
انتصاب اعضای جدید هیات امنای دانشگاه گیلان، فراتر از نام اشخاص، فرصتی برای طرح یک پرسش جدی درباره شیوه حکمرانی دانشگاههای دولتی است: هیات امنا قرار است چه چیزی به دانشگاه اضافه کند؛ قدرت اجرایی موجود یا ظرفیتی که در ساختار رسمی کشور وجود ندارد؟ مطابق قانون تشکیل هیاتهای امنای دانشگاهها، در کنار وزیر، رئیس دانشگاه و رئیس سازمان برنامه و بودجه یا نماینده او، چهار تا شش شخصیت علمی، فرهنگی یا اجتماعی محلی و کشوری که «نقش مؤثری در توسعه و پیشرفت مؤسسه» داشته باشند، به عضویت هیات امنا درمیآیند. همچنین حداقل دو نفر از این افراد باید عضو هیات علمی باشند. بنابراین، اصل حضور مسئولان سیاسی یا اجرایی در ترکیب هیات امنا، بهخودیخود ممنوعیت قانونی ندارد. اما قانونی بودن یک ترکیب، الزاماً به معنای بهترین بودن آن ترکیب نیست. هیات امنا دقیقاً برای چه تشکیل شده است؟ درباره هیات امنای دانشگاهها یک سئوال مطرح است: آیا قرار است این هیات بخشی از ساختار رسمی دولت و سیاست در قالبی دیگر در دانشگاه حضور داشته باشد یا قرار است افرادی وارد این شورا شوند که بتوانند ظرفیتهایی تازه و متفاوت برای توسعه دانشگاه ایجاد کنند؟ در ترکیب جدید هیات امنای دانشگاه گیلان، آیتالله رسول فلاحتی، هادی حقشناس استاندار گیلان، محمدرضا احمدی سنگری و مهرداد گودرزوند چگینی دو نماینده مجلس، محمدباقر نوبخت و احمد رضی رئیس اسبق دانشگاه گیلان به عنوان اعضای حقیقی منصوب شدهاند. حضور چهره ای همانند محمدباقر نوبخت در ظاهر اتفاق خوبی است. اما او در سالیان متعدد نقش های مهمی در مجلس و دولت داشته که می توانسته درباره دانشگاه نیز موثر عمل کند. یا اگر هم موثر عمل کرده، بهتر است فضایی در اختیار دیگران نیز قرار داده شود. درباره حضور استاندار و دو نماینده مجلس میتوان یک سؤال منطقی مطرح کرد: چه ظرفیت جدیدی از عضویت آنان به دانشگاه اضافه میشود که پیش از این، به واسطه مسئولیت رسمیشان در اختیار آنها نبوده است؟ این پرسش البته مخصوص گیلان نیست. تهران، تبریز و ... ؛ تکرار یک الگو در دوره نهم هیات امنای دانشگاه تهران، نام محمدرضا عارف، محمود نیلی احمدآبادی، فرهاد رهبر، عباس مصلینژاد، عبدالناصر همتی و حمیدرضا حاجیبابایی به عنوان اعضای حقیقی آمده است. در این ترکیب، چهرههای برجسته دانشگاهی در کنار افرادی با سابقه بسیار …







