
به گزارش سرویس فرهنگی تابناک، ساعت ۸ صبح جمعه، زمانی که تهران هنوز در خمیازه کشدار یک روز تعطیل است، در مسیرهای منتهی به باغ هنر اراضی عباسآباد، گویی موتور تپنده شهری، زودتر از موعد روشن شده است. آفتاب مرداد هنوز به اوج بیرحمیاش نرسیده، اما گرمای سیمانی این پهنه بزرگ، از همین حالا از کف آسفالت بلند میشود. وقتی به حاشیه این پهنه فرهنگی، حوالی باغ هنر و باغ کتاب رسیدم، اولین چیزی که در برابرم بود، نه غرفههای رنگارنگ جمعهبازار، بلکه قفل ترافیکی ماشینهایی بود که برای جای پارک میجنگیدند. اینجا خبری از یک بافت دنج و آرام برای خرید از غرفهها نیست. جمعهبازار پروانه که روزگاری در قلب تپنده مرکز شهر تهران در خیابان جمهوری، پناهگاه علاقهمندان به هنر، صنایع دستی و اشیاء آنتیک و با اصالت بود، از زمستان سال ۱۳۹۹ و در پی بحرانهای دوران همهگیری کرونا، از آن بافت آشنا رانده شد تا در اراضی عباسآباد، هویت تازهای را امتحان کند. اما این انتقال، بهجای آنکه به بازار فرصتی برای شکوفایی در فضایی وسیعتر بدهد، گویی او را به میان تلاطم ترافیک و دشواریهای دسترسی کشانده است. حداقل نیم ساعت تا ۴۵ دقیقه زمان لازم است تا شاید در یکی از گوشهوکنارهای دورتر، جای پارکی پیدا شود. خودروها سردرگم، برخی به ناچار دوبله پارک کردهاند و اینگونه، کلاف ترافیک صبحگاهی، گرهکورتر از همیشه میشود. رزیتا، یکی از شهروندان که کلافگی از چهرهاش پیداست، همانطور که با دستمال عرق پیشانیاش را پاک میکند، میگوید: «معلوم نیست بقیه کی میآیند! من هر موقع آمدم ترافیک بوده؛ هم ۷ صبح که خیالم راحت بود زود آمدم، هم ۹ و ۱۱. اصلا ساعت مهم نیست. تازه برگشت هم که داستان خودش را دارد؛ انگار از هفتخان رستم رد میشوی.» از جای پارک تا رسیدن به قلب غرفهها، خودش یک مسیر نفسگیر است. قدم زنان در هوای گرم ۳۰ مرداد به سمت غرفهها راه افتادم. در این راه با زن جوانی که با دخترک ۷-۸ ساله و مادر میانسالش خسته و بیرمق از پیادهروی طولانی به سمت غرفهها رسیده، همسیر شدم. او میگوید: «با ماشین از سمت نواب آمدم که زود برسم، ولی از وقتی ماشین را پارک کردم تا اینجا بیایم، خودش یه راه بود! اگر میدانستم وضعیت اینچنین است و باید در این گرما اینهمه پیادهروی …












