
به گزارش تابناک، در این نقشه، صدها هزار کیلومتر کابل در کف اقیانوسها خوابیده است؛ رشتههایی به ضخامت نهچندان زیاد که بخش عمده ارتباطات مالی، ابری و اینترنتی جهان از درون آنها عبور میکند. بر اساس اعلام اتحادیه بینالمللی مخابرات، بیش از ۹۹ درصد ترافیک بینالمللی داده از طریق کابلهای زیردریایی منتقل میشود و شبکه جهانی این کابلها اکنون بیش از ۵۰۰ سامانه فعال یا در حال توسعه دارد. به زبان سادهتر، اینترنت جهانی بیشتر از آنکه در «آسمان» حرکت کند، در اعماق دریا حرکت میکند؛ و درست در همین نقطه، یک پرسش مهم درباره ایران شکل میگیرد: چرا کشوری که از نظر جغرافیایی در میانه یکی از مهمترین مسیرهای ارتباطی آسیا و اروپا قرار گرفته، نتوانست چابهار را به یکی از دروازههای اصلی دیتای جهان تبدیل کند؟ پاسخ این پرسش فقط فنی نیست. پای ژئوپلیتیک، تحریم، ریسک سرمایهگذاری، سیاست خارجی، امنیت، مقررات داخلی و البته نحوه نگاه ما به اینترنت در میان است.
چابهار؛ فرصتی که روی نقشه وجود داشت فرض کنید یک شرکت بزرگ فناوری بخواهد مسیر جدیدی برای انتقال داده میان هند و اروپا ایجاد کند. یک گزینه، حرکت از مسیرهای دریایی موجود است؛ مسیری که از اقیانوس هند به دریای عرب، دریای سرخ و سپس مدیترانه میرسد و در طول راه با نقاط پرریسکی مانند دریای سرخ و کانال سوئز مواجه میشود. گزینه دیگر، در نگاه نخست، بسیار جذاب به نظر میرسد: اقیانوس هند → چابهار → شبکه زمینی ایران → مرز ترکیه → اروپا. ایران از یک مزیت جغرافیایی برخوردار است که به آسانی قابل تکرار نیست. چابهار مستقیماً به دریای عمان و اقیانوس هند دسترسی دارد و از سوی دیگر، ایران را به شبکه زمینی گستردهای متصل میکند که میتواند در نهایت به ترکیه و اروپا برسد. این همان چیزی است که در ادبیات صنعت ارتباطات به آن «تنوع مسیر» یا Route Diversification میگویند؛ یعنی به جای آنکه تمام تخممرغهای اینترنت جهان در یک یا دو مسیر دریایی گذاشته شود، مسیرهای جایگزین ساخته شود. این موضوع امروز اهمیت بیشتری پیدا کرده است. ITU هشدار داده که تمرکز جغرافیایی کابلها و وابستگی کشورها به تعداد محدودی مسیر، یکی از آسیبپذیریهای اصلی زیرساخت دیجیتال جهان است. در سالهای اخیر نیز صدها مورد آسیب یا اختلال در کابلهای زیردریایی …






