

فرهنگی
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، همه ما در عمق وجودمان آرزوی روزی را داریم که ترس و تبعیض جای خود را به آرامش و برابری بدهد. اما سالهاست که صحبت درباره «منجی» گاهی آنقدر با اصطلاحات پیچیده و فضاهای عرفانی دور از دسترس آمیخته شده که انسان امروزی احساس میکند این موضوع، ارتباطی با زندگی روزمره او ندارد. درحالیکه شناخت درست منجی، دقیقاً همان نقشه راهی است که میتواند به زندگی پرمشغله ما معنا و جهت بدهد.
برای گرهگشایی از این موضوع، به سراغ دکتر فاطمه محقق، پژوهشگر حوزه دین و اندیشه، رفتهایم. در این گفتوگوی پیوسته، مانند دانههای یک تسبیح، از معنای نامهای زیبای امام زمان (عج) آغاز میکنیم، به شیوه درست «انتظار» میرسیم و در نهایت، تصویر روشن آن حکومت جهانی پر از مهر را ترسیم خواهیم کرد.
نامها و القاب پیامبران و ائمه اطهار علیهم السلام در فرهنگ قرآنی، مانیفست و نقشه راهی برای مردم هستند. در عین حال مفهوم منجی در ادیان و مکاتب گوناگون مطرح شده است. اگر بخواهید از میان این اقیانوس بیکران عناوین، به ویژه لقب شریف «صاحبالزمان» و «بقیهالله»، عیار تفاوت نگاه تشیع به منجی را با سایر مکاتب تبیین کنید، این نامها چگونه جهانبینی ما را نسبت به زمان و حضور دگرگون میکنند؟
دقت کنید، برای انسان معمولی، زمان مثل یک رودخانه خروشان است که او را با خود میبرد و هر لحظه، یک قدم به پیری و فرسودگی نزدیکتر میکند. اما وقتی میگوییم امام، «صاحبالزمان» است، یعنی او اسیر ساعت و تقویم نیست. برای او، زمان مثل یک لباس است؛ هر وقت اراده کند، این لباس زمان و مکان را از تن درمیآورد و لباسی از جنس ابدیت میپوشد. در واقع این زمان است که تحت فرمان اوست، نه او که تحت فشار زمان باشد.
برای درک بهتر، باید بدانیم جهان دو لایه دارد: لایه آشکار (طبیعت) و لایه پنهان (عالم غیب). ما با ابزارهای علمی میتوانیم لایه آشکار را بشناسیم، اما لایه پنهان جهانی وسیعتر و مسلط بر این دنیاست.
قرآن کریم به زیبایی از سرعت و قدرت این عالم پنهان پرده برمیدارد و میفرماید: «وَمَا أَمْرُنَا إلَّا وَاحدَةٌ كَلَمْحٍ بالْبَصَر »؛ یعنی در آن عالم، کار خدا به اندازه یک چشمبرهمزدن انجام میشود. امام ما به دلیل اتصال قلبی به این عالم پنهان، محدودیتهای ما را ندارد.
از این منظر، تفاوت ما با ادیان دیگر چیست؟
دقیقاً فرق بزرگ ما با دیگران همین جا مشخص میشود. بسیاری از مکاتب، منجی را فقط یک «آرزوی آینده» یا یک «ایده قشنگ» میدانند که روزی خواهد آمد. اما ما با افتخار میگوییم منجی ما، یک انسان کاملاً واقعی، با نام، نشان و ویژگیهای مشخص است که همین امروز هم «زنده» است.
در صحن مطهر پیامبر (ص) روی کاشی دوازدهم، به جای اسم، کلمه «الحیّ» (زنده) نوشته شده بود تا تأکید کند او حیات دارد و از همین حالا، جامعه از انرژی معنوی او بهره میبرد.
این حیات مستمر، ما را به لقب دوم یعنی «بقیهالله» میرساند. قرآن در ماجرای حضرت شعیب میفرماید: «بَقیَّهُ اللَّه خَیْرٌ لَكُمْ إنْ كُنْتُمْ مُؤْمنینَ » (آنچه از سوی خدا باقی مانده، برای شما بهتر است). امام، همان خیر برتر و ذخیره ارزشمند خداست که اگر نباشد، زمین و اهالیاش فرو میریزند. حال که فهمیدیم او زنده و حاضر است، سوال بعدی این است: ما به عنوان پیروان او، برای ساختن آن جامعه ایدهآل، باید چه فرمولی را اجرا کنیم؟
پشت پرده رنج مؤمنان؛ چرا هرچه ادعا بزرگتر، امتحان سختتر؟
اشاره بسیار ظریفی بود. اگر بپذیریم که او حاضر و ناظر است، پس ما به عنوان یک جامعه دینی، برای رسیدن به آن تمدن نوین اسلامی، نیازمند یک الگوی مدیریتی و جامعهشناختی هستیم. در سوره نور، خداوند عوامل رسیدن به این حاکمیت آرمانی را در چند کلمه کلیدی خلاصه میکند. اما در دوره امروز که انسان مدرن، از هرگونه «اطاعت محض» فراری است، چطور میتوانید منطق «عصمت» و اطاعت از رهبر الهی را برای انسان پرسشگر امروز تشریح کنید؟
دغدغه شما، دغدغه انسان امروز است که طعم تلخ استبداد بشری را چشیده و از هر نوع تسلیم شدن در برابر یک انسان دیگر، هراس دارد.
اما بیایید به نسخهای که خداوند در سوره نور برای رستگاری جامعه بشری پیچیده است، نگاهی کنیم. خداوند میفرماید: «وَأَقیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطیعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ». این سه ضلع یک مثلث نجات است، یعنی: نماز، برای پاکسازی فرد و اتصال روح به بینهایت؛ زکات، برای مهندسی اقتصاد و زدودن ریشههای فقر و تبعیض؛ اطاعت از رسول، برای اینکه این انرژی عظیم معنوی و مادی، در یک مسیر صحیح اجتماعی هدایت شود.
چرا اطاعت؟
دقت کنید معنی اطاعت در اسلام با آن چیزی که امروز بین مردم و مسئولان رایج است، فرق دارد. در منطق اسلام اطاعت از پیشوای معصوم، به معنی سلب اختیار و آزادی نیست. بلکه پناه بردن به یک راهنمای بیخطا در طوفان فتنههاست. اصل «عصمت» هم یک امتیاز جادویی نیست. این تصور غلط است که ما عصمت را یک جادوی خدایی بدانیم.
عصمت نتیجه علم حضوری و اتصال تام وجود معصوم به عالم غیب است. انسانی که پردههای تاریک ماده را دریده و به شهود حقایق هستی رسیده است، وقتی فرمانی میدهد، بر اساس نقشه دقیق مهندس هستی عمل میکند. اطاعت از او، در واقع اطاعت از عقلانیت محض و فرار از استبداد هوای نفس حاکمان ظالم است.
وقتی جامعه این سه عامل را درونی کرد، در طیف رحمت خدا قرار میگیرد و این، مقدمه رسیدن به مظهریت اسم «الرحمن» است. اما این فرآیند تکاملی و اطاعت آگاهانه، نیازمند یک موتور محرک دائمی است. ما نمیتوانیم در خانه خودمان بنشینیم و فقط به آینده دل خوش کنیم. در اینجا مفهوم «انتظار» وارد میدان میشود. اما نه آن انتظاری که در فرهنگ عامیانه ما گاهی به انفعال و گوشهگیری تعبیر شده است.
اینجاست که چند نظر مطرح میشود. اینکه آیا انتظار در فرهنگ شیعه، یک احساس قلبی صرف است یا یک کنش اجتماعی تمامعیار؟ و اگر یک کنش است، شاخصههای یک منتظر واقعی در سبک زندگی فردی و اجتماعیاش چگونه باید باشد.
دقیقاً به نقطه دردناک فرهنگ دینی ما اشاره کردید. متاسفانه گاهی «انتظار» را با «انفعال» اشتباه گرفتهایم. با تکیه بر روایات و به ویژه توصیفاتی که قرآن از «عبادالرحمن» دارد، چگونه میتوانید انتظار را به عنوان یک «رفتار عملی و انقلابی» تعریف کنید؟
بسیار عالی. بیایید یک بار برای همیشه این سوءتفاهم تاریخی را کنار بزنیم. در روایات معتبر، از انتظار فرج نه به عنوان «برترین نیّتها» یا «عالیترین اندیشهها» بلکه به عنوان «أفضلُ الأعمال» (برترین کارها و افعال) یاد شده است.
کلمه «عمل» بار حرکت و تغییر وضعیت موجود را در خود دارد. لقب «منتظَر» برای امام در واقع آینهای است که وظیفه «منتظِران» را نشان میدهد. وظیفه ما حفظ ایمان به عالم غیب در عصر سیطره ماتریالیسم، کسب معرفت عمیق به جایگاه ولایت و حفظ اسرار تشیع در پیچوخم فتنههاست. اینها هیچکدام با خواب و بیتفاوتی به دست نمیآید.
آیا این انسان عملگرا در دوران غیبت امام زمان (عج) در قرآن ترسیم شده است؟
بله؛ برای ترسیم چهره این انسان عملگرا باید به تابلوی بینظیر «عبادالرحمن» در سوره فرقان نگاه کنیم. خداوند، بندگان منتظر ظهور حضرت ولیّعصر (عج) را این طور ترسیم میکند: «کسانی که در زمین با تواضع و سبکباری راه میروند، در برابر جهل جاهلان با سلامت نفس و گذشت برخورد میکنند، و شبها در خلوت با خدا، دغدغه رستگاری همگان را دارند.» اینها همانهایی هستند که در رفتار و منش و همه کارها، میانهرو هستند و از هرگونه گناه، شرک و بیهودگی که به پیکره جامعه لطمه میزند، رویگرداناند.
دقت کنید؛ این اوصاف نشان میدهد که یک منتظر واقعی، یک راهب گوشهنشین نیست؛ انسان منتظر در متن جامعه فعالیت میکند و در همه رفتار و کارهایش تعهد و مسئولیت و کنشگری دینی دارد. چنین فردی برای ظهور تلاش میکند تا ظرفیت جامعه را با بندگی خدا و قرار گرفتن در مسیر مستقیم بالا ببرد.
در همین راستا، لقب «قائم» برای امام زمان (عج) به معنی قیامکننده و بیدارگر است، اما ایشان در غیبت به سر میبرند. بسیاری از منتقدان میپرسند غیبت چه نسبتی با قیام دارد؟ اگر ایشان غایباند، چگونه میتوانند جامعه انسانی را بیدار کنند؟
برای پاسخ به این شبهه، باید از سطح ظاهری کلمات عبور کنیم و به عمق هستیشناسی ولایت نفوذ کنیم. خواجه عبدالله انصاری، اولین منزل سلوک الیالله را «یقظه» یا همان بیداری میداند و به آیه «أَنْ تَقُومُوا للَّه مَثْنَىٰ وَفُرَادَىٰ » استناد میکند.
قیام برای خدا، یعنی هوشیار شدن به این حقیقت که انسان در این کاروانسرای دنیا رها نشده است. «قائم» یعنی کسی که برپادارنده حق است، حتی اگر تمام عالم بر خلاف او بچرخند.
اما درباره غیبت؛ بیایید به تاریخ صدر اسلام بنگریم. امیرالمؤمنین امام علی (ع) بیست و پنج سال تمام، از خلافت ظاهری دور ماند و در خانهاش را بر روی مردم بست. آیا این غیبت، ذرهای از جایگاه او به عنوان «ولیالله» و «داعیالیالله» کم کرد؟ خیر.
غیبت، یک سنت الهی برای حفظ جان امام و آزمایش بصیرت مردم است. خورشید پشت ابر، هرچند دیده نمیشود، اما این زمین است که از جاذبه او بهره میبرد و حیاتش را مدیون اوست. امام حتی در غیبت هم «داعی» و دعوتکننده به سوی خیر مطلق است.
طور دیگری بگویم. ماهیت دین چیزی جز دعوت به سوی خیر محض نیست. پیامبر و امام در حقیقت وجودی خود، تجسم این دعوتند. غیبت جسمانی مانع از جریان نور ولایت در جامعه نمیشود. بلکه برعکس، این غیبت موتور محرک بیداری یقظه در دل شیعیان است. آنها میدانند که برای رسیدن به آن بیداری بزرگ باید از همین امروز، در مکتب این معلم غایب حاضر، تلاش کنند و درس صلاح و اصلاح را بیاموزند.
این کلمه «صلاح» ما را به یکی از زیباترین و پرمعناترین کنیههای امام زمان (عج) میرساند؛ کنیهای که راز وراثت زمین و شرط تحقق آن تمدن بزرگ را در خود پنهان کرده است. بیایید از منظر «اباصالح» این موضوع را بررسی کنیم. میدانیم که «اباصالح» یعنی پدر صالحان. این لقب بار عاطفی و در عین حال بار سنگین مسئولیتی را بر دوش ما میگذارد. چرا «پدر»؟ و این لقب چگونه با وعده قطعی قرآن مبنی بر به ارث بردن زمین توسط صالحان پیوند میخورد و مسیر رسیدن به آن آرمانشهر جهانی را ترسیم میکند؟
در ادبیات قرآن کلمه «أب» فقط نشاندهنده یک نسبت ژنی و مادی نیست، بلکه نماد ریشه، اصالت، سرپرستی و معماری یک هویت است. همان طور که از حضرت ابراهیم به عنوان «پدر» معنوی تمام انبیاء و موحّدان یاد میشود: «ملَّةَ أَبیكُمْ إبْرَاهیمَ »، امام زمان هم «اباصالح» است؛ یعنی الگو و سرچشمه هر حرکت اصلاحی واقعی در عالم. او پدری است که فرزندانش را با تزکیه و تأسی به خود پرورش میدهد.
از طرف دیگر این نکته هم مهم است، اینکه خداوند در قرآن یک قانون تغییرناپذیر در تاریخ را بیان میکند: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا منْكُمْ وَعَملُوا الصَّالحَات لَیَسْتَخْلفَنَّهُمْ فی الْأَرْض ». دقت کنید وراثت زمین، یک موهبت رایگان و بدون شرط نیست. شرطش ترکیب ایمان و عمل صالح است. عمل صالح هم فقط یک کار خوب ساده نیست، بلکه عملی است که هم حسن فاعلی (انجام از روی خلوص و معرفت) داشته باشد و هم حسن فعلی (انجام به درستترین روش و در مناسبترین زمان).
انسان فطری وقتی به برزخ اعمال خود نگاه میکند، حسرت میخورد که چرا فرصت عمرش را صرف کارهای بیهوده کرده و آرزوی بازگشت میکند تا «عَمَلًا صَالحًا» انجام دهد. حضرت اباصالح به ما میآموزد که نمیتوان با ابزار فساد، جامعهای صالح ساخت. نمیشود با دروغ، تهمت و بیقیدی، منتظر ظهور منجی بود.
پدر صالحان به ما میگوید که اگر میخواهید وارثان زمین باشید، باید از همین امروز در مدار صلاح فردی و اجتماعی بچرخید. هر گرهای که شما از کار یک مؤمن باز میکنید، هر دروغی که ترک میکنید و هر تلاشی که برای اصلاح محیط اطراف خود میکنید، در واقع لبیک است به حضرت اباصالح و تلاش به سوی آن حکومت جهانی است.
این حکومت جهانی، در نهایت، تجلی چه صفتی از خداوند خواهد بود؟
به اوج این گفتوگو رسیدیم: «خلیفهالرحمن».
به نام خداوند بخشنده مهربان. ما بحث را با رحمت آغاز کردیم و به رحمت ختم میکنیم. «خلیفهالرحمن» یعنی نماینده خدا بر روی زمین، نه برای انتقامجویی، نه برای اعمال قدرت، بلکه برای جاری کردن «رحمت واسعه».
در نظامهای بشری حاکمیت بر پایه زور، سرمایه یا آرای اکثریت استوار است که همگی رنگ تغییر و زوال دارند. اما حاکمیت خلیفهالرحمن بر پایه مهربانی مطلق الهی بنا شده است.
خداوند در وعده استخلاف، سه دستاورد بزرگ را تضمین میکند: امنیت روانی و اجتماعی، تمکین دین و رسیدن به توحید خالص: «یَعْبُدُونَنی لَا یُشْركُونَ بی شَیْئًا ». عدالت در عصر ظهور فقط به معنای تقسیم مساوی ثروت یا اجرای خشک قوانین حقوقی نیست؛ بلکه عدالت وجودی است. یعنی هر موجودی در جایگاه واقعی و شایسته خود قرار بگیرد. چشمها عادلانه میبینند، گوشها عادلانه میشنوند و قلبها، بدون کینه و حسادت، عادلانه میتپند.
در حال حاضر ما در عصر تکثیر وحدت زندگی میکنیم، یعنی پراکندگی، تضاد و چندپارگی. اما در عصر ظهور «توحید کثره» رخ میدهد. یعنی تمام استعدادهای متنوع، قومیتها و رنگها بدون اینکه هویت خود را از دست بدهند، مثل پرتوهای یک منشور به یک مرکز واحد نورانی برمیگردند. انسان، چهره خدا را در آینه چهره امام خود خواهد دید.
انتهای پیام/
به گزارش تابناک به نقل از ایرنا؛ شب گذشته، عرصه میدان شهدای مشهد میزبان «محفل اربعین» بود؛ برنامهای که با حضور میزبانان برنامه «محفل» و قاریان بینالمللی برگزار شد تا یاد رهبر شهید انقلاب را با تلاوت قرآن گرامی بدارد. انتخاب این قالب برای مراسم اربعین، فقط یک انتخاب مناسبتی نیست. مشهد، سالها پیش از آنکه نام رهبر شهید با عالیترین جایگاه نظام اسلامی گره بخورد، شاهد بخشی از زندگی قرآنی او بوده است؛ جلسات قرآنی، ارتباط با قاریان و توجهی که بعدها در سطح ملی به گسترش فرهنگ قرآن تبدیل شد.
برای فهم اینکه چرا امروز قرآن میتواند زبان یک مراسم اربعین باشد، باید به یک سؤال ساده برگشت: قرآن در زندگی رهبر شهید چه جایگاهی داشت که امروز جامعه قرآنی، یاد او را با آیات الهی روایت میکند؟
پاسخ را میتوان در مجموعهای از رفتارها، توصیهها و سیاستهایی دید که یک ویژگی مشترک دارند: قرآن نباید فقط خوانده شود؛ باید وارد زندگی شود.
قرآن باید از روی رحل، وارد زندگی مردم شود
در توصیههای رهبر شهید انقلاب، بارها بر استمرار ارتباط با قرآن تأکید شده بود؛ ارتباطی که قرار نبود به ماه رمضان، محافل قرآنی یا مناسبتهای مذهبی محدود بماند. ایشان بر تلاوت روزانه قرآن تأکید داشتند و حتی خواندن چند آیه یا یک صفحه در روز را راهی برای حفظ این ارتباط میدانستند.
اما این نگاه به قرآن، در توصیههای ایشان به قاریان نیز وجه دیگری پیدا میکند؛ جایی که اثرگذاری تلاوت بر مخاطب بیش از صرف زیبایی اجرا مورد توجه قرار میگیرد. در دیدار سال ۱۴۰۱ با قاریان قرآن، رهبر شهید ۱۴ توصیه درباره تلاوت مطرح کردند؛ از ضرورت پیشروی و تکامل قاری و مهندسی تلاوت پیش از اجرا، تا انتخاب لحن متناسب با مضمون آیات و توجه به کیفیت القای آن به مستمع.
در میان این توصیهها، بر یک نکته بیش از همه تأکید شده بود: تلاوت نباید به یک هنر صرف تبدیل شود. ایشان تصریح کردند که «هنر تلاوت باید در خدمت ذکر و دعوت باشد» و قاری باید بهگونهای بخواند که مستمع متذکر شود و به یاد خدا و قیامت بیفتد. همچنین تأکید داشتند: «وقتی شما قرآن میخوانید ایمان مستمعتان بایستی افزایش پیدا کند.»
مجموعه این ۱۴ توصیه، تصویری روشن از انتظاری که ایشان از تلاوت داشت ارائه میدهد؛ قاری فقط نباید خوب بخواند، بلکه باید بتواند قرآن را به دل و ذهن مخاطب برساند.
وقتی اهل قرآن از انس رهبر شهید با قرآن میگویند
برای شناخت نسبت رهبر شهید انقلاب با قرآن، روایت کسانی که سالها در محافل قرآنی و دیدارهای جامعه قرآنی با ایشان همراه بودهاند، تصویر روشنتری ارائه میکند؛ روایتی که از یک علاقه شخصی فراتر میرود و از حضور قرآن در اندیشه و سبک زندگی ایشان حکایت دارد.
محمدمهدی بحرالعلوم، استاد حفظ قرآن و دبیر ستاد راهبری طرح ملی حفظ قرآن کریم، میگوید: «این ارتباط به سالهای پیش از انقلاب بازمیگردد؛ زمانی که رهبر شهید در مشهد جلسات قرآن برگزار میکردند. این اهتمام پس از انقلاب نیز ادامه یافت؛ از حضور در مسابقات قرآن تا دیدارهای سالانه با قاریان، حافظان و فعالان قرآنی.»
به گفته بحرالعلوم، ایشان حفظ و قرائت را فعالیتی جدا از زندگی نمیدانستند، بلکه خود بر اساس قرآن زندگی میکردند و دیگران را نیز به چنین سبکی دعوت میکردند.
آیتالله احمد مروی، تولیت آستان قدس رضوی، نیز تأکید میکند که قرآن در زندگی رهبر شهید فقط در حد تلاوت نبود؛ آیات قرآن در سخنرانیها، مواضع و جهتگیریهای فکری و اجتماعی او حضور داشت. مروی همچنین گسترش فرهنگ قرآنی و تربیت نسل جدیدی از قاریان و حافظان را از آثار این اهتمام میداند.
سیدعلی سرابی، قائممقام شورای عالی قرآن، نیز مهمترین مطالبه قرآنی رهبر شهید را ساخت جامعهای مأنوس و عامل به قرآن میداند؛ جامعهای که قرآن را نه فقط بخواند، بلکه آن را در زندگی فردی و اجتماعی خود به کار بگیرد. از نگاه او، همین هویت قرآنی بود که رهبر شهید را برای بسیاری از جوانان جهان اسلام، فراتر از یک رهبر سیاسی و به عنوان شخصیتی تربیتیافته در مکتب قرآن معرفی کرد.
محفل اربعین؛ روایتی قرآنی از یک رهبر قرآنی / محفل اربعین؛ به یاد قرآنیترین رهبر جهان اسلام
«زندگی با آیهها»؛ تحقق یک خواست قرآنی رهبر شهید
اینکه قرآن فقط خوانده شود، پایان این مسیر نیست؛ مسئله اصلی، ماندن آیات در ذهن و رسیدن آنها به موقعیتهای واقعی زندگی است؛ اینکه انسان در مواجهه با مسائل مختلف، بتواند آیهای از قرآن را به یاد بیاورد و با معنای آن ارتباط برقرار کند. حجتالاسلام محمد قمی، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، میگوید این همان دغدغهای بود که رهبر شهید انقلاب بارها بر آن تأکید داشتند؛ اینکه مفاهیم قرآن به مسلمات ذهنی جامعه تبدیل شود و مردم برای مسائل مختلف زندگی، به آیات قرآن رجوع کنند.
در امتداد همین دغدغه، نهضت مردمی «زندگی با آیهها» شکل گرفت؛ حرکتی که بنا داشت قرآن را از محدوده تلاوت فراتر ببرد و به متن زندگی مردم بیاورد. قمی تأکید میکند که این حرکت، صرفاً یک برنامه برای بیشتر خواندن قرآن نبود، بلکه قرار بود جامعه با قرآن زندگی کند؛ هدفی که مورد تشویق و تحسین رهبر شهید قرار گرفت و ایشان از خادمان این عرصه حمایت و تقدیر کردند.
به گفته رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، اصل این حرکت به عنایت رهبر شهید بازمیگردد و ایشان از شکلگیری آن خرسند بودند. به گفته قمی نهضت ملی زندگی با ایهها اکنون بیش از ۴۰ میلیون نفر را مخاطب خود کرده است؛ گسترهای که نشان میدهد یک حرکت قرآنی، وقتی با زبان زندگی مردم و با تکیه بر ظرفیتهای مردمی پیش برود، میتواند از مرز محافل رسمی عبور کند و به بخشهای مختلف جامعه برسد.
برای اولین بار در جهان اسلام؛ انتشار تلاوت اعجازانگیز قرآن کریم
توسعه دیپلماسی قرآنی از طریق معرفی و ترویج فرهنگ قرآن کریم به عنوان محور وحدت امت اسلامی از جمله مطالبات و منویات رهبر شهید انقلاب بود؛ مطالبهای که در سال ۱۴۰۳ در حکم انتصاب سفیر قرآنی جمهوری اسلامی ایران نیز مورد تأکید قرار گرفت.
حاصل این رویکرد، یکی از کمسابقهترین پروژههای تلاوت قرآن در جهان اسلام است؛ دو سال کار مداوم برای ضبط کامل قرآن کریم، از «فاتحةالکتاب» تا «الناس». در این پروژه، تمام آیات قرآن بهصورت استودیویی و به شیوه تحقیق ضبط شده و برای نخستینبار دوره کامل آن بهصورت تصویری نیز تولید شده است.
ویژگی دیگر اثر، استفاده از مقامات مختلف قرآنی در بخشهای گوناگون تلاوت است؛ بهگونهای که مخاطب در شنیدن کل قرآن، با مجموعهای متنوع از ظرفیتهای موسیقایی تلاوت نیز روبهرو میشود. این اثر قرار است تمام قرآن را با یک روایت صوتی و تصویری واحد در اختیار مخاطب قرار دهد و قطعات آن بهتدریج در بسترهای مختلف منتشر خواهد شد.
این پرونده سرانجام جمعه ۲۳ مردادماه بسته شد؛ روزی که شاکرنژاد در پیامی نوشت:
«امروز ۲۳ مرداد ۱۴۰۵ مهمترین پرونده عمرم بسته شد. یک دوره کامل تلاوت استودیویی قرآن کریم از «فاتحةالکتاب» تا «الناس» سجده شکر بر خداوندی که این توفیق را ارزانی داشت...
امیدوارم این مجموعه شایسته گوشه چشم پیامبر اکرم و خاندان پاک آن حضرت باشد؛ و تشکر از خانواده محفل که همراه این مسیر بودند.
همچنین لازم میدانم از کسی که حتی تا آخرین روزهای عمر شوق بزرگی برای من و همه اهالی قرآن این مرز و بوم بود یاد کنم «شهید آیتالله سیدعلی حسینی خامنهای» برای ایشان بالاترین درجات بهشت و همنشینی با بهترین بندگان را آرزو میکنم.
انشاءالله مقبول قرآن کریم و موجب رضایت امام زمان عجلالله تعالی فرجه الشریف واقع شود.»
به گزارش برنا به نقل از روابط عمومی صندوق اعتباری هنر، در این برنامه که شامگاه چهارشنبه ۲۸ مرداد مردادماه برگزار شد، هنرمندان و فعالان فرهنگی این استان با مدیرعامل و مدیران صندوق به گفتوگو نشستند و مسائل، دغدغهها و دیدگاههای خود را در فضایی صمیمانه و صریح مطرح کردند.
مدیرعامل صندوق در ابتدای سخنان خود با ابلاغ سلام وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: اصفهان برای فرهنگ و هنر ایران یک نام آشنا و ریشهدار است و خوشبختانه از ظرفیتهای ارزشمند و زیرساختهای خوبی برخوردار است. آنچه برای ما اهمیت دارد این است که این ظرفیت و خدمات، در سراسر استان و میان هنرمندان شهرستانها نیز به یک اندازه در دسترس باشد.
مدیرعامل صندوق اعتباری هنر تأکید کرد: حضور ما در اصفهان برای شنیدن مسائل هنرمندان است؛ اینکه بدانیم هنرمند در شهرستان چه دغدغهای دارد، چه خدمتی برایش دسترسپذیر نیست و صندوق در کجا میتواند نقش مؤثرتری ایفا کند.
پوراحمدی ضمن تشریح خدمات صندوق بیان کرد: صندوق اعتباری هنر خدمات خود را در قالب ۴۰ طرح و در ۵ بخش اصلی خدمات بیمه تأمین اجتماعی، بیمه درمان تکمیلی، تسهیلات و طرح تکریم و کمک مستمری ارائه می دهد.
پوراحمدی در تشریح وضعیت ارائه خدمات صندوق در استان اصفهان بیان کرد: صندوق اعتباری هنر در حال حاضر بیش از ۱۰۰ هزار عضو دارد که از این میان ۴ هزار و ۷۰۰ نفر، هنرمندان اصفهانی هستند. از این تعداد، بیش از ۳ هزار و ۸۰۰ نفر از خدمات بیمه تأمین اجتماعی، ۲ هزار نفر از خدمات بیمه تکمیلی بهرهمندند و ۱۷ نفر از هنرمندان دارای نشان درجه یک هنری تحت پوشش طرح تکریم هستند.
مدیرعامل صندوق اعتباری هنر ادامه داد: اصفهان از نظر زیرساختها و ظرفیتهای فرهنگی و هنری شرایط ارزشمندی دارد، اما گستردگی استان و حضور هنرمندان در شهرستانهای مختلف، ضرورت توجه به دسترسی برابر آنان به خدمات و حمایتها را بیشتر میکند. بر همین اساس، یکی از اهداف حضور میدانی صندوق، شناخت مسائل هنرمندان در نقاط مختلف و تسهیل دسترسی آنان به خدمات است.
پوراحمدی با اشاره به اجرای طرح «فرا تهران» نیز اظهار داشت: این طرح با تاکید وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی با شعار «ایران فقط تهران نیست» و با هدف گسترش ارتباط مستقیم صندوق با جامعه فرهنگ و هنر استانها و توزیع متوازن خدمات و حمایتها اجرا می شود.
وی افزود: در جریان سفرهای استانی، با پیشکسوتان، هنرمندان و فعالان جوان فرهنگی و هنری دیدار کردهایم و گفتوگو با آنان، مسائل و پیشنهادهایی را پیش روی صندوق قرار داده که میتواند در اصلاح فرآیندها و ارتقای کیفیت خدمات مؤثر باشد.
پوراحمدی تصریح کرد: چهار تیم از مسئولان و مدیران صندوق طی سه روز با حضور در تمامی شهرستانهای استان، با هنرمندان و فعالان فرهنگ و هنر دیدار و گفتوگو کردند.
وی همچنین از اجرای طرح «هفت بحر هنر» در استان اصفهان خبر داد و گفت: در این طرح، با همکاری ادارات فرهنگ و ارشاد اسلامی استانها، از هنرمندان پیشکسوت و چهرههای شاخص فرهنگ و هنر تجلیل میشود که تاکنون این آیین در ۱۷ استان برگزار شده و در شهریورماه نیز در استان اصفهان برگزار خواهد شد.
پوراحمدی با اشاره به برگزاری مراسم ضیافت با اهالی فرهنگ و هنر در سفرهای استانی صندوق اعتباری هنر گفت: در تمامی استانها، در کنار دیدارهای فردی با هنرمندان، ضیافتی با حضور اهالی فرهنگ و هنر برگزار میکنیم، اما برنامه اصفهان از این جهت تفاوت داشت که نخستین سفر استانی صندوق پس از جنگ تحمیلی بود و به همین دلیل، رویکرد متفاوتی برای این مراسم در نظر گرفتیم.
وی افزود: در این برنامه تلاش کردیم از هنرمندانی که در جریان جنگ تحمیلی با حضور مؤثر خود در میدان، نقشی آگاهانه در روشنگری افکار عمومی ایفا کردند، تقدیر کنیم. این هنرمندان در آن مقطع نشان دادند که نسبت به شرایط جامعه و تحولات پیرامون خود آگاه و بصیر هستند و میتوانند با حضور و نقشآفرینی خود در آگاهیبخشی به مردم اثرگذار باشند.
مدیرعامل صندوق اعتباری هنر ادامه داد: هیچ اقدامی نمیتواند به اندازه زحمات و تلاشهای شما و حضورتان در میدان، ارزشمند باشد. ما نیز تلاش کردیم در کنار شما باشیم و از این حضور و نقشآفرینی تقدیر کنیم.
پوراحمدی در ادامه از رویکرد و تلاشهای مهدی جمالینژاد، استاندار اصفهان در حوزه فرهنگ و هنر قدردانی کرد و گفت: یکی از ویژگیهای برجسته استاندار اصفهان، علاقهمندی و توجه ویژه ایشان به حوزه فرهنگ و هنر است و این رویکرد در حمایت و پیگیری مسائل فرهنگی و هنری استان نمود دارد. امیدواریم با استمرار این نگاه و حمایتها، شاهد اتفاقات و دستاوردهای بیشتری در حوزه فرهنگ و هنر اصفهان باشیم.
وی همچنین از تلاشهای سیدمهدی سیدیننیا، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان و مجموعه ادارهکل در همراهی با جامعه فرهنگ و هنر استان و همکاری با صندوق اعتباری هنر قدردانی کرد و گفت: تعامل و همراهی مدیران فرهنگی استان، زمینه را برای ارتباط مؤثرتر با هنرمندان و پیگیری مسائل و مطالبات آنان فراهم میکند..
در بخش پایانی این برنامه، از شماری از هنرمندان اصفهانی که با آفرینش آثار فرهنگی و هنری، در بازتاب حماسه و وقایع جنگ رمضان و حفظ و انتقال این رویدادها در قالب هنر نقش داشتند، تقدیر به عمل آمد.
انتهای پیام/





