیرد.

در مجموع، این منازعه چشم‌اندازی فرسایشی و طولانی‌مدت دارد. فراتر از ممانعت و مخالفت‌ اسرائیل با هرگونه دیپلماسی و توافقی بین تهران و واشنگتن، هم اکنون مانع اصلی توافق این است که ترامپ در سایه شروط تهران فرصتی برای یک توافق متوازن نمی‌بیند که در کنار برد ایران، برُد و دستاوردی را هم برای او رقم زند. تفاهم‌نامه اسلام‌آباد نیز دقیقا به دلیل این که یک توافق یک‌جانبه به نفع تهران بود فروپاشید.

در حال حاضر، ترامپ در مواجهه با این بن‌بست دیپلماتیک، تداوم ابهام مزمن و بلاتکلیفی کنونی را ترجیح می‌دهد، به این امید که فشار جنگ اقتصادی، مطالبات و شروط تهران را تعدیل کند و وضعیتی را رقم زند که ایران از موضع ضعف وارد گفتگو شود.

در چنین شرایطی، اما از سرگیری جنگ و حملات نیز بسیار محتمل است و به نظر نگارنده در این مساله عامل زمان مطرح است. در کنار آن هم هیچ بعید نیست که آمریکا با به روزرسانی بانک اهداف ترور هم در یک غافلگیری جدید حملات را دوباره با ترورهای جدید شروع کند.

در عین حال هم تفاهمات مقطعی همچنان محتمل است ولی توافق نهایی بعید است.

این داستان همچنان ادامه دارد…»

انتهای پیام




 بن‌بست تهران | نیویورکر می‌گوید ترامپ جنگ با ایران را باخته است
۱۴ ساعت قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

بن‌بست تهران | نیویورکر می‌گوید ترامپ جنگ با ایران را باخته است

ایشان تارور، ستون‌نویس مجله نیویورکر، در یادداشتی تحلیلی می‌گوید شش ماه پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، نه‌تنها اهداف اصلی واشنگتن محقق نشده، بلکه ایران با حفظ ساختار سیاسی، کنترل تنگه هرمز و تداوم توان موشکی و پهپادی، دست بالاتری در چانه‌زنی پیدا کرده است. به نوشته او، جنگی که قرار بود توان جمهوری اسلامی را در هم بشکند، به فرسایش ذخایر نظامی آمریکا، فشار بر متحدان منطقه‌ای و کاهش اعتبار واشنگتن منجر شده است.

 خبر جدید از مذاکرات ایران و عمان/ چه چیزی ترامپ را عصبانی کرد؟
۱۴ ساعت قبل / سایت اکوایران

خبر جدید از مذاکرات ایران و عمان/ چه چیزی ترامپ را عصبانی کرد؟

دو مقام آمریکایی مدعی شکست مذاکرات ایران و عمان درباره تنگه هرمز شدند.

 مراسم چهلم تدفین «آقای شهید ایران» در حرم امام رضا(ع)
۷ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

مراسم چهلم تدفین «آقای شهید ایران» در حرم امام رضا(ع)

مراسم بزرگداشت چهلم تدفین «آقای شهید ایران» از سوی رهبر معظم انقلاب در حرم مطهر امام رضا (ع) برگزار شد.

 تکرار لفاظی‌های یوسف رجی علیه تهران و حمله به قالیباف/ بیانیه وزیر خارجه لبنان درباره ادامه حضور سفیر ایران در بیروت
۱۲ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

تکرار لفاظی‌های یوسف رجی علیه تهران و حمله به قالیباف/ بیانیه وزیر خارجه لبنان درباره ادامه حضور سفیر ایران در بیروت

وزیر امور خارجه لبنان با صدور بیانیه‌ای شدیداللحن مدعی شد که ادامه حضور سفیر ایران در بیروت با یک تصمیم حاکمیتی و قطعی در تعارض است و بازگشت روابط به مسیر طبیعی را منوط به پایان مداخله تهران و تمکین به مقررات دیپلماتیک دانست.

 تأمین برق صنایع با اولویت تولید و اشتغال پیگیری می‌شود
۹ ساعت قبل / سایت هم میهن

تأمین برق صنایع با اولویت تولید و اشتغال پیگیری می‌شود

رئیس‌جمهور با تأکید بر ضرورت جلوگیری از توقف خطوط تولید، خواستار رفع موانع اجرای مصوبات تأمین برق صنایع شد و بر استفاده از ظرفیت بورس انرژی، برق وارداتی و مدیریت مصرف برای عبور از محدودیت‌های شبکه تأکید کرد.

 رهبری پرخطای مصدق از عوامل اصلی شکل‌گیری کودتای 28 مرداد است - تسنیم
۹ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

رهبری پرخطای مصدق از عوامل اصلی شکل‌گیری کودتای 28 مرداد است - تسنیم

امینی: خطاهای دکترمصدق در فاصله 25 تا 28 مرداد، در کانون شکل‌گیری و موفقیت کودتای 28 مرداد قرار دارد.