
به گزارش تابناک؛ اگر بخواهیم فقط تعداد حملات، موشکها یا بیانیههای رسمی را ملاک قرار دهیم، شاید تصور کنیم هر موج تنش با چند روز درگیری تمام میشود و همه چیز به حالت قبل بازمیگردد. اما تاریخ جنگهای معاصر چیز دیگری میگوید. بسیاری از نبردهای بزرگ جهان، نه با یک جنگ تمامعیار، بلکه با دورههای طولانی فشار، بازدارندگی، حملات محدود، عملیات اطلاعاتی، جنگ سایبری، رقابت اقتصادی و نمایش قدرت ادامه پیدا کردهاند. خاورمیانه هم سالهاست از همین الگو پیروی میکند.
درگیریهای اخیر نشان داد که دیگر نمیتوان منطقه را فقط از زاویه یک نقطه جغرافیایی تحلیل کرد. زمانی اگر تنش در خلیج فارس بالا میگرفت، نگاهها فقط به تنگه هرمز دوخته میشد. امروز، اما معادله از شرق مدیترانه تا دریای سرخ، از عراق و سوریه تا خلیج فارس و حتی مسیرهای هوایی منطقه به یکدیگر متصل شده است. هر تحول در یک نقطه میتواند بر تصمیمگیری نظامی در نقطهای دیگر اثر بگذارد.
یکی از مهمترین ویژگیهای این مرحله، تغییر مفهوم بازدارندگی است. در گذشته، بازدارندگی بیشتر بر پایه برتری مطلق نظامی تعریف میشد؛ یعنی هر کشوری که قدرت آتش بیشتری داشت، طرف مقابل را از حمله منصرف میکرد. اما امروز بازدارندگی بیش از آنکه به تعداد جنگنده یا موشک وابسته باشد، به توان تحمیل هزینه بستگی دارد. هر طرف تلاش میکند به رقیب نشان دهد که ادامه درگیری، هزینه سیاسی، اقتصادی، امنیتی و نظامی سنگینی خواهد داشت.
به همین دلیل است که امروز نقش پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. این پایگاهها تنها محل استقرار نیرو نیستند؛ بخشی از شبکه فرماندهی، لجستیک، پشتیبانی و عملیات به شمار میروند. هرچه تعداد این مراکز بیشتر باشد، توان عملیاتی افزایش پیدا میکند، اما همزمان تعداد نقاطی که باید محافظت شوند نیز بیشتر میشود. این همان معادلهای است که در جنگهای فرسایشی اهمیت پیدا میکند.
در دریا نیز شرایط تفاوت کرده است. خلیج فارس، دریای عمان و بابالمندب فقط مسیر عبور نفتکشها نیستند؛ هر سه به بخشی از رقابت راهبردی تبدیل شدهاند. حتی زمانی که هیچ درگیری مستقیمی رخ نمیدهد، افزایش سطح آمادهباش، تغییر مسیر برخی کشتیها، افزایش هزینه بیمه و حضور پررنگتر شناورهای نظامی، نشانههایی از ادامه تنش هستند. …











