
به گزارش سرویس فرهنگی تابناک، ماجرای لغو اقامت و بازداشت پسر، عروس و نوه معصومه ابتکار در آمریکا، فارغ از همه حواشی سیاسی و حقوقی آن، یک پرسش جدیتر را پیش روی افکار عمومی گذاشته است؛ پرسشی درباره نسبت «وطن»، «امتیاز» و «مسئولیت». مسئله فقط این نیست که چه کسی به آمریکا رفته یا چه کسی آنجا زندگی ساخته است. مهاجرت نه جرم است و نه الزاماً نشانه بیوطنی. میلیونها نفر در کشورهای مختلف جهان زندگی میکنند، اما همچنان دلبسته سرزمین مادری خود هستند و اگر روزی شرایط اقتضا کند، بازگشت به وطن را حق و انتخاب خود میدانند. حتی باید از کسانی که برای تحصیل، کسب دانش و تجربه به خارج از کشور میروند اما پس از پایان تحصیل به ایران بازمیگردند و آموختههای خود را در خدمت کشور قرار میدهند، صمیمانه تقدیر کرد. این افراد میتوانند در بهترین دانشگاههای دنیا بمانند، زندگی راحتتری برای خود بسازند و مسیر دیگری را انتخاب کنند، اما ترجیح میدهند بخشی از دانش و تجربهای را که به دست آوردهاند، به کشورشان بازگردانند. ارزش این انتخاب، دقیقاً در همین نقطه است؛ اینکه دانش و فرصت، در نهایت به سرمایهای برای وطن تبدیل میشود. بنابراین نقد امروز، نقد مهاجرت، تحصیل در خارج یا حتی زندگی طولانیمدت در یک کشور دیگر نیست. مسئله از جایی آغاز میشود که فردی با بهرهمندی از موقعیت خانوادگی، ارتباطات و امتیازاتی که برای بسیاری از مردم عادی دسترسپذیر نیست، راه زندگی در کشوری دیگر را پیدا کند؛ اما بعد از رسیدن به مقصد، نهتنها نشانی از تعلق خاطر به کشور مبدأ در او دیده نشود، بلکه در گفتار و رفتار، خود را چنان متعلق به کشور میزبان معرفی کند که گویی گذشته و ریشههایش را نیز پشت سر گذاشته است. ماجرای اخیر و نامهای که از سوی مریم طهماسبی عروس معصومه ابتکار منتشر شده، از همین منظر قابل تأمل است. او در نامه خود از علاقه عمیق به آمریکا سخن گفته و توضیح داده که فرزندش در نظام آموزشی آمریکا بزرگ شده و حتی فارسی را به خوبی نمیداند. طبیعی است که هر انسانی بتواند کشوری را که سالها در آن زندگی کرده، دوست داشته باشد؛ اما در کنار این موضوع، یک سؤال ساده باقی میماند: نسبت این خانواده با ایران چیست؟ این پرسش زمانی جدیتر میشود که بدانیم ورود آنان به آمریکا …











