
امروز درباره وضعیت سوخت در کشور تصویری نگرانکننده ارائه میشود؛ تصویری که اگرچه در ادبیات رسمی با واژههایی مانند «ناترازی» توصیف میشود، اما برای مردم معنای بسیار سادهتری دارد: سوختی که باید باشد، ممکن است نباشد. طبق ارقام مطرحشده مصرف روزانه بنزین کشور به حدود ۱۳۵ میلیون لیتر رسیده در حالیکه تولید پالایشگاهها حدود ۱۱۲ میلیون لیتر و تولید از محل ریفورمیتها حدود ۹ میلیون لیتر است؛ یعنی مجموع تولید حدود ۱۲۱ میلیون لیتر در روز و فاصلهای نزدیک به ۱۴ میلیون لیتر میان تولید و مصرف وجود دارد. این عدد فقط یک اختلاف آماری نیست. پشت همین ۱۴ میلیون لیتر، یک سؤال بزرگ درباره حکمرانی انرژی کشور وجود دارد: چرا کار به جایی رسیده که کشور با این حجم از ذخایر و ظرفیتهای انرژی، برای تأمین نیاز روزانه بنزین خود با چنین شکافی مواجه شده؟ پاسخ را نباید فقط در افزایش مصرف جستوجو کرد. سالهاست خودروهایی تولید میکنیم که مصرف سوختشان بالاتر از استانداردهای جهانی است، حملونقل عمومی به اندازه کافی توسعه نیافته، توسعه CNG سرعت لازم را نداشته و در مقابل، تقاضای بنزین مرتب افزایش یافته است. در واقع، بخشی از ناترازی امروز، محصول تصمیمهایی است که سالها پیش گرفته نشدند. مسئله مهمتر این است که فرصتهای اصلاح تدریجی را از دست دادهایم و حالا تصمیمهایی که میتوانستند آرام و کمهزینه اجرا شوند، به تصمیمهای اضطراری تبدیل شدهاند. نمونه آن، ماجرای اخیر کرمان است؛ طرحی که بنا بر توضیحات این نماینده مجلس، مصوبه دولت نبوده و خیلی سریع متوقف شد. همین اتفاق نشان میدهد که در حوزه سوخت، بدترین گزینه، تصمیم ناگهانی بدون اقناع افکار عمومی است. کمیسیون انرژی نیز بر استفاده از روشهای غیرقیمتی و پرهیز از اقدامات شتابزده تأکید کرده است. اما آیا راه دیگری وجود دارد؟ یکی از پیشنهادهای مطرحشده، تغییر شیوه توزیع یارانه بنزین است؛ به جای اینکه یارانه عملاً به خودرو تعلق بگیرد، سهمی از سوخت به هر شهروند اختصاص یابد. بر اساس این ایده، حدود ۳۰ تا ۳۱ میلیون لیتر از تولید روزانه برای حملونقل عمومی، تاکسیها، آمبولانسها و خودروهای امدادی اختصاص پیدا کند و حدود ۹۰ میلیون لیتر باقیمانده میان شهروندان توزیع شود. این پیشنهاد، فارغ از اینکه در نهایت چقدر قابلیت اجرا دارد، یک …












