
رحمان بیات، روزنامه نگار در یادداشتی با عنوان «گفتوشنود دربارهٔ اجرای قانون حجاب و دغدغههای آقای شریعتمداری!» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:
گاهی برای سخن گفتن و نوشتن سوژه پیدا نمیشود و گاهی هم سوژه هست، اما مصلحت اسلام و مسلمین اجازه نمیدهد که بتوان به راحتی و سادگی سخن گفت و نوشت. اخیراً در رسانه هادیدم که حسین شریعتمداری، مدیرمسئول کیهان، در سرمقالهٔ روزنامهٔ خود با عنوان «اگر بدانند دست برمیدارند»، خواهان اجرای قانون حجاب شده است. حال در اینجا میخواهم در تأیید سخن آقای شریعتمداری و به سبک خودشان، در قالب این گفتوشنود چندکلامی با ایشان سخن بگویم.
گفت: مدیرمسئول کیهان در سرمقالهٔ روزنامهاش با عنوان «اگر بدانند دست برمیدارند» خواستار اجرای قانون حجاب شده و هشدار داده است کسانی که از اجرای قانون حجاب امتناع میکنند، در فردای قیامت پاسخگو خواهند بود.
گفتم: این هشدار را واقعاً آقای شریعتمداری داده است؟!
گفت: چرا تعجب میکنید؟ بله، ایشان خواستار اجرای قانون حجاب شده است؟
گفتم: آخه… آخه…
گفت: چرا آخه… آخه میکنی؟ رک و پوستکنده حرفت را بزن!
گفتم: آخه… آخه…
گفت: باز آخه گفتی! یعنی شما باور نمیکنید اینها را ایشان گفته، یا از اینکه ایشان نسبت به عواقب اخروی عدم اجرای قانون حجاب هشدار داده تعجب کردید، یا شاید میترسید به سخن آقای شریعتمداری پاسخ دهید؟
گفتم: آخه… واقعیتش هر سه موردی که گفتی درست است.
گفت: پس چرا لکنت گرفتهای؟ حرف دلت را نمیزنی؟
گفتم: چه بگویم…
گفت: پس چه دردت هست؟ یعنی میگویی آقای شریعتمداری به روز جزا ایمان و اعتقاد ندارد؟
گفتم: چه بگویم…
گفت: ببین، دارید عصبانیام میکنید؛ چرا واقعیت را نمیگویید؟ از ایشان میترسید؟
گفتم: چرا بترسم؟ من فقط از خدا میترسم، ولی…
گفت: میدانم دلت پر است؛ خیلی حرف برای گفتن دارید اما نمیدانم چرا نمیگویید.
گفتم: آخه…
گفت: یا میگویید یا گفتگو را قطع میکنم.
گفتم: آخه چه بگویم؟ واقعاً عنوان سرمقالهٔ آقای شریعتمداری این بود: «اگه بیحجابها بدانند، برمیگردند».
گفت: آره… آره، با همین عنوان گفته…
گفتم: شما درست حدس زدید، حرف برای گفتن بسیار …













