
پرچمگردانی و تهدید به پناهندگی یک تناقض آشکار ایجاد میکند؛ هر انسانی میتواند در مقطعی نماینده کشورش باشد و در مقطعی دیگر تصمیم به مهاجرت بگیرد، اما وقتی هر دو تصویر بهعنوان ابزار شکلدهی به افکار عمومی و در جهت تأمین منافع مطرح میشوند، پرسش درباره انگیزه و زمانبندی این مواضع اجتنابناپذیر است.
به گزارش سرویس ورزشی تابناک، خواهران منصوریان را شاید بتوان یکی از شناختهشدهترین خانوادههای ورزش ایران در خارج از رشتههای المپیکی دانست؛ سه ووشوکاری که سالها روی تاتامی ووشو ایران بودند، مستند «صفر تا سکو» و برنامه «ماه عسل» به بخشی از زندگی آنها اما نه با روایتی کامل و درست، پرداخت و آنها با استفاده از همین سناریو فقر، تنهایی و موفقیت خود را به چهرههایی شناختهشده در ورزش ایران تبدیل کردند. با این حال، در سالهای اخیر نام شهربانو، الهه و سهیلا منصوریان بیش از آنکه فقط با مدال و قهرمانی همراه باشد، با مجموعهای از حواشی، اعتراضها، اختلافات و موضعگیریهای جنجالی گره خورده است.
تازهترین نمونه، اظهارنظر شهربانو منصوریان درباره تصمیمش برای ترک ایران است. او در یک گفتوگوی اینترنتی گفته است: «جنگ که تمام شد از ایران به کشور دیگری میروم و پناهنده میشوم تا قدرم را بدانند و بتوانم مسابقه بدهم.» این اظهارنظر که در روزهای اخیر بازتاب زیاد و البته منفی در فضای مجازی داشته، بار دیگر نام خواهران منصوریان را به صدر اخبار بعد از حواشی چند ماه پیش خود آورده است. البته مسئله فقط یک جمله درباره مهاجرت یا پناهندگی نیست؛ پرسش بزرگتر این است که چرا تقریباً هر مقطعی که خواهران منصوریان با مسئلهای مواجه شدهاند، ماجرا خیلی زود از یک اختلاف ورزشی به یک تهدید و جنجال عمومی تبدیل شده است؟ از قهرمانی تا «صفر تا سکو»
مستند «صفر تا سکو» نقطه عطف مهمی در مسیر شهرت آنها بود؛ مستندی که روایت زندگی و دشواریهای سه خواهر را به مخاطبان با جلوههای بیشتر سینمایی و سناریو نه چندان دقیق به هدف فروش در گیشه به صورت گستردهتری معرفی کرد و عملاً آنها را از یک خانواده ورزشی به چهرههای عمومی تبدیل کرد. البته بماند که بعدها مستندساز و تهیه کننده همان اثر بعد از سو رفتارهایی که از خواهران دیدند، از آنها فاصله جدی گرفتند. اما همین شهرت یک امتیاز بزرگ هم به همراه داشت؛ خواهران منصوریان …












