قیمت طلا امروز




 سایت تابناک / ۳ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۵/۲۷

چرا ایرانی‌ها دیگر خرید نمی‌کنند؟

بررسی آمارها نشان از کاهش قابل‌توجه خرید خودرو و لوازم خانگی توسط خانوارها دارد. در سال 1390، حدود 2.3 درصد خانوارها خودروی دست اول خریده‌اند.
 چرا ایرانی‌ها دیگر خرید نمی‌کنند؟

خرید کالاهای بادوام برای خانوارهای ایرانی بیش از هر زمان دیگری دشوار شده است. آمارها حاکی از آن است که سهم خانوارهایی که خودروی دست‌اول خریداری کرده‌اند، از ۲.۳درصد در سال۱۳۹۰ به ۰.۴۴درصد در سال۱۴۰۳ کاهش یافته است.

به گزارش تابناک به نقل از اقتصادنیوز، در همین مدت، سهم خریداران یخچال‌فریزر نیز از ۵.۴ درصد به ۱.۲۱ درصد رسیده است. این افت کم‌سابقه، حاصل همزمان تشدید تحریم‌ها، کاهش قدرت خرید، درآمدهای ارزی، افزایش هزینه تولید، افت دستمزد واقعی و رکود صنایع مبتنی بر فناوری مانند خودرو و لوازم خانگی است.

این روند نه‌تنها مصرف خانوارها را محدود کرده، بلکه ساختار صنعتی کشور را نیز به سمت صنایع متکی بر منابع طبیعی سوق داده است. مطابق این بررسی‌ها، کاهش تقاضا برای کالاهای بادوام، تنها محصول افت قدرت خرید نیست، بلکه بازتاب تضعیف همزمان تولید، کاهش درآمدهای ارزی و تشدید ناترازی‌های اقتصاد ایران است. برون‌رفت از این وضعیت، نیازمند سیاست‌هایی است که در راستای رفع تحریم‌ها، بهبود درآمدهای ارزی و اصلاح ساختار بودجه دولت و کنترل تورم گام بردارد.

 بررسی آمارها نشان از کاهش قابل‌توجه خرید خودرو و لوازم خانگی توسط خانوارها دارد. در سال 1390، حدود 2.3 درصد خانوارها خودروی دست اول خریده‌اند. در همین سال، 5.4 درصد خانوارها یخچال فریزر، و 3.6 درصد نیز ماشین لباس‌شویی یا ماشین ظرف‌شویی خریده‌اند. تقاضای خرید این کالاها در سال 1403 با کاهشی شدید نسبت به سال 1390، به 0.44 درصد برای خودرو، 1.21 درصد برای یخچال فریزر، و 1.32 درصد برای ماشین‌ لباس‌شویی یا ماشین ظرف‌شویی رسیده است. در همین مدت، قدرت خرید حداقل دستمزد نسبت به قیمت خودرو نیز، به نصف کاهش پیدا کرده است. 

 بررسی روند‌ تقاضای این کالاها نشان‌دهنده پیوند عمیق آن با تحریم‌ها و درآمدهای ارزی کشور دارد. الگوی کلی تقاضا نشان‌دهنده کاهش شدید و پایدار تقاضا از سال 1398 به بعد است. افول خرید و تولید محصولاتی مثل خودرو علاوه بر مشکلات زیست‌محیطی و اجتماعی، ساختار صنعتی ایران را نیز از تولیدات تکنولوژیک به تولیدات مبتنی بر منابع طبیعی سوق داده است. ساختار صنعتی ایران در دهه‌های گذشته به سمت اتکای روز افزون به منابع طبیعی حرکت کرده است. سطح تکنولوژی تولیدات صنعتی کاهش یافته و بیکاری تحصیل‌کردگان نیز افزایش یافته است. سهم بخش‌های تولیدکننده فلزات پایه و فرآورده‌های شیمیایی افزایش و سهم تولیدات وسایل نقلیه موتوری و لوازم خانگی کاهش یافته است. مراجعه به آمار مصرف خانوارهای ایرانی این تحول صنعتی را تایید می‌کند. خرید خودروی دست اول، یخچال فریزر و ماشین لباس‌شویی و ماشین‌ ظرف‌شویی کاهش قابل‌توجهی داشته است.

سرانه خرید خودرو در سال 1403 نسبت به سال 1390 حدود 80 درصد کاهش یافته است. در همین مدت سرانه خرید یخچال فریزر و ماشین‌های شوینده نیز به ترتیب 77 درصد و 63 درصد کاهش یافته است. قدرت خرید مردم در اواسط دهه 1380، به گونه‌ای بود که امکان انتخاب میان کالاهای داخلی و خارجی را به وجود می‌آورد. خرید لوازم خانگی خارجی، یک گزینه در دسترس برای اقشار متوسط جامعه ایران بود. با گذشت زمان، امکان خرید لوازم خارجی و حتی داخلی به‌شدت کاهش یافت. دسترسی به وام‌های کوچک و متوسط که کمک‌کننده خرید این لوازم بودند نیز تضعیف شد. در شرایط کنونی، خرید خودرو، یخچال فریزر، ماشین ظرف‌شویی و ماشین لباس‌شویی کالاهای بادوام دیگر، تبدیل به یکی از معضلات مهم خانوارها و به‌خصوص ازدواج و تشکیل خانواده شده است. پدیده‌ای که ریشه در ساختار صنعتی و تحولات خارجی ایران دارد.

 تحولات کوتاه‌مدت خرید کالاهای بادوام

تقاضای کالاهای بادوام ذکر شده، علاوه بر کاهش شدید در بلندمدت، فراز و فرودهای کوتاه‌مدتی نیز داشته است. بررسی تحولات کوتاه‌مدت تقاضا، به شناسایی عوامل پشت پرده کمک شایانی می‌کند. هرچند هر یک از این کالاها روند مخصوص به خود را دارند اما الگویی کلی میان آنها قابل شناسایی است. تقاضای این کالاها از سال 1391 تا چند سال بعد از آن کاهشی بوده است. پس از آن به ثبات رسیده و در سال 1396 افزایش قابل‌توجهی داشته است. تقاضا در سال 1398 کاهشی شدید داشته و پس از آن دیگر افزایش نیافته است. الگوی تقاضا پس از یک کاهش و افزایش موقت در نیمه ابتدایی دهه 1390، به کاهشی شدید پایدار در انتهای دهه رسیده است. همزمانی تحولات تقاضا با تحولات خارجی به وضوح نشان‌دهنده نقش درآمدهای ارزی کشور به عنوان عامل اصلی پویایی‌های دهه گذشته است.

تحریم‌ها و ساختار دوگانه صنعت

صنایع تولیدکننده خودرو و لوازم خانگی در ایران مبتنی بر استراتژی تجاری جایگزینی واردات شکل گرفته‌اند. در این استراتژی، دولت بر کالاهای مشابه خارجی تعرفه‌های سنگین وضع می‌کند و تقاضای داخلی را به سمت تولیدکننده داخلی سوق می‌دهد. این صنایع علاوه بر اتکا به تقاضای داخلی برای فروش محصولات، به کالاهای واسطه خارجی، برای ساخت و مونتاژ محصولات نیز وابستگی شدیدی دارند. مصرف کننده بودن منابع ارزی از یک‌سو و اتکا به تقاضای داخلی از سوی دیگر، آسیب‌پذیری این صنایع را نسبت به تحریم‌ها افزایش داده است.

درآمدهای ارزی ایران در پی تحریم‌های اقتصادی کاهش یافته است. برای مثال فروش نفت ایران از حدود 119‌میلیارد دلار در سال 1390 به حدود 68‌میلیارد دلار در سال 1391 کاهش یافته است. به‌طور مشابه در موج دوم تحریم‌ها نیز فروش نفت از حدود 57‌میلیارد دلار در سال 1397 به حدود 26‌میلیارد دلار در سال 1398 کاهش یافت. کاهش منابع ارزی، از دو مسیر به صنایع مبتنی بر استراتژی جایگزینی واردات آسیب می‌رساند. با کمیاب شدن ارز، هزینه تولید این صنایع بیش از بنگاه‌های دیگر افزایش می‌یابد. بررسی داده‌های تورم نیز نشان‌ می‌دهد در چهار سال منتهی به سال 1400 تورم سالانه وسایل نقلیه حدود 66 درصد بوده در حالی‌که میانگین تورم سالانه حدود 34 درصد بوده است. مسیر دوم ناشی از اتکا به تقاضای داخلی است. پس از تحریم‌ها، با کاهش درآمدهای ارزی، منابع دولت نیز کاهش می‌یابد.

دولت پس از کاهش منابع، حقوق و دستمزدها را با سرعتی کمتر از تورم افزایش داده است. سنجش قدرت خرید دستمزد کارکنان دولت و همچنین حداقل دستمزد مصوب، نشان‌دهنده کاهش دستمزد واقعی مزد بگیران است. شاخص قدرت خرید حداقل دستمزد نسبت به قیمت خودرو، در سال 1399 به کمتر از نیمی از سال 1395 کاهش یافته و در سال‌های بعد نیز کاهش قابل‌توجهی نیافته است. به عبارت دیگر، مدت زمان جمع کردن دستمزد برای خرید خودرو در سال 1399، بیش از دو برابر سال 1395 شده است. بنابراین افزایش هزینه‌های تولید از یک‌سو و کاهش تقاضا به دلیل کاهش درآمد واقعی از سوی دیگر، صنایع خودرو و لوازم خانگی را با رکود شدید روبه‌رو کرده است. در مدتی که صنایع خودرو و لوازم خانگی تضعیف شده‌اند، صنایعی که بر منابع طبیعی متکی بوده‌اند تقویت شده‌اند. با کمیاب شدن ارز، تولیدکنندگان فلزات پایه و فرآورده‌های شیمیایی که فروش آنها در بازارهای خارجی و اتکای آنها به منابع زیرزمینی داخلی است، سرنوشت بسیار متفاوتی با صنایع مبتنی بر استراتژی جایگزینی واردات داشته‌اند.

پیامدهای افول تقاضا

مردم ایران با مقایسه وضعیت خود نسبت به ابتدای دهه 1390، احساس عقب‌گرد می‌کنند. کاهش خرید محصولاتی که تسهیل کننده زندگی هستند رفاه را کاهش می‌دهد. فرسوده شدن خودروهای اقشار ضعیف، که بخش بزرگی از جمعیت را تشکیل می‌دهند، علاوه بر تبعات زیست محیطی، کاهش منزلت اجتماعی خانوار را نیز در پی دارد. ایرانیان با مقایسه خودروهای خود با خودروهای شهروندان کشورهای همسایه، فاصله‌ای بسیار زیاد مشاهده می‌کنند. در سمت تولید نیز، افول صنایع خودرو و لوازم خانگی موجب افزایش بیکاری تحصیل‌کردگان و مهاجرت آنها شده است. در رده‌بندی‌های استاندارد بین‌المللی، خودروسازی در دسته صنایع با تکنولوژی بالا دسته‌بندی شده است. تحقیق و توسعه و رشد تکنولوژی در یک صنعت، محدود به مرزهای بنگاه تولیدکننده نمی‌ماند و به تمام بخش‌های اقتصاد سرایت می‌کند و بهره‌وری کل اقتصاد را افزایش می‌دهد. از این رو، افول صنایع پیشران به معنای افول کل اقتصاد است.

 



۶ ساعت قبل / سایت نورنیوز

راغفر: افزایش قیمت بنزین و انرژی فشار اصلی را به اقشار کم‌درآمد وارد می‌کند

نورنیوز- گروه اقتصادی: حسین راغفر در همایش «انرژی، معیشت و امنیت ملی» با اشاره به سابقه چند دهه‌ای سیاست افزایش قیمت نهاده‌های انرژی در کشور، اظهار کرد: این تفکر که با افزایش قیمت، به‌خصوص افزایش قیمت نهاده‌هایی که در اختیار دولت است مانند بنزین، برق، آب و گاز، می‌توان مسائل اقتصادی را حل کرد، سابقه‌ای ۳۸ ساله دارد و پس از جنگ هشت‌ساله شاهد افزایش مکرر قیمت‌ها بوده‌ایم.

وی ادامه داد: از نظر نظری، هدف این سیاست‌ها این بوده که بازار و مناسبات اقتصادی بر کشور حاکم شود. این تلاش، در واقع یک تجربه جهانی بود که پس از بحران جهانی بدهی‌ها در سال ۱۹۸۲ شکل گرفت و سیاست‌های موسوم به «تعدیل ساختاری» به کشورهای بدهکار توصیه شد.

راغفر با بیان اینکه این سیاست‌ها به‌تدریج در ایران نیز مستقر شد، گفت: صرف‌نظر از اینکه چه دولتی بر سر کار بوده، دولت‌ها با شعار آزادی یا عدالت، این سیاست را دنبال کرده‌اند و به همین دلیل، در حوزه اقتصاد، دولت‌های مختلف عملاً سیاست مشابهی را دنبال کرده‌اند؛ یعنی سیاست تعدیل و بازاری کردن روابط اقتصادی.

وی افزود: دولت که تا پیش از آن سیاست‌ها و برنامه‌های اقتصادی را مدیریت می‌کرد، به تدریج مدیریت اقتصاد را به بازار واگذار کرد و در ۳۸ سال گذشته شاهد پیامدهای این سیاست‌ها بوده‌ایم که یکی از مهم‌ترین آنها رشد بی‌سابقه نابرابری‌ها در کشور است.

این اقتصاددان با بیان اینکه بسیاری از وعده‌های مطرح‌شده درباره واگذاری امور به بازار محقق نشده است، اظهار کرد: گفته می‌شد اگر کار را به بازار واگذار کنیم، سرمایه‌دار بخش خصوصی انگیزه بیشتری برای حفظ سرمایه خود نسبت به مدیر دولتی دارد و توسعه بخش خصوصی موجب افزایش سرمایه‌گذاری و اشتغال و در نهایت عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی خواهد شد، اما هیچ‌کدام از این وعده‌ها، نه در ایران و نه در هیچ جای دنیا، موفق نشده است.

راغفر ادامه داد: در ایران شاهد رشد مستمر و گسترده نابرابری‌ها بوده‌ایم. از سوی دیگر، بی‌انضباطی مالی یکی از مشخصه‌های سیاست‌های اقتصادی چند دهه گذشته بوده و فاصله میان درآمدها و هزینه‌های دولت و در نتیجه کسری بودجه، هر سال بزرگ‌تر شده است.

وی افزایش نرخ ارز را یکی از عوامل اصلی تشدید این وضعیت دانست و گفت: افزایش قیمت ارز بر همه کالاها تأثیر می‌گذارد، واردات را تحت تأثیر قرار می‌دهد و هزینه‌های تولید را بالا می‌برد. همزمان، این سیاست‌ها با سرکوب دستمزدها همراه بوده است؛ به‌گونه‌ای که در سال‌هایی که تورم ۵۰ تا ۶۰ درصدی ایجاد شده، حداکثر افزایش دستمزدها ۲۰ درصد و در برخی مقاطع اندکی بیشتر بوده است.

راغفر افزود: به این ترتیب، سالانه شاهد ایجاد شکاف درآمدی برای نیروی کار و تولیدکننده کشور بوده‌ایم و این مسئله زمینه‌ساز مشکلات جدی اقتصادی و رشد نارضایتی‌های اجتماعی شده است.

وی در ادامه به اثر افزایش نرخ ارز بر قدرت خرید مردم اشاره کرد و گفت: وقتی دولت نرخ ارز را افزایش می‌دهد، بخش قابل توجهی از قدرت خرید مردم کاهش پیدا می‌کند. از این پدیده با عنوان «مالیات تورمی» یاد می‌شود. وقتی قیمت ارز بالا می‌رود، بخشی از توان خرید مردم از جیب آنها خارج می‌شود و در واقع بخشی از درآمد نیروی کار به صورت مالیات گرفته می‌شود.

این اقتصاددان مدعی شد: ما این موضوع را محاسبه کرده‌ایم و فقط در سال ۱۴۰۲، از هر ایرانی یک میلیون و ۷۰۰ هزار تومان به عنوان مالیات تورمی ناشی از افزایش قیمت ارز از جیب مردم خارج شده است؛ یعنی برای یک خانواده پنج‌نفره، ۸.۵ میلیون تومان بابت مالیات مستقیمی که افزایش قیمت ارز ایجاد کرده، از جیب مردم خارج شده است.

وی این روند را موجب افزایش فقر و نارضایتی دانست و اظهار کرد: این به معنای فقیرسازی مردم، ایجاد آسیب‌های جدی و رشد نارضایتی در کشور است. امروز، به نظر من، بیش از هر زمان دیگری در این ۴۷، ۴۸ سال پس از انقلاب، شاهد چنین شکاف و انشقاقی در جامعه نبوده‌ایم و این نارضایتی بسیار گسترده است.

راغفر تأکید کرد: یکی از مطالبات ما از سیاست‌گذاران کشور این است که جلوی افزایش‌های بی‌رویه قیمت حامل‌های انرژی را بگیرند. راه‌های جایگزین وجود دارد و این ادعا که دولت پول ندارد، درست نیست؛ منابع بسیار بزرگی در کشور وجود دارد که می‌تواند بخشی از هزینه‌ها را تأمین کند. وی ادامه داد: افزایش قیمت ارز و حامل‌های انرژی، اصلی‌ترین فشار را به طبقات پایین جامعه وارد می‌کند؛ یعنی همان افرادی که ثروت‌های بالایی ندارند.

این اقتصاددان درباره قیمت بنزین نیز گفت: قیمت بنزین در سال ۱۳۸۸، ۱۰۰ تومان بود و در سال ۱۳۸۹ به ۴۰۰ تومان افزایش یافت. امروز نیز گفته شده است که دیگر بنزین ۱۵۰۰ تومانی نداریم.

راغفر با انتقاد از نحوه اطلاع‌رسانی درباره قیمت حامل‌های انرژی، اظهار کرد: این قیمتی که برای بنزین اعلام شد، به نظر من یک ترفند و فریب‌کاری سیستمی در نظام اقتصادی است؛ به این معنا که اگر قیمت بنزین به ۳۰ یا ۴۰ هزار تومان و حتی ارقام بالاتر برسد، جامعه به‌تدریج آن را بپذیرد.

وی افزود: این فریب‌کاری و عدم صداقتی که با مردم صورت می‌گیرد، اصلی‌ترین عامل فرسایش اعتماد عمومی است. بزرگ‌ترین سرمایه هر جامعه‌ای، اعتماد مردم به حاکمان است و اگر قرار باشد این سرمایه بزرگ به همین سادگی در معرض آسیب قرار گیرد، به آن ضربه زده‌ایم.

راغفر با تأکید بر اهمیت سرمایه اجتماعی گفت: امروز سرمایه اجتماعی به‌شدت تضعیف شده است و بدون سرمایه اجتماعی، امکان حل بحران‌های موجود در کشور عملاً منتفی است.

وی همچنین با اشاره به تحولات اجتماعی و سیاسی اخیر گفت: نارضایتی‌هایی که در اثر این سیاست‌های اقتصادی بر کشور تحمیل شده، زمینه را برای ماجراجویی‌های اسرائیل و آمریکا فراهم کرده است.

این اقتصاددان در پایان اظهار کرد: برای اینکه مجدداً با شرایط بدتری که در زمان حوادث تأسف‌بار ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ مواجه شدیم، روبه‌رو نشویم، لازم است با مردم و مسئولان گفت‌وگو شود. ما نیز این فرصت را تقاضا کردیم تا در کنار مسئولان و دیگر صاحب‌نظران، دیدگاه‌های یکدیگر را بشنویم و بتوانیم به یک جمع‌بندی برسیم.


۴۴ دقیقه قبل / سایت اقتصاد ۲۴

پشت پرده افزایش تولید؛ بنزین بی‌ کیفیت در راه است؟/ هشدار؛ سونامی خرابی خودروها در راه است!

اقتصاد۲۴- فشار اقتصادی، تورم ساختاری و کاهش قدرت خرید، بخش بزرگی از جامعه را درگیر محاسبات روزمره معیشت کرده است؛ درست در چنین شرایطی، انتشار گزارش‌ها و اظهارنظر‌هایی درباره وضعیت کیفی سوخت، نگرانی تازه‌ای را به دغدغه‌های مردم اضافه کرده است. اگر ادعا‌های مطرح‌شده درباره تغییر در فرمولاسیون بنزین و افت کیفیت آن صحت داشته باشد، بحران انرژی دیگر فقط مسئله‌ای مربوط به دولت، پالایشگاه‌ها و ترازنامه‌های نفتی نیست؛ بلکه مستقیماً به هزینه‌های روزمره میلیون‌ها خانوار ایرانی گره می‌خورد.

طی روز‌های گذشته، برخی فعالان و تحلیلگران حوزه اقتصاد و انرژی درباره تغییر در فرآیند تولید و ترکیب بنزین هشدار داده‌اند؛ ادعا‌هایی که بر اساس آنها، برای جبران بخشی از کسری سوخت، ممکن است از روش‌هایی برای افزایش حجمی تولید استفاده شده باشد که کیفیت نهایی بنزین را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این ادعا هنوز نیازمند پاسخ فنی و شفاف متولیان صنعت نفت است، اما اهمیت آن از آنجا ناشی می‌شود که هرگونه افت کیفیت سوخت می‌تواند هزینه‌های پنهانی ایجاد کند که در نهایت از جیب مصرف‌کننده پرداخت خواهد شد. عدد ۱۲۰ میلیون لیتر از کجا آمد؟

برای درک ابعاد این بحث، باید به آمار تولید بنزین در ماه‌های اخیر نگاه کرد. بر اساس آمار‌هایی که درباره تولید سوخت منتشر شده، تولید روزانه بنزین در مقاطعی کاهش پیدا کرده و از سطوح بالاتر به حدود ۱۰۰ میلیون لیتر در روز رسیده است. در ادامه، اما ارقام تولید دوباره به محدوده ۱۲۰ میلیون لیتر در روز بازگشت. همین تغییر، پرسش مهمی ایجاد می‌کند: این افزایش تولید دقیقاً از کجا آمده است؟

افزایش ۲۰ میلیون لیتری تولید روزانه، در شرایطی که خبر مهمی از راه‌اندازی ظرفیت بزرگ جدید پالایشی یا جهش قابل توجه در ظرفیت فرآوری منتشر نشده، نیازمند توضیح فنی است. آیا این رشد ناشی از افزایش واقعی ظرفیت پالایشگاه‌ها و بهینه‌سازی فرآیند تولید بوده یا بخشی از آن از طریق تغییر در فرآیند تولید و ترکیب سوخت به دست آمده است؟

پاسخ به این سؤال اهمیت زیادی دارد، زیرا «افزایش حجم بنزین» با «افزایش تولید بنزین استاندارد» یکسان نیست. آنچه برای مصرف‌کننده اهمیت دارد، تنها تعداد لیتر‌های تولیدشده نیست؛ بلکه کیفیت همان سوختی است که در نهایت وارد باک خودرو می‌شود. بازگشت شبح بنزین پتروشیمی؟

نام «بنزین پتروشیمی» در سال‌های گذشته نیز در ادبیات سیاسی و اقتصادی ایران مطرح شده بود و به یکی از بحث‌برانگیزترین موضوعات حوزه سوخت تبدیل شد. مسئله اصلی در چنین بحث‌هایی، صرفاً منشأ تولید سوخت نیست، بلکه ترکیب شیمیایی، میزان آلایندگی و مطابقت آن با استاندارد‌های تعیین‌شده است.

به همین دلیل، اگر امروز بار دیگر بحث استفاده از ترکیبات مختلف برای افزایش حجم سوخت مطرح می‌شود، مسئله اصلی باید با داده‌های آزمایشگاهی پاسخ داده شود، نه با تکذیب یا تأیید کلی.

وزارت نفت می‌تواند با انتشار نتایج آزمایش‌های کیفی، میزان اکتان، ترکیبات اصلی و شاخص‌های آلایندگی بنزین توزیعی در مناطق مختلف کشور، بخش مهمی از ابهامات را برطرف کند. در غیر این صورت، فاصله میان آمار‌های رسمی و تجربه مصرف‌کنندگان می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری روایت‌های متناقض و افزایش بی‌اعتمادی شود. شکاف تولید و مصرف؛ وقتی راه‌حل‌های وارداتی محدود شده است

در سوی دیگر معادله، مصرف بنزین همچنان در سطح بسیار بالایی قرار دارد و در مقاطعی به حدود ۱۳۵ میلیون لیتر در روز رسیده است. به این ترتیب، حتی با فرض تولید روزانه ۱۲۰ میلیون لیتر، فاصله قابل توجهی میان تولید و مصرف وجود دارد؛ شکافی که باید از طریق واردات، ذخایر یا سایر راهکار‌های مدیریت مصرف جبران شود.

در شرایط عادی، واردات بنزین استاندارد یکی از راه‌های پوشش دادن این کسری است. اما تحریم، محدودیت‌های ارزی، دشواری انتقال پول و هزینه بالای واردات، این گزینه را برای سیاست‌گذار پرهزینه و پیچیده کرده است.

در چنین شرایطی، فشار برای تأمین نیاز داخلی بیش از گذشته بر پالایشگاه‌های کشور وارد می‌شود. مسئله اصلی، اما اینجاست که اگر ظرفیت واقعی تولید با میزان مصرف فاصله داشته باشد، نمی‌توان صرفاً با دستکاری اعداد یا استفاده از راهکار‌های کوتاه‌مدت، این شکاف ساختاری را برای همیشه پنهان کرد.

ناترازی سوخت در نهایت خود را در جایی نشان خواهد داد؛ یا در صف و محدودیت مصرف، یا در هزینه واردات، یا در فشار بر پالایشگاه‌ها و شبکه توزیع و یا در هزینه‌هایی که مستقیماً به مصرف‌کننده منتقل می‌شود. خودرو‌های فرسوده؛ حلقه فراموش‌شده بحران بنزین

بحران بنزین در ایران تنها به میزان تولید مربوط نیست. ساختار مصرف نیز نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. بخش قابل توجهی از ناوگان خودرویی کشور فرسوده یا کم‌بازده است و خودرو‌های قدیمی معمولاً سوخت بیشتری نسبت به خودرو‌های جدید مصرف می‌کنند.

این وضعیت یک چرخه معیوب ایجاد می‌کند، یعنی خودرو‌های کم‌بازده مصرف را بالا می‌برند، مصرف بالاتر ناترازی را تشدید می‌کند و ناترازی نیز فشار بیشتری برای افزایش تولید و تأمین سوخت ایجاد می‌کند.

از سوی دیگر، اگر کیفیت سوخت نیز کاهش پیدا کند، احتمال افزایش مصرف یا کاهش عملکرد موتور می‌تواند این چرخه را تشدید کند. بنابراین، حل بحران بنزین بدون توجه همزمان به کیفیت خودروها، استاندارد‌های مصرف، حمل‌ونقل عمومی و سیاست‌های مدیریت تقاضا، راه‌حلی ناقص خواهد بود. استهلاک خاموش زیر کاپوت؛ تاوان ناترازی از جیب مردم

آسیب ناشی از سوخت نامرغوب لزوماً در همان روز‌های نخست قابل مشاهده نیست. بخشی از این آسیب می‌تواند به‌صورت تدریجی در سیستم سوخت‌رسانی و احتراق خودرو ظاهر شود.

سوخت نامتناسب با استاندارد‌های مورد نیاز موتور می‌تواند در صورت تداوم مصرف، مشکلاتی مانند احتراق نامناسب، افزایش رسوب، اختلال در عملکرد انژکتور‌ها و شمع‌ها و فشار بیشتر بر سامانه‌های کنترل آلایندگی ایجاد کند. در موارد شدیدتر نیز آسیب به اجزای موتور می‌تواند هزینه‌های سنگین تعمیراتی به همراه داشته باشد.

بیشتر بخوانید: رمزگشایی از ادعای جنجالی درباره کسری بنزین/ بزرگنمایی کسری‌ها با ارائه آمار‌های غیرواقعی؟

برای خانواری که درآمد آن تحت فشار تورم قرار دارد، چنین هزینه‌ای دیگر یک «هزینه فنی خودرو» نیست؛ بلکه مستقیماً بخشی از بودجه معیشتی خانوار را می‌بلعد.

به همین دلیل، اگر قرار باشد درباره کیفیت بنزین تصمیمی گرفته شود، باید هزینه‌های بلندمدت آن نیز در محاسبات سیاست‌گذاری دیده شود؛ نه اینکه تنها تعداد لیتر‌های تولیدشده در آمار‌های رسمی اهمیت داشته باشد. بنزین بد، فقط موتور را خراب نمی‌کند؛ مصرف را هم بالا می‌برد

موضوع مهم‌تر این است که افت کیفیت سوخت، در صورت اثبات، می‌تواند نتیجه‌ای برخلاف هدف اولیه سیاست‌گذار داشته باشد.

اگر عملکرد موتور در اثر سوخت نامناسب کاهش پیدا کند، راندمان خودرو نیز می‌تواند تحت تأثیر قرار گیرد. در چنین شرایطی، ممکن است خودرو برای طی همان مسافت به سوخت بیشتری نیاز داشته باشد. یعنی راهکاری که قرار است بخشی از ناترازی را مدیریت کند، در بلندمدت به عاملی برای افزایش مصرف تبدیل شود.

در این صورت، یک دور باطل شکل می‌گیرد و ناترازی باعث فشار برای افزایش حجم سوخت می‌شود، کیفیت احتمالی سوخت افت می‌کند، عملکرد بخشی از خودرو‌ها تحت تأثیر قرار می‌گیرد، مصرف افزایش می‌یابد و در نهایت ناترازی دوباره تشدید می‌شود.

این همان نقطه‌ای است که نشان می‌دهد بحران بنزین را نمی‌توان صرفاً با محاسبه «تعداد لیتر تولیدشده» مدیریت کرد. وقتی بنزین ارزان‌تر، برای مردم گران‌تر تمام می‌شود

قیمت رسمی بنزین تنها بخشی از هزینه واقعی سوخت برای خانوار است. هزینه تعمیرات، افزایش مصرف، استهلاک خودرو، آلودگی هوا و حتی کاهش ارزش خودرو نیز می‌تواند بخشی از هزینه پنهان سیاست سوخت باشد.

اگر یک خانوار مجبور شود به دلیل مشکلات ناشی از کیفیت سوخت، هزینه بیشتری برای تعمیر انژکتور، شمع، کاتالیزور یا سایر اجزای خودرو پرداخت کند، در عمل بخشی از هزینه ناترازی انرژی را از جیب خود پرداخته است.

این مسئله از منظر سیاست‌گذاری اهمیت ویژه‌ای دارد. ممکن است یک تصمیم در سطح دولت، روی کاغذ هزینه تولید یا واردات سوخت را کاهش دهد، اما همان تصمیم در سطح خانوار هزینه دیگری ایجاد کند که در آمار‌های رسمی دیده نمی‌شود.

به بیان ساده‌تر، ممکن است دولت در ترازنامه خود صرفه‌جویی کند، اما این صرفه‌جویی به قیمت افزایش هزینه خانوار‌ها تمام شود. هزینه واردات بیشتر است یا هزینه سوءمدیریت؟

یکی از پرسش‌های اساسی در بحران فعلی همین است. واردات بنزین قطعاً هزینه‌بر است و در شرایط تحریم نیز با موانع متعدد مواجه می‌شود، اما باید در کنار هزینه واردات، هزینه‌های ناشی از تداوم ناترازی نیز محاسبه شود.

هزینه تعمیر خودروها، افزایش مصرف، تشدید آلودگی، فشار بر پالایشگاه‌ها، کاهش بهره‌وری صنایع و آسیب به اقتصاد خانوار، همگی بخشی از صورت‌حساب واقعی بحران انرژی هستند؛ بنابراین سیاست‌گذار نمی‌تواند تنها با مقایسه قیمت تمام‌شده تولید داخلی و قیمت واردات درباره بهترین گزینه تصمیم بگیرد. آنچه باید مقایسه شود، «هزینه واقعی هر سیاست برای اقتصاد کشور و خانوار» است. ناترازی بنزین تنها یک قطعه از پازل بحران انرژی است

بحران بنزین را نمی‌توان از سایر ناترازی‌های انرژی در کشور جدا کرد. در حوزه گاز نیز فاصله میان تولید و مصرف در سال‌های اخیر به یکی از جدی‌ترین چالش‌های اقتصاد ایران تبدیل شده است.

در فصل‌های اوج مصرف، تأمین گاز خانگی معمولاً در اولویت قرار می‌گیرد و در نتیجه صنایع با محدودیت مصرف گاز یا برق مواجه می‌شوند. کاهش تولید صنعتی، افت بهره‌وری، افزایش هزینه تولید و فشار بر بازار نیز از پیامد‌های همین وضعیت است.

به این ترتیب، ناترازی گاز، برق و سوخت به بحران‌هایی جدا از هم تبدیل نمی‌شوند؛ بلکه یکدیگر را تقویت می‌کنند. وقتی گاز کافی برای نیروگاه‌ها وجود نداشته باشد، برق تحت فشار قرار می‌گیرد؛ وقتی برق صنایع محدود شود، تولید کاهش می‌یابد؛ وقتی سرمایه‌گذاری در زیرساخت انرژی کاهش پیدا کند، ظرفیت تولید سوخت نیز با محدودیت مواجه می‌شود و در نهایت فشار این زنجیره به اقتصاد خانوار منتقل خواهد شد. بحران بنزین فقط با پالایشگاه بیشتر حل نمی‌شود

افزایش ظرفیت پالایشگاهی می‌تواند بخشی از مشکل را حل کند، اما ناترازی بنزین ریشه‌های گسترده‌تری دارد. قیمت‌گذاری، رشد تعداد خودروها، فرسودگی ناوگان، کیفیت خودرو‌های داخلی، ضعف حمل‌ونقل عمومی، قاچاق سوخت، الگوی مصرف و نبود سرمایه‌گذاری کافی در زیرساخت انرژی، همگی در شکل‌گیری وضعیت فعلی نقش دارند.

به همین دلیل، سیاستی که فقط بر افزایش تولید تمرکز کند، بدون اصلاح سمت مصرف، نمی‌تواند راه‌حلی پایدار باشد.

ایران ممکن است بتواند برای مدتی چند میلیون لیتر بیشتر تولید کند، اما اگر مصرف همچنان با همان سرعت افزایش پیدا کند، شکاف میان عرضه و تقاضا دوباره بازخواهد گشت. هزینه‌ای که فقط در تعمیرگاه دیده نمی‌شود

بحث کیفیت بنزین از یک جهت دیگر نیز اهمیت دارد؛ آلودگی هوا. سوخت و عملکرد موتور خودرو‌ها مستقیماً با میزان آلایندگی ارتباط دارد و هرگونه کاهش استاندارد‌های کیفی می‌تواند پیامد‌هایی فراتر از خودرو و مالک آن داشته باشد. افزایش آلاینده‌ها در شهر‌های بزرگ، فشار بیشتری بر سلامت عمومی و هزینه‌های اجتماعی وارد می‌کند.

در نتیجه، اگر واقعاً تغییری در ترکیب یا استاندارد سوخت رخ داده باشد، ارزیابی آن نباید فقط بر اساس میزان تولید و قیمت تمام‌شده انجام شود. اثرات زیست‌محیطی و اجتماعی نیز باید در این محاسبه وارد شود. توپ در زمین وزارت نفت؛ عدد و سند به جای تکذیب و تأیید

در چنین شرایطی، وزارت نفت و شرکت‌های تابعه آن بیش از هر چیز باید با داده‌های قابل بررسی پاسخ دهند. اگر ادعا‌های مطرح‌شده درباره افت کیفیت یا تغییر ترکیب بنزین نادرست است، انتشار نتایج آزمایش‌های کیفی و ارائه جزئیات فنی می‌تواند ابهامات را برطرف کند. اگر هم تغییراتی در فرآیند تولید یا ترکیب سوخت رخ داده، افکار عمومی باید بداند این تغییرات با چه هدفی، در چه سطحی و با چه نظارتی انجام شده است.

در این میان، چند پرسش مشخص نیازمند پاسخ است؛ میزان واقعی تولید روزانه بنزین استاندارد چقدر است؟ افزایش اعلام‌شده تولید دقیقاً از چه محل و چه پالایشگاه‌هایی حاصل شده است؟ میزان مصرف روزانه کشور چقدر است؟ چه مقدار بنزین وارد می‌شود؟ کیفیت سوخت توزیعی در شهر‌های مختلف بر اساس چه آزمایش‌هایی سنجیده می‌شود؟ و مهم‌تر از همه، آیا شاخص‌های کیفی بنزین در ماه‌های اخیر نسبت به گذشته تغییری داشته است؟ مردم نباید صورت‌حساب ناترازی را پرداخت کنند

بحران انرژی سال‌هاست که از یک مسئله فنی به یک مسئله اقتصادی و اجتماعی تبدیل شده است. اما آنچه بیش از همه اهمیت دارد، نحوه توزیع هزینه این بحران است.

اگر ناترازی نتیجه سال‌ها عقب‌ماندگی سرمایه‌گذاری، رشد مصرف، قیمت‌گذاری نامناسب، فرسودگی ناوگان و ضعف سیاست‌گذاری است، نباید صورت‌حساب آن بی‌سر و صدا به خانوار‌ها منتقل شود؛ یک روز با افزایش هزینه سوخت، روز دیگر با قطعی برق و گاز و روزی دیگر با هزینه تعمیر خودرو.

اکنون مسئله فقط این نیست که بنزین کشور چند میلیون لیتر کم دارد. مسئله این است که برای جبران این کسری، چه تصمیمی گرفته می‌شود و هزینه آن را چه کسی خواهد پرداخت.

اگر کیفیت سوخت کاهش نیافته، وزارت نفت باید با عدد و سند این موضوع را ثابت کند؛ و اگر تغییری در کیفیت یا ترکیب سوخت رخ داده است، باید روشن شود چرا و با چه مجوزی چنین تصمیمی گرفته شده است.

در نهایت، آنچه افکار عمومی انتظار دارد یک پاسخ روشن است؛ آیا دولت برای حل ناترازی بنزین، راه‌حلی پایدار دارد یا قرار است بار این بحران، یک بار دیگر و این‌بار زیر کاپوت خودرو‌های مردم، پنهان و به آنان منتقل شود؟


۳ دقیقه قبل / روزنامه تعادل

چرا استقبال از فیبرنوری زیاد است؟

اين روزها اينترنت فيبرنوري به‌دليل سرعت بالا در انتقال داده‌ها مورد استقبال بسياري قرار گرفته است و استفاده از اين راهكار اينترنتي مي‌تواند نياز مردم به اينترنت پرسرعت و ايمن را برطرف كند. برقراري اينترنت ۵G و فناوري‌هايي نظير اينترنت اشيا مستلزم توسعه فيبرنوري است به گزارش ايسنا، افزايش تقاضا براي اينترنت پرسرعت و خدمات برخط در كشور، باعث شده توسعه شبكه فيبرنوري به عنوان يكي از اولويت‌هاي اصلي در دستوركار وزارت ارتباطات قرارگيرد.

درحال حاضر توسعه زيرساخت‌هاي فيبر نوري به عنوان يكي از محورهاي اصلي تحول ديجيتال و دسترسي به اينترنت پرسرعت، در جهان مورد توجه قرار دارد و شركت‌ها و سازمان‌ها مي‌توانند ارتباطات داخلي خود را از طريق اين بستر برقرار كنند. فناوري فيبرنوري، بستري پايدار و پرسرعت براي انتقال داده است و علاوه بر خدمات اينترنتي خانگي، امكانات گسترده‌اي براي كسب‌وكارها فراهم مي‌كند. 

طبق اعلام مديرعامل شركت مخابرات ايران بيش از ۶۰ درصد از جمعيت ايران تا پايان دولت چهاردهم به شبكه فيبرنوري متصل خواهند شد. مديرعامل شركت مخابرات ايران از اتصال ۶۰ درصد از جمعيت ايران به شبكه فيبرنوري تا پايان دولت چهاردهم خبر داده و توسعه شبكه فيبرنوري را موجب كاهش ناترازي‌هاي برق در كشور دانسته است. طبق هدف‌گذاري انجام شده تا پايان برنامه هفتم توسعه، سهم اقتصاد ديجيتال از توليد ناخالص ملي بايد به ۱۰ درصد برسد زیرا توسعه شبكه فيبرنوري به رونق اقتصاد ديجيتال كشور كمك مي‌كند. پروژه فيبرنوري يكي از بزرگ‌ترين پروژه‌هاي ارتباطاتي بعد از انقلاب اسلامي به شمار مي‌رود كه مي‌تواند سرعت اينترنت را بهبود بخشيده، مقدمات حركت به سمت اقتصاد ديجيتال را فراهم كند و با ارتقاي كيفيت خدمات، موجب صرفه‌جويي در انرژي و كاهش اتلاف وقت مردم شود. 

شركت مخابرات ايران در طول سال‌هاي اخير بخشي از سرمايه‌گذاري خود را به اجراي پروژه‌هاي اختصاصي فيبرنوري براي شركت‌هاي بزرگ، بانك‌ها، ادارات و سازمان‌ها اختصاص داده است؛ درواقع شركت مخابرات كابل‌هاي مسي را با فيبرنوري جايگزين مي‌كند تا با رفع كندي اينترنت، زيرساخت اقتصاد ديجيتال كشور فراهم شود.اين پروژه هم‌اكنون در بسياري از شهرها آغاز شده و آمار اتصال مشتركين هر سال افزايش پيدا مي‌كند. برابر اعلام مسوولان وزارت ارتباطات، اتصال مشتركان به شبكه فيبر نوري در دولت چهاردهم به بيش از ۴ برابر افزايش يافته است. هم‌اكنون توسعه اينترنت ۵G و فناوري‌هايي نظير اينترنت اشيا مستلزم توسعه فيبرنوري است زيرا يكي از مسائل مهم در بحث نسل پنجم اينترنت، اين است كه بايد تعداد سايت‌هاي آن بيشتر از سايت‌هاي نسل چهارم اينترنت باشد و لازم است سرعت زيادي را پشتيباني كند كه از اين جهت بايد كشش و توانايي در آن وجود داشته باشد لذا در اين حوزه غير از فيبرنوري نمي‌توان به فناوري ديگري اكتفا كرد.

محمدرضا حكيمي - معاون فناوري و نوآوري وزير ارتباطات - به تازگي از افزايش بيش از چهار برابري ميزان اتصال كاربران به فيبرنوري در دولت چهاردهم خبر داد و گفت: اين ميزان از حدود ۳۵۰ هزار اتصال به بيش از چهار برابر رشد يافته است. بر اساس آخرين آمار رسمي سامانه يكپارچه فيبرنوري، ۱۱.۱ ميليون نفر تحت پوشش فيبرنوري قرار دارند كه از اين تعداد پوشش ۹.۶ ميليون نفر نهايي شده است.هم‌اكنون پيشرفت پروژه فيبرنوري به ۵۶ درصد رسيده است. در طول سنوات گذشته بيشتر سرمايه‌گذاري‌هاي انجام شده با محوريت اينترنت و ارتباطات سيار بود اما در دولت چهاردهم تمركز بر توسعه ارتباطات ثابت به عنوان يك ضرورت اجتناب‌ناپذير مطرح شده و دولت برنامه مدوني براي توسعه فيبرنوري در كشور در پيش گرفته است.

گذر از زيرساخت‌هاي مسي به فيبرنوري يكي از برنامه‌هاي تحولي و اهداف محوري دولت چهاردهم در راستاي توسعه زيرساخت‌هاست. بر اساس تكليف قانون برنامه هفتم دولت موظف به ايجاد ۲۰ ميليون پوشش فيبر نوري تا پايان سال ۱۴۰۷ شده است. به گفته حميد فتاحي - رييس سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويي - تا پايان برنامه هفتم بايد ۲۰ ميليون امكان اتصال فيبرنوري در كشور ايجاد شود و با توجه به رويكرد وزير ارتباطات براي افزايش اتصال‌ها، هدف اين است كه حداقل ۳۰ درصد از اين پوشش تا پايان دولت چهاردهم به اتصال تبديل شود كه اين موضوع به تقاضاي كاربران بستگي دارد.

كشور ما مانند بسياري از كشورهاي ديگر، توسعه شبكه فيبر نوري را به عنوان يكي از اولويت‌هاي ملي خود در نظر گرفته است.هرچند مقايسه شاخص‌هاي ارتباطي ايران با ساير كشورها نشان مي‌دهد كه هنوز فاصله زيادي در بهره‌مندي از اين فناوري وجود دارد اما اگر چالش‌هايي همچون مشكلات مالي، ضعف در نظارت و محدوديت‌هاي همكاري ميان نهادهاي اجرايي از ميان برداشته شود، قطعا روند توسعه اين شبكه در كوتاه‌ترين زمان ممكن محقق خواهد شد.

شهروندان براي درخواست فيبرنوري مي‌توانند با شماره ۲۰۲۰ يا ۲۰۲۱ مخابرات تماس بگيرند و يك شماره تلفن همراه يا ثابت به پارتنرهاي فروش اعلام كنند و درصورتي كه منطقه مورد نظر در سطح پوشش باشد، فيبرنوري واگذار مي‌شود اما درصورتي كه نباشد، مخابرات از منطقه مورد نظر بازاريابي مي‌كند، تا درصورتي كه به تعداد ۱۰ متقاضي برسد، بتوانند فيبر بك بن (back bone) را اجرا كند. به گزارش ايسنا، كارشناسان معتقدند فناوري فيبرنوري به‌دليل برخورداري از پهناي باند بسيار بالا، نسبت به كابل‌هاي مسي سنتي برتري قابل‌توجهي دارد. 

اين فناوري امكان انتقال داده‌هاي صوتي و تصويري را با سرعت‌هايي تا ۱۰ گيگابيت بر ثانيه و حتي بيشتر فراهم مي‌كند؛ قابليتي كه با رشد سريع فناوري و افزايش وابستگي زندگي روزمره به اينترنت پرسرعت، اهميت آن بيش از گذشته احساس مي‌شود. اجراي پروژه فيبر نوري، مشكلاتي همچون سرقت كابل‌هاي تلفن، استهلاك تجهيزات قديمي و هزينه‌هاي بالاي نگهداري در شركت مخابرات ايران را برطرف مي‌كند.




 تعیین‌تکلیف مرخصی پلاک‌های منطقه آزاد تا پایان شهریور
۱ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

تعیین‌تکلیف مرخصی پلاک‌های منطقه آزاد تا پایان شهریور

دنیای اقتصاد: معاون فنی و مهندسی پلیس راهور فراجا با اعلام اینکه مشکل مرخصی پلاک‌های موقت منطقه آزاد انزلی تا پایان شهریورماه حل خواهد شد، گفت: واردات خودرو به مناطق آزاد باعث افزایش رضایتمندی عمومی، اشتغال‌زایی و ارتقای امنیت عبور و مرور جاده‌ها شده‌ است‌. به گزارش ایرنا، سرهنگ محمدحسن ابراهیم‌پور در همایش توجیهی شرکت‌های واردکننده خودرو با موضوع فرآیند اخذ کاردکس و ترخیص خودروهای پلاک منطقه، بیان کرد: به دنبال شماره‌گذاری خودروهای مناطق آزاد، سرمایه خودرویی نیز جذب شد. معاون فنی و مهندسی پلیس راهور فراجا با اعلام اینکه برای خودروهای عمرانی و کشاورزی در مناطق آزاد، پلاک جدیدی طراحی شده، عنوان کرد: با طراحی این پلاک فعالان این حوزه نیز می‌توانند از ظرفیت موجود بهره‌مند شوند.

 خداحافظی با بازار بزن و دررو / دستور دادستان تهران «حیات‌خلوت» خودروسازان را ویران می‌کند؟
۸ ساعت قبل / سایت تابناک

خداحافظی با بازار بزن و دررو / دستور دادستان تهران «حیات‌خلوت» خودروسازان را ویران می‌کند؟

در حالی که مردم در آتش قیمت‌های کاذب و بدعهدی‌های بی‌پایان خودروسازان می‌سوزند، دستور قاطع دادستان تهران برای نظارت آنلاین، پرده از یک واقعیت تلخ برمی‌دارد.

 حد و مرز دولت
۱ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

حد و مرز دولت

نظریه‌های اقتصادی، کالاهای عمومی را با دو خصوصیت «رقابت‌ناپذیری» و «استثناناپذیری» تعریف می‌کنند؛ اما در دنیای واقعی، مرز این تعریف با خدمات ضروریِ غیرعمومی کاملا بهم می‌خورد. وظایفی چون امنیت و دفاع مرزی تعریف مشخصی دارند؛ با این همه، بخش زیادی از مداخله‌های دولتی در حوزه‌های آموزش، درمان و زیرساخت اتفاق می‌افتند؛ بخش‌هایی که شاید با تعاریف کهنه‌ کالای عمومی منطبق نباشند، اما چون منافع همگانی (آثار خارجی مثبت) دارند، حضور دولت را توجیه می‌کنند.

 تاریخ اقتصادهای شکست خورده؛ از یوگسلاوی تا ونزوئلا | 70 فروپاشی در 3 دهه | زمینه‌ها و علل فروپاشی اقتصاد یک کشور چیست؟
۹ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

تاریخ اقتصادهای شکست خورده؛ از یوگسلاوی تا ونزوئلا | 70 فروپاشی در 3 دهه | زمینه‌ها و علل فروپاشی اقتصاد یک کشور چیست؟

اقتصادنیوز: از دهه ۱۹۹۰ میلادی تاکنون، جهان نزدیک به هفتاد مورد فروپاشی اقتصادی را به خود دیده است. با این حال، برخلاف مفاهیمی مثل رکود یا انقباض اقتصادی که تعریف نسبتا مشخصی دارند، برای فروپاشی اقتصادی هیچ تعریف واحد و مورد توافقی وجود ندارد.

 اعطای تندیس زرین اجلاس سراسری رضایتمندی مشتری به فولاد هرمزگان
۱ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

اعطای تندیس زرین اجلاس سراسری رضایتمندی مشتری به فولاد هرمزگان

آرمان امروز : در شانزدهمین اجلاس سراسری رضایتمندی مشتری با حضور شرکت‌های بزرگ فولادی، تولیدی، صنعتی و کارآفرینان برتر، شرکت فولاد هرمزگان دریافت تندیس زرین اجلاس را دریافت کرد. به گزارش ایلنا و به نقل از روابط عمومى شرکت فولاد هرمزگان؛ شانزدهمین اجلاس سراسری رضایتمندی مشتری با حضور جمعی از مدیران دولتی و سازمان‌ها، مدیران [ ]

 پیش بینی بورس فردا
۴ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

پیش بینی بورس فردا

اقتصادنیوز: در شرایطی که بازار همچنان در یک روند صعودی قرار دارد، حرکت بازار از سطوح پایین تر به سمت محدوده مثبت معمولا اهمیت بیشتری پیدا می کند؛ چرا که نشان می دهد در قیمت های پایین تر، خریداران همچنان حاضر به ورود هستند و اجازه نمی دهند فشار فروش به راحتی به یک روند نزولی تبدیل شود.