
روزنامه فرهیختگان نوشت: «مردادماه، سالگرد انتصاب مردی است که هفت ماه پرمخاطره را در رأس دبیرخانه شورایعالی امنیت ملی گذراند تا در نهایت، پیشوند «شهید» بر نامش نقش بندد. شهید علی لاریجانی، سیاستمداری با سابقهای چهلساله، در مرداد ۱۴۰۴ مسئولیتی را پذیرفت که خود میدانست معنایش شهادت است. روایتی که از این هفت ماه باقی مانده، تصویر دیپلماتی قهار و فرماندهای فرهنگی را ترسیم میکند که همزمان با رجزخوانی در برابر دشمن، درهای دبیرخانه را به روی هنرمندان و منتقدان گشود تا شکافهای اجتماعی را ترمیم کند و در نهایت، در نقطه اوج به سرنوشتی بینظیر دست یافت.
در گفتوگویی که پیش رو دارید، علی صدرینیا، مشاور رسانهای شهید لاریجانی، از پشت پرده تصمیمهای راهبردی او میگوید؛ از پروژه «مقاومت ملی» برای خنثیسازی فشار حداکثری غرب و ایستادگی بر سر اعلام شفاف آمار جانباختگان دیماه تا پیگیری ممنوعالکاری هنرمندان و اصرارش بر اینکه «باید صادقانه با مردم صحبت کرد».
این گفتوگو در زمانی منتشر میشود که باز هم در مرداد، دبیر جدیدی برای شورایعالی امنیت ملی انتخاب شده است و میتوان امیدوار بود که سیره ملی شهید لاریجانی در دبیرخانه شعام در دوران دبیری محسن رضایی هم ادامه یابد.
چگونه با آقای دکتر لاریجانی آشنا شدید؟
من اولینبار سال ۱۴۰۱ ایشان را دیدم. آن زمان برنامهای تولید میکردم به نام «ملک سلیمان» که درباره سالگرد حاجقاسم سلیمانی بود و از آقای دکتر لاریجانی برای حضور در آن برنامه دعوت کردیم و ایشان پذیرفتند. در روزهایی که لبنان درگیر جنگ بود، من در قامت یک مستندساز با ایشان همراه شدم. در اثنای جنگ ۱۲ روزه برای گفتوگویی خدمتشان رسیدیم. برای اولین بار خاطره روز اول جنگ را برایم تعریف کردند. گفتند صبح روز جنگ تلفنشان زنگ خورده و تهدیدی که متوجه ایشان بوده را شنیدهاند.
پس از جنگ، بنا شد گفتوگوی دومی با ایشان داشته باشیم. دغدغهشان این بود که میگفتند من نمیخواهم تحلیل ارائه دهم، میخواهم بر اساس دیتاها و اطلاعات روزبهروزی که اتفاق افتاده، همینها را بخوانیم. همینها نشان میدهد ما در این جنگ پیروز شدیم و میگفتند برخی تصور میکنند پیروز نشدهایم و شکست خوردهایم؛ حتی بعضی از حزباللهیها نیز بهاشتباه فکر میکنند شکست خوردهایم …






