
به گزارش خبرنگار دفاعی و نظامی تابناک؛ اگر در جنگهای قرن گذشته، تصرف ارتفاعات یا پلهای راهبردی نشانه برتری بود، امروز «طیف الکترومغناطیسی» به یکی از مهمترین میدانهای نبرد تبدیل شده است. رادارها، سامانههای مخابراتی، لینکهای انتقال داده، تجهیزات ناوبری، ماهوارهها و حتی بسیاری از مهمات هدایتشونده، همگی برای انجام مأموریت خود به امواج الکترومغناطیسی وابسته هستند. هر ارتشی که بتواند این شبکه را مختل کند یا از آن بهتر محافظت کند، شانس بیشتری برای موفقیت خواهد داشت. جنگ الکترونیک برخلاف تصور عمومی، تنها به ایجاد پارازیت محدود نمیشود. این حوزه مجموعهای از اقدامات برای کشف، شنود، تحلیل، حفاظت و در صورت نیاز اخلال در سامانههای الکترونیکی است. هدف، لزوماً خاموش کردن تجهیزات دشمن نیست؛ گاهی کافی است اطلاعات اشتباه به آنها برسد یا برای چند دقیقه از چرخه تصمیمگیری خارج شوند. در عمل، جنگ الکترونیک را میتوان به سه بخش اصلی تقسیم کرد؛ پشتیبانی الکترونیکی، حفاظت الکترونیکی و اقدامات تهاجمی الکترونیکی. در بخش نخست، سامانهها تلاش میکنند محیط الکترومغناطیسی را رصد کنند؛ اینکه چه راداری روشن شده، چه فرکانسی فعال است، کدام سامانه مخابراتی در حال کار است و چه تغییری در الگوی انتشار امواج رخ داده است. همین اطلاعات، گاهی بدون شلیک حتی یک گلوله، تصویر دقیقی از وضعیت طرف مقابل در اختیار فرماندهان قرار میدهد. مرحله بعد، حفاظت از سامانههای خودی است. هرچه تجهیزات پیشرفتهتر میشوند، وابستگی آنها به ارتباطات امن نیز بیشتر میشود. رمزنگاری، تغییر مداوم فرکانس، استفاده از آنتنهای مقاوم در برابر اخلال و طراحی شبکههای ارتباطی چندلایه، همگی با این هدف انجام میشوند که حتی در شرایط شدید جنگ الکترونیک نیز ارتباط میان واحدها حفظ شود. اما بخش جذابتر و البته پیچیدهتر، اقدامات تهاجمی است؛ جایی که تلاش میشود سامانههای طرف مقابل دچار اختلال شوند. این اختلال همیشه به معنای خاموش شدن کامل تجهیزات نیست. گاهی هدف تنها کاهش دقت، افزایش تأخیر یا ایجاد سردرگمی است؛ موضوعی که در یک عملیات هوایی یا زمینی میتواند تأثیر قابل توجهی بر روند تصمیمگیری داشته باشد. برای درک اهمیت این موضوع، کافی است به یک عملیات هوایی مدرن نگاه کنیم. جنگندهها تنها با مهارت خلبان پرواز نمیکنند. …





