
احمد زیدآبادی، تحلیلگر سیاسی، در یادداشتی تلگرامی نوشت:
اقتصاددانانی مثل دکتر حسین راغفر این روزها به طور مرتب نسبت به گسترش بیسابقهٔ فقر و فلاکت و احتمال شورش گرسنگان هشدار میدهند.
بسیار عالی! هشدار کاملاً به جایی است. هر کس زندگیش به درآمدی عادی وابسته باشد و یا با مردم گرفتار در تنگناهای فزایندهٔ اقتصادی در حشر و نشر باشد، میداند که اقشار وسیعی از جامعه رنجشان از حد گذشته و زخم نداری به حلقومشان رسیده است.
با این حال، هنگامی که یک شهروند عادی یا تحصیلکرده هشدارهای توقفناپذیر امثال آقای راغفر را میشنود، انتظار دارد که راهحلی هم برای مهار فقر از زبان آنها مطرح شود.
البته این افراد مدعی ارائهٔ راهحل هم هستند. راهحلشان اما چیست؟ کنترل نقدینگی و تورم، تقویت پول ملی از طریق کاهش ارزش دلار به ۲۰ هزار تومان، ادامهٔ توزیع منابع انرژی با حداکثر سوبسید و مسائلی از این دست!
لازمهٔ این کارها اما چیست؟ ظاهراً از نگاه این افراد، لازمهٔ خاصی ندارد! فقط کافی است دولت سیاستهای اقتصادی “نئولیبرال” را کنار بگذارد تا این امور به خودی خود عملی شوند!
پناه بر خدا! من گمان میکردم که هر کس مدرکی در حوزهٔ علم اقتصاد داشته باشد، لابد باید به چیزی به نام منابع و کمبود یا وفور آن هم واقف باشد، اما گویا چنین ضرورتی وجود ندارد!
حالا اینها مربوط به خود اقتصاددانان است تا به حساب هم برسند!
آنچه اما مرا از دیدگاههای …






